وبلاگ حرف ناب نوشت؛
تفنگت را زمین بگذار!/شعری در واکنش به نزاع های دسته جمعی در برخی نقاط کشور
شاعر بهمئی در واکنش به نزاع های دسته جمعی و درگیری های خونین با سلاح در بین قبایل شعر زیر را شروده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح زاگرس، شاعر بهمئی در واکنش به نزاع های دسته جمعی و درگیری های خونین با سلاح در بین قبایل ایل بزرگی بهمئی شعری جانسوز سرود و با زبان شعر خواهان زمین گذاشتن سلاح های غیرضروری شد:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, , شاعر بهمئی در واکنش به نزاع های دسته جمعی و درگیری های خونین با سلاح در بین قبایل ایل بزرگی بهمئی شعری جانسوز سرود و با زبان شعر خواهان زمین گذاشتن سلاح های غیرضروری شد:,تفنگت را زمین بگذار
بنام خداوند جان و خرد
تفنگت را زمین بگذار
شاعر:سید فرخ هاشمیان
در این دنیای وانفسا
میان کوی و برزنها
چرا آواره ای ای مرد
چرا اینگونه ای تنها
تفنگت را زمین بگذار
▪️▪️▪️▪️▪️
تفنگ آن یار دیرینه
همان میراث شوم از پدر مانده
که در ایلم نماد یک پسر بوده
و در دستان مردان دلیر ما
برای حفظ آزادی و ناموس وطن بوده
دگر از چشم ما افتاد
تفنگت را زمین بگذار
▪️▪️▪️▪️▪️▪️
صدای ناله برنو
که روزی ایلمان را
بهر همدردی فرا میخواند
و یا گاهی برای جشن و شادی
در کنار هم
چه زیبا شادمان می کرد
کنون گشته سفیر مرگ
به خون غلطیدن یک مرد
صدای ضجه یک زن
صدای ناله یک مادر افسرده و مغموم
نگاه کودکی مبهوت
که بغضش در گلو
چون سنگ باشد
دل هر کافری را می گدازد
تفنگت را زمین بگذار
▪️▪️▪️▪️▪️▪️
نکش بابای یک کودک
که عمری او یتیم و بی کس و آواره میگردد
درون سینه خود کینه می کارد
و روزی حاصل این عقده ها
هم خون و خونریزیست
تفنگت را زمین بگذار
▪️▪️▪️▪️▪️▪️
تفنگ کارش برادر کشتن و ظلم و تباهی نیست
تفنگ تو قداست دارد و حرمت
تفنگ ایلیاتی حافظ ایل است
برادرجان!!
تفنگت را زمین بگذار
سید فرخ هاشمیان
انتهای پیام/
تفنگت را زمین بگذار
بنام خداوند جان و خرد
تفنگت را زمین بگذار
شاعر:سید فرخ هاشمیان
در این دنیای وانفسا
میان کوی و برزنها
چرا آواره ای ای مرد
چرا اینگونه ای تنها
تفنگت را زمین بگذار
▪️▪️▪️▪️▪️
تفنگ آن یار دیرینه
همان میراث شوم از پدر مانده
که در ایلم نماد یک پسر بوده
و در دستان مردان دلیر ما
برای حفظ آزادی و ناموس وطن بوده
دگر از چشم ما افتاد
تفنگت را زمین بگذار
▪️▪️▪️▪️▪️▪️
صدای ناله برنو
که روزی ایلمان را
بهر همدردی فرا میخواند
و یا گاهی برای جشن و شادی
در کنار هم
چه زیبا شادمان می کرد
کنون گشته سفیر مرگ
به خون غلطیدن یک مرد
صدای ضجه یک زن
صدای ناله یک مادر افسرده و مغموم
نگاه کودکی مبهوت
که بغضش در گلو
چون سنگ باشد
دل هر کافری را می گدازد
تفنگت را زمین بگذار
▪️▪️▪️▪️▪️▪️
نکش بابای یک کودک
که عمری او یتیم و بی کس و آواره میگردد
درون سینه خود کینه می کارد
و روزی حاصل این عقده ها
هم خون و خونریزیست
تفنگت را زمین بگذار
▪️▪️▪️▪️▪️▪️
تفنگ کارش برادر کشتن و ظلم و تباهی نیست
تفنگ تو قداست دارد و حرمت
تفنگ ایلیاتی حافظ ایل است
برادرجان!!
