یادداشت؛
فرهنگ و اصالت دارالعباده را دریابیم
شاید کسانی با ارائه آمارهایی وضعیت یزد را در مقایسه با استانهای دیگر مطلوب ارزیابی کنند؛ اما واقعیت این است که برای پی بردن به ابعاد آسیب، باید وضعیت را نه با استانهای دیگر بلکه با صبغه دارالعباده به مقایسه نشست.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از یزدرسا، وصف «دارالعباده» کافی است تا ماهیت و پیشینه مردم این خطه کویری را به خوبی آشکار سازد و این واقعیت مباهاتآمیز را آویزه گوشها کند که مردم این دیار از دیرباز به دینداری و سلامت نفس اشتهار داشتهاند؛ مردمی که در کنار تعهد و تدین، در عرصه علم و دانش نیز در زمره سرآمدان بودهاند و از همین روست که توانستهاند ستارههای درخشانی را در آسمان علم و معنویت از خود به یادگار گذاشتهاند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, یزدرسا,نگاهی به شخصیتهای برجستهای چون آیتاللهالعظمی طباطبایی یزدی(از مراجع بزرگ جهان تشیع) و آیتاللهالعظمی حائری میبدی(مؤسس حوزه علمیه قم و پرورشدهنده بزرگانی چون حضرت امام راحل) در کنار دیگر شخصیتهای برجسته از استان میتواند جلوههایی ممتاز از فضای دارالعباده را نمایان سازد؛ فضایی که آمیخته به عطر دین و دانش است و توانسته در دامان خود، چهرههایی مثالزدنی را به جامعه تحویل دهد.
متاسفانه در سالهای گذشته فرهنگ دارالعباده به دلایل متعددی از جمله ورود انبوه مهاجران غیربومی برای اشتغال یا تحصیل، در سایه قصور و تقصیر و احیانا بیانگیزگی و انفعال برخی مسئولان استانی دستخوش تغییراتی ناخوشایند شده است؛ تغییراتی که بنیانهای فرهنگ این دیار را چونان موریانه در معرض تهدید و آسیبهایی جدی قرار داده است و اگر تدبیری جدی برای کنترل آنها در پیش گرفته نشود، میتواند صبغه و سبقه فرهنگی دیار دارالعباده را به شدت تحت تاثیر قرار دهد.
برای پی بردن به برخی ابعاد این تهدیدها کافی است تا از باب مثال، وضعیت کنونی حجاب و دیگر هنجارهای لازمالرعایه در استان -به ویژه در برخی شهرهای صنعتیشده- را با وضعیت یکدهه قبل مقایسه کنید تا دریابید موریانههای ضدفرهنگی چگونه آرامآرام ریشههای فرهنگ و معنویت دارالعباده را از بین میبرند. تامل در برخی نابهنجاریهای دیگر اجتماعی و خانوادگی نیز میتواند ابعاد دیگری از آسیبهای وارده به فرهنگ و اصالتهای استان را پررنگ سازد.
شاید کسانی برای تقلیل ابعاد آسیبهای فرهنگی و اجتماعی بکوشند با ارائه آمارهایی وضعیت استان یزد را در مقایسه با استانهای دیگر مطلوب ارزیابی کنند؛ اما واقعیت این است که برای پی بردن به ابعاد آسیب، باید وضعیت استان یزد را نه با استانهای دیگر بلکه با سبقه و صبغه دارالعباده به مقایسه نشست. زیرا چه بسا نابهنجاریهایی که در ابرشهرهایی چون تهران به نوعی قبح خود را از دست داده باشند، اما در شأن یزد و اهالی یزد نباشند و برای مردم متدین و نجیب این دیار غیرقابل تحمل. طبیعی است تامل در تغییرات رخداده و مقایسه آن با مختصات فرهنگی و اجتماعی دارالعباده- به جای مقایسه با دیگر استانها- میتواند زنگ هشدار را رساتر از گذشته برای مسئولان استان و دلسوزان هویت و اصالت دارالعباده به صدا درآورد.
وانگهی اگرچه نمیتوان تاثیر عواملی چون فضای مجازی بر تغییر ذائقهها و افزایش برخی هنجارشکنیهارا انکار کرد، اما تردیدی نیست که با همت و تدابیر کاربردی میتوان ابعاد و عمق برخی نابهنجاریها را کنترل و کاهش داد؛ نتیجهای که با بیاعتنایی و انفعال مسئولان به دست نخواهد آمد.
مسئولان استان باید به این واقعیت مهم توجه داشته باشند که روزمرگی و توجه بیش از حد به توسعه صنعتی بدون پایش آسیبها و اتخاذ راهکارهایی برای حفاظت از داشتههای اخلاقی و فرهنگی، ریشههای تنومند فرهنگ و اصالت یزد و یزدیها را هرچند به صورت تدریجی از بین خواهد برد.
بیگمان توسعه استان هنگامی میتواند مایه آرامش و خرسندی عموم مردم باشد که در کنار خود، پیوستهای قوی فرهنگی داشته باشد و منحصر به توسعه تکبعدی نگردد. چه اینکه اگر اوضاع به شکل کنونی استمرار یابد، در آیندهای نهچندان دیر باید در حسرت آرامش و امنیت و فرهنگ از کف رفته، انگشت ندامت به دندان گیریم؛ اقدامی که مرهم هیچ دردی نخواهد بود. از این رو شایسته است متصدیان برجسته استان در سایه تعامل و مشورت با فرهیختگان و نخبگان، با در نظر گرفتن تغییرات در حوزه فرهنگ، امنیت و سلامت شهرهای صنعتی استان و پیامدهای حاصل از اختلاط بیضابطه خردهفرهنگهای وارداتی، تدابیری ویژه بیندیشند؛ تدابیری که در کنار بیلان کاری، در عرصه عمل نیز تاثیرگذار باشد.
نویسنده: الهام حسینی
انتهای پیام/
نگاهی به شخصیتهای برجستهای چون آیتاللهالعظمی طباطبایی یزدی(از مراجع بزرگ جهان تشیع) و آیتاللهالعظمی حائری میبدی(مؤسس حوزه علمیه قم و پرورشدهنده بزرگانی چون حضرت امام راحل) در کنار دیگر شخصیتهای برجسته از استان میتواند جلوههایی ممتاز از فضای دارالعباده را نمایان سازد؛ فضایی که آمیخته به عطر دین و دانش است و توانسته در دامان خود، چهرههایی مثالزدنی را به جامعه تحویل دهد.
متاسفانه در سالهای گذشته فرهنگ دارالعباده به دلایل متعددی از جمله ورود انبوه مهاجران غیربومی برای اشتغال یا تحصیل، در سایه قصور و تقصیر و احیانا بیانگیزگی و انفعال برخی مسئولان استانی دستخوش تغییراتی ناخوشایند شده است؛ تغییراتی که بنیانهای فرهنگ این دیار را چونان موریانه در معرض تهدید و آسیبهایی جدی قرار داده است و اگر تدبیری جدی برای کنترل آنها در پیش گرفته نشود، میتواند صبغه و سبقه فرهنگی دیار دارالعباده را به شدت تحت تاثیر قرار دهد.
برای پی بردن به برخی ابعاد این تهدیدها کافی است تا از باب مثال، وضعیت کنونی حجاب و دیگر هنجارهای لازمالرعایه در استان -به ویژه در برخی شهرهای صنعتیشده- را با وضعیت یکدهه قبل مقایسه کنید تا دریابید موریانههای ضدفرهنگی چگونه آرامآرام ریشههای فرهنگ و معنویت دارالعباده را از بین میبرند. تامل در برخی نابهنجاریهای دیگر اجتماعی و خانوادگی نیز میتواند ابعاد دیگری از آسیبهای وارده به فرهنگ و اصالتهای استان را پررنگ سازد.
شاید کسانی برای تقلیل ابعاد آسیبهای فرهنگی و اجتماعی بکوشند با ارائه آمارهایی وضعیت استان یزد را در مقایسه با استانهای دیگر مطلوب ارزیابی کنند؛ اما واقعیت این است که برای پی بردن به ابعاد آسیب، باید وضعیت استان یزد را نه با استانهای دیگر بلکه با سبقه و صبغه دارالعباده به مقایسه نشست. زیرا چه بسا نابهنجاریهایی که در ابرشهرهایی چون تهران به نوعی قبح خود را از دست داده باشند، اما در شأن یزد و اهالی یزد نباشند و برای مردم متدین و نجیب این دیار غیرقابل تحمل. طبیعی است تامل در تغییرات رخداده و مقایسه آن با مختصات فرهنگی و اجتماعی دارالعباده- به جای مقایسه با دیگر استانها- میتواند زنگ هشدار را رساتر از گذشته برای مسئولان استان و دلسوزان هویت و اصالت دارالعباده به صدا درآورد.
وانگهی اگرچه نمیتوان تاثیر عواملی چون فضای مجازی بر تغییر ذائقهها و افزایش برخی هنجارشکنیهارا انکار کرد، اما تردیدی نیست که با همت و تدابیر کاربردی میتوان ابعاد و عمق برخی نابهنجاریها را کنترل و کاهش داد؛ نتیجهای که با بیاعتنایی و انفعال مسئولان به دست نخواهد آمد.
مسئولان استان باید به این واقعیت مهم توجه داشته باشند که روزمرگی و توجه بیش از حد به توسعه صنعتی بدون پایش آسیبها و اتخاذ راهکارهایی برای حفاظت از داشتههای اخلاقی و فرهنگی، ریشههای تنومند فرهنگ و اصالت یزد و یزدیها را هرچند به صورت تدریجی از بین خواهد برد.
بیگمان توسعه استان هنگامی میتواند مایه آرامش و خرسندی عموم مردم باشد که در کنار خود، پیوستهای قوی فرهنگی داشته باشد و منحصر به توسعه تکبعدی نگردد. چه اینکه اگر اوضاع به شکل کنونی استمرار یابد، در آیندهای نهچندان دیر باید در حسرت آرامش و امنیت و فرهنگ از کف رفته، انگشت ندامت به دندان گیریم؛ اقدامی که مرهم هیچ دردی نخواهد بود. از این رو شایسته است متصدیان برجسته استان در سایه تعامل و مشورت با فرهیختگان و نخبگان، با در نظر گرفتن تغییرات در حوزه فرهنگ، امنیت و سلامت شهرهای صنعتی استان و پیامدهای حاصل از اختلاط بیضابطه خردهفرهنگهای وارداتی، تدابیری ویژه بیندیشند؛ تدابیری که در کنار بیلان کاری، در عرصه عمل نیز تاثیرگذار باشد.
نویسنده: الهام حسینی
انتهای پیام/
نگاهی به شخصیتهای برجستهای چون آیتاللهالعظمی طباطبایی یزدی(از مراجع بزرگ جهان تشیع) و آیتاللهالعظمی حائری میبدی(مؤسس حوزه علمیه قم و پرورشدهنده بزرگانی چون حضرت امام راحل) در کنار دیگر شخصیتهای برجسته از استان میتواند جلوههایی ممتاز از فضای دارالعباده را نمایان سازد؛ فضایی که آمیخته به عطر دین و دانش است و توانسته در دامان خود، چهرههایی مثالزدنی را به جامعه تحویل دهد.
,متاسفانه در سالهای گذشته فرهنگ دارالعباده به دلایل متعددی از جمله ورود انبوه مهاجران غیربومی برای اشتغال یا تحصیل، در سایه قصور و تقصیر و احیانا بیانگیزگی و انفعال برخی مسئولان استانی دستخوش تغییراتی ناخوشایند شده است؛ تغییراتی که بنیانهای فرهنگ این دیار را چونان موریانه در معرض تهدید و آسیبهایی جدی قرار داده است و اگر تدبیری جدی برای کنترل آنها در پیش گرفته نشود، میتواند صبغه و سبقه فرهنگی دیار دارالعباده را به شدت تحت تاثیر قرار دهد.
