ما یه مشت سربازیم!
اشکان دژآگه نشسته است روبروی دوربین برنامه 2014. دارد به سوالات عجیب و غریبی جواب می دهد از جمله اینکه از مسی می ترسید؟ از تیم آرژانتین چطور؟ چه حسی دارید در جام جهانی هستید؟ او جواب های تلگرافی می دهد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی داناجدای از اینکه فارسی خوب نمی داند احتمالا به پوچ بودن سوالها هم در دلش می خندد. بیشتر شبیه سربازی است آماده جنگ. سربازی که تنها یکی از رمز و رازهای جهان را می داند. نکشی، کشته شدی. حالا چه اهمیتی دارد سرباز روبروت مسی باشد یا یکی از بازیکنان گمنام نیجریه.
, شبکه اطلاع رسانی دانا,راستش تیم ملی ایران شاید اسطوره هایی شبیه احمدرضا عابدزاده و خداداد عزیزی، مهدی مهدوی کیا و علی کریمی ندارد. بازیکنی ندارد که آدم آنقدر سمپاتش باشد که پوسترش را به دیوار خانه اش بچسباند. اما حسی درون من می گوید این تیم نیرو و توانی نهفته دارد که آشکار نشده است. دارم به چیزی در درونم استناد می کنم، دارم به تصویر گم و مبهم جنگجویانی استناد می کنم که هنوز حتی خودشان جنگجوییشان باورشان نشده است. آنها می توانند جذابترین تیم فوتبال ایران در تمام ادوار جام جهانی باشند.
,هیچ کدامشان آدم را یاد احمدرضا و خداداد نمی اندازند، هیچ کدام هم جنجالها و عصیانگریهای آنها را ندارند. حتی خیلی ساده تر کم حرف تر از بسیاری بازیکنان جذاب ایران در طول تاریخ فوتبالی اش هستند.
,اما شاید اتفاقی رخ بدهد در همین سکوت های جلال حسینی و پژمان منتظری.
,در لکنت فارسی حرف زدن اشکان دژآگه و قوچان نژاد.
,و آندو که می تواند برزیل را به خاک و خون بکشد.
,به همه اینها جذابیت مربی ای را اضافه کنید که بلد است چطور نتیجه بگیرد. زیرک است و حتی کمی پدرسوخته. از چشمهاش هم که هوش می ریزد.
,دارم فکر می کنم و خیال می بافم. طوری نیست. خیال بافتن و فکر کردن که ممنوع نشده است.
,یکبار دیگر تک تک چهره هاشان را نگاه کنید. آنقدرها جذاب نیستند اما چهره کدام سربازی در آستانه جنگ زیبا و جذاب است؟
,,
انتهای خبر
]
ارسال دیدگاه