فوتبال ایران اسپارتاکوس ندارد!
وقتی لشکر بردههای شورشی به رهبری اسپارتاکوس شکست خوردند و اسیر شدند، رومیان در جستجوی اسپارتاکوس از هر بردهای سوال پرسیدند پاسخ شنیدند:" اسپارتاکوس من هستم!"[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه داناپاسخ بردگان زیاد هم بیراه نبود. زندگی در کنار اسپارتاکوس از همه آنها یک اسپارتاکوس ساخته بود. بودن در کنار بزرگان چنین خاصیت جادویی و سحرآمیزی دارد. وقتی عادل فردوسی پور چند هفته قبل از محمد نوری پرسید چرا وقتی روی نیمکت بود هیچ اعتراضی نکرد؟ نوری پاسخ داد: "چون من مهدوی کیا و علی کریمی را دیده بودم که روی همین نیمکت نشستند و هیچ اعتراض نکردند."
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,
حضور در کنار بازیکنان بزرگ، دید بزرگ منشانه ای را در بازیکنان جوان تر ایجاد می کند. آن ها را به سمت مسیرهای درست هدایت می کند و درنهایت بازیکن بزرگ دیگری را متولد می شود.
سیلی زدن در زمین فوتبال سنگین ترین جریمه ها را دارد ولی وقتی از طرف بازیکن بزرگی چون کریم باقری بر گونه شیث رضایی برای به خود آوردن او باشد، نه تنها جریمه ندارد که حتی پاداش هم به آن تعلق می گیرد.
مگر نه اینکه علی کریمی بعد از شکست چندین باره پرسپولیس تمامی بازیکنان را جمع کرد و برای عذرخواهی نزد تماشاگران برد تا به آنها رفتار بعد از شکست را بیاموزد؟ تا آنها را متوجه کند بعد از هر شکست، قبل از هر توجیهی یک عذرخواهی به هوادارانی که در گرما و سرما آنها را تشویق می کنند بدهکارند.
بر کسی پوشیده نیست که کاپیتان بعد از سرمربی، مهمترین شخص تیم است. کاپیتان باید بازیکنان را در لحظات حساس به خود بیاورد و دستورات سرمربی را در زمین پیاده کند.
اما آیا در حال حاضر دو تیم پایتخت نشین سرخابی چنین بازیکنی را در تیم دارند؟
پروژه جوان گرایی در تیم پرسپولیس با راندن کریمی از این تیم و انتقال سید جلال حسینی به تیم های عربی به اوج رسید. محمد نوری اگرچه بازیکن خوب و بی حاشیه ای است اما کاریزمای لازم برای وادار کردن بازیکنان به اجرای دستورات را ندارد. در سمت دیگر نیز امیرحسین صادقی پس از خروج رحمتی و مجیدی از استقلال، بازوبند را به بازو می بندد. کسی که باید درگیریها را کدخدامنشانه حل کند، خود وارد درگیری لفظی با دروازه بان تیم میشود و با اطرافیان قلعه نویی زد و خورد میکند.
نبود بازیکن بزرگ در نخستین مرحله نیمکت پرسپولیس را جولانگاه حواشی ریز و درشت کرده است. جایی که زمانی علی کریمی با تمام ابهتش مینشست و برای موفقیت تیم حرص می خورد، حالا بازیکنان تازوه وارد لایق نشستن نمیبینند و به راحتی آن را کنار می زنند.
مساله دوم ایجاد حاشیه در زمین است. بازیکنان بزرگ پایگاه های هواداری شدیدی دارند و محبوبیت آنها فراتر از حد انتظار است. محبوبیتی که نه با قلم مطبوعاتی به دست میآید و نه پست های اینستاگرامی. این محبوبیت از غرور و تعصب مثال زدنی این افراد به تیم محبوبشان نشات میگیرد. وقتی کریم باقری با سیلی خود دعوای شیث با حقیقی را در نطفه خفه کرد، تماشاگر فکرش را نمیکرد تنها چند سال بعد یکی در حد رضا حقیقی به خاطر تعویض لگد به تابلوهای تبلیغاتی بزند و ...
برای فوتبال بی ستاره و پرحاشیه ایران اکنون زنگ خطر نبود بزرگتر درون زمین به صدا درآمده است.
حالا باید مدتها منتظر ماند تا شاید بازیکنی مانند باقری یا محمود فکری بیاید و راه رسم بزرگ بودن را به سایرین بیاموزد.
,
,
,
,
,
,
,
,
,
,
انتهای خبر
]
ارسال دیدگاه