دانا گزارش می دهد؛
پشتپرده جهش قیمت دارو؛ چرا بار گرانی بر دوش بیمار افتاده است؟
جهش قیمت برخی اقلام دارویی در یک سال گذشته، فاصله میان هزینه درمان و توان پرداخت خانوارها را بیشتر کرده و این پرسش را جدیتر از همیشه پیش روی سیاستگذاران گذاشته است: وقتی قیمت دارو بالا میرود، چرا بخش مهمی از این فشار باید به بیمار منتقل شود؟
به گزارش خبرنگار اجتماعی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ قیمت دارو دیگر برای بسیاری از بیماران فقط یک عدد روی نسخه نیست؛ عددی است که میتواند سرنوشت خرید همان نسخه را تعیین کند. بیماری که برای ادامه درمان به داروخانه مراجعه میکند، حالا علاوه بر درد و نگرانی بیماری، باید دغدغه دیگری هم داشته باشد؛ اینکه آیا هزینه داروی تجویزشده در توان مالی او هست یا نه.
در ماههای اخیر، افزایش قیمت برخی اقلام دارویی، فشار قابل توجهی بر بیماران وارد کرده است. بررسی نمونههای قیمتی نشان میدهد قیمت گاباپنتین ۳۰۰ از حدود ۳۰۰ هزار تومان در شهریور ۱۴۰۴ به ۹۶۰ هزار تومان در شهریور ۱۴۰۵ رسیده است. استامینوفن کدئین از ۱۳۷ هزار تومان به ۶۵۰ هزار تومان، فلوکستین ۲۰ از ۱۷۵ هزار تومان به ۳۵۰ هزار تومان و ایبوپروفن از ۲۰۰ هزار تومان به ۴۲۰ هزار تومان افزایش داشتهاند. در همین بازه، قیمت اسوییکس از حدود ۹۷ هزار تومان به ۳۰۰ هزار تومان، آموکسیسیلین از ۳۲۰ هزار تومان به یک میلیون و ۲۳۰ هزار تومان و کلاریترومایسین از ۴۵۰ هزار تومان به یک میلیون و ۵۸۰ هزار تومان رسیده است.
این ارقام تنها چند نمونه از تغییر قیمتها هستند، اما یک واقعیت را نشان میدهند؛ وقتی قیمت دارو افزایش پیدا میکند، خانواری که درآمدش با همان سرعت رشد نکرده، ناچار است سهم بیشتری از هزینه درمان را از جیب خود پرداخت کند.
پشت پرده جهش قیمتها چیست؟
مسئولان سازمان غذا و دارو، افزایش قیمت برخی داروها را نتیجه مجموعهای از عوامل میدانند؛ از افزایش هزینههای تولید و حملونقل گرفته تا تغییرات سیاست ارزی و حذف برخی اقلام از فهرست دریافتکنندگان ارز ترجیحی.
مهدی پیرصالحی، رئیس سازمان غذا و دارو، با اشاره به افزایش هزینههای تولید تأکید کرده است که بخشی از اصلاح قیمتها اجتنابناپذیر بوده، اما این اصلاح نباید فشار مضاعفی بر مردم ایجاد کند.
از نگاه تولیدکنندگان نیز افزایش هزینه مواد اولیه، بستهبندی، انرژی، نیروی انسانی و سایر هزینههای تولید باعث شده ادامه تولید با قیمتهای گذشته دشوار شود. بنابراین اصل اصلاح قیمت، در شرایط تورمی، لزوماً به معنای گرانفروشی نیست؛ مسئله از جایی آغاز میشود که افزایش قیمت بدون حمایت متناسب از مصرفکننده، مستقیماً به بیمار منتقل شود.
بیمه؛ حلقهای که نباید از زنجیره حذف شود
در نظام سلامت، بیمه قرار است نقش ضربهگیر افزایش هزینههای درمان را ایفا کند. اگر قیمت دارو افزایش مییابد، پوشش بیمهای نیز باید متناسب با آن تقویت شود تا هزینه اصلاح قیمتها مستقیماً بر دوش بیمار قرار نگیرد.
اکبر عبداللهیاصل، مدیرکل دارو، بر ضرورت تفکیک میان «منبع تأمین ارز»، «قیمت دارو» و «پوشش بیمهای» تأکید کرده است. به گفته او، تغییر منبع تأمین ارز یک دارو لزوماً به معنای آزاد شدن قیمت یا حذف پوشش بیمهای آن نیست.
با این حال، برای بیمار آنچه اهمیت دارد، نتیجه نهایی این تصمیمات است؛ یعنی مبلغی که هنگام دریافت دارو باید از جیب خود پرداخت کند.
وقتی گرانی دارو به معیشت گره میخورد
دارو با بسیاری از کالاهای مصرفی تفاوت دارد. بیمار نمیتواند خرید داروی ضروری را به ماه بعد موکول کند یا مصرف آن را کاهش دهد تا هزینههای زندگی را مدیریت کند.
برای بیماری که بهصورت مستمر به دارو نیاز دارد، افزایش قیمت یک قلم دارو فقط یک هزینه مقطعی نیست؛ این افزایش هر ماه تکرار میشود و میتواند به بخش ثابتی از هزینههای خانوار تبدیل شود.
در چنین شرایطی، خانواده ممکن است برای تأمین هزینه درمان ناچار شود از سایر هزینههای ضروری خود بزند. به همین دلیل، گرانی دارو صرفاً یک مسئله اقتصادی نیست؛ مستقیماً با قدرت دسترسی مردم به درمان ارتباط دارد.
مجلس به گرانی دارو ورود کرد
افزایش قیمت دارو در هفتههای اخیر به یکی از موضوعات مورد پیگیری مجلس نیز تبدیل شده است.
فاطمه محمدبیگی، نایبرئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، از برگزاری جلسات متعدد درباره افزایش قیمت دارو و نحوه تخصیص ارز خبر داده و اعلام کرده است که این کمیسیون موضوع را بررسی میکند.
سلمان اسحاقی، سخنگوی کمیسیون بهداشت و درمان مجلس نیز از بررسی ۱۵۷ سؤال از وزیر بهداشت خبر داده که بخشی از آنها به افزایش هزینههای درمان، سهم پرداختی بیماران و افزایش قیمت دارو مربوط بوده است.
این پیگیریها نشان میدهد افزایش هزینه دارو دیگر صرفاً یک گلایه عمومی نیست و به مسئلهای جدی در حوزه سیاستگذاری و نظارت بر نظام سلامت تبدیل شده است.
نسخه گرانی نباید به نام بیمار پیچیده شود
واقعیت این است که افزایش قیمت دارو حاصل مجموعهای از عوامل اقتصادی و سیاستهای ارزی و تولیدی است. تولیدکننده برای ادامه فعالیت به قیمت اقتصادی نیاز دارد، دولت باید منابع ارزی و مالی را مدیریت کند و بیمهها نیز باید توان پوشش هزینههای درمان را داشته باشند.
اما در این میان، بیمار نباید آخرین حلقهای باشد که هزینه تمام این تصمیمات را پرداخت میکند.
اگر افزایش قیمت برای تداوم تولید ضروری است، حمایت بیمهای نیز باید متناسب با آن افزایش یابد. اگر سیاست ارزی تغییر میکند، آثار آن بر هزینه نهایی دارو باید مدیریت شود و اگر منابع محدود است، اولویت باید حفظ قدرت خرید مردم برای داروهای ضروری باشد.
بیمار نه قیمت ارز را تعیین میکند، نه هزینه مواد اولیه را و نه در تصمیمهای بودجهای و ارزی نقشی دارد؛ اما نتیجه همه این تصمیمات را هنگام پرداخت هزینه نسخه میبیند.
گرانی دارو زمانی به بحران تبدیل میشود که قیمت درمان از توان پرداخت بیمار جلو بزند. دارویی که بیمار توان خریدنش را ندارد، حتی اگر در قفسه داروخانه موجود باشد، برای او عملاً در دسترس نیست.
بنابراین اگر قرار است قیمت دارو برای حفظ چرخه تولید اصلاح شود، باید همزمان سازوکاری وجود داشته باشد که بار این اصلاح بر دوش بیمار نیفتد؛ چراکه بیمار نباید تاوان اقتصادی زنجیرهای را بدهد که خودش در شکلگیری آن هیچ نقشی نداشته است.
ارسال دیدگاه