تفنگت را زمین بگذار
سید فرخ هاشمیان
انتهای پیام/
تفنگت را زمین بگذار
بنام خداوند جان و خرد
تفنگت را زمین بگذار
شاعر:سید فرخ هاشمیان
در این دنیای وانفسا
میان کوی و برزنها
چرا آواره ای ای مرد
چرا اینگونه ای تنها
تفنگت را زمین بگذار
▪️▪️▪️▪️▪️
تفنگ آن یار دیرینه
همان میراث شوم از پدر مانده
که در ایلم نماد یک پسر بوده
و در دستان مردان دلیر ما
برای حفظ آزادی و ناموس وطن بوده
دگر از چشم ما افتاد
تفنگت را زمین بگذار
▪️▪️▪️▪️▪️▪️
صدای ناله برنو
که روزی ایلمان را
بهر همدردی فرا میخواند
و یا گاهی برای جشن و شادی
در کنار هم
چه زیبا شادمان می کرد
کنون گشته سفیر مرگ
به خون غلطیدن یک مرد
صدای ضجه یک زن
صدای ناله یک مادر افسرده و مغموم
نگاه کودکی مبهوت
که بغضش در گلو
چون سنگ باشد
دل هر کافری را می گدازد
تفنگت را زمین بگذار
▪️▪️▪️▪️▪️▪️
نکش بابای یک کودک
که عمری او یتیم و بی کس و آواره میگردد
درون سینه خود کینه می کارد
و روزی حاصل این عقده ها
هم خون و خونریزیست
تفنگت را زمین بگذار
▪️▪️▪️▪️▪️▪️
تفنگ کارش برادر کشتن و ظلم و تباهی نیست
تفنگ تو قداست دارد و حرمت
تفنگ ایلیاتی حافظ ایل است
برادرجان!!
تفنگت را زمین بگذار
سید فرخ هاشمیان
انتهای پیام/
تفنگت را زمین بگذار
بنام خداوند جان و خرد
تفنگت را زمین بگذار
شاعر:سید فرخ هاشمیان
در این دنیای وانفسا
میان کوی و برزنها
چرا آواره ای ای مرد
چرا اینگونه ای تنها
تفنگت را زمین بگذار
▪️▪️▪️▪️▪️
تفنگ آن یار دیرینه
همان میراث شوم از پدر مانده
که در ایلم نماد یک پسر بوده
و در دستان مردان دلیر ما
برای حفظ آزادی و ناموس وطن بوده
دگر از چشم ما افتاد
تفنگت را زمین بگذار
▪️▪️▪️▪️▪️▪️
صدای ناله برنو
که روزی ایلمان را
بهر همدردی فرا میخواند
و یا گاهی برای جشن و شادی
در کنار هم
چه زیبا شادمان می کرد
کنون گشته سفیر مرگ
به خون غلطیدن یک مرد
صدای ضجه یک زن
صدای ناله یک مادر افسرده و مغموم
نگاه کودکی مبهوت
که بغضش در گلو
چون سنگ باشد
دل هر کافری را می گدازد
تفنگت را زمین بگذار
▪️▪️▪️▪️▪️▪️
نکش بابای یک کودک
که عمری او یتیم و بی کس و آواره میگردد
درون سینه خود کینه می کارد
و روزی حاصل این عقده ها
هم خون و خونریزیست
تفنگت را زمین بگذار
▪️▪️▪️▪️▪️▪️
تفنگ کارش برادر کشتن و ظلم و تباهی نیست
تفنگ تو قداست دارد و حرمت
تفنگ ایلیاتی حافظ ایل است
برادرجان!!
تفنگت را زمین بگذار
سید فرخ هاشمیان
انتهای پیام/
تفنگت را زمین بگذار
بنام خداوند جان و خرد
تفنگت را زمین بگذار
شاعر:سید فرخ هاشمیان
در این دنیای وانفسا
میان کوی و برزنها
چرا آواره ای ای مرد
چرا اینگونه ای تنها
تفنگت را زمین بگذار
▪️▪️▪️▪️▪️
تفنگ آن یار دیرینه
همان میراث شوم از پدر مانده
که در ایلم نماد یک پسر بوده
و در دستان مردان دلیر ما
برای حفظ آزادی و ناموس وطن بوده
دگر از چشم ما افتاد
تفنگت را زمین بگذار
▪️▪️▪️▪️▪️▪️
صدای ناله برنو
که روزی ایلمان را
بهر همدردی فرا میخواند
و یا گاهی برای جشن و شادی
در کنار هم
چه زیبا شادمان می کرد
کنون گشته سفیر مرگ
به خون غلطیدن یک مرد
صدای ضجه یک زن
صدای ناله یک مادر افسرده و مغموم
نگاه کودکی مبهوت
که بغضش در گلو
چون سنگ باشد
دل هر کافری را می گدازد
تفنگت را زمین بگذار
▪️▪️▪️▪️▪️▪️
نکش بابای یک کودک
که عمری او یتیم و بی کس و آواره میگردد
درون سینه خود کینه می کارد
و روزی حاصل این عقده ها
هم خون و خونریزیست
تفنگت را زمین بگذار
▪️▪️▪️▪️▪️▪️
تفنگ کارش برادر کشتن و ظلم و تباهی نیست
تفنگ تو قداست دارد و حرمت
تفنگ ایلیاتی حافظ ایل است
برادرجان!!
تفنگت را زمین بگذار
سید فرخ هاشمیان
انتهای پیام/
تفنگت را زمین بگذار
بنام خداوند جان و خرد
تفنگت را زمین بگذار
شاعر:سید فرخ هاشمیان
در این دنیای وانفسا
میان کوی و برزنها
چرا آواره ای ای مرد
چرا اینگونه ای تنها
تفنگت را زمین بگذار
▪️▪️▪️▪️▪️
تفنگ آن یار دیرینه
همان میراث شوم از پدر مانده
که در ایلم نماد یک پسر بوده
و در دستان مردان دلیر ما
برای حفظ آزادی و ناموس وطن بوده
دگر از چشم ما افتاد
تفنگت را زمین بگذار
▪️▪️▪️▪️▪️▪️
صدای ناله برنو
که روزی ایلمان را
بهر همدردی فرا میخواند
و یا گاهی برای جشن و شادی
در کنار هم
چه زیبا شادمان می کرد
کنون گشته سفیر مرگ
به خون غلطیدن یک مرد
صدای ضجه یک زن
صدای ناله یک مادر افسرده و مغموم
نگاه کودکی مبهوت
که بغضش در گلو
چون سنگ باشد
دل هر کافری را می گدازد
تفنگت را زمین بگذار
▪️▪️▪️▪️▪️▪️
نکش بابای یک کودک
که عمری او یتیم و بی کس و آواره میگردد
درون سینه خود کینه می کارد
و روزی حاصل این عقده ها
هم خون و خونریزیست
تفنگت را زمین بگذار
▪️▪️▪️▪️▪️▪️
تفنگ کارش برادر کشتن و ظلم و تباهی نیست
تفنگ تو قداست دارد و حرمت
تفنگ ایلیاتی حافظ ایل است
برادرجان!!
تفنگت را زمین بگذار
سید فرخ هاشمیان
انتهای پیام/
تفنگت را زمین بگذار
,بنام خداوند جان و خرد
,تفنگت را زمین بگذار
,شاعر:سید فرخ هاشمیان
,در این دنیای وانفسا
,میان کوی و برزنها
,چرا آواره ای ای مرد
,چرا اینگونه ای تنها
,تفنگت را زمین بگذار
,▪️▪️▪️▪️▪️
, ️, ▪, ️, ▪, ️, ▪, ️, ▪, ️,تفنگ آن یار دیرینه
,همان میراث شوم از پدر مانده
,که در ایلم نماد یک پسر بوده
,و در دستان مردان دلیر ما
,برای حفظ آزادی و ناموس وطن بوده
,دگر از چشم ما افتاد
,تفنگت را زمین بگذار
,▪️▪️▪️▪️▪️▪️
, ️, ▪, ️, ▪, ️, ▪, ️, ▪, ️, ▪, ️,صدای ناله برنو
,که روزی ایلمان را
,بهر همدردی فرا میخواند
,و یا گاهی برای جشن و شادی
,در کنار هم
,چه زیبا شادمان می کرد
,کنون گشته سفیر مرگ
,به خون غلطیدن یک مرد
,صدای ضجه یک زن
,صدای ناله یک مادر افسرده و مغموم
,نگاه کودکی مبهوت
,که بغضش در گلو
,چون سنگ باشد
,دل هر کافری را می گدازد
,تفنگت را زمین بگذار
,▪️▪️▪️▪️▪️▪️
, ️, ▪, ️, ▪, ️, ▪, ️, ▪, ️, ▪, ️,نکش بابای یک کودک
,که عمری او یتیم و بی کس و آواره میگردد
,درون سینه خود کینه می کارد
,و روزی حاصل این عقده ها
,هم خون و خونریزیست
,تفنگت را زمین بگذار
,▪️▪️▪️▪️▪️▪️
, ️, ▪, ️, ▪, ️, ▪, ️, ▪, ️, ▪, ️,تفنگ کارش برادر کشتن و ظلم و تباهی نیست
,تفنگ تو قداست دارد و حرمت
,تفنگ ایلیاتی حافظ ایل است
, ایل است,برادرجان!!
,تفنگت را زمین بگذار
,سید فرخ هاشمیان
,,
,
انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه