نگاهی گذرا بر بسترهای شکلگیری صهیونیسم؛
حاکمیت جهانی صهیونیسم با دمیدن روح الحاد و بیدینی بر پیکره ملتها
سالها متمادی است که وجود غده سرطانیای در دنیای اسلام به نام «اسراییل»، آرامش و امنیت را از مسلمانان و به ویژه فلسطینیان گرفته است. حکایت همکیشان فلسطینی و همنوعانی که گرفتار چنگال جلادان درندهخو و نژادپرست صهیونیست هستند و همه روز دیدگانشان پر از اشک و خون است، حکایتی بس دردناک و غمانگیز.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا؛ علی صفاریان در سایت طنین یاس نوشت: سالهای متمادی است که وجود غده سرطانیای در دنیای اسلام به نام «اسراییل»، آرامش و امنیت را از مسلمانان و به ویژه فلسطینیان گرفته است. حکایت همکیشان فلسطینی و همنوعانی که گرفتار چنگال جلادان درندهخو و نژادپرست صهیونیست هستند و همه روز دیدگانشان پر از اشک و خون است، حکایتی بس دردناک و غمانگیز.
, شبکه اطلاع رسانی دانا, طنین یاس,
سکوت معنیدار مدعیان دروغین حقوق بشر و به طور اخص حکام کشورهای عربی که با تأیید ضمنی جنایات صهیونیست همراه است، خون هر انسان آزادهای را به غلیان وامیدارد.
علاوه بر دلایلی که در کتب تاریخ در مورد تشکیل رژیم غاصب صهیونیست آورده شده است، این را هم باید اضافه کرد که آمریکا، انگلیس و همپالگیهای فتنهگرشان در نظر داشتند قوم یهود را در یک جا به بهانه تشکیل یک کشور واحد یهودی جمع کرده و شرشان را از کشورهای خود دور کنند؛ چرا که یهودیان همچون اختاپوسی بر شریانهای حیاتی اقتصاد، سیاست و... کشورهای میزبان چنبره زده و امور اساسی آن کشورها را به طور غیررسمی در دست داشتند. البته ناگفته پیداست که این تدبیر کارگر نیفتاد و همچنان امور جهان در اختیار صهیونیستها است. به عنوان نمونه شعارهای انتخاباتی رییسجمهور آمریکا را به یادآورید و عملکرد دوران زمامداریاش که مجبور شد بسیاری از وعدههای خود را به فراموشی بسپارد، چرا که صهیونیسم جهانی اجازه به خطر افتادن منافع خود را نمیدهد.
کرونولوژی اخراج قوم یهود از کشورها:
اگر تاریخ قوم یهود و عقاید و تفکرات منحرفشان را مورد مداقه قرار دهیم، به نکات بس شگرفی برمیخوریم:
- پس از مرگ حضرت سلیمان(ع)، (حدود سال 932 قبل از میلاد) دولت یهود به دو قسمت تقسیم شد. یکی در شمال که پایتختش سامره (نابلس) بود و دیگری در جنوب که به پایتختی اورشلیم(بیتالمقدس). این دو دولت حدود دویست سال با هم جنگیدند. امپراتوری آشوری بر آنها چیره گشت و فرمان داد تا همهی یهودیان را از آن منطقه خارج سازند. (722 قبل از میلاد)
- در سال 1290 میلادی ادوارد اول پادشاه انگلستان امر کرد که همهی یهودیان از این کشور خارج شوند و تا چهار صدسال ورود آنان به انگلستان ممنوع بود.
- در سال 1341 میلادی مردم فرانسه بر علیه یهودیان شورش کرده و هزاران یهودی را کشتند، به طوری که در سال 1394 میلادی یک یهودی در فرانسه وجود نداشت. در سال 1492میلادی به آنها اجازه داده شد به فرانسه بازگردند، ولی ممنوع شده بود در شهرها سکونت گزینند.
- در آلمان هم چندین بار طرد شدند و آخرین مرتبه به دست هیتلر انجام گرفت.
- در سال 1492 میلادی پادشاه اسپانیا آنها را برای ابد از اسپانیا اخراج کرد!
- از شوروی سابق، لهستان، بلغارستان، سوییس، ایتالیا و مجارستان چندین بار اخراج شدند.
چرا در قرون گذشته حکومتها اینقدر با یهودیان بدرفتاری کردهاند؟! زیرا دروغ، افترا، تحریف حقایق، مکر و خدعه، پیمانشکنی، نقض عهد، فساد اخلاق، رباخواری، ثروتاندوزی از هر طریق، جزو خصوصیات ذاتی این گروه اندک است.
اهداف محافل صهیونیستی:
یهودیان برای جبران همه رنجها و زجرهایی که (به زعم خودشان) متحمل شده بودند، محافل و حزبهای گوناگون ایجاد کردند تا بتوانند انتقام آن همه سختگیریهای دولتها را از ملتها بگیرند. در قرن هفدهم محفلی ماسونی تشکیل داده و هدف خود را چنین قرار دادند:
- محافظت از یهودیسم
- نابود کردن همه ادیان جهان
- دمیدن روح الحاد و بیدینی در ملتهای جهان
به عقیده صهیونیستها، هر یهودی، صهیونی است ولی لازم نیست که هر صهیونی یهودی باشد؛ مانند چرچیل(نخستوزیر زمان جنگ جهانی دوم انگلستان)، ترومن، آیزنهاور، جانسون (رؤسای جمهور اسبق آمریکا). و در دوران اخیر نومحافظهکارانی مانند؛ کاندولیزا رایس (وزیر خارجه سابق آمریکا)، دیک چنی(معاون رییسجمهور)، جان بولتون(نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل)و بسیار دیگر سیاستمداران وابسته و مطیع آرمانهای صهیونیسم، در ظاهر مسیحی هستند اما تمام هم و غم خود را در راه خدمت به آرمان صهیونیسم گذاشتهاند.
متأسفانه یهودیان متنفذ و قدرتمند کم نیستند. به عنوان مثال جورج سوروس یکی از عوامل اصلی بحران اقتصادی شرق آسیا بود که با اقدامات او و ایادیاش، در دهه گذشته میلادی اقتصاد منطقهی شرق آسیا را به شدت متلاطم نمود و تا امروز ورشکستگی پیش برد. روپرت مرداخ تبعه استرالیا، یکی دیگر از قدرتمندترین مردان جهان است که به عنوان «امپراتور رسانهها» شهرت پیدا کرده است و شبکههای متعدد تلویزیونی مانند فاکس نیوز، شبکههای رادیویی و روزنامهها و نشریات در سرتاسر جهان و در کشورهای مختلف با ثروت دهها میلیارد دلاری او منتشر میشوند و هر روز بر این قدرت ویرانگر افزوده میشود. زمانی متوجه توانایی بیحد و اندازهی او میشویم که تصور کنیم با این امکانات رسانهای چه تأثیر عظیمی میتواند بر افکار عمومی بگذارد!!
چرا راه دور برویم؟! همه برای «اینشتین» احترام قائلیم و او را دانشمند بزرگی میدانیم، اما با یک جستجوی ساده در دایرة المعارف ویکیپدیا، علاوه بر شخصیت علمی، زوایای دیگری از تفکرات و منش این فرد بر ما هویدا میشود: «انیشتین حامی سرشناس هم برای صهیونیسم کارگری و هم برای تلاشهای پیش برنده همکاری یهودی-عربی بود. او در زمان قیومیت بریتانیا بر فلسطین، از ایجاد وطن ملی یهودی حمایت میکرد ولی در ابتدا مخالف ایده یک دولت یهودی دارای مرز، یک ارتش و درجهای از قدرت دنیوی بود.
انیشتین در سال ۱۹۳۹ کتابی نیز به نام «درباره صهیونیسم» (About Zionism) نوشت. او پس از سفر به آمریکا به سخنرانیهایش به نفع صهیونیسم ادامه داد. انیشتین در یک سخنرانی در هتل کومودور نیویورک، به مردم گفت: «آگاهی من از ماهیت اصلی یهودیت با عقیده یک کشور یهودی دارای مرز، ارتش و درجهای از قدرت دنیوی هر چقدر هم که متعادل باشد، مخالف است. من نگران آسیب داخلی هستم که یهودیت متحمل آن خواهد شد».
او همچنین یک نامه سرگشاده منتشر شده در نیویورک تایمز را نیز امضا کرد. این نامه مناخیم بگین و حزب ملیگرای هروت را خصوصاً برای برخورد نامناسب با بومیان عرب در جریان دیر یاسین توسط ارگون پیشینیان هروت محکوم کرد. علیرغم این نگرانیها، او در تأسیس دانشگاه عبری در اورشلیم، فعالیت بسیاری کرد و در سال (۱۹۳۰) کتابی با عنوان «در مورد صهیونیسم: مجموعه مقالات و سخنرانیهای استاد آلبرت انیشتین» منتشر کرد و مقالات خود را وقف آن دانشگاه کرد.
در سال ۱۹۵۲ و پس از درگذشت حییم وایزمن، عزرائیل کارلیباخ، روزنامهنگار پرنفوذ اسرائیلی در نامهای به آلبرت انیشتین پیشنهاد داد که مقام رئیسجمهوری اسرائیل را بپذیرد، اما انیشتین این پیشنهاد را نپذیرفت و گفت که فاقد توانایی لازم برای این کار است؛ و به بهانه اشتغالات علمی از پذیرش این مسئولیت سرباز زد.» قدرتمندترین و متنفذترین کارگردانان هالیوود، یهودی هستند. استیون اسپیلبرگ با فیلم «فهرست شیندلر»، جورج لوکاس با مجموعه فیلمهای «جنگهای ستارهای»، جیمز کامرون با فیلم «دروغهای واقعی»، برادران واچوفسکی با سه گانه «ماتریکس» ارادت و سرسپردگی خود را به صهیونیسم نشان دادهاند. شاید پویانماییهای «فرار جوجهای»، «دایناسور» و «زندگی یک حشره» را دیده باشید که موضوع و تم اصلی آنها مهاجرت از شرایط سخت و نامطلوب حاضر به سوی سرزمین موعود است. با کمی دقت، آموزههای صهیونیسم و هولوکاست را در این فیلمها و صدها نمونه دیگر که در این مقال نمیگنجد مییابیم.
اندکی هم به افکار و عقاید پلید این قوم فاسد که در کتاب «دنیا و یهود» نوشته آیتا... سید محمد شیرازی آمده است بپردازیم:
- ارواح یهود از ارواح دیگر افضل است، زیرا ارواح یهود جزء خداوند است! همچنانکه فرزند جزء پدرش هست و روحهای یهود نزد خدا عزیزتر است، زیرا ارواح دیگران شیطانی و مانند ارواح حیوانات است.
- بهشت مخصوص یهود است و هیچکس به جز آنها داخل آن نمیشود، ولی جهنم جایگاه مسیحیان و مسلمانان است.
- اسراییلی در نزد خداوند بیش از ملائکه محبوب و معتبر است.
- اگر یک نفر غیر یهودی، یک یهودی را بزند، چنان است که به عزت الهیه جسارت کرده و جزای چنین شخصی جز مرگ چیز دیگری نیست و باید او را کشت.
- اجانب برای خدمت کردن به یهود به صورت انسان خلق شدهاند.
- تقلب، غش و خدعه کردن با غیر یهودی بلامانع است.
- هرگاه یهودی و اجنبی شکایت داشته باشند، باید حق را به جانب یهودی داد اگر چه بر باطل باشد.
- هرگاه غیریهودی احتیاج به پول داشته باشد، آنقدر باید از او ربا گرفت که تمام مایملکش را از دست بدهد.
- حیات و زندگی دیگران ملک یهود است، چه رسد به اموال آنها.
- برای یهودی مانعی ندارد تسلیم امیال و شهوات خود شود.
- ما ملت برگزیده خداوندیم و لذا برای ما حیوانات انسانی! خلق کرده است. زیرا خدا میدانست که ما احتیاج به دو قسم حیوان داریم: یکی حیوانات بیشعور مانند بهایم و حیوانات غیر ناطقه و دیگری حیوانات ناطقه و باشعور مانند مسیحیان، مسلمانان و بودائیان و برای آن که بتوانیم از همه آنها به اصطلاح سواری بگیریم، ما را در جهان متفرق ساخته است.
با ملاحظه این افکار و نظرات، اقدامات دژخیمان نژادپرست صهیونیست خیلی عجیب نیست. آنها طبق ذات پلید خود رفتار میکنند و ما چه کرده ایم یا چه میتوانیم بکنیم؟! تنها دولت و ملتی که حمایت خود را از مردم مظلوم فلسطین با صدای رسا و محکم اعلام کرده است، جمهوری اسلامی ایران است و سکوت سؤالبرانگیز کشورهای دیگر به ویژه کشورهای عربی که همزبان و هممرز با فلسطین هستند، با هیچ دلیلی قابل توجیه نیست. و در پایان با تمام آنچه گفته آمد: تأویل آیه مبارکه: «الم نجعل کیدهم فی تضلیل» نزدیک است. ان شاءا...
انتهای پیام/خ
سکوت معنیدار مدعیان دروغین حقوق بشر و به طور اخص حکام کشورهای عربی که با تأیید ضمنی جنایات صهیونیست همراه است، خون هر انسان آزادهای را به غلیان وامیدارد.
علاوه بر دلایلی که در کتب تاریخ در مورد تشکیل رژیم غاصب صهیونیست آورده شده است، این را هم باید اضافه کرد که آمریکا، انگلیس و همپالگیهای فتنهگرشان در نظر داشتند قوم یهود را در یک جا به بهانه تشکیل یک کشور واحد یهودی جمع کرده و شرشان را از کشورهای خود دور کنند؛ چرا که یهودیان همچون اختاپوسی بر شریانهای حیاتی اقتصاد، سیاست و... کشورهای میزبان چنبره زده و امور اساسی آن کشورها را به طور غیررسمی در دست داشتند. البته ناگفته پیداست که این تدبیر کارگر نیفتاد و همچنان امور جهان در اختیار صهیونیستها است. به عنوان نمونه شعارهای انتخاباتی رییسجمهور آمریکا را به یادآورید و عملکرد دوران زمامداریاش که مجبور شد بسیاری از وعدههای خود را به فراموشی بسپارد، چرا که صهیونیسم جهانی اجازه به خطر افتادن منافع خود را نمیدهد.
کرونولوژی اخراج قوم یهود از کشورها:
اگر تاریخ قوم یهود و عقاید و تفکرات منحرفشان را مورد مداقه قرار دهیم، به نکات بس شگرفی برمیخوریم:
- پس از مرگ حضرت سلیمان(ع)، (حدود سال 932 قبل از میلاد) دولت یهود به دو قسمت تقسیم شد. یکی در شمال که پایتختش سامره (نابلس) بود و دیگری در جنوب که به پایتختی اورشلیم(بیتالمقدس). این دو دولت حدود دویست سال با هم جنگیدند. امپراتوری آشوری بر آنها چیره گشت و فرمان داد تا همهی یهودیان را از آن منطقه خارج سازند. (722 قبل از میلاد)
- در سال 1290 میلادی ادوارد اول پادشاه انگلستان امر کرد که همهی یهودیان از این کشور خارج شوند و تا چهار صدسال ورود آنان به انگلستان ممنوع بود.
- در سال 1341 میلادی مردم فرانسه بر علیه یهودیان شورش کرده و هزاران یهودی را کشتند، به طوری که در سال 1394 میلادی یک یهودی در فرانسه وجود نداشت. در سال 1492میلادی به آنها اجازه داده شد به فرانسه بازگردند، ولی ممنوع شده بود در شهرها سکونت گزینند.
- در آلمان هم چندین بار طرد شدند و آخرین مرتبه به دست هیتلر انجام گرفت.
- در سال 1492 میلادی پادشاه اسپانیا آنها را برای ابد از اسپانیا اخراج کرد!
- از شوروی سابق، لهستان، بلغارستان، سوییس، ایتالیا و مجارستان چندین بار اخراج شدند.
چرا در قرون گذشته حکومتها اینقدر با یهودیان بدرفتاری کردهاند؟! زیرا دروغ، افترا، تحریف حقایق، مکر و خدعه، پیمانشکنی، نقض عهد، فساد اخلاق، رباخواری، ثروتاندوزی از هر طریق، جزو خصوصیات ذاتی این گروه اندک است.
اهداف محافل صهیونیستی:
یهودیان برای جبران همه رنجها و زجرهایی که (به زعم خودشان) متحمل شده بودند، محافل و حزبهای گوناگون ایجاد کردند تا بتوانند انتقام آن همه سختگیریهای دولتها را از ملتها بگیرند. در قرن هفدهم محفلی ماسونی تشکیل داده و هدف خود را چنین قرار دادند:
- محافظت از یهودیسم
- نابود کردن همه ادیان جهان
- دمیدن روح الحاد و بیدینی در ملتهای جهان
به عقیده صهیونیستها، هر یهودی، صهیونی است ولی لازم نیست که هر صهیونی یهودی باشد؛ مانند چرچیل(نخستوزیر زمان جنگ جهانی دوم انگلستان)، ترومن، آیزنهاور، جانسون (رؤسای جمهور اسبق آمریکا). و در دوران اخیر نومحافظهکارانی مانند؛ کاندولیزا رایس (وزیر خارجه سابق آمریکا)، دیک چنی(معاون رییسجمهور)، جان بولتون(نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل)و بسیار دیگر سیاستمداران وابسته و مطیع آرمانهای صهیونیسم، در ظاهر مسیحی هستند اما تمام هم و غم خود را در راه خدمت به آرمان صهیونیسم گذاشتهاند.
متأسفانه یهودیان متنفذ و قدرتمند کم نیستند. به عنوان مثال جورج سوروس یکی از عوامل اصلی بحران اقتصادی شرق آسیا بود که با اقدامات او و ایادیاش، در دهه گذشته میلادی اقتصاد منطقهی شرق آسیا را به شدت متلاطم نمود و تا امروز ورشکستگی پیش برد. روپرت مرداخ تبعه استرالیا، یکی دیگر از قدرتمندترین مردان جهان است که به عنوان «امپراتور رسانهها» شهرت پیدا کرده است و شبکههای متعدد تلویزیونی مانند فاکس نیوز، شبکههای رادیویی و روزنامهها و نشریات در سرتاسر جهان و در کشورهای مختلف با ثروت دهها میلیارد دلاری او منتشر میشوند و هر روز بر این قدرت ویرانگر افزوده میشود. زمانی متوجه توانایی بیحد و اندازهی او میشویم که تصور کنیم با این امکانات رسانهای چه تأثیر عظیمی میتواند بر افکار عمومی بگذارد!!
چرا راه دور برویم؟! همه برای «اینشتین» احترام قائلیم و او را دانشمند بزرگی میدانیم، اما با یک جستجوی ساده در دایرة المعارف ویکیپدیا، علاوه بر شخصیت علمی، زوایای دیگری از تفکرات و منش این فرد بر ما هویدا میشود: «انیشتین حامی سرشناس هم برای صهیونیسم کارگری و هم برای تلاشهای پیش برنده همکاری یهودی-عربی بود. او در زمان قیومیت بریتانیا بر فلسطین، از ایجاد وطن ملی یهودی حمایت میکرد ولی در ابتدا مخالف ایده یک دولت یهودی دارای مرز، یک ارتش و درجهای از قدرت دنیوی بود.
انیشتین در سال ۱۹۳۹ کتابی نیز به نام «درباره صهیونیسم» (About Zionism) نوشت. او پس از سفر به آمریکا به سخنرانیهایش به نفع صهیونیسم ادامه داد. انیشتین در یک سخنرانی در هتل کومودور نیویورک، به مردم گفت: «آگاهی من از ماهیت اصلی یهودیت با عقیده یک کشور یهودی دارای مرز، ارتش و درجهای از قدرت دنیوی هر چقدر هم که متعادل باشد، مخالف است. من نگران آسیب داخلی هستم که یهودیت متحمل آن خواهد شد».
او همچنین یک نامه سرگشاده منتشر شده در نیویورک تایمز را نیز امضا کرد. این نامه مناخیم بگین و حزب ملیگرای هروت را خصوصاً برای برخورد نامناسب با بومیان عرب در جریان دیر یاسین توسط ارگون پیشینیان هروت محکوم کرد. علیرغم این نگرانیها، او در تأسیس دانشگاه عبری در اورشلیم، فعالیت بسیاری کرد و در سال (۱۹۳۰) کتابی با عنوان «در مورد صهیونیسم: مجموعه مقالات و سخنرانیهای استاد آلبرت انیشتین» منتشر کرد و مقالات خود را وقف آن دانشگاه کرد.
در سال ۱۹۵۲ و پس از درگذشت حییم وایزمن، عزرائیل کارلیباخ، روزنامهنگار پرنفوذ اسرائیلی در نامهای به آلبرت انیشتین پیشنهاد داد که مقام رئیسجمهوری اسرائیل را بپذیرد، اما انیشتین این پیشنهاد را نپذیرفت و گفت که فاقد توانایی لازم برای این کار است؛ و به بهانه اشتغالات علمی از پذیرش این مسئولیت سرباز زد.» قدرتمندترین و متنفذترین کارگردانان هالیوود، یهودی هستند. استیون اسپیلبرگ با فیلم «فهرست شیندلر»، جورج لوکاس با مجموعه فیلمهای «جنگهای ستارهای»، جیمز کامرون با فیلم «دروغهای واقعی»، برادران واچوفسکی با سه گانه «ماتریکس» ارادت و سرسپردگی خود را به صهیونیسم نشان دادهاند. شاید پویانماییهای «فرار جوجهای»، «دایناسور» و «زندگی یک حشره» را دیده باشید که موضوع و تم اصلی آنها مهاجرت از شرایط سخت و نامطلوب حاضر به سوی سرزمین موعود است. با کمی دقت، آموزههای صهیونیسم و هولوکاست را در این فیلمها و صدها نمونه دیگر که در این مقال نمیگنجد مییابیم.
اندکی هم به افکار و عقاید پلید این قوم فاسد که در کتاب «دنیا و یهود» نوشته آیتا... سید محمد شیرازی آمده است بپردازیم:
- ارواح یهود از ارواح دیگر افضل است، زیرا ارواح یهود جزء خداوند است! همچنانکه فرزند جزء پدرش هست و روحهای یهود نزد خدا عزیزتر است، زیرا ارواح دیگران شیطانی و مانند ارواح حیوانات است.
- بهشت مخصوص یهود است و هیچکس به جز آنها داخل آن نمیشود، ولی جهنم جایگاه مسیحیان و مسلمانان است.
- اسراییلی در نزد خداوند بیش از ملائکه محبوب و معتبر است.
- اگر یک نفر غیر یهودی، یک یهودی را بزند، چنان است که به عزت الهیه جسارت کرده و جزای چنین شخصی جز مرگ چیز دیگری نیست و باید او را کشت.
- اجانب برای خدمت کردن به یهود به صورت انسان خلق شدهاند.
- تقلب، غش و خدعه کردن با غیر یهودی بلامانع است.
- هرگاه یهودی و اجنبی شکایت داشته باشند، باید حق را به جانب یهودی داد اگر چه بر باطل باشد.
- هرگاه غیریهودی احتیاج به پول داشته باشد، آنقدر باید از او ربا گرفت که تمام مایملکش را از دست بدهد.
- حیات و زندگی دیگران ملک یهود است، چه رسد به اموال آنها.
- برای یهودی مانعی ندارد تسلیم امیال و شهوات خود شود.
- ما ملت برگزیده خداوندیم و لذا برای ما حیوانات انسانی! خلق کرده است. زیرا خدا میدانست که ما احتیاج به دو قسم حیوان داریم: یکی حیوانات بیشعور مانند بهایم و حیوانات غیر ناطقه و دیگری حیوانات ناطقه و باشعور مانند مسیحیان، مسلمانان و بودائیان و برای آن که بتوانیم از همه آنها به اصطلاح سواری بگیریم، ما را در جهان متفرق ساخته است.
با ملاحظه این افکار و نظرات، اقدامات دژخیمان نژادپرست صهیونیست خیلی عجیب نیست. آنها طبق ذات پلید خود رفتار میکنند و ما چه کرده ایم یا چه میتوانیم بکنیم؟! تنها دولت و ملتی که حمایت خود را از مردم مظلوم فلسطین با صدای رسا و محکم اعلام کرده است، جمهوری اسلامی ایران است و سکوت سؤالبرانگیز کشورهای دیگر به ویژه کشورهای عربی که همزبان و هممرز با فلسطین هستند، با هیچ دلیلی قابل توجیه نیست. و در پایان با تمام آنچه گفته آمد: تأویل آیه مبارکه: «الم نجعل کیدهم فی تضلیل» نزدیک است. ان شاءا...
انتهای پیام/خ
سکوت معنیدار مدعیان دروغین حقوق بشر و به طور اخص حکام کشورهای عربی که با تأیید ضمنی جنایات صهیونیست همراه است، خون هر انسان آزادهای را به غلیان وامیدارد.
علاوه بر دلایلی که در کتب تاریخ در مورد تشکیل رژیم غاصب صهیونیست آورده شده است، این را هم باید اضافه کرد که آمریکا، انگلیس و همپالگیهای فتنهگرشان در نظر داشتند قوم یهود را در یک جا به بهانه تشکیل یک کشور واحد یهودی جمع کرده و شرشان را از کشورهای خود دور کنند؛ چرا که یهودیان همچون اختاپوسی بر شریانهای حیاتی اقتصاد، سیاست و... کشورهای میزبان چنبره زده و امور اساسی آن کشورها را به طور غیررسمی در دست داشتند. البته ناگفته پیداست که این تدبیر کارگر نیفتاد و همچنان امور جهان در اختیار صهیونیستها است. به عنوان نمونه شعارهای انتخاباتی رییسجمهور آمریکا را به یادآورید و عملکرد دوران زمامداریاش که مجبور شد بسیاری از وعدههای خود را به فراموشی بسپارد، چرا که صهیونیسم جهانی اجازه به خطر افتادن منافع خود را نمیدهد.
کرونولوژی اخراج قوم یهود از کشورها:
اگر تاریخ قوم یهود و عقاید و تفکرات منحرفشان را مورد مداقه قرار دهیم، به نکات بس شگرفی برمیخوریم:
- پس از مرگ حضرت سلیمان(ع)، (حدود سال 932 قبل از میلاد) دولت یهود به دو قسمت تقسیم شد. یکی در شمال که پایتختش سامره (نابلس) بود و دیگری در جنوب که به پایتختی اورشلیم(بیتالمقدس). این دو دولت حدود دویست سال با هم جنگیدند. امپراتوری آشوری بر آنها چیره گشت و فرمان داد تا همهی یهودیان را از آن منطقه خارج سازند. (722 قبل از میلاد)
- در سال 1290 میلادی ادوارد اول پادشاه انگلستان امر کرد که همهی یهودیان از این کشور خارج شوند و تا چهار صدسال ورود آنان به انگلستان ممنوع بود.
- در سال 1341 میلادی مردم فرانسه بر علیه یهودیان شورش کرده و هزاران یهودی را کشتند، به طوری که در سال 1394 میلادی یک یهودی در فرانسه وجود نداشت. در سال 1492میلادی به آنها اجازه داده شد به فرانسه بازگردند، ولی ممنوع شده بود در شهرها سکونت گزینند.
- در آلمان هم چندین بار طرد شدند و آخرین مرتبه به دست هیتلر انجام گرفت.
- در سال 1492 میلادی پادشاه اسپانیا آنها را برای ابد از اسپانیا اخراج کرد!
- از شوروی سابق، لهستان، بلغارستان، سوییس، ایتالیا و مجارستان چندین بار اخراج شدند.
چرا در قرون گذشته حکومتها اینقدر با یهودیان بدرفتاری کردهاند؟! زیرا دروغ، افترا، تحریف حقایق، مکر و خدعه، پیمانشکنی، نقض عهد، فساد اخلاق، رباخواری، ثروتاندوزی از هر طریق، جزو خصوصیات ذاتی این گروه اندک است.
اهداف محافل صهیونیستی:
یهودیان برای جبران همه رنجها و زجرهایی که (به زعم خودشان) متحمل شده بودند، محافل و حزبهای گوناگون ایجاد کردند تا بتوانند انتقام آن همه سختگیریهای دولتها را از ملتها بگیرند. در قرن هفدهم محفلی ماسونی تشکیل داده و هدف خود را چنین قرار دادند:
- محافظت از یهودیسم
- نابود کردن همه ادیان جهان
- دمیدن روح الحاد و بیدینی در ملتهای جهان
به عقیده صهیونیستها، هر یهودی، صهیونی است ولی لازم نیست که هر صهیونی یهودی باشد؛ مانند چرچیل(نخستوزیر زمان جنگ جهانی دوم انگلستان)، ترومن، آیزنهاور، جانسون (رؤسای جمهور اسبق آمریکا). و در دوران اخیر نومحافظهکارانی مانند؛ کاندولیزا رایس (وزیر خارجه سابق آمریکا)، دیک چنی(معاون رییسجمهور)، جان بولتون(نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل)و بسیار دیگر سیاستمداران وابسته و مطیع آرمانهای صهیونیسم، در ظاهر مسیحی هستند اما تمام هم و غم خود را در راه خدمت به آرمان صهیونیسم گذاشتهاند.
متأسفانه یهودیان متنفذ و قدرتمند کم نیستند. به عنوان مثال جورج سوروس یکی از عوامل اصلی بحران اقتصادی شرق آسیا بود که با اقدامات او و ایادیاش، در دهه گذشته میلادی اقتصاد منطقهی شرق آسیا را به شدت متلاطم نمود و تا امروز ورشکستگی پیش برد. روپرت مرداخ تبعه استرالیا، یکی دیگر از قدرتمندترین مردان جهان است که به عنوان «امپراتور رسانهها» شهرت پیدا کرده است و شبکههای متعدد تلویزیونی مانند فاکس نیوز، شبکههای رادیویی و روزنامهها و نشریات در سرتاسر جهان و در کشورهای مختلف با ثروت دهها میلیارد دلاری او منتشر میشوند و هر روز بر این قدرت ویرانگر افزوده میشود. زمانی متوجه توانایی بیحد و اندازهی او میشویم که تصور کنیم با این امکانات رسانهای چه تأثیر عظیمی میتواند بر افکار عمومی بگذارد!!
چرا راه دور برویم؟! همه برای «اینشتین» احترام قائلیم و او را دانشمند بزرگی میدانیم، اما با یک جستجوی ساده در دایرة المعارف ویکیپدیا، علاوه بر شخصیت علمی، زوایای دیگری از تفکرات و منش این فرد بر ما هویدا میشود: «انیشتین حامی سرشناس هم برای صهیونیسم کارگری و هم برای تلاشهای پیش برنده همکاری یهودی-عربی بود. او در زمان قیومیت بریتانیا بر فلسطین، از ایجاد وطن ملی یهودی حمایت میکرد ولی در ابتدا مخالف ایده یک دولت یهودی دارای مرز، یک ارتش و درجهای از قدرت دنیوی بود.
انیشتین در سال ۱۹۳۹ کتابی نیز به نام «درباره صهیونیسم» (About Zionism) نوشت. او پس از سفر به آمریکا به سخنرانیهایش به نفع صهیونیسم ادامه داد. انیشتین در یک سخنرانی در هتل کومودور نیویورک، به مردم گفت: «آگاهی من از ماهیت اصلی یهودیت با عقیده یک کشور یهودی دارای مرز، ارتش و درجهای از قدرت دنیوی هر چقدر هم که متعادل باشد، مخالف است. من نگران آسیب داخلی هستم که یهودیت متحمل آن خواهد شد».
او همچنین یک نامه سرگشاده منتشر شده در نیویورک تایمز را نیز امضا کرد. این نامه مناخیم بگین و حزب ملیگرای هروت را خصوصاً برای برخورد نامناسب با بومیان عرب در جریان دیر یاسین توسط ارگون پیشینیان هروت محکوم کرد. علیرغم این نگرانیها، او در تأسیس دانشگاه عبری در اورشلیم، فعالیت بسیاری کرد و در سال (۱۹۳۰) کتابی با عنوان «در مورد صهیونیسم: مجموعه مقالات و سخنرانیهای استاد آلبرت انیشتین» منتشر کرد و مقالات خود را وقف آن دانشگاه کرد.
در سال ۱۹۵۲ و پس از درگذشت حییم وایزمن، عزرائیل کارلیباخ، روزنامهنگار پرنفوذ اسرائیلی در نامهای به آلبرت انیشتین پیشنهاد داد که مقام رئیسجمهوری اسرائیل را بپذیرد، اما انیشتین این پیشنهاد را نپذیرفت و گفت که فاقد توانایی لازم برای این کار است؛ و به بهانه اشتغالات علمی از پذیرش این مسئولیت سرباز زد.» قدرتمندترین و متنفذترین کارگردانان هالیوود، یهودی هستند. استیون اسپیلبرگ با فیلم «فهرست شیندلر»، جورج لوکاس با مجموعه فیلمهای «جنگهای ستارهای»، جیمز کامرون با فیلم «دروغهای واقعی»، برادران واچوفسکی با سه گانه «ماتریکس» ارادت و سرسپردگی خود را به صهیونیسم نشان دادهاند. شاید پویانماییهای «فرار جوجهای»، «دایناسور» و «زندگی یک حشره» را دیده باشید که موضوع و تم اصلی آنها مهاجرت از شرایط سخت و نامطلوب حاضر به سوی سرزمین موعود است. با کمی دقت، آموزههای صهیونیسم و هولوکاست را در این فیلمها و صدها نمونه دیگر که در این مقال نمیگنجد مییابیم.
اندکی هم به افکار و عقاید پلید این قوم فاسد که در کتاب «دنیا و یهود» نوشته آیتا... سید محمد شیرازی آمده است بپردازیم:
- ارواح یهود از ارواح دیگر افضل است، زیرا ارواح یهود جزء خداوند است! همچنانکه فرزند جزء پدرش هست و روحهای یهود نزد خدا عزیزتر است، زیرا ارواح دیگران شیطانی و مانند ارواح حیوانات است.
- بهشت مخصوص یهود است و هیچکس به جز آنها داخل آن نمیشود، ولی جهنم جایگاه مسیحیان و مسلمانان است.
- اسراییلی در نزد خداوند بیش از ملائکه محبوب و معتبر است.
- اگر یک نفر غیر یهودی، یک یهودی را بزند، چنان است که به عزت الهیه جسارت کرده و جزای چنین شخصی جز مرگ چیز دیگری نیست و باید او را کشت.
- اجانب برای خدمت کردن به یهود به صورت انسان خلق شدهاند.
- تقلب، غش و خدعه کردن با غیر یهودی بلامانع است.
- هرگاه یهودی و اجنبی شکایت داشته باشند، باید حق را به جانب یهودی داد اگر چه بر باطل باشد.
- هرگاه غیریهودی احتیاج به پول داشته باشد، آنقدر باید از او ربا گرفت که تمام مایملکش را از دست بدهد.
- حیات و زندگی دیگران ملک یهود است، چه رسد به اموال آنها.
- برای یهودی مانعی ندارد تسلیم امیال و شهوات خود شود.
- ما ملت برگزیده خداوندیم و لذا برای ما حیوانات انسانی! خلق کرده است. زیرا خدا میدانست که ما احتیاج به دو قسم حیوان داریم: یکی حیوانات بیشعور مانند بهایم و حیوانات غیر ناطقه و دیگری حیوانات ناطقه و باشعور مانند مسیحیان، مسلمانان و بودائیان و برای آن که بتوانیم از همه آنها به اصطلاح سواری بگیریم، ما را در جهان متفرق ساخته است.
با ملاحظه این افکار و نظرات، اقدامات دژخیمان نژادپرست صهیونیست خیلی عجیب نیست. آنها طبق ذات پلید خود رفتار میکنند و ما چه کرده ایم یا چه میتوانیم بکنیم؟! تنها دولت و ملتی که حمایت خود را از مردم مظلوم فلسطین با صدای رسا و محکم اعلام کرده است، جمهوری اسلامی ایران است و سکوت سؤالبرانگیز کشورهای دیگر به ویژه کشورهای عربی که همزبان و هممرز با فلسطین هستند، با هیچ دلیلی قابل توجیه نیست. و در پایان با تمام آنچه گفته آمد: تأویل آیه مبارکه: «الم نجعل کیدهم فی تضلیل» نزدیک است. ان شاءا...
انتهای پیام/خ
سکوت معنیدار مدعیان دروغین حقوق بشر و به طور اخص حکام کشورهای عربی که با تأیید ضمنی جنایات صهیونیست همراه است، خون هر انسان آزادهای را به غلیان وامیدارد.
علاوه بر دلایلی که در کتب تاریخ در مورد تشکیل رژیم غاصب صهیونیست آورده شده است، این را هم باید اضافه کرد که آمریکا، انگلیس و همپالگیهای فتنهگرشان در نظر داشتند قوم یهود را در یک جا به بهانه تشکیل یک کشور واحد یهودی جمع کرده و شرشان را از کشورهای خود دور کنند؛ چرا که یهودیان همچون اختاپوسی بر شریانهای حیاتی اقتصاد، سیاست و... کشورهای میزبان چنبره زده و امور اساسی آن کشورها را به طور غیررسمی در دست داشتند. البته ناگفته پیداست که این تدبیر کارگر نیفتاد و همچنان امور جهان در اختیار صهیونیستها است. به عنوان نمونه شعارهای انتخاباتی رییسجمهور آمریکا را به یادآورید و عملکرد دوران زمامداریاش که مجبور شد بسیاری از وعدههای خود را به فراموشی بسپارد، چرا که صهیونیسم جهانی اجازه به خطر افتادن منافع خود را نمیدهد.
کرونولوژی اخراج قوم یهود از کشورها:
اگر تاریخ قوم یهود و عقاید و تفکرات منحرفشان را مورد مداقه قرار دهیم، به نکات بس شگرفی برمیخوریم:
- پس از مرگ حضرت سلیمان(ع)، (حدود سال 932 قبل از میلاد) دولت یهود به دو قسمت تقسیم شد. یکی در شمال که پایتختش سامره (نابلس) بود و دیگری در جنوب که به پایتختی اورشلیم(بیتالمقدس). این دو دولت حدود دویست سال با هم جنگیدند. امپراتوری آشوری بر آنها چیره گشت و فرمان داد تا همهی یهودیان را از آن منطقه خارج سازند. (722 قبل از میلاد)
- در سال 1290 میلادی ادوارد اول پادشاه انگلستان امر کرد که همهی یهودیان از این کشور خارج شوند و تا چهار صدسال ورود آنان به انگلستان ممنوع بود.
- در سال 1341 میلادی مردم فرانسه بر علیه یهودیان شورش کرده و هزاران یهودی را کشتند، به طوری که در سال 1394 میلادی یک یهودی در فرانسه وجود نداشت. در سال 1492میلادی به آنها اجازه داده شد به فرانسه بازگردند، ولی ممنوع شده بود در شهرها سکونت گزینند.
- در آلمان هم چندین بار طرد شدند و آخرین مرتبه به دست هیتلر انجام گرفت.
- در سال 1492 میلادی پادشاه اسپانیا آنها را برای ابد از اسپانیا اخراج کرد!
- از شوروی سابق، لهستان، بلغارستان، سوییس، ایتالیا و مجارستان چندین بار اخراج شدند.
چرا در قرون گذشته حکومتها اینقدر با یهودیان بدرفتاری کردهاند؟! زیرا دروغ، افترا، تحریف حقایق، مکر و خدعه، پیمانشکنی، نقض عهد، فساد اخلاق، رباخواری، ثروتاندوزی از هر طریق، جزو خصوصیات ذاتی این گروه اندک است.
اهداف محافل صهیونیستی:
یهودیان برای جبران همه رنجها و زجرهایی که (به زعم خودشان) متحمل شده بودند، محافل و حزبهای گوناگون ایجاد کردند تا بتوانند انتقام آن همه سختگیریهای دولتها را از ملتها بگیرند. در قرن هفدهم محفلی ماسونی تشکیل داده و هدف خود را چنین قرار دادند:
- محافظت از یهودیسم
- نابود کردن همه ادیان جهان
- دمیدن روح الحاد و بیدینی در ملتهای جهان
به عقیده صهیونیستها، هر یهودی، صهیونی است ولی لازم نیست که هر صهیونی یهودی باشد؛ مانند چرچیل(نخستوزیر زمان جنگ جهانی دوم انگلستان)، ترومن، آیزنهاور، جانسون (رؤسای جمهور اسبق آمریکا). و در دوران اخیر نومحافظهکارانی مانند؛ کاندولیزا رایس (وزیر خارجه سابق آمریکا)، دیک چنی(معاون رییسجمهور)، جان بولتون(نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل)و بسیار دیگر سیاستمداران وابسته و مطیع آرمانهای صهیونیسم، در ظاهر مسیحی هستند اما تمام هم و غم خود را در راه خدمت به آرمان صهیونیسم گذاشتهاند.
متأسفانه یهودیان متنفذ و قدرتمند کم نیستند. به عنوان مثال جورج سوروس یکی از عوامل اصلی بحران اقتصادی شرق آسیا بود که با اقدامات او و ایادیاش، در دهه گذشته میلادی اقتصاد منطقهی شرق آسیا را به شدت متلاطم نمود و تا امروز ورشکستگی پیش برد. روپرت مرداخ تبعه استرالیا، یکی دیگر از قدرتمندترین مردان جهان است که به عنوان «امپراتور رسانهها» شهرت پیدا کرده است و شبکههای متعدد تلویزیونی مانند فاکس نیوز، شبکههای رادیویی و روزنامهها و نشریات در سرتاسر جهان و در کشورهای مختلف با ثروت دهها میلیارد دلاری او منتشر میشوند و هر روز بر این قدرت ویرانگر افزوده میشود. زمانی متوجه توانایی بیحد و اندازهی او میشویم که تصور کنیم با این امکانات رسانهای چه تأثیر عظیمی میتواند بر افکار عمومی بگذارد!!
چرا راه دور برویم؟! همه برای «اینشتین» احترام قائلیم و او را دانشمند بزرگی میدانیم، اما با یک جستجوی ساده در دایرة المعارف ویکیپدیا، علاوه بر شخصیت علمی، زوایای دیگری از تفکرات و منش این فرد بر ما هویدا میشود: «انیشتین حامی سرشناس هم برای صهیونیسم کارگری و هم برای تلاشهای پیش برنده همکاری یهودی-عربی بود. او در زمان قیومیت بریتانیا بر فلسطین، از ایجاد وطن ملی یهودی حمایت میکرد ولی در ابتدا مخالف ایده یک دولت یهودی دارای مرز، یک ارتش و درجهای از قدرت دنیوی بود.
انیشتین در سال ۱۹۳۹ کتابی نیز به نام «درباره صهیونیسم» (About Zionism) نوشت. او پس از سفر به آمریکا به سخنرانیهایش به نفع صهیونیسم ادامه داد. انیشتین در یک سخنرانی در هتل کومودور نیویورک، به مردم گفت: «آگاهی من از ماهیت اصلی یهودیت با عقیده یک کشور یهودی دارای مرز، ارتش و درجهای از قدرت دنیوی هر چقدر هم که متعادل باشد، مخالف است. من نگران آسیب داخلی هستم که یهودیت متحمل آن خواهد شد».
او همچنین یک نامه سرگشاده منتشر شده در نیویورک تایمز را نیز امضا کرد. این نامه مناخیم بگین و حزب ملیگرای هروت را خصوصاً برای برخورد نامناسب با بومیان عرب در جریان دیر یاسین توسط ارگون پیشینیان هروت محکوم کرد. علیرغم این نگرانیها، او در تأسیس دانشگاه عبری در اورشلیم، فعالیت بسیاری کرد و در سال (۱۹۳۰) کتابی با عنوان «در مورد صهیونیسم: مجموعه مقالات و سخنرانیهای استاد آلبرت انیشتین» منتشر کرد و مقالات خود را وقف آن دانشگاه کرد.
در سال ۱۹۵۲ و پس از درگذشت حییم وایزمن، عزرائیل کارلیباخ، روزنامهنگار پرنفوذ اسرائیلی در نامهای به آلبرت انیشتین پیشنهاد داد که مقام رئیسجمهوری اسرائیل را بپذیرد، اما انیشتین این پیشنهاد را نپذیرفت و گفت که فاقد توانایی لازم برای این کار است؛ و به بهانه اشتغالات علمی از پذیرش این مسئولیت سرباز زد.» قدرتمندترین و متنفذترین کارگردانان هالیوود، یهودی هستند. استیون اسپیلبرگ با فیلم «فهرست شیندلر»، جورج لوکاس با مجموعه فیلمهای «جنگهای ستارهای»، جیمز کامرون با فیلم «دروغهای واقعی»، برادران واچوفسکی با سه گانه «ماتریکس» ارادت و سرسپردگی خود را به صهیونیسم نشان دادهاند. شاید پویانماییهای «فرار جوجهای»، «دایناسور» و «زندگی یک حشره» را دیده باشید که موضوع و تم اصلی آنها مهاجرت از شرایط سخت و نامطلوب حاضر به سوی سرزمین موعود است. با کمی دقت، آموزههای صهیونیسم و هولوکاست را در این فیلمها و صدها نمونه دیگر که در این مقال نمیگنجد مییابیم.
اندکی هم به افکار و عقاید پلید این قوم فاسد که در کتاب «دنیا و یهود» نوشته آیتا... سید محمد شیرازی آمده است بپردازیم:
- ارواح یهود از ارواح دیگر افضل است، زیرا ارواح یهود جزء خداوند است! همچنانکه فرزند جزء پدرش هست و روحهای یهود نزد خدا عزیزتر است، زیرا ارواح دیگران شیطانی و مانند ارواح حیوانات است.
- بهشت مخصوص یهود است و هیچکس به جز آنها داخل آن نمیشود، ولی جهنم جایگاه مسیحیان و مسلمانان است.
- اسراییلی در نزد خداوند بیش از ملائکه محبوب و معتبر است.
- اگر یک نفر غیر یهودی، یک یهودی را بزند، چنان است که به عزت الهیه جسارت کرده و جزای چنین شخصی جز مرگ چیز دیگری نیست و باید او را کشت.
- اجانب برای خدمت کردن به یهود به صورت انسان خلق شدهاند.
- تقلب، غش و خدعه کردن با غیر یهودی بلامانع است.
- هرگاه یهودی و اجنبی شکایت داشته باشند، باید حق را به جانب یهودی داد اگر چه بر باطل باشد.
- هرگاه غیریهودی احتیاج به پول داشته باشد، آنقدر باید از او ربا گرفت که تمام مایملکش را از دست بدهد.
- حیات و زندگی دیگران ملک یهود است، چه رسد به اموال آنها.
- برای یهودی مانعی ندارد تسلیم امیال و شهوات خود شود.
- ما ملت برگزیده خداوندیم و لذا برای ما حیوانات انسانی! خلق کرده است. زیرا خدا میدانست که ما احتیاج به دو قسم حیوان داریم: یکی حیوانات بیشعور مانند بهایم و حیوانات غیر ناطقه و دیگری حیوانات ناطقه و باشعور مانند مسیحیان، مسلمانان و بودائیان و برای آن که بتوانیم از همه آنها به اصطلاح سواری بگیریم، ما را در جهان متفرق ساخته است.
با ملاحظه این افکار و نظرات، اقدامات دژخیمان نژادپرست صهیونیست خیلی عجیب نیست. آنها طبق ذات پلید خود رفتار میکنند و ما چه کرده ایم یا چه میتوانیم بکنیم؟! تنها دولت و ملتی که حمایت خود را از مردم مظلوم فلسطین با صدای رسا و محکم اعلام کرده است، جمهوری اسلامی ایران است و سکوت سؤالبرانگیز کشورهای دیگر به ویژه کشورهای عربی که همزبان و هممرز با فلسطین هستند، با هیچ دلیلی قابل توجیه نیست. و در پایان با تمام آنچه گفته آمد: تأویل آیه مبارکه: «الم نجعل کیدهم فی تضلیل» نزدیک است. ان شاءا...
انتهای پیام/خ
,
سکوت معنیدار مدعیان دروغین حقوق بشر و به طور اخص حکام کشورهای عربی که با تأیید ضمنی جنایات صهیونیست همراه است، خون هر انسان آزادهای را به غلیان وامیدارد.
,,
علاوه بر دلایلی که در کتب تاریخ در مورد تشکیل رژیم غاصب صهیونیست آورده شده است، این را هم باید اضافه کرد که آمریکا، انگلیس و همپالگیهای فتنهگرشان در نظر داشتند قوم یهود را در یک جا به بهانه تشکیل یک کشور واحد یهودی جمع کرده و شرشان را از کشورهای خود دور کنند؛ چرا که یهودیان همچون اختاپوسی بر شریانهای حیاتی اقتصاد، سیاست و... کشورهای میزبان چنبره زده و امور اساسی آن کشورها را به طور غیررسمی در دست داشتند. البته ناگفته پیداست که این تدبیر کارگر نیفتاد و همچنان امور جهان در اختیار صهیونیستها است. به عنوان نمونه شعارهای انتخاباتی رییسجمهور آمریکا را به یادآورید و عملکرد دوران زمامداریاش که مجبور شد بسیاری از وعدههای خود را به فراموشی بسپارد، چرا که صهیونیسم جهانی اجازه به خطر افتادن منافع خود را نمیدهد.
,,
کرونولوژی اخراج قوم یهود از کشورها:
, کرونولوژی اخراج قوم یهود از کشورها:,اگر تاریخ قوم یهود و عقاید و تفکرات منحرفشان را مورد مداقه قرار دهیم، به نکات بس شگرفی برمیخوریم:
,
- پس از مرگ حضرت سلیمان(ع)، (حدود سال 932 قبل از میلاد) دولت یهود به دو قسمت تقسیم شد. یکی در شمال که پایتختش سامره (نابلس) بود و دیگری در جنوب که به پایتختی اورشلیم(بیتالمقدس). این دو دولت حدود دویست سال با هم جنگیدند. امپراتوری آشوری بر آنها چیره گشت و فرمان داد تا همهی یهودیان را از آن منطقه خارج سازند. (722 قبل از میلاد)
- در سال 1290 میلادی ادوارد اول پادشاه انگلستان امر کرد که همهی یهودیان از این کشور خارج شوند و تا چهار صدسال ورود آنان به انگلستان ممنوع بود.
- در سال 1341 میلادی مردم فرانسه بر علیه یهودیان شورش کرده و هزاران یهودی را کشتند، به طوری که در سال 1394 میلادی یک یهودی در فرانسه وجود نداشت. در سال 1492میلادی به آنها اجازه داده شد به فرانسه بازگردند، ولی ممنوع شده بود در شهرها سکونت گزینند.
- در آلمان هم چندین بار طرد شدند و آخرین مرتبه به دست هیتلر انجام گرفت.
- در سال 1492 میلادی پادشاه اسپانیا آنها را برای ابد از اسپانیا اخراج کرد!
- از شوروی سابق، لهستان، بلغارستان، سوییس، ایتالیا و مجارستان چندین بار اخراج شدند.
,
,
,
,
,
,
چرا در قرون گذشته حکومتها اینقدر با یهودیان بدرفتاری کردهاند؟! زیرا دروغ، افترا، تحریف حقایق، مکر و خدعه، پیمانشکنی، نقض عهد، فساد اخلاق، رباخواری، ثروتاندوزی از هر طریق، جزو خصوصیات ذاتی این گروه اندک است.
,,
اهداف محافل صهیونیستی:
, اهداف محافل صهیونیستی:,یهودیان برای جبران همه رنجها و زجرهایی که (به زعم خودشان) متحمل شده بودند، محافل و حزبهای گوناگون ایجاد کردند تا بتوانند انتقام آن همه سختگیریهای دولتها را از ملتها بگیرند. در قرن هفدهم محفلی ماسونی تشکیل داده و هدف خود را چنین قرار دادند:
,,
- محافظت از یهودیسم
- نابود کردن همه ادیان جهان
- دمیدن روح الحاد و بیدینی در ملتهای جهان
- محافظت از یهودیسم
- نابود کردن همه ادیان جهان
- دمیدن روح الحاد و بیدینی در ملتهای جهان
به عقیده صهیونیستها، هر یهودی، صهیونی است ولی لازم نیست که هر صهیونی یهودی باشد؛ مانند چرچیل(نخستوزیر زمان جنگ جهانی دوم انگلستان)، ترومن، آیزنهاور، جانسون (رؤسای جمهور اسبق آمریکا). و در دوران اخیر نومحافظهکارانی مانند؛ کاندولیزا رایس (وزیر خارجه سابق آمریکا)، دیک چنی(معاون رییسجمهور)، جان بولتون(نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل)و بسیار دیگر سیاستمداران وابسته و مطیع آرمانهای صهیونیسم، در ظاهر مسیحی هستند اما تمام هم و غم خود را در راه خدمت به آرمان صهیونیسم گذاشتهاند.
,,
متأسفانه یهودیان متنفذ و قدرتمند کم نیستند. به عنوان مثال جورج سوروس یکی از عوامل اصلی بحران اقتصادی شرق آسیا بود که با اقدامات او و ایادیاش، در دهه گذشته میلادی اقتصاد منطقهی شرق آسیا را به شدت متلاطم نمود و تا امروز ورشکستگی پیش برد. روپرت مرداخ تبعه استرالیا، یکی دیگر از قدرتمندترین مردان جهان است که به عنوان «امپراتور رسانهها» شهرت پیدا کرده است و شبکههای متعدد تلویزیونی مانند فاکس نیوز، شبکههای رادیویی و روزنامهها و نشریات در سرتاسر جهان و در کشورهای مختلف با ثروت دهها میلیارد دلاری او منتشر میشوند و هر روز بر این قدرت ویرانگر افزوده میشود. زمانی متوجه توانایی بیحد و اندازهی او میشویم که تصور کنیم با این امکانات رسانهای چه تأثیر عظیمی میتواند بر افکار عمومی بگذارد!!
,,
چرا راه دور برویم؟! همه برای «اینشتین» احترام قائلیم و او را دانشمند بزرگی میدانیم، اما با یک جستجوی ساده در دایرة المعارف ویکیپدیا، علاوه بر شخصیت علمی، زوایای دیگری از تفکرات و منش این فرد بر ما هویدا میشود: «انیشتین حامی سرشناس هم برای صهیونیسم کارگری و هم برای تلاشهای پیش برنده همکاری یهودی-عربی بود. او در زمان قیومیت بریتانیا بر فلسطین، از ایجاد وطن ملی یهودی حمایت میکرد ولی در ابتدا مخالف ایده یک دولت یهودی دارای مرز، یک ارتش و درجهای از قدرت دنیوی بود.
,,
انیشتین در سال ۱۹۳۹ کتابی نیز به نام «درباره صهیونیسم» (About Zionism) نوشت. او پس از سفر به آمریکا به سخنرانیهایش به نفع صهیونیسم ادامه داد. انیشتین در یک سخنرانی در هتل کومودور نیویورک، به مردم گفت: «آگاهی من از ماهیت اصلی یهودیت با عقیده یک کشور یهودی دارای مرز، ارتش و درجهای از قدرت دنیوی هر چقدر هم که متعادل باشد، مخالف است. من نگران آسیب داخلی هستم که یهودیت متحمل آن خواهد شد».
,,
او همچنین یک نامه سرگشاده منتشر شده در نیویورک تایمز را نیز امضا کرد. این نامه مناخیم بگین و حزب ملیگرای هروت را خصوصاً برای برخورد نامناسب با بومیان عرب در جریان دیر یاسین توسط ارگون پیشینیان هروت محکوم کرد. علیرغم این نگرانیها، او در تأسیس دانشگاه عبری در اورشلیم، فعالیت بسیاری کرد و در سال (۱۹۳۰) کتابی با عنوان «در مورد صهیونیسم: مجموعه مقالات و سخنرانیهای استاد آلبرت انیشتین» منتشر کرد و مقالات خود را وقف آن دانشگاه کرد.
,,
در سال ۱۹۵۲ و پس از درگذشت حییم وایزمن، عزرائیل کارلیباخ، روزنامهنگار پرنفوذ اسرائیلی در نامهای به آلبرت انیشتین پیشنهاد داد که مقام رئیسجمهوری اسرائیل را بپذیرد، اما انیشتین این پیشنهاد را نپذیرفت و گفت که فاقد توانایی لازم برای این کار است؛ و به بهانه اشتغالات علمی از پذیرش این مسئولیت سرباز زد.» قدرتمندترین و متنفذترین کارگردانان هالیوود، یهودی هستند. استیون اسپیلبرگ با فیلم «فهرست شیندلر»، جورج لوکاس با مجموعه فیلمهای «جنگهای ستارهای»، جیمز کامرون با فیلم «دروغهای واقعی»، برادران واچوفسکی با سه گانه «ماتریکس» ارادت و سرسپردگی خود را به صهیونیسم نشان دادهاند. شاید پویانماییهای «فرار جوجهای»، «دایناسور» و «زندگی یک حشره» را دیده باشید که موضوع و تم اصلی آنها مهاجرت از شرایط سخت و نامطلوب حاضر به سوی سرزمین موعود است. با کمی دقت، آموزههای صهیونیسم و هولوکاست را در این فیلمها و صدها نمونه دیگر که در این مقال نمیگنجد مییابیم.
,,
اندکی هم به افکار و عقاید پلید این قوم فاسد که در کتاب «دنیا و یهود» نوشته آیتا... سید محمد شیرازی آمده است بپردازیم:
,,
- ارواح یهود از ارواح دیگر افضل است، زیرا ارواح یهود جزء خداوند است! همچنانکه فرزند جزء پدرش هست و روحهای یهود نزد خدا عزیزتر است، زیرا ارواح دیگران شیطانی و مانند ارواح حیوانات است.
- بهشت مخصوص یهود است و هیچکس به جز آنها داخل آن نمیشود، ولی جهنم جایگاه مسیحیان و مسلمانان است.
- اسراییلی در نزد خداوند بیش از ملائکه محبوب و معتبر است.
- اگر یک نفر غیر یهودی، یک یهودی را بزند، چنان است که به عزت الهیه جسارت کرده و جزای چنین شخصی جز مرگ چیز دیگری نیست و باید او را کشت.
- اجانب برای خدمت کردن به یهود به صورت انسان خلق شدهاند.
- تقلب، غش و خدعه کردن با غیر یهودی بلامانع است.
- هرگاه یهودی و اجنبی شکایت داشته باشند، باید حق را به جانب یهودی داد اگر چه بر باطل باشد.
- هرگاه غیریهودی احتیاج به پول داشته باشد، آنقدر باید از او ربا گرفت که تمام مایملکش را از دست بدهد.
- حیات و زندگی دیگران ملک یهود است، چه رسد به اموال آنها.
- برای یهودی مانعی ندارد تسلیم امیال و شهوات خود شود.
- ما ملت برگزیده خداوندیم و لذا برای ما حیوانات انسانی! خلق کرده است. زیرا خدا میدانست که ما احتیاج به دو قسم حیوان داریم: یکی حیوانات بیشعور مانند بهایم و حیوانات غیر ناطقه و دیگری حیوانات ناطقه و باشعور مانند مسیحیان، مسلمانان و بودائیان و برای آن که بتوانیم از همه آنها به اصطلاح سواری بگیریم، ما را در جهان متفرق ساخته است.
- ارواح یهود از ارواح دیگر افضل است، زیرا ارواح یهود جزء خداوند است! همچنانکه فرزند جزء پدرش هست و روحهای یهود نزد خدا عزیزتر است، زیرا ارواح دیگران شیطانی و مانند ارواح حیوانات است.
- بهشت مخصوص یهود است و هیچکس به جز آنها داخل آن نمیشود، ولی جهنم جایگاه مسیحیان و مسلمانان است.
- اسراییلی در نزد خداوند بیش از ملائکه محبوب و معتبر است.
- اگر یک نفر غیر یهودی، یک یهودی را بزند، چنان است که به عزت الهیه جسارت کرده و جزای چنین شخصی جز مرگ چیز دیگری نیست و باید او را کشت.
- اجانب برای خدمت کردن به یهود به صورت انسان خلق شدهاند.
- تقلب، غش و خدعه کردن با غیر یهودی بلامانع است.
- هرگاه یهودی و اجنبی شکایت داشته باشند، باید حق را به جانب یهودی داد اگر چه بر باطل باشد.
- هرگاه غیریهودی احتیاج به پول داشته باشد، آنقدر باید از او ربا گرفت که تمام مایملکش را از دست بدهد.
- حیات و زندگی دیگران ملک یهود است، چه رسد به اموال آنها.
- برای یهودی مانعی ندارد تسلیم امیال و شهوات خود شود.
- ما ملت برگزیده خداوندیم و لذا برای ما حیوانات انسانی! خلق کرده است. زیرا خدا میدانست که ما احتیاج به دو قسم حیوان داریم: یکی حیوانات بیشعور مانند بهایم و حیوانات غیر ناطقه و دیگری حیوانات ناطقه و باشعور مانند مسیحیان، مسلمانان و بودائیان و برای آن که بتوانیم از همه آنها به اصطلاح سواری بگیریم، ما را در جهان متفرق ساخته است.
,
با ملاحظه این افکار و نظرات، اقدامات دژخیمان نژادپرست صهیونیست خیلی عجیب نیست. آنها طبق ذات پلید خود رفتار میکنند و ما چه کرده ایم یا چه میتوانیم بکنیم؟! تنها دولت و ملتی که حمایت خود را از مردم مظلوم فلسطین با صدای رسا و محکم اعلام کرده است، جمهوری اسلامی ایران است و سکوت سؤالبرانگیز کشورهای دیگر به ویژه کشورهای عربی که همزبان و هممرز با فلسطین هستند، با هیچ دلیلی قابل توجیه نیست. و در پایان با تمام آنچه گفته آمد: تأویل آیه مبارکه: «الم نجعل کیدهم فی تضلیل» نزدیک است. ان شاءا...
,انتهای پیام/خ
,]
ارسال دیدگاه