,برای پی بردن به برخی ابعاد این تهدیدها کافی است تا از باب مثال، وضعیت کنونی حجاب و دیگر هنجارهای لازمالرعایه در استان -به ویژه در برخی شهرهای صنعتیشده- را با وضعیت یکدهه قبل مقایسه کنید تا دریابید موریانههای ضدفرهنگی چگونه آرامآرام ریشههای فرهنگ و معنویت دارالعباده را از بین میبرند. تامل در برخی نابهنجاریهای دیگر اجتماعی و خانوادگی نیز میتواند ابعاد دیگری از آسیبهای وارده به فرهنگ و اصالتهای استان را پررنگ سازد.
,شاید کسانی برای تقلیل ابعاد آسیبهای فرهنگی و اجتماعی بکوشند با ارائه آمارهایی وضعیت استان یزد را در مقایسه با استانهای دیگر مطلوب ارزیابی کنند؛ اما واقعیت این است که برای پی بردن به ابعاد آسیب، باید وضعیت استان یزد را نه با استانهای دیگر بلکه با سبقه و صبغه دارالعباده به مقایسه نشست. زیرا چه بسا نابهنجاریهایی که در ابرشهرهایی چون تهران به نوعی قبح خود را از دست داده باشند، اما در شأن یزد و اهالی یزد نباشند و برای مردم متدین و نجیب این دیار غیرقابل تحمل. طبیعی است تامل در تغییرات رخداده و مقایسه آن با مختصات فرهنگی و اجتماعی دارالعباده- به جای مقایسه با دیگر استانها- میتواند زنگ هشدار را رساتر از گذشته برای مسئولان استان و دلسوزان هویت و اصالت دارالعباده به صدا درآورد.
,وانگهی اگرچه نمیتوان تاثیر عواملی چون فضای مجازی بر تغییر ذائقهها و افزایش برخی هنجارشکنیهارا انکار کرد، اما تردیدی نیست که با همت و تدابیر کاربردی میتوان ابعاد و عمق برخی نابهنجاریها را کنترل و کاهش داد؛ نتیجهای که با بیاعتنایی و انفعال مسئولان به دست نخواهد آمد.
,مسئولان استان باید به این واقعیت مهم توجه داشته باشند که روزمرگی و توجه بیش از حد به توسعه صنعتی بدون پایش آسیبها و اتخاذ راهکارهایی برای حفاظت از داشتههای اخلاقی و فرهنگی، ریشههای تنومند فرهنگ و اصالت یزد و یزدیها را هرچند به صورت تدریجی از بین خواهد برد.
,بیگمان توسعه استان هنگامی میتواند مایه آرامش و خرسندی عموم مردم باشد که در کنار خود، پیوستهای قوی فرهنگی داشته باشد و منحصر به توسعه تکبعدی نگردد. چه اینکه اگر اوضاع به شکل کنونی استمرار یابد، در آیندهای نهچندان دیر باید در حسرت آرامش و امنیت و فرهنگ از کف رفته، انگشت ندامت به دندان گیریم؛ اقدامی که مرهم هیچ دردی نخواهد بود. از این رو شایسته است متصدیان برجسته استان در سایه تعامل و مشورت با فرهیختگان و نخبگان، با در نظر گرفتن تغییرات در حوزه فرهنگ، امنیت و سلامت شهرهای صنعتی استان و پیامدهای حاصل از اختلاط بیضابطه خردهفرهنگهای وارداتی، تدابیری ویژه بیندیشند؛ تدابیری که در کنار بیلان کاری، در عرصه عمل نیز تاثیرگذار باشد.
,نویسنده: الهام حسینی
,انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه