پنجشنبه های شهدایی؛

شهیدی که همیشه آرزوی خانه ای در بهشت داشت

شهیدی که همیشه آرزوی خانه ای در بهشت داشت
خواهر شهید علی اکبر درخشانپور از روحیه دنیاگریزی شهید خبرداد وگفت: با وجود آنکه مادرم یک قطعه زمین پدری به او ارث رسیده بود و قصد داشت بین فرزندانش تقسیم کند، او هیچگاه قبول نکرد و می گفت من در بهشت خانه ای خواهم ساخت که همه شما حسرت آن را داشته باشید.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مرآت؛ نوشتن از شهدا برکت قلم و سپردن دل به صبحت های خانواده های معظم شهدا وآشنایی با سبک ویژه زندگی این بزرگواران، فرصتی بی بدیل و نعمتی ارزنده است و آنچه قرار است روایت شود چشمه ای از یک دلدادگی تمارعیار است.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مرآت؛,

امورز بنا بر وظیفه خود جهت پاسداشت  و نکوداشت نام شهدا به سراغ شهیدی رفتیم که به طرز اتفاقی و عجیب همراه با سالگرد شهادت او بود وانگار شهید خودش ما را همراهی می کرد، تا همپای صحبت های خانواده او باشیم.

,

ازاین رو توفیقی حاصل شد تا درخدمت خانواده شهید درخشانپور باشیم تا گفتگویی درمورد شهید با آنها داشته باشیم، البته مادر به دلیل بیماری توان گفتگو را نداشت و بیشتر سوالات را خواهر شهید پاسخ داد.

,

علی اکبر در خانواده مذهبی چشم به جهان گشود، او در آغوش گرم و صمیمی مادری که محب قرآن کریم و اهل بیت (علیهم السلام) بود، عصاره محبت را نوشید و در سایه تربیت پدری که با درآمد حلال کسب روزی می کرد پرورش یافت.

,

شهیدعلی اکبر درخشان پور در بیست و چهارم آبان ۱۳۵۰، درشهرستان سمنان دیده به جهان گشود، پدرش محمدباقر، خواربار فروش و مادرش فاطمه خانه دار بود، تا پایان دوره متوسطه درس خواند و دیپلم گرفت.

,

خواهر شهید فاصله سنی کمی با شهید و به گفته خودش ارتباط و انس والفت زیادی بین آنها بود و با یک خاطره به یاد ماندنی از برادر صحبت هایش را این چنین آغاز کرد:  این خاطره از او را هیچگاه فراموش نمی کنم، یکبار قرار بود به مهمانی عروسی برویم از او خواستم فرزندان دو قلوی من را به آریشگاه ببرد وقتی آنها را آورد دیدم به جای انکه موهای آنها را  کوتاه کند از ته کچل کرده  بود و گفت : فراموش کردم به آرایشگر بگویم مدلی استفاده کندو چقدر برای او غر زدم  واوفقط می خندید.

,

این خواهر شهید ادامه داد: یکبار درسن ۱۵سالگی می خواست به جبهه برود که به دلیل مخالفت های مادرم و انس زیاد برادرم با او درنهایت منصرف شد، اما عشق به شهادت نتوانست او را زمینی کند و پس از پایان جنگ دوباره به عنوان سربازدر سال ۱۳۷۰ عازم منطقه طلائیه شد و سرانجام در لباس خدمت به شهادت رسید.

,

وی مهربانی و مردم داری ورعایت حق الناس را از صفات وخصوصیات بارز اخلاقی او دانست و افزود: پدرم یکبار در خاطره از اوتعریف کرد هر وقت ی به مغازه می آمد و کمکم می کرد خیلی مراعات حلال و حرام را در فروش می کرد به من تذکر می داد که کم فروشی یا گران فروشی نکنم.

,

این خواهر شهید به نقل از پدر ادامه داد: همین که می آمد به کفه های ترازو نگاه می کرد یک روز دیدم با ترازو ور می رود پرسیدم: چکار می کنی؟می تونی خراب کنی؟گفت: مثل این که متوجه نشدی، یه هوا کفه ها با هم سبک و سنگین بودن نکنه مدیون بشی، جواب حق الناس رو دادن خیلی سخته.

,

وی اذعان کرد: علی اکبر اصلا دلبستگی به مال دنیا نداشت و با وجود آنکه مادرم یک قطعه زمین پدری به او ارث رسیده بود و قصد داشت بین فرزندانش تقسیم کند، او هیچگاه قبول نکرد و می گفت من در بهشت خانه ای خواهم ساخت که همه شما حسرت آن را داشته باشید.

,

گفتنی است پیکر مطهر وی در گلزار شهدای امامزاده اشرف به خاک سپرده شده است.

,

انتهای پیام/ک

,

 

]
  • برچسب ها
  • #
  • #
  • #

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه