گفتگو با سرداری که بعد از شهادتش فرمانده سپاه عاشورا شد!

نیروهای بسیج ستون فقرات سپاه هستند/ تشکیل بسیج سرنوشت کشور را تغییر داد

نیروهای بسیج ستون فقرات سپاه هستند/ تشکیل بسیج سرنوشت کشور را تغییر داد
فرمانده سپاه عاشورا گفت: عمده قوای سپاه، بسیجی ها هستند. اگر بسیج نباشد، سپاه ستون فقرات خود را از دست می دهد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از آناج به مناسبت هفته بسیج و فرا رسیدن سالروز پنجم آذر مصادف با صدور فرمان امام خمینی (ره) مبنی بر تشکیل بسیج مستضعفین گفت و گویی تفصیلی و اما صمیمی ترتیب دادیم با سردار غلام عسگر کریمیان، فرمانده سپاه عاشورا.

وی در پاسخ به اولین سوال خود مبنی بر معرفی خود، داستان انتخاب اسم خود را اینگونه بیان کرد: یک روز به پدر گفتم؛ پدر! چرا اسم من غلام عسگر است؟ میگذاشتی حسن، حسین رضا. پدر گفت: روز میلاد آقا حسن عسگری (ع) به دنیا آمدی برای همین نام تو را غلام عسگر گذاشتم یعنی غلامِ امام حسن عسگری.
 

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج,
,
, وی در پاسخ به اولین سوال خود مبنی بر معرفی خود، داستان انتخاب اسم خود را اینگونه بیان کرد: , وی در پاسخ به اولین سوال خود مبنی بر معرفی خود، داستان انتخاب اسم خود را اینگونه بیان کرد: ,
,
, , ,
,

در 11شهریور 1342 به دنیا آمدم همزمان با قیام امام خمینی. که امام گفته بودند یاران ما در گهواره ها هستند.علی رغم اینکه از نظر وضعیت مالی وضعیت متوسطی داشتیم ولی همیشه کار کرده ام.پدرم اعتقاد دااشت باید پسر آب دیده باشد.

در دبستان رضا پهلوی درس خواندم. دوران راهنمایی جهان روم اردبیل، دبیرستان نواب صفوی و ادامه تحصیل ماند برای بعد از جنگ. به دلیل نیاز کشور وارد سپاه شدم. در اولین دوره آموزشی توسط یگاه های ارتتش در اردیبل آموزش دیدم.

به خاطر علاقه ای که به نظامی گری داشتم به عنوان کمک مربی مطرح شدم و بعدا هم پایه و اساسی شدم برای تشکیل  آموزش نظامی بسیج در شهر خودمان.


پدر با فعالیت های سیاسی بی با کانه ما مخالف بود و جانب احتیاط را رعایت می کرد، هرچند خود خادم الحسین و ولایتمدار بود.

دامادمان، یونس عیسی زاده جزو پروپا قرص ترین طرفداران امام بود که پای ما را به تظاهرات کشاند. پدرمان در را می بست که ما نتوانیم به تظاهرات برویم برای همین نردبان را می گذاشتیم و از پشت بام خودمان را به صف مردم می رساندیم.

 
به پدرم می گفتم ملای بی عمامه!
 
من به پدرم می گفتم ملای بی عمامه! سلیقه و ذوق و ادبیان بالایی داشت، قرآن زیاد می خواند. در ایام محرم هر ده روز یک بار یک قرآن ختم می کرد. به صله رحم خیلی اهمیت می داد. به شدت مقرراتی بود و به خانواده زیاد اهمیت می داد. اگر کسی غیبت می کرد در سر سفره تنبیه می شد. برای همین وابستگی زیادی به هم داشتیم.

از همان دوران دبستان شروع کردم  به کار کردن در مغازه پدر. پدر به ما حقوق می داد من از آن حقوق برای خودم، دوچرخه، موتور، و بعد ها ماشین خریدم، خیلی زود مستقل شدم.

پدر به بچه ها شخصیت می داد، دوست نداشت بچه ها با ذلت بزرگ شوند، دوست نداشت ما عزت نداشته باشیم.

به شدت به برنامه های امام حسین علاقمند بود. اگر کوتاهی می کردیم مواخذه می شدیم.

به خاطر یک حبه قند مواخذه شدم!

بچه بودم پدرم داشت برای عزاداران حسین قند می شکست، یک تکه قند افتاد گوشه ای برداشتم خوردم، پدر با من برخورد کرد که این قند ها مال مسجد است.به شدت به حلال و حرام اهمیت می داد.

در زمان شاه به آنتن تلویزیون می گفتند آنتن شیطان، پدرم ما را از دیدن برنامه های طاغوتی بر حذر می داشت.

در دوره دبیرستان به عنوان نیروی ذخیره در سپاه کار می کردم در آن زمان به شکل امروزی پایگاه نبود بلکه انجمن اسلامی در دبیرستان مطرح بود. بعد از اینکه در سپاه رسماً کار خودم را آغاز کردم یک مدت پرسنلی بودم که همان نیروی انسانی محسوب می شد، در آن زمان آموزش نظامی و مسئولیت های مختلفی داشتم.

در جبهه با مسئولیت های مختلف به عنوان کادر اولیه برای تشکیل پرسنلی سپاه عاشورا حکم گرفتیم و به دنبال آن به همراه شهید جعفر طهماسبی در عملیلات شرکت کردیم.

