واکاوی نقش سلبریتی ها در اعتراضات این روزها؛
سلبریتیها و سهم آنها از وضعیت امروز؛ حمایت کورکورانه سیاسی به چه قیمتی؟
بررسی اعتراض چهرههای مشهور سینما و ورزش به بحران اقتصادی؛ نقد تناقض میان نقش گذشته آنها در گفتمان اقتصادی حاکم و ادعای امروزشان بهعنوان منتقد شرایط فعلی.
به گزارش خبرنگار فرهنگی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ باز هم همان روایت تکراری؛ هرگاه نشانههای بحران اقتصادی نمایان میشود و گرانی و تنگنای معیشتی، تاب و توان مردم را میگیرد، گروهی از چهرههای مشهور با چند استوری احساسی در فضای مجازی، ناگهان در نقش «مدافع مردم» ظاهر میشوند.
اما این رفتار، نه اتفاقی است و نه بیریشه. همان افرادی که امروز ژست اعتراض گرفتهاند، دیروز مدافعان پرشور دولتهایی بودند که بنیان همین وضعیت را بنا نهادند. تناقض گفتار و کردار آنان، دیگر از یاد مردم نرفته است.
نمونهای روشن از این دوگانگی، هومن سیدی است؛ هنرمندی که در سالهای گذشته، سیمرغ خود را به حسن روحانی تقدیم کرد و دولت او را نماد «عقلانیت و تدبیر» نامید. امروز اما در دولت پزشکیان که ادامه همان گفتمان سیاسی است در جایگاه یک «منتقد اقتصادی» ظاهر میشود. این چرخش موضع، بیش از هر چیز نشانهای از فراموشی تاریخی و فریبکاری آشکار است.
پرسش بنیادین اینجاست: اگر سیاستهای دولت روحانی عامل شکلگیری بحران اقتصادی بودند، چرا در آن زمان به تشویق و تبلیغ او پرداختید؟ و اگر اکنون مدعی دغدغهی مردم هستید، چرا هیچ نشانی از پذیرش مسئولیت در گفتار شما دیده نمیشود؟
در انتخابات ۱۳۹۶، شمار قابل توجهی از سلبریتیها با بهرهگیری از نفوذ رسانهای خود، بر افکار عمومی اثر گذاشتند و نتیجه آن، روی کار آمدن دولتی بود که اقتصاد کشور را به وعدههای برجام و خوشباوری نسبت به غرب گره زد. حاصلِ این سیاستها، سقوط ارزش پول ملی، جهش نرخ ارز، رکود گسترده در تولید و در نهایت فشار شدید معیشتی بر مردم بود. با اینحال، همان چهرهها امروز بدون کمترین عذرخواهی، خود را در قامت منتقد و مدعی ظاهر میسازند.
رفتار کنونی بسیاری از این سلبریتیها، تلاشی است برای فرار از مسئولیت گذشته و بازسازی چهرهی آسیبدیدهی خود در افکار عمومی؛ نه از سر دلسوزی واقعی برای مردم. مردم اما حافظهی تاریخی دارند و نیک میدانند که اعتراض اصیل، با تحلیل و صداقت همراه است، نه با ژستهای نمایشی در فضای مجازی.
متأسفانه این نمایشهای سطحی، به جای تقویت اعتماد عمومی، شکاف میان مردم و چهرههای فرهنگی را عمیقتر کرده است. چگونه میتوان به صِدق گفتار کسانی اعتماد کرد که دیروز در ستایش دولتی سینه زدند و امروز در نکوهش نتایج همان تصمیمات، پیشگام اعتراضاند؟ این دوگانگی نهتنها نشانهی بیمسئولیتی فردی است، بلکه فرهنگ پاسخگویی را نیز مخدوش میکند؛ فرهنگی که در آن، تظاهر به دغدغهمندی جای پاسخگویی واقعی را گرفته است.
اگر صداقتی در میان بود، نخستین گام آنان باید اعتراف به خطا و پذیرش نقش خود در شرایط کنونی میبود. اما تاکنون از زبان هیچیک، حتی جملهای کوتاه در باب مسئولیت گذشته شنیده نشده است. زیرا مسئله، نه رنج مردم، بلکه حفظ جایگاه و محبوبیت شخصی است.
رسانههای همسو نیز با بزک کردن چهرهی این سلبریتیها، میکوشند از آنان «صدای جامعه» بسازند، غافل از آنکه افکار عمومی امروز از هر زمان هوشیارتر است. مردم فریب نمیخورند؛ آنان میان اعتراض صادقانه و رفتار نمایشی تمایز قائلاند.
افزون بر این، دایره این عدم مسئولیتپذیری به عرصه ملی و اخلاقی نیز کشیده میشود. در بزنگاههای حساس تاریخی و زمانی که پای تمامیت ارضی و جان انسانهای بیگناه در میان بود، مانند جنگ 12 روزه اسرائیل علیه ایران عزیز، سکوت سنگین این قشر، در حافظه جمعی تمام ملت شریف ایران ثبت گردید و هیچ موضعگیری شجاعانهای در دفاع از مردم اتخاذ نشد.
اعتراض واقعی، نیازمند درایت، تحلیل و مسئولیتپذیری است، نه چند استوری پرهیاهو و کلیگوییهای تکراری. اگر دغدغهی واقعی نسبت به مردم وجود دارد، باید با عذرخواهی، سکوت و پرهیز از مهندسی افکار عمومی آغاز شود، نه با ادامه دادن نمایشهایی که آتش بیاعتمادی را شعلهورتر میکند.
در نهایت باید گفت: حق اعتراض برای همگان محفوظ است ـ جز برای کسانی که در شکلگیری وضع موجود نقش مستقیم داشتهاند. حمایت بیچونوچرای سلبریتیها از دولت روحانی در سال ۱۳۹۶، سهم جدی در بحرانهای فعلی داشته است؛ از سقوط ارزش پول ملی و تورم فزاینده تا رکود عمیق اقتصادی. جامعه امروز بیش از هر چیز به صداقت، شجاعت و مسئولیتپذیری نیاز دارد، نه به هیجانسازیهای زودگذر.
ارسال دیدگاه