سرمقاله روزنامه های امروز کشور؛
آوردههای دیوارنوردی در کنگره آمریکا/نظریه فرصتساز در مسائل منطقهای
نگاهی به سرمقاله روزنامه های کثیرالانتشار و چاشنی که هر کدام از رسانه های مکتوب به محتوای امروز نشریات اضافه کردند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ روزنامهها و جراید در بخش سرمقاله و یادداشت روز به بیان دیدگاهها و نظریات اصلی و اساسی خود میپردازند؛ نظراتی که بیشتر با خط خبری و سیاسی این جراید همخوانی دارد و میتوان آن را سخن اول و آخر ارباب جراید عنوان کرد که اهمیت ویژهای نیز دارد. در ادامه یادداشت و سرمقالههای روزنامههای صبح کشور با گرایشهای مختلف سیاسی را میخوانید:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,,

, ,
نظریه فرصتساز در مسائل منطقهای
سعدالله زارعی در کیهان نوشت:
, نظریه فرصتساز در مسائل منطقهای
سعدالله زارعی در کیهان نوشت:,
,
,
«درباره حضور منطقهای ما که مدام میگویند چرا ایران در منطقه حضور پیدا میکند، موظف است طوری رفتار کند که دوستانش و هوادارانش در منطقه تقویت بشوند. این وظیفه ماست حضور ما به معنای تقویت دوستانمان و هوادارانمان است. ما نباید کاری کنیم که دوستان و وفاداران به جمهوریاسلامی در منطقه تضعیف شوند. حضور جمهوریاسلامی ثباتآفرین و موجب برداشته شدن بیثباتی است... کسانی که دستاندرکارند، اینها را میدانند. بنابراین حضور منطقهای ما قطعی است و باید وجود داشته باشد و وجود خواهد داشت.»
,
آنچه در مقدمه این یادداشت آمد فرازی از سخنان روز 19 دی ماه رهبر معظم انقلاب اسلامی است که هم فلسفه حضور منطقهای جمهوری اسلامی را بیان میکند و هم بر قطعی بودن ادامه حضور منطقهای ایران تأکید دارد. درخصوص این موضوع گفتنیهایی وجود دارد:
,
1- سیاست خارجی هر کشوری بر مبنای تأمین منافع و اهداف ملی خود استوار است و در این بین نفوذ بینالمللی و نیز نفوذ منطقهای به عنوان بستر منافع و اهداف ملی مطرح میباشد و همه کشورها به جز کشورهای بسیار ضعیف، از نفوذ خارجی خود دفاع کرده و بر توسعه آن تأکید دارند. در این میان کشورهای دارای سیاست خارجی پیشبرنده به دو دسته تقسیم میشوند، کشورهایی که با دیده استعماری به حوزه سیاست خارجی نگریسته و واحدهای سیاسی خارجی را در حد واحدهای تحت سیطره خود نگاه میکنند و کشورهایی که با نگرشی همافزا و با به رسمیت شناختن استقلال و سیادت واحدهای همجوار و خارج از منطقه، نگرش ملی خود را در محیط خارجی دنبال مینمایند. بنابراین از یکسو کشوری که دنبال منافع داخلی است، لزوماً باید نسبت به تحولات خارجی به خصوص تحولات منطقه خود، حساس باشد و نباید گمان شود حفظ منافع داخلی بدون ایفای نقش در محیط خارجی مطلوب است. از سوی دیگر کشوری که بر یک سری اصول ارزشی استوار میباشد، باید ایفای نقش در محیط خارجی را با تأمین منافع شرکای خود گره بزند چرا که در اینجا رابطه دو طرف ماهیت هژمونیک و آمرانه ندارد.
2- ادبیات حاکم بر مناسبات دو کشوری که در سیستم فکری و مکتبی انسانی تنفس میکنند، حتماً با ادبیات حاکم بر مناسبات دو کشوری که یکی در مقام اعمال سلطه و دیگری در مقام پذیرش آن است، تفاوت اساسی دارد و اما نه به این معنا که در ادبیات فکری دسته اول، مسایل مادی جایگاهی نداشته و مورد توجه قرار نمیگیرد. در اینجا هم مسایل مالی و رسیدن به موقعیت بهتر اقتصادی و استفاده از ظرفیت دیگران برای رسیدن به رشد و موقعیت بهتر اقتصادی مد نظر میباشد، اما این انحصارگرایانه و با انکار حقوق و با مانع شدن بر سر راه بهبود شرایط طرف مقابل توأم نیست.
,
,
ادبیات حاکم بر دو کشوری که در نظام ارزشی همگرا سیر میکنند مبتنی بر همبسته کردن نیازهای دو طرف و امکانات دو طرف میباشد بهگونهای که هر کدام از مزیت نسبی خود برای کمک به ارتقاء دیگری استفاده مینماید و در همان حال از مزیتهای طرف مقابل استفاده میکند بدون آنکه نگران باشد که این رابطه به وابستگی کشیده شده و استقلال آن را مخدوش میکند. به عبارت دیگر در این نوع از گفتمان، هیچ کشوری در ذیل کشور دیگر تعریف نمیشود و میان آنان رابطهای عمودی حکمفرما نمیباشد. اما از آنجا که در سطح دنیا در مناسبات میان کشورها، ادبیات غرب حاکم بوده ما دائماً با واژگانی نظیر نفوذ، حداکثرسازی منافع، وابسته کردن، مرکز پیرامون، «سیاست خارجی اهرم حکمرانی» و «روابط خارجی پیشگیرانه»، «روابط خارجی تهاجمی» و... مواجه هستیم در حالی که براساس ارزشهای انسانی و ملاکهای دینی ادبیات ما مبتنی بر افزایش همکاریها، کیفی کردن مناسبات، رابطه مبتنی بر راهحل، جلب اعتماد، ممانعت از تنش و ایجاد جبهه مشترک برای حرکت به جلو و مواجهه با موانع است.
,
اگر ما با ادبیات خودمان وارد شویم، به همه آنچه که لازمه منافع ملی است میرسیم و علاوهبر آن بر چنان جایگاهی میایستیم که میتوانیم مسایل آینده کشور را نیز حل و فصل کنیم. بهعنوان مثال به دلیل توسعه بیرویه واحدهای دانشگاهی در سه دهه گذشته، الان ما با نزدیک به یکسوم ظرفیت خالی دانشگاههایمان مواجه هستیم و به همین میزان ظرفیت خالی استاد و مدیر آموزشی و امکانات آموزشی داریم. ما یا باید به تغییر کاربری محیطهای آموزشی دست بزنیم که بسیار دشوار است چرا که محیطهای ساخته شده برای کلاس درس و آزمایشگاه را نمیتوان در کارهای دیگر استفاده کرد و یا باید فکری برای فعال نگه داشتن این محیطهای علمی کنیم. یکی از راهحلهای ما پذیرش دانشجو از کشورهای همگرا با ایران در منطقه است که برای ما هم آورده ارزی خواهد داشت و هم به بسط و توسعه فرهنگ انقلاب اسلامی در محیط منطقهای منجر میشود. برای این کار ما باید در دو سطح کار کنیم یکی در سطح ملی، باید مردم را برای مواجهه مسئولانه با میهمانان مسلمان خود و... آماده کنیم و یکی هم در سطح حکومتی باید بسترهای لازم را برای ایجاد رغبت در آنان فراهم نماییم. این یک نمونه است که نشان میدهد میتوان با یک کشور تعاملات فعال و تأمینکننده منافع ملی داشت؛ بدون آنکه لزوماً یکی تحت سلطه دیگری باشد و یا منافع یکی بر منافع دیگری ترجیح پیدا کند.
,
۳- فاز متفاوت جبهه مقاومت با نظام سلطه اتفاقات مهمی را در پی میآورد. اقدامات نظام سلطه با همه تنوع و گونهگونی آن، سبب پدید آمدن نفوذ عمیق در میان ملتها نمیشود و رابطه در سطح سیاسی باقی میماند و البته آسیبهایی هم وارد میکند. آمریکا به عنوان محوریترین کشور در نظام سلطه، با انکار حقوق کشوری که با آن رابطه سیاسی برقرار کرده و یا نظامیان خود را به آن گسیل میکند، عملاً از یکسو رابطه خود را در سطح سیاسی محدود مینماید و از سوی دیگر به مرور سبب برانگیختن دشمنی علیه خود میگردد. امروز ما شاهد نفرت عمومی مردم منطقه از آمریکا هستیم و این در حالی است که حضور نیروهای سیاسی، فرهنگی و حتی نظامیان آمریکا در این کشورها خیلی پرحجم و ممتد بوده است.
,
آمریکا از 132۴ تاکنون در ترکیه حضور سیاسی، فرهنگی و نظامی دارد. اما همین دو ماه پیش مؤسسه آمریکایی «پیو» در نظرسنجی خود اعلام کرد، بیش از ۹۰ درصد مردم ترکیه با آمریکا مخالفند و اکثراً آن را دشمن خود ارزیابی مینمایند. شاید به دلیل عدم عمق نفوذ باشد که به قول رهبر معظم انقلاب یک مقام آمریکایی صراحتاً گفته است «ما خواهان ثبات در ایران، عراق، لبنان و سوریه نیستیم و مسئله اصلی ما لزوم و یا عدم لزوم بیثباتی در این کشورها نیست بلکه مسئله اصلی ما چگونگی ایجاد بیثباتی در این کشورهاست». اگر کار آمریکاییها منطق درستی داشت آمریکا باید در ایران و لبنان، ترکیه و... ثمره بین 30 تا 80 سال فعالیت خود را در قالب گسترش محبوبیت خود مشاهده میکرد. اما اکنون کار آمریکا به جایی رسیده است که از هر گوشه منطقه ندای لزوم اخراج نظامیان آمریکا بلند است. بنابراین اگر بخواهیم از زاویهای عقلانی هم به صحنه نگاه کنیم و منافع ملی خود را هم با همان تعبیر ضیقی که در رشته علوم سیاسی دانشگاهها بیان میشود در نظر بگیریم، روش مألوف غرب با آیندهای مبهم مواجه میباشد و لذا توصیه به اینکه این راه را برویم تا به منافع ملی برسیم، به جایی نمیرسد.
از آن طرف جبهه مقاومت با تکیه به روش «مناسبات برادرانه»، افق جدیدی در منطقه پدید آورده است. همانطور که رهبر معظم انقلاب در روز جمعه بیان فرمودند: مبنای حرکت ما در منطقه تقویت دوستانمان است و این مبنا از یکطرف کمککننده است و هیچکس در منطقه نیست که از دریافت کمک اجتناب کند و از طرف دیگر به روابطی درازمدت و ذوابعاد منجر میشود. این رابطه در محیط همسایگی راحتتر پیش میرود و از اولویت بیشتری برخوردار است؛ چرا که در محیط همسایگی مسایل مشترک ناشی از قومیت، مذهب، تاریخ و... در همتنیده است. همین الان نیمی از جمعیت ایران در مرزها با نیمی از جمعیتهایی که جوار مرزهای ما در افغانستان، پاکستان، ترکیه، عراق، آذربایجان و ترکمنستان ساکن هستند، رابطه خویشاوندی دارند و این طبیعیترین و ماندگارترین رابطه میان دو کشور است.
,
,
طبیعیترین سیاست برای جمهوریاسلامی ایران که هم تضمینکننده منافع ایران و هم تضمینکننده منافع کشورهای منطقه است، راهبردی کردن رابطه با همسایگان خود است. ایران میتواند با تعریف انواعی از منافع اقتصادی، سیاسی، امنیتی، آموزشی، فرهنگی و... برای همسایگان در حل مشکلات آنان مشارکت کرده و پایههای روابطی پایدار را ایجاد کند. این رابطه در نهایت به شکلگیری یک تمدن نوین اسلامی در این منطقه منجر میشود و علاوهبر آن به جهان شکل تازهای میدهد.
,
۴- در این میان عراق یک نمونه است از کشوری که از وضعیت دشمن به دوست راهبردی تبدیل شده است. با دیوانهبازی صدامحسین و تحریکپذیری از سوی دشمنان جهان اسلام، میان عراق و ایران در حد فاصل 1354 تا 1367 دو جنگ روی داده بود و در جنگ سنگین دوم از هر دو ملت عده زیادی شهید و کشته شدند و کم نیستند انسانهایی در دو سوی مرز که یکی از اعضای خانوادهشان در این جنگ به دست دیگری شهید یا کشته شده باشد. اما همین دو ملت که بعضیها گمان میکردند به دلیل خونهای زیادی که بینشان ریخته شده، صدها سال شکاف میان آنها باقی میماند، امروز و به دلیل سیاستهای خاص جمهوری اسلامی و حکمتی که در این رابطه به کار گرفته شد، در سالگرد شهادت سردار شهید سلیمانی و شهید ابومهدی المهندس یعنی یکی از فرماندهان ایرانی در جنگ 8 ساله، جمعیت میلیونی در بغداد به میدان میآید و یاد او را گرامی میدارد و این مراسم در عراق یک هفته به درازا میکشد و عراقیها با ظرافت نام آن را «اسبوع الشهاده و السیاده» نهادهاند به این معنا که حالا عراقی، نه فقط حاج قاسم سلیمانیها را عامل شکست و طرف مقابل خود به حساب نمیآورد، بلکه آن را عامل سیادت و استقلال عراق میشناسد.
,
,

, ,
آوردههای دیوارنوردی در کنگره امریکا
, آوردههای دیوارنوردی در کنگره امریکا,عبدالله گنجی در جوان نوشت:
, عبدالله گنجی در جوان نوشت: ,
بالاخره بعد از چند ماه مشاجره سلامت - تقلب، در انتخابات امریکا طرفداران یک کاندیدا به کنگره حمله کردند و با رفتارهای خشن متقابل خود و پلیس موجب خسارات جانی و مالی شدند. برخی در ایران و جهان از این پدیده ابراز تعجب کردند و باور به آن را دور از ذهن میدانستند، اما برای بخش زیادی از نخبگان ایرانی این امر طبیعی و آن را شاخصی از رفتار سیاسی در قالب ارزشها و فرهنگ امریکایی میدانند. اما دستاوردهای بسیار مهمی میتوان از این ماجرا به دست آورد، شاید هیچ کشوری به اندازه ایران نمیتواند از آن بهره ببرد، چراکه هم امریکا دشمن حداکثری ما است و هم قبله آمال و مدینه فاضله روشنفکران ماست.
۱- به اولین آورده باید نگاه اعتقادی کرد که «چاه مکن بهر کسی اول خودت دوم کسی»، امریکا مشابه این حرکت را در بسیاری از کشورها یا حاکمیتهای ناهمسو به راه انداخته است که نمونههای آن بسیار است. بلاروس آخرین نمونه این حوادث است و قبل از آن نیز در گرجستان، قرقیزستان، صربستان، اوکراین، ایران، عراق، سوریه، لبنان و کشورهای دیگر انجام داده است. از قضا انقلاب رنگی در آن چهار کشور اول از فردای انتخابات شکل گرفت و موفق شد، اما در ایران و لبنان انقلاب رنگی با شکست مواجه شد.
۲- درس دوم، جایگاه شبکههای اجتماعی هنگام تهدید امنیت ملی و شورش و آشوب است. مواجهه شبکههای اجتماعی امریکایی با ترامپ و همراهان به عنوان رئیسجمهور – نه یک فرد معمولی- نشان داد که امنیت ملی خط قرمز است و برخورد با مروجان خشونت و تحریک اجتماعی امری حتمی است، حال آنکه ما با امثال آمدنیوز درگیر بودیم و هیچ راهی برای مقابله نبود. مسدود کردن شبکهها و اکانتهای تهدیدزا در امریکا نشان داد ما در بسیاری از مواقع تساهل کرده و ضربه آن را هم خوردهایم و گرفتار پرستیژ «زشت است و میگویند حکومت از آزادی در شبکههای اجتماعی میترسد»، شده بودیم، اما بزرگترین لیبرالدموکراسی جهان هر جا شبکههای اجتماعی موجب خسارات انسانی و مادی شوند، حتی اگر رئیسجمهور باشد، چنین عمل میکنند. در فتنه ۸۸ یک سایت را میخواستید ببندید چه غوغایی بود؛ از امریکا تا انگلستان تا تلآویو تا تهران فریاد «وا آزادی» سر میدادند و شخص ترامپ میگفت «موسوی نماینده بخشی از هموطنانش است که به دنبال گشایشی به سوی ما هستند.»
۳- آورده سوم زمینگیر شدن روشنفکرانی بود که امریکا را رتوش میکردند و مدینه فاضلهای در ذهن خود ساخته بودند و این ذهنیت را پنهان و آشکار به خورد تودهها میدادند. بالاخره امثال زیباکلام مجبور شدند تصور مردمی را که از دیوار کنگره بالا میرفتند منتشر کنند،، اما همزمان بالا رفتن دانشجویان ایرانی از سفارت امریکا را در آبان ۱۳۵۸ نیز محکوم کنند. گرچه اگر ایشان قصد مقایسه داشت نباید آدرس غلط میداد، چراکه حوادث اخیر امریکا پس از انتخابات شروع شده و ایشان جسارت نداشت بالا رفتن از دیوار بسیج و مسجد لولاگر بعد از انتخابات ۱۳۸۸ را با امروز امریکا مقایسه کند. ترامپ دموکراسی امریکایی را هویدا کرد و روشنفکران غرب رفته و «شرق زیست» شرمنده شدند و زبان آنان در کام کشیده شد. مثالآوری روشنفکران شرق از دموکراسی و آزادی در امریکا امروز با دوگانه «تقلب - خشونت» معنادهی میشود یا تقلب شده یا از دیوار کنگره بالا میروند که هر دو روی یک سکه از دموکراسی امریکایی است.
۴- آنچه کمتر به آن توجه میشود، اینکه حمله به پارلمانها یا مراکز اصلی حکومت در جهان شرق نیز توسط غربگرایان انجام میشود. گویی از در و دیوار بالا رفتن و به آتش کشیدن میراث غرب و غربگرایی است. انتخابات ۱۳۸۸ ایران و انتخابات گرجستان، بلاروس، ونزوئلا، صربستان، اوکراین و... نشان میدهد که اشغال پارلمان یا درگیری در فردای انتخابات امری است که از آستین غربگرایان بیرون میآید و خلاف آن ثابت نشده است، گویی فقط غربگرایان باید از صندوق بیرون بیایند، وگرنه انتخابات معیوب و مخدوش است. بنابراین اکنون زمینه برای بومیگرایی در ساختارسازی و حکومتداری دیگر واجد ملامت نیست و ارزشهای امریکا عریان شده است و این نویدی برای مدعیان و رهروان تمدن اسلامی است. اما تفاوت حوادث کشورهای شرقی با امریکا، این است که بالاروندگان از دیوار کنگره که برخی هم کشته شدند، صحبت از براندازی و تغییر نوع نظام سیاسی نکردند، علت چیست؟ در غرب اندیشمندانشان این عرضه را داشتهاند که لیبرال دموکراسی یا سوسیال دموکراسی را پایان تاریخ معرفی و جااندازی کنند. در غرب نوع دیگری از حکومت نمیشناسند. بیعدالتی را فریاد میزنند، کشته هم میشوند، اما به آنان آموختهاند که براندازی، ساختارشکنی و انقلاب در غرب تمام است. فقط باید علیه احزاب، اشخاص، برنامهها و قوانین شعار دهید. بنابراین در امریکا کسی نگفت «دموکرات، جمهوریخواه دیگه تمامه ماجرا».
امروزه اندیشمندان ما باید بتوانند بومیگرایی را به صورت متقن به باور عمومی تبدیل کنند. گرچه مراجع روشنفکری و اجتماعی شرق مانند غرب نیستند، آنجا به مدلهای خود باور و تعصب دارند، اما اینجا روشنفکران پرمدعای ما بومی فکر نمیکنند، بلکه مقلد آنها هستند و غبطه آنجا را میخورند.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,

,
, ,
سخت و تلخ
, سخت و تلخ,
محمدسعید احدیان در خراسان نوشت:
, محمدسعید احدیان در خراسان نوشت:,
با این که مخاطبان روزنامه های مکتوب کاهش شدیدی داشته است، اما بسیاری از مردم خراسان صبح ها منتظرند تا روزشان را با روزنامه خراسان آغاز کنند. این اقبال عمومی در عصری که بسیاری آن را عصر پایان رسانه های مکتوب می خوانند، اتفاقی است که اول برای ما و سپس برای همه مسئولان مسئولیت دارد تا اجازه ندهند این رسانه پرخواننده و بسیار معتبر ، ضعیف شود. ما در موسسه خراسان به نوبه خود تلاش زیادی کردیم تا این جایگاه را حفظ کنیم و مهم ترین مشکلی که هنوز داریم با آن دست و پنجه نرم می کنیم، مشکلات عدیده مالی است که چندین سال است با آن روبه روهستیم.
,
در این سال ها هم با رکود گسترده و طولانی مدت، هم با چندین بار افزایش گرانی مواد اولیه روبه رو بودیم و تلاش کردیم همه را به نحوی مدیریت کنیم. اما افزایش قیمت چند برابری کاغذ و دیگر مواد اولیه و رکود گسترده در بازار به دلیل کرونا و دیگر مولفه ها کار را چنان بر ما سخت کرده که چاره ای جز افزایش قیمت برای روزنامه باقی نمانده است.
,
در هرصورت ما در شرایط گرانی های بسیار زیاد هستیم به گونه ای که قیمت کاغذ روزنامه از کیلویی2200 تومان در اوایل سال 97 به کیلویی 8 هزار تومان در سال 98 رسید و اکنون قیمت کاغذ کیلویی 13هزار تومان است که تا یک ماه دیگر به حدود کیلویی 17 هزار تومان خواهد رسید یعنی فقط قیمت کاغذ حدود600درصد افزایش یافته است که اگر قیمت روزنامه را به 4هزار تومان افزایش دهیم بازهم فقط 2 برابر افزایش در نظر گرفته شده است. البته رکود و شرایط کرونا هم اجازه تامین این درآمد را از طریق آگهی ها نمی دهد. به همین دلیل ما مجبور به افزایش قیمت روزنامه هستیم و می دانیم که با این افزایش قیمت ممکن است عده ای امکان خرید روزنامه را نداشته باشند.
این تصمیم برای ما خیلی سخت بود و تلاش زیادی کردیم که از طرق مختلف کمک هایی دریافت کنیم تا مجبور به گرفتن چنین تصمیم سختی نشویم اما تلاش های ما به ثمر ننشست و این واقعیت بیش از پیش روشن شد که خلاف آن چه توسط مسئولان ادعا می شود ، باور به حفظ رسانه ای که می تواند از لحاظ اجتماعی، سیاسی،امنیتی،اقتصادی و فرهنگی در افکارعمومی تاثیر مستقیم و موثر بگذارد ، جدی نیست و الا اجازه نمی دادند، خراسان مسیر کاهش «اجباری» مخاطب را علی رغم درخواست مردم ، برای کنترل هزینه در پیش بگیرد این مسئله بیش از پیش برای ما روشن شد که پشتوانه خراسان فقط مردم و مخاطبانش هستند. بنابر این تصمیم گرفتیم از تاریخ شنبه 4 بهمن ماه روزنامه خراسان را برای مخاطبان مشهدی و تهرانی به قیمت 4 هزار تومان و برای مخاطبان شهرستانی 2هزارو500 تومان افزایش دهیم. البته تدبیرهایی صورت گرفته است تا این فشار بر دوش شما کمتر سنگینی کند.
,
,
طرح سجاب : در این طرح موسسه فرهنگی هنری خراسان در نظر دارد ،ضمن جمع آوری روزنامه های تاریخ گذشته مشترکین ، به ازای هر 5 نسخه روزنامه دریافتی، یک نسخه روزنامه رایگان به مشترکین هدیه دهد.جدای از اهمیت بازیافت کاغذ و کمک به حفظ محیط زیست و منافع اقتصادی حاصل از آن، این مسئله می تواند فشار افزایش قیمت روزنامه را بر مخاطبان عزیز تا حدی کاهش دهد . بنابراین برای همکاری بیشتر مخاطبان گرامی طرحی گذاشتیم و مقرر کردیم برای مخاطبانی که روزنامه های باطله خود را به موسسه خراسان تحویل دهند تخفیف قابل ملاحظه ای را لحاظ کنیم. در این طرح ،مشترکینی که روزنامه های خود را به روزنامه خراسان تحویل دهند برای هرنسخه روزنامه عملا 3هزارتومان می پردازند.
,
اپلیکیشن : در دومین شیوه حمایت از مخاطبان، اپلیکیشن روزنامه خراسان را منتشر کردیم. با نصب اپلیکیشن روزنامه خراسان از کافه بازار، گوگل پلی و... تمام ضمیمههای خراسان و تمام صفحات روزنامه خراسان در دسترس شماست. شما خبرهای هر صفحه را میتوانید به صورت جداگانه و به صورت کاملا رایگان باز و مطالعه کنید همچنین از دیگر بخش های اطلاع رسانی و جذاب این اپلیکیشن مانند فیلم های خبر جذاب و صفحات دیگر روزنامه ها می توانید استفاده کنید.
,
موسسه خراسان امروز بزرگ ترین بنگاه رسانهای کشور محسوب می شود و در فضای مجازی فراگیرترین رسانه مجازی را دارد اما آن چه هویت اصلی و ماندگار خراسان را تعیین میکند روزنامه خراسان است که معتبرترین و فراگیرترین رسانه استان های خراسان است، این روزنامه متعلق به مردم است و از این پس نیز با کمک مردم برای مردم ، با قوت تمام به وظیفه روشنگری خود ادامه خواهد داد.
مسئولان نیز تا تاریخ چهارم بهمن فرصت دارند تصمیم بگیرند و اجازه ندهند، روزنامه ای که متعلق به مردم است و تاکنون با روشنگری های موثر خود معادل ده ها میلیارد خدمت اجتماعی، سیاسی ، امنیتی ،اقتصادی و فرهنگی کرده است، مخاطبان وفادار خود را به اجبار کاهش دهد. امیدواریم این اتفاق سخت و تلخ نیفتد.
,
,
,

, ,
روزشماری مردم برای واکسیناسیون
, روزشماری مردم برای واکسیناسیون,
جعفر گلابی در آرمان نوشت:
کرونا که بد بلایی برای انسان است وارد یکسالگی خود شده و هر روز افزون بر ستاندن جانها ابعاد اقتصادی، سیاسی و حتی فرهنگی و روانی هم پیدا میکند. در این میان کشور ما هم همچنان درگیر آن است و چون این روزها آمار فوتیها و مبتلایان کمتر شده است خوف آن میرود که دوباره با کوچکترین غفلت اوج بگیرد و زخم بزند و قربانی بگیرد. متاسفانه از ابتدا برنامهای جامع و کامل برای مبارزه با این ویروس تدوین نشد و با آزمون خطا پیش رفتیم، درحالیکه به نظر میرسد به هر دلیل شناخته یا ناشناخته این ویروس حداقل تاکنون در ایران از قدرت طغیان کمتری برخوردار بوده است و با کمی سرعت و دقت و پشتکار میشد در حد قابل قبولی آن را کنترل و زمینگیر کرد.
,
,
مشکل ما با اپیدمی مذکور این است که بهجای وضع محدودیتهای ضدکرونایی خود دچار انواع محدودیتها هستیم یا محدودیت ایجاد میکنیم و با دستان باز به مبارزه با آن نمیپردازیم! اکنون کاملا روشن شده است که در آزاد گذاشتن نسبی مراسم محرم و چند تعطیلی متوالی اشتباه بزرگی مرتکب شده و آثار آن تا افزایش جهشی روزانه فوتیها پیش رفت و سایهای از وحشت سراسر کشور را فراگرفت. هرچند مسئولان نزول آمارهای کرونایی طی چند هفته اخیر را نتیجه اقدامات خود میدانند و تا حدی میتوان آن را پذیرفت ولی کاملا هویداست که ما طی یکی دوماه اخیر مراسم و تجمعات خاص و گستردهای نداشتهایم و اگر به هر دلیل باز هم به تجمعات اجازه بروز و ظهور داده شود و محدودیتها کمرنگ شوند باز هم باید منتظر آمار درگذشتگان بالای 400 نفر باشیم و رسیدن به این عددهای تلخ و ویرانگر تعارفبردار نیست. اما در حال حاضر همانگونه که انتظار میرفت بحث واکسن کرونا بهشدت داغ شده است و درحالیکه کشورهای متعددی واکسیناسیون عمومی را آغاز کردهاند انتظاری کاملا بحق و طبیعی در مردم ایجاد شده که هرچه زودتر واکسن مذکور خریدار و تزریق عمومی آن آغاز شود و این از وظایف قطعی حکومت است.
,بدیهی است که مردم توجه چندانی به جزئیات موضوع که واکسن از کجا وچگونه تهیه شود ندارند، آنان واکسنی معتبر و موثر و تاییدشده خصوصا از سوی سازمان بهداشت جهانی و پزشکان خودمان میخواهند که استفاده کنند و از انواع عوارض سهمگین این بلای سنگین رها شوند. دولت محترم باید توجه داشته باشد که ما تعطیلات سال نو را در پیش داریم و برخلاف برخی از افراد بسیاری از خانوادهها بوده و هستند که حداکثر رعایتها را کرده و بعضا ماههاست که از دیدارهای معمول خود را محروم ساختهاند، آنان حقیقتا دوران سختی را سپری کردهاند و اگر قرار باشد در نوروز هم گشایش نسبی حاصل نشود قطعا با تبعات سهمگین روحی و روانی روبهرو خواهند شد و چه بسا رعایتکنندگان خود بخش معترض جامعه شوند و راهی برای خلاصی از یک سال محدودیت جستجو کنند. اگر فردا در کشورهای دور و نزدیک واکسنها توزیع شوند و کشور ما از آن محروم باشد از طرفی هرکس توانی داشته باشد برای واکسن زدن راهی میشود - البته ناگفته نباید گذاشت که معمولا برخی از مسئولان و مدیران در صف اول این روندگان قرار خواهند گرفت؛ همانگونه که در شرایط عادی هم آقایان در تعطیلات از خارج رفتن صرفنظر نمیکنند، حتی اگر در حوزه مسئولیتشان سیل آمده باشد! از طرف دیگر، قاچاق واکسن درست و تقلبی باب خواهد شد و در مجموع در این رابطه ممکن است بلبشویی ایجاد شود و مثل همیشه آنان که سرشان بیکلاه میماند اقشار ضعیف جامعهاند.
,با این مقدمات برای جلوگیری از بروز التهاب یا بحران هم که شده باید در زمینه خرید واکسن معتبر و توزیع مناسب و با برنامه و سریع آن تمرکز ویژهای صورت بگیرد و برای یکبار هم که شده علاج واقعه را قبل وقوع در دستورکار قرار دهیم. تزریق عمومی واکسن کرونا که میتواند در یک محیط آرام و طبیعی انجام شود، میتواند به سوژهای برای بگومگوها و اختلافات تبدیل شود و کام مردم را تلخ کند. پشت ماسکهایی که مردم حدود یک سال است میزنند خندهها محو شده، دیدارها به حداقل رسیده یا همراه با ترس و نگرانی صورت میگیرد و از همه بدتر معیشت کثیری از مردم آسیب جدی دیده است و خستگی از سروکول کادر درمان بالا میرود، این شرایط هرچه باشد ذرهای بازی بردار نیست، به شوخی شبیه نیست و از آن بوی بیصبری و کلافگی کاملا استشمام میشود. دررفع یا کم کردن این همه ناخوشی و فشار حتی یک لحظه درنگ و تامل بیمورد و دخالت دادن امور غیرضرور جایز نیست.
,,
,

, ,
خشکسالی، دروغ و چیزهای دیگر
, خشکسالی، دروغ و چیزهای دیگر,رضا دهکی در ابتکار نوشت:
, رضا دهکی در ابتکار نوشت: ,اندیشههای حکمرانی در طول تاریخ فراوان و متنوعند. در تمامی این اندیشهها، عناصری مطرح میشوند که با وجود یا بدون آنها نمیتوان نه به حکمرانی که حتی به زندگی ادامه داد. از نوشته کتیبه معروف داریوش هخامنشی که دعا میکرد کشورش از «خشکسالی و دروغ» در امان باشد، تا دکترین دانش سقراط و آرمانشهر جمهور افلاطون و حتی اندیشههای دینی مثل آیه مشهور «الملک یبغی مع الکفر و لا یبغی مع الظلم» در قرآن، همگی به نکاتی اشاره دارند که در نگاه آورندگانشان حکومت و هدایت جامعه بدون آنها ممکن نیست.
,
این اندیشههای گوناگون در طول تاریخ و عرض جغرافیا شکل گرفتهاند و حالا در عصر ارتباطات، به هم رسیده و تلفیق شدهاند و نتیجه آن هویتی چهلتکه است؛ چنان که در چین سوسیالیستی رفتارهای سرمایهداری فراوان دیده میشود، در آمریکا اندیشههای با پایه چپ مورد توجه قرار میگیرند، کشورهای سلطنتی اروپا از نظر دموکراسی پیشرو میشوند و عربستان با آن سابقه امارتی، اصلاحات سیاسی-اجتماعی جدیدش را تبلیغ میکند.
نتیجه اینکه ترکیب این اندیشههای گوناگون، گاه برآیندی مثبت و موفق دارند و گاه اتفاقا تجربههای پیشین باعث میشوند حاکمان با آشنایی با رویکردهای مثبت و موفق، راه آنها را به نفع خواست خود ببندند. با این همه حتی با وجود این استفاده وارونه، اهمیت برخی از این عناصر به ویژه آنها که ماهیت اخلاقی دارند در نگاه به حکومتها و سرنوشت حاکمیتها فراموش کرد.
,
,
به عنوان مثال دروغ جزو عناصری است که فارغ از میزان ارزش آن در جامعه، از بین برنده اعتبار هر فردی است؛ چه برسد به آن که فرد در زمره حاکمان و مسئولان باشد. این ارزش در برخی حکومتها مثل نظامهای حاکم بر کشورهای اسکاندیناوی چنان پراهمیت محسوب میشود که در صورت افشای دروغی در فرد یا بخشی از طبقه حاکم، منجر به استعفای اجباری، برکناری و یا حتی رویگردانی مردم از یک حزب سیاسی به طور کلی میشود. در ایران که نظام سیاسی آن عنوان «جمهوری اسلامی» را بر خود دارد، اشاره به روایاتی از ائمه شیعه مثل «دروغ کلید تمام بدیهاست» و «تمام گناهان در صندوقی هستند که کلید آن دروغ است» نشان میدهد که دروغگویی به ویژه در مسئولان میتواند چه حرمتی داشته باشد. هر چند گاه در تفسیر این موضوع، تعابیری مثل تقیه و خدعه هم به عنوان مجوزی برای دروغ مصلحتی مطرح شدهاند، اما این شرایط خاص اغلب با هیچ چسبی به دروغهای ممکن نمیچسبند.
,
دروغ خود گاه به طور مستقیم و گاه به طور غیرمستقیم، عامل عنصر مخرب دیگری در حکومت به اسم «تناقض» هم میشود. در عصر ارتباطات که ثبت، بازیابی و دسترسی به حافظه مربوط به گفتار، رفتار و اقدامات هر فردی و به ویژه مسئولان آسانتر از گذشته است، تناقضهای کلام و اعمال آنها به آسانی مشخص میشود و این تناقصها میتواند از هر حاکم و حکومتی اعتبارزدایی کند.
,
بیان غیرکارشناسی و غیرمسئولانه نیز از دیگر عناصری است که اعتبار حاکمان را زیر سوال میبرد؛ چنان که ادبیات گمراهکننده و غیرکارشناسی حاکمانی مثل ترامپ، بولسانارو، بوریس جانسون و ... که درنهایت به تصمیمهای اشتباه هم منجر شد و چنان که دیدیم و میبینیم، اوضاع کرونا را در این کشورها وخیمتر کرد. نکته جالب توجه این که چهرههای شاخص از جمله در سیاست، در بیان چنین تصمیمهای به ویژه در موارد عامشمولی مثل شیوع کرونا، تنها در جایگاه مسئولیتشان ارزیابی نمیشوند، بلکه با توجه به داشتن پیروان فکری، حتی گفتار غیرکارشناسیشان فارغ از عملی شدن به عنوان یک سیاست نیز برایشان مسئولیت به دنبال دارد. این موضوع البته طبیعتا چالشهای خاص خود را هم به دنبال دارد؛ به عنوان مثال رفتار و گفتار ترامپ درباره هجوم هوادارانش به کنگره آمریکا به منظور جلوگیری از آشوب و آسیب به نهادهای دموکراسی، باعث خروج حسابهای کاربری فیسبوک و توییترش از دسترس میشود، اما همین موضوع از دید آرمانی عملی ضد آزادی بیان هم به حساب میآید. در عین حال در همین رویداد میبینیم که عمل رسانهها در پوشش رویداد آزادانه است و حتی آسیب به تجهیزات یک رسانه مستقر در کنگره به اندازه ورود به آن تقبیح شده است یا معترضان اصولا با احکام عجیب و غریبی مواجه نمیشوند.
,
هر کشوری بنا به شرایط روز خود تا اتوپیای مد نظرش فاصلهای دور یا دورتر دارد، اما تا آرمانشهری که با این اخلاقیات عام و جهانشمول سنجیده شود، فاصله همگی از زمین تا آسمان است. با این حال از آن جا که در این مسیر نگاه ما در کنار اتوپیا به راهیان مسیر نیز میافتد، هر ملتی میتواند جایگاه خود در این مسیر را بسنجد و طبیعتا عقب افتادن از این قافله نیل به کمال برای هیچ ملتی حس و حال خوبی نخواهد داشت. اما این که هر ملتی در جایگاه خود بماند، عقب برود یا تلاش کند عقبماندگیها و عوامل آن را جبران کند، بسته به همت خودش دارد.
,
,
انتهای پیام/ک
]
ارسال دیدگاه