علاقه مند بودم در اطلاعات عملیات کار کنم، اطلاعات شناسایی لشکر شدم. در عملیات خیبر مسئول عملیان گردان و محور بودم. در مرحله دوم عملیات خیبر بعد از مجروحیت اسیر شدم و به دلیل مجروحیت بالایی که داشتم در بیمارستان بصره بستری شدم. اسارتم 7 سال طول کشید. جز گروه دوم آزادگان بودم. بعد از بازگشت به کشور با توجه به وضعیت جسمی روحی اسرا در طرح تفکیک همه را به نیروی بسیج فرستادند ولی من چون اکثرا در لشکر بودم داوطلبانه به نیروی زمینی پیوستم. به عنوان فرمانده گردان پیاده، فرمانده مرکز آموزش لشکر ، جانشین عملیات، مسئول عملیلات، انجت

بعدها فرمانده مرکز آموزش لشکر مالک اشتر ارومیه شدم. به آموزشگاه شهدای کرمانشاه رفتم. به آموزشگاه درجه داری حضرت سید الشهدای تبریز و بعداً به قم رفتم. جانشین سپاه اردیبل شدم و بعد ها توفیق پیدا کرده و شدم فرمانده سپاه عاشورا. 40 درصد جانبازی دارم و 7 سال اسارت، قانونا باید در سال 83 بازنشسته می شدم، ولی مشتاق خدمت بودم و شهید کاظمی هم با تمدید فعالیت من در سپاه موافقت کردند.

در عملیاتی شرکت کردم که به قول آقا مهدی شهادت طلبانه بود

در عملیات خیبر به شدت مجروح شدم. عملیات به قول اقا مهدی باکری عملیلات شهادت طلبانه بود. در جریان همین عملیات بود که با یک معجزه زنده ماندم و اسیر شدم. به خانوادم گفته بودند من شهید شده ام. برای من فوت نامه صادر شده بود، مجلس ختم و... چون اسمم به عنوان مفقودالاثر رفته بود، قبر نداشتم. ولی در وصیت نامه ام نوشته بودم اگر شهید شدم کنار قبر دوست شهیدم اصغر صبور در بهشت فاطمه اردبیل دفن شوم.
 

,
,
, در دبستان رضا پهلوی درس خواندم. دوران راهنمایی جهان روم اردبیل، دبیرستان نواب صفوی و ادامه تحصیل ماند برای بعد از جنگ. به دلیل نیاز کشور وارد سپاه شدم. در اولین دوره آموزشی توسط یگاه های ارتتش در اردیبل آموزش دیدم.

به خاطر علاقه ای که به نظامی گری داشتم به عنوان کمک مربی مطرح شدم و بعدا هم پایه و اساسی شدم برای تشکیل  آموزش نظامی بسیج در شهر خودمان.
,
,
,
,
, پدر با فعالیت های سیاسی بی با کانه ما مخالف بود و جانب احتیاط را رعایت می کرد، هرچند خود خادم الحسین و ولایتمدار بود.

دامادمان، یونس عیسی زاده جزو پروپا قرص ترین طرفداران امام بود که پای ما را به تظاهرات کشاند. پدرمان در را می بست که ما نتوانیم به تظاهرات برویم برای همین نردبان را می گذاشتیم و از پشت بام خودمان را به صف مردم می رساندیم.
,
,
,
,
, به پدرم می گفتم ملای بی عمامه!, به پدرم می گفتم ملای بی عمامه!,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, به خاطر یک حبه قند مواخذه شدم!, به خاطر یک حبه قند مواخذه شدم!,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, در عملیاتی شرکت کردم که به قول آقا مهدی شهادت طلبانه بود, در عملیاتی شرکت کردم که به قول آقا مهدی شهادت طلبانه بود,
,
,
,
, , ,
,

مفقودالاثر بودنم یک سال طول کشید. در آن زمان سازمان ملل نسبت به شکایت های ایران حساس شده بود و همچنین سازمان جهانی صلیب سرخ، برای همین قرار شد این سازمان ها هم از اسرای ایرانی و هم اسرای عراقی بازدید کنند.

در اردوگاه موصل 2 بودم، برنامه ای ریخته بودند که ما را معرفی نکنند چون عراق از عملیلات خیبر خیلی ضربه خورده بود. معروف بودیم به حرث خمینی ها، وفادارترین نیروها و متعصب ترین.

می خواستند ما را به مصر بفرستند ولی موفق نشده بودند

می خواستند ما را تحویل ندهند تا ابزار فشاری شود برای خانواده های ایرانی و دولت ایران. می خواستند ما را به مصر بفرستند که گویا نتوانسته بودند این نقشه را عملیاتی بکنند برای همین بعد ها مجبور شدند اسرای اردوگاه ما را هم به صلیب سرخ جهانی معرفی کنند.

تنها تفاوتی که بعد زا معرفی شدنم ایجادشد، شناسنامه دار شدنمان بود که دیگر نتوانستند ما را بکشند. دو ماه قبل از صلیب سرخ نیزیکی از اسرا ما را دیده بود و در رادیو عراق خبر زنده بودن من را اطلاع داده بود  ولی چون سند نبود قبول نکرده بودند.

بعد از باگشت به کشور فوت نامه ای که برای من صادر شده بود  دردسر ساز شد ، رئیس ثبت احوال ارومیه  نامه ای آورد که برابر نامه نامبرده در تاریخ فلان به شهادت رسیده اید! نهایتا خودشان به ما یاد داند که از ثبت احوال شکایت کنیم.بعد از رسیدگی دادگاه حکم به ابطال ثبت فوت و احیای سند زندگی داد . این حکم را تهران فرستادیم . و بالاخره حیاتمان سند دار شد.


آناج: موقع خیبر شما اطلاعات محور بودید، در زمان اسارت نیروهای عراقی متوجه این موضوع شدند؟
 
نه، نفهمیدند، اگر متوجه میشدند که به اصطلاح پوست سرمان را می کندند! علت اینکه من زنده موندم، حالت معجزه بود.

و اینگونه شد که من اسیر شدم!
 
من به همراه 20 نفر در کانالی بودم. تعدادی از بچه ها که حین عملیات به شهادت رسیدند، چند نفر هم که مجروح شده بودند، بعد از پایان عملیات هدف تیر خلاص بعثی ها قرار گرفتند و شهید شدند.
 
من قطب نما و دوربین دید در شب داشتم، وقتی خواستند به من تیر خلاص بزنند متوجه وجود این ها در کنار من شدند.
 
آن زمان دوربین مادون قرمز قیمتش حدود یک میلیون تومان بود در صورتی که حقوق ماهیانه من در حد 2200 تومان بود!
 
فرمانده سربازی که می خواست به من تیر خلاص بزند، مانع او شد، چون من که تا یک دقیقه قبل از عملیات نمی دانستم اسیر می شوم و حتما اگر زنده نماندم، شهید خواهم شد، برای اینکه این قطب نما دست عراقی ها نرسد آن را شکستم و چون جلد این قطب نما روی فانوسقه من مانده بود فرمانده عراقی متوجه آن شده بود.
 
بودن قطب نما در کنار یک ایرانی نشان دهنده دو چیز ممکن بود؛ یا وی یک فرمانده است یا یک اطللاعاتی.
 
به همین دلیل بود که به من تیر خلاص نزدند. از لحاظ مجروحیت نیز وضعم بدتر از سایر رزمندگانی بود که با تیر خلاص دشمن به شهادت رسیده بودند.
 
من متوجه اشاره فرمانده عراقی به جلد قطب نما شده بودم و برای همین در اولین فرصت آن را معدوم کردم، ولی آنجا تیر خلاص را به من نزدند تا به بهترین رفقا و همرزمانی که آنجا کنار من به شهادت رسیده بودند ملحق شوم و زنده ماندم!
 
و اینگونه شد که من اسیر شدم. در همان دقایق ابتدایی نیز از اینکه مدام بازجویی شوم و به استخبارات عراق اظهار شوم، می ترسیدم. این قضیه خیلی برایم سخت بود، حتی تا یک ماه بعد از اسارت نیز باورمان نمی شد که ما اسیر شده ایم.

هیچ وقت فکر نمی کردیم اسیر شویم
 
خاطرم است همان زمان عملیات حقوق 100 تومنی ام را دریافت کرده بودم آن را در جیبم گذاشته بودم. بچه ها به من می گفتند که بگذار داخل ساکت ولی من به آنها گفتم اگر شهید شوم که این پول به دردم نخواهد خورد، اگر زخمی شوم که بهتر است در جیبم بماند برای مخارج بیمارستان ولی هرگز به گزینه دیگری به نام اسارت فکر نمی کردم که عراقی ها پول را از جیبم پیدا کنند!
 
هیچ یک از بچه های آزاده فکر نمی کرند که اسیر شوند. یادم می آید در همان عملیات آقا مهدی باکری به دو گردانی که من هم در جمع آنها بودم گفت که شما از این عملیات برنمیگردید و به جرات می توانم بگویم که هیچ کس برنگشت!
 
عملیات این دو گردان هم موفقیت آمیز بود چون هدف این عملیات سرگرم کردن نیروهای عراقی بود که در طول آن پل خیبر زده شود که این اتفاق افتاد.

آقا مهدی گفت شما فدایی خیبر هستید
 
آقا مهدی به ما گفت شما فدایی خیبر هستید، می روید و برنمی گردید ولی این طرف ما فرصت پیدا می کنیم تا خطوط خود را تثبیت کنیم.
 
ناگفته های جبهه زیاد است ولی  ناگفته های اسارت از آن هم زیادتر.
 
همه فکر می کنند در اسارت ما فقط گریه می کردیم و مادرمان را می خواستیم ولی اینگونه نبود. اسارت خود یک جبهه دیگر بود. ما در اسارت فرصت نداشتیم چون بچه ها با ابتکار و روحیه و برنامه ریزی مناسب، اردوگاه را تبدیل به یک دانشگاه کرده بودند. همه درس می خواندند، همه ورزش می کردند و کارهای گوناگون دیگر که 92 درصد این کارها دور از چشم عراقی ها صورت می گرفت.
 
بسیجی هایی که اسیر شده و به اردگاه منتقل شده بودند از هر قشری حضور داشتند. در همان اردوگاهی که ما حضور داشتیم بیش از 5 نفر دکتر متخصص حضور داشت.
 
حتی بسیجی هم وجود داشت که بی سواد بود و اسم خود را به زور می نوشت. در همان اردوگاه 200 نفر از بچه ها توانستند حافظ کل قرآن شوند. در آنجا بسیجی هایی بودند که ارداه کردند و توانستند زبان های مختلف چون فرانسه و انگلیسی را کامل یاد بگیرند.
 
آناج: از حالتان بگویید و حال اسرا؛ وقتی خبر پذیرش قطعنامه و پایان جنگ تحمیلی به شما رسید؟

آن موقع من در آشپرخانه اردوگاه بودم. نمی گویم یک آدم قوی بودم ولی برای آشپزخانه که خط مقدم برخورد با عراقی ها بود بچه هایی انتخاب شده بود که تحت تاثیر عراقی ها نه تنها قرار نگیرند بلکه بتوانند تاثیر نیز بگذارند.
 
یادم می آید آقای علیلو که هم اکنون نماینده مردم شبستر در مجلس شورای اسلامی هستند با من در همان آشپزخانه بودند.

سربازان عراقی می رقصیدند!
 
یکی از شب ها من که زود خوابیده بودم با سر و صدای بچه های رزمنده بیدار شدم، ساعت حوالی 12 بود (ما یک ساعت دیواری در اردوگاه داشتیم)، دیدم بچه ها مقابل پنجره تجمع کرده اند. نزدیک رفتم وقتی علت را پرسیدم یکی از بچه ها گفت که قطعنامه قبول شده است، با تندی وی را کنار زدم که "چی میگی؟" و خودم نزدیک پنجره رفتم، یددم بعله این اتفاق افتاده است و همه سربازان عراقی وسط میدان اردوگاه دست به دست هم داده اند و می رقصند!
 
