امروزی ها اصلاً بازیکن نیستند!

امروزی ها اصلاً بازیکن نیستند!
دروازه بان سابق پرسپولیس می گوید در ابتدا گوش چپ بازی می کرد و سپس دروازه بان شد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی داناعزیز اصلی، عزیز همه پرسپولیسی‌هاست. پیشکسوت دوست‌داشتنی و دروازه‌بان محبوبی که حالا در آلمان زندگی می‌کند اما برای سال‌ها، گلر یکِ پرسپولیس بود، آن هم در زمانی که پرسپولیس فقط یک اسم نبود، می‌رفت تا به یک مکتب بدل شود. در آستانه دربی، به کمک مهدی حدادپور فرصتی پیش آمد تا با عزیز اصلی به صحبت بپردازیم.

, شبکه اطلاع رسانی دانا,

شرایط زندگی مرا به اینجا کشید 
در آلمان زندگی می‌کنم. سال‌هاست که اینجا هستم و باید بگویم شرایط زندگی، مرا به اینجا کشاند. یک فروشگاه لوازم ورزشی را مدیریت می‌کنم که البته همان شغل دومم در ایران بود. فوتبال ایران را نیز تا جایی که بتوانم، دنبال می‌کنم اما در مورد تیم‌ملی، شرایط فرق دارد چون در جام‌جهانی‌ 2006 و 1998 در کنار تیم‌ملی بودم.

,
,

گوش چپ بودم و گلر شدم 
فوتبالم را در دوران نوجوانی شروع کردم. آن زمان در سمت چپ بازی می‌کردم اما یکسری اتفاقات افتاد تا دروازه‌بانی را تجربه کنم و آنقدر موفق بودم که در این پست به تیم‌ملی برسم. ما دارایی‌چی بودیم و به تیم‌مان خیلی تعصب داشتیم اما وقتی دارایی منحل شد، من و محراب شاهرخی به پرسپولیس آمدیم، پورحیدری، اکبر افتخاری و جلال طالبی به تاج رفتند و غلام وفاخواه، مصطفی عرب و فریبرز اسماعیلی هم راهی عقاب شدند.

,
,

تیم‌ملی را این‌طور از دست دادم 
یادم می‌‌آید رفته بودیم دربار شاه و به تک‌تک بازیکنان اعلام شد در زمان ملاقات با شاه باید دستش را ببوسید. من این کار را انجام ندادم و قبل از دیدار شاه هم گفته بودم دست کسی را نمی‌بوسم. بعد از آن ماجرا، از تیم‌ملی خط خوردم آن هم در اوج آمادگی. نمی‌گویم ناصر حجازی دروازه‌بان بدی است ولی او پس از من صاحب دروازه تیم‌ملی شد.

,
,

بارها عذرخواهی کردم تا دهداری مرا ببخشد
در یکی از بازی‌ها، در سال‌هایی که به تازگی به پرسپولیس رفته بودم، وقتی فهمیدم در ترکیب اصلی هستم، گفتم تا به من 10 هزار تومان ندهید، وارد زمین نمی‌شوم. آن زمان دهداری سرمربی تیم بود و هادی طاووسی گلر دوم اما چون هادی با من مشکل داشت، آن روز به زمین امجدیه (شهید شیرودی) نیامد و فقط من بودم که می‌توانستم بازی کنم. خلاصه تماشاگران این موضوع را متوجه شدند و روی سکو پول جمع کردند تا 10 هزار تومان مرا بدهند. پول را که گرفتم، رفتم داخل رختکن و گفتم من آماده‌ام اما مرحوم دهداری به من گفت: باید بنشینی بیرون. حتی روی نیمکت هم نمی‌آیی. آن روز جعفر کاشانی دروازه‌بان پرسپولیس شد. من هم بارها عذرخواهی کردم تا بالاخره آقای دهداری مرا بخشید و به تمرینات و بازی‌ها برگشتم.

,
,

یک چک زدم زیر گوش داور و رفتم
در سال 48 هادی طاووسی به خاطر مسائل مالی چند نفر از بازیکنان را به تیم پیکان برد اما من با پرسپولیس ماندم. همان سال فردی به نام رجب فرامرزی از بانک ملی چند بازیکن جوان مثل مسیح مسیح‌نیا، مودت، ناصر سلیمی، محمد کبریایی و... را با خود به پرسپولیس آورد و ما با همین بازیکنان به دربی رفتیم. حدود 25 هزار نفر به استادیوم آمده بودند، بازی شور و هیجان داشت اما ما گل خوردیم. تا اواخر بازی از استقلال یا تاج آن زمان عقب بودیم که در آخرین دقایق بازی محمود خوردبین با یک ضربه سر به تیر دروازه آنها کوبید که توپ از خط رد شد اما ابوالقاسم حاج‌ابوالحسن داور بازی که به او لقب تاج‌ابوالحسن داده بودند، گل را مردود اعلام کرد. همه داشتند اعتراض می‌کردند و من که خیلی عصبانی بودم، آرام آرام از دروازه جدا شدم و رفتم داخل محوطه جریمه استقلال. آنجا که رسیدم، یک چک محکم زیر گوش حاج‌ابوالحسن زدم! بعد هم خودم به سمت رختکن رفتم ولی بازی خراب شد و سپس این دیدار را 3 بر صفر به سود استقلال کردند.

,
,

چک دوم را هم به یک داور تاجی زدم! 
یک بار دیگر هم داور را در دربی کتک زدم. این بار ارشد برازنده داور بود که می‌گفتند تاجی است. این بار ما یک بر صفر جلو بودیم اما حدود دقیقه 80 برای استقلال یک خطای ناحق گرفتند که این توپ وارد دروازه من شد. ما چند دقیقه‌ای بابت گرفتن این خطا به داور اعتراض می‌کردیم ولی زیر بار اشتباهش نمی‌رفت. چند دقیقه بعد، همه ما عصبانی و شاکی بودیم که کارو حق‌وردیان زیر محراب شاهرخی را خالی کرد تا شاهرخی بدجوری زمین بخورد و بیهوش شود. همایون بهزادی به کارو اعتراض کرد که عباس مژدهی با مشت به بینی همایون کوبید. همه بازیکنان درگیر این ماجرا بودند اما در نهایت ارشد برازنده داور بازی به همایون بهزادی و حسین کلانی کارت قرمز نشان داد. من هم به سمت داور رفتم و یک چک محکم خواباندم زیر گوشش!

,
,

من اول ضدتاج هستم و بعد پرسپولیسی 
خیلی‌ها می‌گویند ما قدیمی‌ها فقط پرسپولیسی بودیم در صورتی که این‌طور نیست. ما اول ضدتاجی بودیم و بعد پرسپولیسی. ما در ابتدا از تاج یا استقلال خوش‌مان نمی‌آمد و بعد عاشق پرسپولیس بودیم. البته احترام همه بازیکنان تاج و هواداران استقلال را نگه می‌داشتیم اما این یک مدل طرفداری بود که برای بازی در پرسپولیس باید در ابتدا علیه تاج یا استقلال بودی.

,
,

بازیکنان امروز که بازیکن نیستند 
دربی هم دربی‌های قدیم. زمان ما حتی درگیری‌ها و دعواهایش هم جذاب بود. همه چیزش عالی بود. بازی‌ها سرعت داشت، گل‌ها دیدنی بود. ورزشگاه‌ها هم پر می‌شد ولی حالا انگار بازیکنان جانی برای فوتبال بازی کردن ندارند. آنها اصلاً بازیکن نیستند. بازیکنان زمان ما را ببینید. هم استقلالی‌ها خوب بودند و هم پرسپولیسی‌ها حتی تیم‌های دیگر تهرانی و شهرستانی پر از بازیکنان خوب بود. ما با یک باخت گریه می‌کردیم و با یک برد از ته دل می‌خندیدیم. حالا فکر می‌کنم شرایط خیلی فرق کرده باشد. با این حال امیدوارم پرسپولیس باز هم این دربی را با برد پشت ‌سر بگذارد و هوادارانش را خوشحال کند.

,
,

 

,

انتهای خبر

,

 

]
  • برچسب ها
  • #
  • #
  • #

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه