مروری بر تجربههای سخت زنان جنگ زده/2
پدیده خانوادههای دوستانه جایگزین خانوادههای متلاشی شده در جنگ
زنان در طول جنگ تحمیلی تجربیاتی را کسب کرده اند که در بخش نخست این یادداشت به "تجربه جدا شدن از زیستگاه "اشاره شد یکی دیگر از این تجربیات، "متلاشی شدن خانواده است" پدیده ای بسیار سخت و طاقت فرسا که در این یادداشت مورد بررسی قرار می گیرد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از طنین یاس؛ زنان ایرانی در جنگ تحمیلی هر یک به دلیلی در جنگ حضور داشته و یا حتی بدون آنکه در صحنه نبرد و شهرهای مرزی حاضر باشند، از جنگ تأثیر پذیرفتهاند. زنان در طول جنگ تحمیلی تجربیاتی را کسب کردهاند که در بخش نخست این یادداشت به "تجربه جدا شدن از زیستگاه "اشاره شد یکی دیگر از این تجربیات، "متلاشی شدن خانواده است" پدیده ای بسیار سخت و طاقت فرسا که در این یادداشت مورد بررسی قرار میگیرد.
, شبکه اطلاع رسانی دانا, طنین یاس,,
معمولا در مراحل اولیه به دلیل هراس از تجاوز، زنان و کودکان از شهرها خارج شده و مردان و پسران نوجوان برای دفاع از شهر باقی می مانند. از دست دادن حمایت مردان خانواده و جدایی اجباری از همسر و پدر و برادر درد دیگری است که بر دردهای زنان جنگ زده افزوده می شود. حتی در مواردی تنها مردها نیستند که در شهر می مانند بلکه به دلیل مسائلی مانند کمبود وسایل نقلیه یا ترجیح دیگران بر خود از برخی خانواده ها تعدادی از زنان در شهر باقی مانده و تعدادی شهر را ترک می کنند.
,,
زنان شهرهای دیگر نیز تجربه جدا شدن از اعضای خانواده خود را با فاصله زمانی کوتاهی پیدا می کنند. مردان بسیاری از خانواده ها به تدریج برای حضور در صحنه نبرد از سایر اعضای خانواده جدا شده و به مناطق جنگی می روند. گروه هایی از زنان نیز که به دلیل باقی ماندن در صحنه جنگ ناچار از ترک خانواده خود می شوند.
,,
دختران امدادگر و زنان پرستار به مناطق جنگی از جمله زنانی هستند که دور از خانواده خود زندگی می کند. یکی از نقش های جدی که زنان جنگ زده پس از بازگشت دوباره به شهر خود و در مواردی ترک نکردن شهر اخذ می کنند،نقش امدادگری است.
,,
امدادگران عمدتا دختران و سپس زنانی هستند که با گذراندن دوره های فشرده کمک های اولیه و سپس دوره های پیشرفته امداد و نجات در صدد ارائه برخی از کارهای اولیه بر می آیند که در موارد متعددی باعث نجات جان مجروحان شده اند.
,,
علت اصلی شکل گیری چنین نقشی در دوران دفاع مقدس، افزایش تصاعدی تعداد مجروحان جنگی، کافی نبودن نیروهای رسمی مانند پزشک و پرستار در بیمارستان های مناطق جنگی است. امدادگران عموما دختران بومی شهرهای جنگ زده اند که برادر یا پدر و یا در موارد معدودی همسری را در صحنه نبرد دارند. این نقش ها( مانند امدادگری ، پرستاری، کمک های تدارکاتی، خبرنگاری و ...) در روزهای اول جنگ پیدا شد و این دست همان زمانی بود که خانواده های جنگ زده در صدد فرار از منطقه جنگی بودند و از جهات مختلفی مخصوصا تجاوز سربازان عراقی به زنان، برای دختران خود احساس خطر می کردند.
,,
تجربه تنهایی و دوری از خانواده و زندگی در خوابگاه بیمارستان، برای دختران جوان امدادگر که زمان طولانی را با هم سر کرده اند، تجربه رابطه ای خانوادگی را میان خود و دوستانشان به وجود می آورد؛ آنان در مواقع خطر مانند اعضای خانواده از هم حمایت می کنند، پناه عطفی هم هستند و در شهر جنگ زده ای که بیم از حضور دشمن اجازه حضور آزادانه را به زنان نمی دهد، برای برآوردن نیازهای مانند رفتن به حمام یا شستن لباس ها با هم رفت و آمد می کنند.
,,
تجربه با هم بودن کم کم بر احساس تنهایی چیره می شود و این خانواده ثانویه جایگزین دوری از خانواده واقعی آنان می شود. از سویی تجربه زنان پرستار در مناطق جنگی با دختران امدادگر از جهاتی متفاوت است. زیرا این پرستاران دره نگام جنگ اگر پست خود را ترک کنند, با دادگاه نظامی مواجه می شوند. بنابر این به نظر می رسد حضور همه آنان چندان داوطلبانه نیست و برخی مجبور به تحمل شرایط جنگ می شوند. پس از وقوع جنگ، اغلب زنانی که متأهل و دارای فرزند هستند، خانواده و فرزندان خود را از منطقه دور می کنند و در اغلب موارد نگهداری از فرزندان خود را به خانواده هایشان واگذار می کنند.
,,
همانطور که می دانیم؛ تجربه دور ماندن از فرزندان اغلب از تجربه های دردناک و مشترک این زنان است. این زنان اغلب به دلیل ساکن بودن در منطقه مرزی در آنجا خدمت می کنند و لذا علاوه بر پرستاری با مشکلات زنان جنگ زده نیز مواجهند. در مواردی نیز دوری از خانواده پیامدهای ناگواری را برای زنان پرستار به وجود می آورد مانند: ازدواج مجدد.
,,
ادامه دارد...
,انتهای پیام/خ
]
ارسال دیدگاه