بند سوم قطعنامه 598 آزادی اسرا بود ولی فضای دیگری در ارد.گاه حاکم بود و این رزمندگان بسیجی بودند که به جای خوشحالی داشتند گریه می کردند و این به خاطر اطللاعیه ای بود که توسط عراقی ها خوانده شد که در آن امام فرموده بود با پذیرش این قطعنامه ما جام زهر را نوشیدیم.
 
چند ماه قبل از این اتفاق یک تعداد از بچه های جانباز که دست و پایشان قطع شده بود می خواستند به ایران اعزام شوند و از ما خواستند اگر پیامی داریم بگوییم.

پیامی که به مسوولان ایرانی دادم
 
من به یکی از بچه ها گفتم که برو و به مسوولان ایرانی بگو که ما انتظار نداریم صلیب سرخ بیاید، در را باز کند و ما را آزاد کند. ما دوست داریم آرپی جی های بچه های رزمنده در اردوگاه ها را باز کند.
 
دو خبر خیلی ناگوار در هفت سال اسارت شنیدیم که یکی همین پذیرش قطعنامه بود یکی هم خبر رحلت امام (ره).
 
روحیه پذیرش ولایت در بچه های رزمنده اسیر به شدت بالا بود طوری که اگر می گفتند باید 20 سال هم اسیر بمانید، چیزی نمی گفتیم و قبول می کردیم.
 
آناج: بعد از اواسط دوران سازندگی بود که این بُعد آرامن گرایی از بین رفته و رویکرد فرهنگی به رویکرد اقتصادی تبدیل شد، علت این نقیصه را در چه چیز می دانید؟
 
دولت بعد از جنگ، مشهور به دولت سازندگی است.
 
این صبحت هایی که در ادامه می گویم به عنوان کریمیان عرض می کنم و نه به عنوان فرمانده سپاه عاشورا. در زمان دولت آقای هاشمی رفسنجانی، ایشان اعتقاد داشت که باید برای رسیدن به اهدافمان باید بعضی قربانی هایی را بدهیم، البته در دوران گذار این طبیعی است که یکسری تلفات هم داده شود ولی این سیاست ها باعث ایجاد فاصله های طبقاتی در جامعه شد.
 
اعتقاد دارم تا پایان جنگ فاصله طبقاتی بین مردم در کمترین حالت خود بود و در دوران سازندگی این فاصله عمیق تر شد و بحث فقیر و غنی بوجود آمد.



سیاست های دروان سازندگی درست نبودند
 
کارشناس مسائل اقتصادی نیستم تا بگویم که این سیاست ها درست بود یا غلط ولی به عنوان یک شهروند ایرانی ماحصل این سیاست ها را دیدم و مطمئنم که درست نبودند.
 
به خاطر دارم که در زمان شروع جنگ و بعد از آغاز انقلاب بلافاصله تحریم های گوناگونی علیه کشورمان وضع شد که رفته رفته شدید تر هم می شد و آن زمان امام خمینی (ره) به خاطر این موضوع به ملت ایران تبریک گفتند. بعدها متوجه شدم که این تبریک برای این بود که بعدها بتوانیم روی پای خودمان بایستیم و با استفاده از ظرفیت های بسیار درونی به کشورهای دیگر وابسته نباشیم.
 
من منکر ارتباطات بین ملت ها و کشورهای دیگر نیستم، باید که این ارتباطات باشد و نمی توان اطراف خود دیوار کشید، چون دین ما، اسلام، یک دین جهانی می باشد ولی این که پیشرفت را در وابستگی ببینیم ایراد بزرگی است.
 
آناج: این فرمایش خود حضرت آقاست که هر خدمتی صورت میگیرد بیان شود، در مورد سپاه و بسیج که این تشکل ها در بسیاری از جهات اعم از ایجاد ثبات و امنیت در کشور و چه در بحث اقتصاد و تولید خیلی در کشور تاثیر گذار هسستند ولی خیلی بیان نمی شود این خدمات، در این مورد توضیحاتی بفرمایید.

به بچه های بسیج و سپاه ظلم شد
 
به نظر من در دو محور اساسی به بچه های بسیج و سپاه ظلم شده است. یکی اینکه عراقی ها که بر اساس مستندات تاریخی 44 کشور از آنها حمایت می کردند؛ در همین کشور خودمان خیلی ضعیف معرفی کردند. انگار که یک تیم دسته اولی با یک تیم دسته سومی مسابقه داده و بازی را برده است و همه انتظار دارند که این تیم هنری نکرده که یک تیم دسته سومی را برده است.
 
در صورتی که اینگونه نبود. عراق هم از شرق و هم از غرب امپرالیسم که دست در دست هم داده بودند حمایت می شدند و یک جنگ فرسایشی هشت ساله را راه انداختند که به بچه های انقلاب ظلم بکنند که در این جنگ هم با کمک خود و نیروهای مخلص بسیجی به تعبیر امام خمینی اسلام در برابر کفر جهانی ایستاد و مقاومت کردو در آخر پیروز شد.
 
ظلم دوم هم این که اجازه نداند که دست آوردهای همه جانبه سپاه و بسیج آنگونه که باید گفته شود. و هر وقت هم ما خواستیم چیزی بگوییم گفتند که خالصاً و مخالصاً برای خدا بوده و نگوییم بهتر است که این فکر اشتباه بود.
 
کمااینکه با توجه به این شعر معروف که "سر نی در نینوا می ماند اگر زینب نبود، کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود"، باید این دست آوردها به خوبی بیان می شد که نشد.
 
نباید اثرات تهاجمات فرهنگی و رسانه ای دشمن را فراموش کنیم. ما در این قسمت هم ضعیف عمل کردیم و هم ضعیف هستیم. ولی آنها با تکیه بر غول های رسانه ای و تکنولوژی برتری که دارند دائماً در حال القای این مطالبند و دوست دارند  القا کنند که سپاه و بسیج یعنی نظام در صورتی که خود حضرت آقا می فرمایند بسیج گستره اش کل ایران می باشد و بسیج همه مردم ایران هستند و بسیجی به کارت نیست بلکه بسیجی بودن به داشتن تفکر بسیجی می باشد و هر کس که دلش برای ایران و برای آرمان های انقلاب و اسلام می سوزد بسیجی است. مبنا هم همین فرمایشات آقا است.

عمده قوای سپاه بسیجی ها هستند
 
عمده قوای سپاه، بسیجی ها هستند. اگر بسیج نباشد، سپاه ستون فقرات خود را از دست می دهد. من اعتقادم بر این است که با استفاده از (سمن ها) سازمان های مردم نهاد این مسائل گفته شود، من وقتی در موضع یک فرمانده و شخصیت حقوقی صحبت می کنم می گویند که این خودش آدم نظام هست و می خواهد از خودش تعریف کند ولی از همین سازمان های مردم نهاد، دشمنان و کسانی که غیر همسو با ما بودند، برای بیان اهداف خودشان بهتر استفاده کرده اند.
 
در موضوعات ادبیات، علوم انسانی و هنر ما کوتاهی کردیم و خیلی از مسائل مربوط به دفاع مقدس و جنگ و شهادت و امام حسین (ع) را ما از طریق هنر و ادبیات می توانستیم برسانیم ولی در این موارد کارها خیلی ضعیف انجام شدند و ما نتوانستیم از این ابزار به خوبی استفاده کنیم.
 
هر کسی می خواهد بسیج را بشناسد به فرمایشات خود حضرت آقا مراجعه نماید.
 
مثلا می فرمایند: " بسیج حد و مرزی در جهات مختلف جهاد نمی شناسد. جهاد با دشمنان در جنگ سخت، در جهاد فرهنگی، در جهاد علمی، در جهاد اقتصادی و در مبارزه با نفس." یعنی خود آقا بسیج را اینگونه معرفی می کنند.

اگر بسیج در هشت سال دفاع مقدس نبود، سرنوشت کشور یک چیز دیگر بود
 
خود آقا می فرمایند اگر حضور بسیج در جنگ هشت ساله و دفاع مقدس نبود، الان سرنوشت کشور یک چیز دیگر بود، نمی گویند سرنوشت جنگ بلکه می گویند سرنوشت کشور چیز دیگری بود و دشمن بر ما مسلط شده بود.
 
من همیشه می گویم برآوردهای اطلاعاتی دشمن غلط از آب در آمد چون آنها فقط روی ارتش و سپاه کشور حساب باز کرده بودند و نمی دانستند که در ایران نیروی جان بر کف دیگری چون بسیج حضور دارد که یک نیروی عظیم مردمی بود که یک مقاومت عظیم را در مقابل دشمن ایجاد خواهد کرد که اصلی ترین عامل شکست و زمین گیر شدن دشمن همان ظهور و بروز مقاومت مردمی بوده و هست.
 
دشمن می خواهد بسیج را تضعیف کند چون یکی از یکی از پایه های اصلی نظام، بسیج است.
 
نمی شود در قرن 21 یک مملکت را فقط با قدرت نظامی به تصرف درآورد. بلکه باید پایه های قدرت آن کشور را باید شناسایی کرد. که عبارنتد از رهبری، اقتصاد، نیروهای مسلح، وحدت و انسجام، حضور در صحنه مردم، قدرت سیاسی و قدرت فرهنگی. که بعد از شناسایی همه این ها مورد حمله قرار میگیرند و وقتی این ستون ها از بین رفتند، ساختمان به خودی خود می ریزد.
 
معادله ساده است، تقویت اقتدار ملی مساوی است با تقویت قدرت بازدارندگی
 
دشمن از همین افزایش اقتدار ملی می ترسد و برنامه ریزی دشمن برای این مورد بسیار دقیق است.
 
من نمی گویم که برنامه ریزی لازم برای خنثی کردن توطئه های دشمن نداریم ولی مهندسی فرهنگی یکدستی نداریم و جزیره ای عمل می کنیم و از برخی مسائل فهم مشترکی نداریم. همه ما انقلابی هستیم و می خواهیم از انقلاب و دست آوردهای آن دفاع کنیم ولی چون فهم مشترکی نداریم، نحوه عمل ما متفاوت است.
 
آناج: در بسیاری از کارهایی که به نفع مردم و بیشتر در حوزه اقتصاد و سازندگی صورت میگیرد، بسیجیان و سپاهیان در خط مقدم هستند، این ها باید گفته شوند که در بحث زلزله آذربایجان و اردوهای جهادی این بچه های بسیجی بودند که خودشان را برای اولین بار به مردم رساندند، برای بیان شدن این ها که بایستی برای مردم مطرح شوند و به صورت ملموس هم مطرح شوند، برنامه تان چیست؟
 
نقش رسانه های بیگانه  و عناصر داخلی آنها در کشور نباید کمرنگ دیده شود. این ها از همه توانشان بهره می برند و خیلی منسجم در داخل کشور عمل می کنند. و به چشم ایران به ما نگاه نمی کنند بلکه به عنوان یک کشور که قدرت سوم شده و ماهیت آنها را به خطر انداخته دارند ما را ارزیابی می نمایند.

همه مردم دنیا می خواهند به فطرت خود برگردند
 
به اعتقاد من مردم دنیا از "ایسم"ها خسته شده اند و دنیال این هستند که به فطرت خود برگردند و این مطرح می شود که اسلام با فطرت همه آدم ها سازگاری دارد.
 
و الان هم که اسلام داعش مطرح شده است؛ بیگانه های می خواهند به آدم هایی که از این "ایسم" ها خسته شده اند بگویند که بله اسلام این است با تمام خشنوت ها و وحشی گری هایش؛ یعنی اسلام آمریکایی و غیرواقعی را می خواهند به مردم دنیا تلقین کنند.
 
دشمن دارد تلاش می کند و ما در این بحبوحه وحدت و انسجام لازم را نداریم. و ما اگر خنثی بودیم دشمن به ما حمله نمی کرد چون کسی با آدم خنثی کاری ندارد. سپاه و بسیج موثر هستند که مورد هجوم دشمن واقع شدند که این خود فرمایش حضرت آقاست.
 
در کشورهای دیگر عنوانی وجود دارد با نام "رکن پنجم" که آمیخته ای از ارتش و مردم است و در مواقع بحران ارتش از این نیروها کمک می گیرد ولی بسیج سوای این گروه هاست چون خود مستقلاً وارد عمل شد.
 

,
,
,
,
, می خواستند ما را به مصر بفرستند ولی موفق نشده بودند, می خواستند ما را به مصر بفرستند ولی موفق نشده بودند,
,
,
,
,
,
,
,
,
, آناج: موقع خیبر شما اطلاعات محور بودید، در زمان اسارت نیروهای عراقی متوجه این موضوع شدند؟, آناج: موقع خیبر شما اطلاعات محور بودید، در زمان اسارت نیروهای عراقی متوجه این موضوع شدند؟,
,
,
,
, و اینگونه شد که من اسیر شدم!, و اینگونه شد که من اسیر شدم!,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, هیچ وقت فکر نمی کردیم اسیر شویم, هیچ وقت فکر نمی کردیم اسیر شویم,
,
,
,
,
,
,
,
, آقا مهدی گفت شما فدایی خیبر هستید, آقا مهدی گفت شما فدایی خیبر هستید,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, آناج: از حالتان بگویید و حال اسرا؛ وقتی خبر پذیرش قطعنامه و پایان جنگ تحمیلی به شما رسید؟, آناج: از حالتان بگویید و حال اسرا؛ وقتی خبر پذیرش قطعنامه و پایان جنگ تحمیلی به شما رسید؟,
,
,
,
,
,
, سربازان عراقی می رقصیدند!, سربازان عراقی می رقصیدند!,
,
,
,
,
,
,
,
, پیامی که به مسوولان ایرانی دادم, پیامی که به مسوولان ایرانی دادم,
,
,
,
,
,
,
,
, آناج: بعد از اواسط دوران سازندگی بود که این بُعد آرامن گرایی از بین رفته و رویکرد فرهنگی به رویکرد اقتصادی تبدیل شد، علت این نقیصه را در چه چیز می دانید؟, آناج: بعد از اواسط دوران سازندگی بود که این بُعد آرامن گرایی از بین رفته و رویکرد فرهنگی به رویکرد اقتصادی تبدیل شد، علت این نقیصه را در چه چیز می دانید؟,
,
,
,
,
,
,
,
, , ,
,
, سیاست های دروان سازندگی درست نبودند, سیاست های دروان سازندگی درست نبودند,
,
,
,
,
,
,
,
, آناج: این فرمایش خود حضرت آقاست که هر خدمتی صورت میگیرد بیان شود، در مورد سپاه و بسیج که این تشکل ها در بسیاری از جهات اعم از ایجاد ثبات و امنیت در کشور و چه در بحث اقتصاد و تولید خیلی در کشور تاثیر گذار هسستند ولی خیلی بیان نمی شود این خدمات، در این مورد توضیحاتی بفرمایید., آناج: این فرمایش خود حضرت آقاست که هر خدمتی صورت میگیرد بیان شود، در مورد سپاه و بسیج که این تشکل ها در بسیاری از جهات اعم از ایجاد ثبات و امنیت در کشور و چه در بحث اقتصاد و تولید خیلی در کشور تاثیر گذار هسستند ولی خیلی بیان نمی شود این خدمات، در این مورد توضیحاتی بفرمایید.,
,
, به بچه های بسیج و سپاه ظلم شد, به بچه های بسیج و سپاه ظلم شد,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, عمده قوای سپاه بسیجی ها هستند, عمده قوای سپاه بسیجی ها هستند,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, اگر بسیج در هشت سال دفاع مقدس نبود، سرنوشت کشور یک چیز دیگر بود, اگر بسیج در هشت سال دفاع مقدس نبود، سرنوشت کشور یک چیز دیگر بود,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, معادله ساده است، تقویت اقتدار ملی مساوی است با تقویت قدرت بازدارندگی, معادله ساده است، تقویت اقتدار ملی مساوی است با تقویت قدرت بازدارندگی,
,
,
,
,
,
, آناج: در بسیاری از کارهایی که به نفع مردم و بیشتر در حوزه اقتصاد و سازندگی صورت میگیرد، بسیجیان و سپاهیان در خط مقدم هستند، این ها باید گفته شوند که در بحث زلزله آذربایجان و اردوهای جهادی این بچه های بسیجی بودند که خودشان را برای اولین بار به مردم رساندند، برای بیان شدن این ها که بایستی برای مردم مطرح شوند و به صورت ملموس هم مطرح شوند، برنامه تان چیست؟, آناج: در بسیاری از کارهایی که به نفع مردم و بیشتر در حوزه اقتصاد و سازندگی صورت میگیرد، بسیجیان و سپاهیان در خط مقدم هستند، این ها باید گفته شوند که در بحث زلزله آذربایجان و اردوهای جهادی این بچه های بسیجی بودند که خودشان را برای اولین بار به مردم رساندند، برای بیان شدن این ها که بایستی برای مردم مطرح شوند و به صورت ملموس هم مطرح شوند، برنامه تان چیست؟,
,
,
,
, همه مردم دنیا می خواهند به فطرت خود برگردند, همه مردم دنیا می خواهند به فطرت خود برگردند,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, , ,


می گفتند عبور از اروند غیرممکن است ولی بسیجی های ما عبور کردند
 
در عملیات والفجر 8 و موقعی که باید از اروند عبور می کردیم، نه کارشناسان نظامی ایران، بلکه کارشناسان نظامی کل دنیا هم گفتند که این کار غیرممکن است ولی بسیج هم این کار را کرد و پل بعثت را زد و از میان رودخانه خروشان غواصانی عبور کردند که در حد آموزش های مقدماتی غواصی دوره دیده بودند. این ها شاخص های اصلی بسیج است.
 
ما در زلزله آذربایجان و در زلزله اردبیل پای کارتر از هلال اهمر بودیم و جزو اولین نیروهایی که در مناطق حضور بهم رسانده بودند.
 
این جان فشانی های بسیج و سپاه را که نمی توانند به خودی خود انکار کنند بناببراین از دست آویزهای دیگری برای اهداف شوم خود استفاده می کنند. می آیند می گویند که این ها خود افراد نظام هستند که تمام این کارها و خدمات را هم برای خودشیرینی انجام می دهند. حتی به جبهه رفتن بچه ها را هم گفتند برای کسب سهمیه بوده در صورتی که مگر آن موقع سهمیه می دادند یا ما دانشجو بودیم و ... و استفاده از سهمیه بعد از جنگ تصویب شد.

آناج: اخباری مبنی بر نفوذ جریان های قدرت و ثروت به بدنه بخش های اجرایی میرسد، سپاه برای مقابله با چنین شرایطی، چه برنامه هایی دارد؟

حفظ انقلاب اسلامی ایران اصلی ترین هدف سپاه است، هر جا لازم باشد سپاه وارد عمل شود می شود. سپاه در کنار نیروهای بی تمنای مردمی و از جان های گذشته های خود همواره به ملت و نظام خدمت خواهد کرد. همچنان که حزب الله در حرکت است، حزب شیطان ههم در حال فعالیت است و ما از این امر آگاهیم.

اصلی ترین افتخار سپاه خدمت به مردم است

اصلی ترین افتخار سپاه خدمت به مردم است، به صراحت عرض می کنم به تمام فرماندهان و نیروهای خودم که می خواهند منصوب شوند می گویم: دوران خان و خانسالاری به پایان رسیده، مردم دنبال خدمتگذارند و نه آقا بالاسر.از انقلاب اسلامی دفاع می کنیم.

مطمئنا مشکلاتی در کشور هست، ما آنرا نفی نمی کنیم ولی بسیج بدنه فعال ملت است و به حول و قوه ی الهی بر مشکلات نائل خواهیم شد. بسیجیان همین بچه های مردم اند.چه عادی چه ویژه چه فعال.خود پاسداران هم فرزندان این مردم هستند.از موجودیت و ایدئولوژی خود دفاع می کنند.

 تشکیل نظام اسلامی  چند مرحله دارد: اولین مرحله سقوط نظام شاهنشاهی بود و بعد تشکیل نظام اسلامی که انجام گرفته است ولی این به معنای این نیست که تمامی حرکت های ما اسلامی است ما در راستای احقاق آن باید تلاش کنیم.ممکن است بعضی حرکت های باشد ما با فرد کار نداریم.هرحرکتی که مقاومت اسلامی را در مقابل استکبار جهانی تقویت کنیم با آن هستیم. و بر عکس.

آناج: آیا در استان جریانی هست که جبهه انقلاب را در مقابل استکبار تضعیف کند؟
 
قطعا هست، مصداقی وارد نمی شوم و ولی نیروهای خدوم سپاه و بسیج دائما در حال فعالیت هستند.ولی فضا قابل کنترل است.اینطور نیست که از دستمان خارج شود.ضمن اینکه خط کش حرکت ما فرمایشات رهبری است.

حضرت آقا در فرمایش های خود گفتند دنیا پولف ثروت اشرافیت  جز نشانه های مسئولین و فرماندهان در نظام اسلامی باید باشد.شیطان کار خود را می کند.چرا که حرکت در مسیر درست ملایمت منفعت آن از برخورد خشونت آمیز بهتر می باشد.

اسلام دین رحمت و رآفت است.بنده حقیر در جلسات مختلف از حقو حقوق خود دفاع کردم.کارگری که زیر خط فقر کار می کند. می آید اعتراض می کند سپاه قرار نیست در صف کارفرما باشد.ما سرکوب کنیم.

ما با آنها شعار می دهیم. سپاه در بحث محرومیت زدایی و سارندگی پیشگام است. قرارگاه سازندگی علی رغم یکی از قدرت های بزرگ سازندگی جهان است. تبلیغات دشمن این است که اینها فرصت های کاری را از مردم گرفته اند. در حالیکه مدیریت آن مجموعه با سپاه است. کارفرمایان و کارکنان، مهندسان سپاه همین مردم کشور خودمان است. و تمامی درآمدهای این قرارگاه ها در راستای سازندگی کشور مصرف می شود. اگر بسنده کنیم به کمک های مالی دپیشرفت هایی چندانی در بحث سازندگی و محرومیت زدایی نداشتیم.

اگرسپاه تولید درآمد کرده است نه برای برای جیب فرماندهان و کارکنان خود بلکه برای تقویت مجموعه سپاه و تقویت زیرساخت ها و پروژه های عظیم موشکی بوده است.

البته قدرت ما موشک نیست، زمان شاه وزارت جنگ داشتیم، امام فرمود ما با کسی جنگ نمی کنیم ولی دفاع می کنیم. قدرت ما در انسجام ما و حدت ما و رهبری ماست.

قرآن، رهبری و امت سه ضلع قدرت ماست. هر سه اینها باید با هم باشد که دشمن سعی می کند اینها از هم گسسته شود.

آناج: اخباری حاکی از این می باشد که برخی عناصر وابسته به فتنه در بدنه مدیریتی استان فعال شده اند و حتی به صورت رسمی برای انتخابات آتی جلسه برگزار می کنند، ارزیابی شما چه می باشد؟

سپاه سرباز ولایت و گوش به فرمان رهبری است. عواملی هستند که نمی توانیم همه را فتنه گر بدانیم. ما در مقام قضاوت نیستیم. حضرت آقا نظرشان این است که از دولت حمایت کنیم.

بحث انتخابات طبیعی است که همه سعی می کنند هم سوی خود را پای کار بیاورند. اگر در راستای تقویت نظام اسلامی افزایش رفاه عمومی و نزدیک شدن به ارمان های شهدا باشد اشکالی ندارد.ولی اگر بخواهند از خطوط قرمز عبور کنند مجموعه ای به نام شورای نگهبان جلوی آنها را می گیرد.به سپاه ارتباطی ندارد. سپاه همیشه برای مشارکت حداکثری تلاش کرده است.که مشارکت پشتیبانی مردم از نظام و این یعنی تقویت یکی از پایه های اساسی قدرت ملی. ما نمی توانیم بدبینانه بگوییم که مجموعه دولت تدبیر امید پر از اشتباه است. این قضاوت را در مورد دولت قبلی هم نباید بکنیم. نقد هایی به دولت ها وارد است ولی این به معنی فاجعه در نظام اسلامی ما نیست.

اگر اشتباهات فاحش باشند مطمئن باشید شخص رهبری سکوت نمی کنند. ما پیرو رهبری هستیم. بی خاصیت نیستیم. ما یار غار هستیم با استانداری، به آقای جبارزاده بارها گفته ام ما در روزهای سخت پشتیبان دولت و مدیرهای اجرایی خواهیم بود.

من نسبت به آینده خوشبینم. که رصد و پایش دائمی دشمنان داخلی و خارجی را در اولیوت قرار می دهیم. جریان شناسی و دشمن شناسی جز وظایف ذاتی پاسداران است.

آناج: نظرتان در مورد این واژه ها...

امام خمینی (ره): بهترین رهبر دنیا

مقام معظم رهبری: من نوکرشم

حاج قاسم سلمیانی: اقتدار نظام اسلامی در جهان

آقا مهدی باکری: بنده مخلص خدا

غلام عسگر کریمیان: اگر خدا قبول کنه نوکر مردم

عماد مغنیه: نماد مقاومت

شهید احمدی روشن: تخصص و تعهد با همدیگر

میر حسین موسوی: می خوام منصفانه بگم، عاقبت به خیر نشد

کروبی: اون هم همینطور، رفیق میر حسین!

باراک اوباما: دشمن زرنگ

حاج حسین تهرانی مقدم: پدر تکنولوژی کشور

حاج آقا شبستری: نماینده آقا در استان و احترامش واجب

آناج: حضور نیروهای تکفیری در استان آذربایجان شرقی

هرکس می گوید در استان ما نیروهای تکفیری در استان ما هست یک حرف غلط است.به عنوان خادم مردم اعلام می کنم که نگران نباشند.فرزندان ملت بیدارند. وظایف امنیتی ما ایجاب می کند فضای استان را دائما رصد کنیم ولی هیچ به این مورد برنخوردیم. دشمن حتی فکر تعدی به ایران و نفوذ به کشور ما را هم نمی تواند بکند.
 
آناج: حرف آخر...

حرف آخر را کسانی باید بزنند که می خواهند نباشند، به امید رویارویی مستقیم با جبهه استکبارما می خواهیم باشیم. البته الان هم در جنگ هستیم و اعتقاد من بر این است که اگر وحدت را حفظ کنیم تا حکومت طاغوتیان و استکباریان را نابود خواهیم کرد. امیدوارم روزی برسد که ما با افتخار بگوییم سربلند بیرون آمدیم و شهدا و امام شهدا از ما راضی باشند.

,
, می گفتند عبور از اروند غیرممکن است ولی بسیجی های ما عبور کردند, می گفتند عبور از اروند غیرممکن است ولی بسیجی های ما عبور کردند,
,
,
,
,
,
,
,
, آناج: اخباری مبنی بر نفوذ جریان های قدرت و ثروت به بدنه بخش های اجرایی میرسد، سپاه برای مقابله با چنین شرایطی، چه برنامه هایی دارد؟, آناج: اخباری مبنی بر نفوذ جریان های قدرت و ثروت به بدنه بخش های اجرایی میرسد، سپاه برای مقابله با چنین شرایطی، چه برنامه هایی دارد؟,
,
,
,
, اصلی ترین افتخار سپاه خدمت به مردم است, اصلی ترین افتخار سپاه خدمت به مردم است,
,
,
,
,
,
,
,
, آناج: آیا در استان جریانی هست که جبهه انقلاب را در مقابل استکبار تضعیف کند؟, آناج: آیا در استان جریانی هست که جبهه انقلاب را در مقابل استکبار تضعیف کند؟,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, آناج: اخباری حاکی از این می باشد که برخی عناصر وابسته به فتنه در بدنه مدیریتی استان فعال شده اند و حتی به صورت رسمی برای انتخابات آتی جلسه برگزار می کنند، ارزیابی شما چه می باشد؟, آناج: اخباری حاکی از این می باشد که برخی عناصر وابسته به فتنه در بدنه مدیریتی استان فعال شده اند و حتی به صورت رسمی برای انتخابات آتی جلسه برگزار می کنند، ارزیابی شما چه می باشد؟,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
, آناج: نظرتان در مورد این واژه ها..., آناج: نظرتان در مورد این واژه ها,
,
, امام خمینی (ره): ,
,
, مقام معظم رهبری: ,
,
, حاج قاسم سلمیانی:,
,
, آقا مهدی باکری:,
,
, غلام عسگر کریمیان:,
,
, عماد مغنیه: ,
,
, شهید احمدی روشن: ,
,
, میر حسین موسوی:,
,
, کروبی:,
,
, باراک اوباما:,
,
, حاج حسین تهرانی مقدم: ,
,
, حاج آقا شبستری: ,
,
, آناج: حضور نیروهای تکفیری در استان آذربایجان شرقی, آناج: حضور نیروهای تکفیری در استان آذربایجان شرقی,
,
,
,
, آناج: حرف آخر..., آناج: حرف آخر...,
,
,

انتهای پیام/پ

]
  • برچسب ها
  • #
  • #
  • #

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه