داستان دایی پرتاب گر
روزی یک فیلسوف آلمانی معاصر که در ژاپن تلاش میکرد از طریق ورزش تیر و کمان ، ذن بودایی را بیاموزد ، به استاد « ذن » خود گفت : وقتی کمان را میکشم لحظه ای میرسد که احساس میکنم اگر بی درنگ پرتاب نکنم ، خفه خواهم شد . استادش گفت : اگر مدام سعی کنی لحظه ای را که باید تیر را پرتاب کنی پیش بیاوری ، هرگز هنر تیراندازی را فرا نمیگیری . گاهی « تمایل شدید » خود تیر انداز به دقت پرتاب لطمه میزند ![
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانابه نظر میرسد این روزها چنین تمایلی نزد علی دایی ، بیشتر از همیشه قابل مشاهده است ! روحیه تهاجمی و جنگنده ای که سالها او را در قامت یک مهاجم درجه اول یاری می نمود ، در روزهای حساس سرمربیگری هم وی را رها نکرده و به شکل همان تمایل به پرتابی که داستانش در مقدمه ذکر شد ، دایی را در معرض حواشی پیاپی قرار داده است .
, شبکه اطلاع رسانی دانا, . ,نفس عمل او برای اقدام به مبارزه علیه فساد در فوتبال ایران آنقدر ستودنی است که دوست و دشمن را به تحسین واداشته ، الا همه آنهایی که در این گیر و دار پایشان گیر است و ریگی به کفش دارند . باید توجه داشت که چنین اقدامی از تنها یکی مثل دایی بر مسند سرمبیگری یک باشگاه پرطرفدار ، تأثیر گذار از آب در میآمد . کما اینکه در سالیان اخیر بارها نظیر واکنش دایی از سوی مدعیان دیگری هم رخ داده ولی عقیم و بی اثر به جایی نرسیده است .
, .,اما حیف که عدم تمرکز دایی بر روی لااقل همین موضوع مهم و مصاحبه های شتابزده با به میان کشیدن موضوعات و اسامی جدید باعث شده از دقت و اثر بخشی حملات او کاسته شود . از کرانچار و مایلی کهن و دستیارش تا قهرمانی و کریمی و عکاس و مدیر عامل راه آهن و سرانجام کنایه نیشدار وی به خط گرفتن تماشاگران رقیب برای شعار دادن علیه او و درگیری با کمک داور دیدار با داماش و محرومیت متعاقب آن ، همه ماجراهای با ربط و بی ربطی هستند که شهریار را در هفته های اخیر وادار به حمله و دفاع باخود یا بیخود کرده است .
, .,آنچه در این هیاهوی شتابزده گم میشود ، نیت و منظور دایی در این مبارزه جویی است . میوه ای که باید به وقت رسیدن چیده میشد ، با اعلان جنگهای پرسر و صدای آقای سرمربی ، کال و نارس چیده شده و حالا به جای جهاد با اصل فساد در فوتبال ، رویانیان خبر از فقط شکایتی علیه « یک داور » را میدهد !
, !,ظاهراٌ صورت مسأله درسایه بی دقتی و بی حوصلگی مدعیان آن عوض شده . اکنون ادعای اولیه دایی مبنی بر مبارزه با تفکر منحوس تبانی گری به یک جدال شخصی کم فایده تبدیل شده است .
, .,ای کاش دایی و رویانیان که شمشیر خود را برای برقرای نظم مجدد کشیده بودند ، کماکان با ستم میجنگیدند ، نه ستمکار ! ای کاش قضاوت راجع به ستمکار را به اهلش واگذار میکردند و در این لحظه های حساس و شاید سرنوشت ساز پرچم مبارزه شان را با حوصله و دقت بیشتری بالا نگه میداشتند .
, .,و ای کاش دایی میدانست ، قبل از اینکه بخواهد دنیا را تغییر دهد باید اندکی خودش را هم عوض کند !
, !,,
انتهای خبر
,]
ارسال دیدگاه