دانا گزارش می دهد؛

نقاب از چهره اروپا افتاد/ چرا دیگر نباید برای اروپا در مذاکرات ایران و آمریکا جایگاهی قائل شد؟

نقاب از چهره اروپا افتاد/ چرا دیگر نباید برای اروپا در مذاکرات ایران و آمریکا جایگاهی قائل شد؟
سال‌هاست اروپا از دیپلماسی، استقلال راهبردی و مخالفت با جنگ سخن می‌گوید، اما تحولات اخیر بار دیگر نشان داد این قاره در بزنگاه‌های امنیتی، همچنان در چارچوب راهبردهای آمریکا و ناتو عمل می‌کند.

متن ۱ به گزارش خبرنگار شبکه اطلاع‌رسانی راه دانا؛ در سیاست بین‌الملل، گاهی یک جمله بیش از ده‌ها سند رسمی حقیقت را آشکار می‌کند. اظهارات اخیر مارک روته، دبیرکل ناتو، درباره استفاده گسترده آمریکا از پایگاه‌های نظامی ایتالیا در جریان جنگ علیه ایران، از همین جنس بود؛ جمله‌ای که نه فقط دولت جورجیا ملونی را در داخل ایتالیا با بحران سیاسی روبه‌رو کرد، بلکه بار دیگر پرده از واقعیتی برداشت که جمهوری اسلامی ایران سال‌ها نسبت به آن هشدار داده بود؛ اروپا در گفتار مدعی استقلال است، اما در بزنگاه‌های راهبردی، در زمین آمریکا و رژیم صهیونیستی بازی می‌کند.

این ماجرا صرفاً یک اختلاف داخلی میان دولت ایتالیا و مخالفانش نیست؛ بلکه نشانه‌ای از یک الگوی ثابت در رفتار اروپا طی دو دهه اخیر است؛ الگویی که اکنون باید در محاسبات دیپلماتیک ایران، به‌ویژه در آستانه شکل‌گیری دور جدید تفاهمات تهران و واشنگتن، مورد توجه جدی قرار گیرد.

افشاگری که روایت اروپا را فرو ریخت

روته با اشاره به عملیات نظامی آمریکا علیه ایران، اعلام کرد صدها هواپیمای آمریکایی از پایگاه‌های ایتالیا برای پشتیبانی این عملیات استفاده کرده‌اند.

دولت جورجیا ملونی در واکنش به سخنان مارک روته دبیرکل ناتو گفت: ایتالیا در تجاوز نظامی علیه ایران مشارکت نداشته و صرفاً برخی همکاری‌های فنی و لجستیکی را در چارچوب توافقات موجود انجام داده است.

وی افزود: وقتی درخواست‌هایی فراتر از آن مطرح شد، مجوز استفاده از آنها را ندادیم.

همچنین وزیر دفاع این کشور نیز اظهارات روته را «گمراه‌کننده» توصیف کرد و با صدور بیانیه‌ای رسمی اعلام کرد که دولت فقط فعالیت‌های فنی و لجستیکی (غیرجنگی) را مجاز دانسته و هرگونه درخواست فراتر از آن را رد کرده است.

او از اظهارات روته ابراز شگفتی کرد و آن را پیامی «کاملاً گمراه‌کننده» خواند که پروازهای پشتیبانی مجاز را با عملیات رزمی اشتباه گرفته است.

واکنش وزیر دفاع ایتالیا و تلاش برای تکذیب سخنان دبیرکل ناتو، بیش از آنکه بحران را کنترل کند، بر دامنه ابهامات افزود؛ زیرا اگر سخنان روته نادرست بود، چرا یکی از عالی‌ترین مقامات ناتو چنین ادعایی را مطرح کرده است؟ و اگر درست بود، دولت ایتالیا چرا افکار عمومی و پارلمان را در جریان واقعیت قرار نداده است؟

همین تناقض، مخالفان دولت را به این جمع‌بندی رساند که ملونی یا به مردم و پارلمان حقیقت را نگفته یا اروپا بار دیگر در حال اجرای سیاست همیشگی «دو چهره» است.

الگوی تکراری اروپا؛ از برجام تا جنگ علیه ایران

برای جمهوری اسلامی ایران، این رفتار تازگی ندارد. اروپا در جریان مذاکرات هسته‌ای نیز همواره تلاش کرده خود را بازیگری مستقل از آمریکا معرفی کند؛ اما تجربه برجام نشان داد که در حساس‌ترین بزنگاه‌ها، کشورهای اروپایی نه تنها در برابر فشارهای واشنگتن ایستادگی نکردند، بلکه عملاً به اجرای همان سیاست‌های آمریکا تن دادند.

پس از خروج آمریکا از برجام، اروپا وعده ایجاد سازوکارهای مالی مستقل، حفظ تجارت با ایران و جبران خسارت‌های ناشی از تحریم را داد، اما تقریباً هیچ‌یک از این وعده‌ها عملی نشد.

اکنون نیز همان الگو دوباره تکرار شده است؛ در ظاهر مخالفت با جنگ، اما در عمل فراهم کردن زیرساخت‌های لجستیکی برای عملیات نظامی آمریکا.

این همان شکافی است که امروز حتی سیاستمداران ایتالیایی نیز درباره آن سخن می‌گویند.

اروپا؛ میانجی یا شریک پنهان؟

یکی از مهم‌ترین پرسش‌هایی که پس از افشاگری روته مطرح می‌شود این است که آیا اروپا می‌تواند در آینده نقش میانجی یا تضمین‌کننده هرگونه توافق احتمالی میان ایران و آمریکا را بر عهده بگیرد؟

واقعیت آن است که میانجی، پیش از هر چیز، باید بی‌طرف باشد؛ اما کشوری که پایگاه نظامی خود را در اختیار یکی از طرف‌های درگیر قرار می‌دهد، چگونه می‌تواند هم‌زمان نقش داور بی‌طرف را ایفا کند؟

این تناقض، اعتبار اروپا را نه فقط نزد ایران، بلکه حتی در افکار عمومی داخل کشورهای اروپایی نیز زیر سؤال برده است.

ناتو؛ جایی که استقلال اروپا پایان می‌یابد

اظهارات روته یک واقعیت مهم دیگر را نیز آشکار کرد؛ در مسائل امنیتی، اروپا عملاً استقلال راهبردی ندارد.

هرچند طی سال‌های اخیر بارها از «استقلال دفاعی اروپا» سخن گفته شده، اما بحران اوکراین، جنگ غزه و اکنون جنگ علیه ایران نشان داده است که تصمیمات اصلی همچنان در چارچوب ناتو و با محوریت آمریکا اتخاذ می‌شود.

به بیان دیگر، اختلافات لفظی میان برخی رهبران اروپایی و واشنگتن، بیش از آنکه اختلافی راهبردی باشد، اختلافی تاکتیکی است. وقتی پای عملیات نظامی به میان می‌آید، اروپا همچنان بخشی از ماشین امنیتی آمریکا باقی می‌ماند.

در چنین شرایطی، بازگشت اروپا به میز مذاکرات ایران و آمریکا، نه تنها کمکی به روند دیپلماسی نخواهد کرد، بلکه احتمال پیچیده‌تر شدن مذاکرات را افزایش می‌دهد.

اروپا طی سال‌های گذشته نشان داده نه توان مقابله با فشارهای آمریکا را دارد و نه اراده لازم برای اجرای تعهدات مستقل خود.

از این منظر، سپردن هرگونه نقش میانجی، ناظر یا تضمین‌کننده به کشورهای اروپایی، با توجه به تجربه برجام و اکنون افشاگری اخیر درباره همکاری نظامی با آمریکا، فاقد پشتوانه عملی خواهد بود.

در نهایت؛ افشاگری مارک روته را نباید صرفاً یک جنجال سیاسی در ایتالیا دانست. این ماجرا، پرده‌ای دیگر از واقعیت رفتار اروپا را کنار زد؛ رفتاری که سال‌هاست میان ادعای استقلال و تبعیت عملی از سیاست‌های آمریکا در نوسان است.

اکنون که زمزمه‌های ورود ایران و آمریکا به مرحله‌ای جدید از گفت‌وگوها مطرح شده، این تجربه می‌تواند یک درس راهبردی برای دستگاه دیپلماسی ایران باشد؛ اروپا در بزنگاه‌های امنیتی، بیش از آنکه شریک قابل اعتماد باشد، بخشی از سازوکار تصمیم‌گیری ناتو است.

اگر قرار است توافقی پایدار شکل بگیرد، تکرار تجربه واگذاری نقش‌های کلیدی به بازیگرانی که سابقه‌ای طولانی در دوگانگی رفتاری دارند، می‌تواند همان اشتباهی باشد که هزینه‌های آن پیش‌تر نیز بر دوش ملت ایران گذاشته شده است.

 

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه