دانا گزارش می دهد؛

راهبرد تازه واشنگتن در جنگ با ایران؛ چرا اسرائیل فعلاً پشت صحنه ایستاده است؟

راهبرد تازه واشنگتن در جنگ با ایران؛ چرا اسرائیل فعلاً پشت صحنه ایستاده است؟
جنگ ۱۲ روزه، جنگ رمضان و اکنون دور جدید تنش‌ها، سه مقطعی هستند که نشان می‌دهند الگوی تقابل آمریکا و رژیم صهیونیستی با جمهوری اسلامی ایران در حال تغییر است.

به گزارش خبرنگار شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛جنگ ۱۲ روزه، جنگ رمضان و اکنون دور جدید تنش‌ها، سه مقطعی هستند که نشان می‌دهند الگوی تقابل آمریکا و رژیم صهیونیستی با جمهوری اسلامی ایران در حال تغییر است. اگر در نخستین رویارویی، تل‌آویو تلاش می‌کرد خود را در خط مقدم نبرد قرار دهد و در جنگ رمضان نیز نقش فعالی در کنار آمریکا ایفا کرد، اکنون شواهد از شکل‌گیری راهبردی جدید حکایت دارد؛ راهبردی که در آن واشنگتن فرماندهی عملیات را برعهده گرفته و رژیم صهیونیستی بیش از آنکه بازیگر میدانی باشد، به اتاق عملیات، پشتیبانی اطلاعاتی و اعمال نفوذ سیاسی منتقل شده است.

این تغییر آرایش، بیش از آنکه نشانه عقب‌نشینی رژیم صهیونیستی باشد، بیانگر تغییر تاکتیک است؛ تغییری که هدف آن کاهش هزینه‌های مستقیم تل‌آویو و در مقابل، افزایش نقش ایالات متحده در مدیریت رویارویی با جمهوری اسلامی ایران است.

ایران؛ محور اصلی دیدار ترامپ و نتانیاهو

سفر اخیر «بنیامین نتانیاهو» به آمریکا نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی پیش از دیدار با «دونالد ترامپ» به صراحت اعلام کرد که مهم‌ترین دستورکار مذاکرات، ایران خواهد بود؛ موضوعی که نشان می‌دهد حتی در میانه بحران غزه، لبنان و تحولات منطقه، مهار جمهوری اسلامی همچنان اولویت نخست تل‌آویو است.

پس از این دیدار نیز خبرگزاری رویترز به نقل از یک مقام ارشد اسرائیلی گزارش داد که ترامپ و نتانیاهو تمامی گزینه‌ها در قبال ایران، از مسیر دیپلماسی و تشدید تحریم‌ها گرفته تا سناریوی اقدام نظامی را بررسی کرده‌اند؛ هرچند تصمیم نهایی درباره گام بعدی اتخاذ نشده است.

این گزارش یک پیام روشن دارد؛ برخلاف روایت‌هایی که از اختلاف جدی میان واشنگتن و تل‌آویو سخن می‌گویند، دو طرف همچنان در هدف راهبردی یعنی افزایش فشار بر ایران اشتراک نظر دارند، اما درباره زمان، شیوه و هزینه‌های اقدام نظامی ملاحظات متفاوتی دارند.

چرا اسرائیل فعلاً وارد میدان نمی‌شود؟

رژیم صهیونیستی امروز بیش از هر زمان دیگری با فرسایش داخلی روبه‌رو است. ادامه جنگ غزه، ناامنی در جبهه شمالی، فشار اقتصادی، بحران سیاسی و اختلافات داخلی، ظرفیت این رژیم را برای ورود به یک جنگ گسترده دیگر محدود کرده است.

در چنین شرایطی، بهترین سناریو برای تل‌آویو آن است که آمریکا هزینه اصلی تقابل با ایران را پرداخت کند؛ سناریویی که در آن رژیم صهیونیستی بدون قرار گرفتن در معرض پاسخ مستقیم جمهوری اسلامی، از تداوم فشارهای نظامی، اقتصادی و سیاسی علیه ایران بهره‌مند شود.

از سوی دیگر، مقامات آمریکایی نیز به خوبی می‌دانند هرگونه ورود مستقیم اسرائیل به یک جنگ فراگیر می‌تواند دامنه بحران را به کل منطقه گسترش دهد؛ موضوعی که نه تنها امنیت پایگاه‌های آمریکا را تهدید می‌کند، بلکه بازار جهانی انرژی و اقتصاد غرب را نیز با شوک جدی مواجه خواهد کرد.

چراغ سبز واشنگتن؛ حلقه مفقوده معادله

تحلیل رفتار کاخ سفید نشان می‌دهد دونالد ترامپ همچنان تلاش می‌کند سیاست «فشار حداکثری همراه با حفظ گزینه مذاکره» را دنبال کند. او طی روزهای اخیر از یک سو از «گفت‌وگوهای خوب» با ایران سخن گفته و از سوی دیگر تهدید کرده است در صورت شکست این روند، حملات گسترده‌تری علیه اهداف ایران انجام خواهد داد.

همین دوگانگی نشان می‌دهد کاخ سفید هنوز تصمیم نهایی خود را برای عبور از مرحله فشار به مرحله جنگ فراگیر نگرفته است.

در چنین شرایطی، رژیم صهیونیستی ناگزیر است منتظر تصمیم واشنگتن بماند. هرگونه اقدام مستقل تل‌آویو بدون حمایت آمریکا می‌تواند هزینه‌هایی به مراتب سنگین‌تر از منافع احتمالی آن برای این رژیم به همراه داشته باشد.

نتانیاهو به دنبال چیست؟

برخی رسانه‌های غربی گزارش داده‌اند که نتانیاهو در دیدار اخیر خود تلاش کرده اطلاعات جدیدی درباره فعالیت‌های هسته‌ای ایران در اختیار ترامپ قرار دهد تا نگاه کاخ سفید نسبت به گزینه نظامی تقویت شود. هرچند این گزارش‌ها به معنای تصمیم آمریکا برای حمله نیست، اما نشان می‌دهد تل‌آویو همچنان در پی متقاعد کردن واشنگتن برای حفظ و حتی افزایش فشار بر جمهوری اسلامی است.

این رفتار برای نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی دلایل داخلی نیز دارد. نتانیاهو که با فشار شدید سیاسی و کاهش محبوبیت مواجه است، موفقیت در پرونده ایران را یکی از مهم‌ترین ابزارهای حفظ موقعیت خود می‌داند؛ موضوعی که باعث شده پرونده ایران همچنان مهم‌ترین محور رایزنی‌های او با دولت آمریکا باشد.

تغییر تاکتیک، نه تغییر هدف

آنچه امروز در منطقه مشاهده می‌شود، عقب‌نشینی رژیم صهیونیستی از تقابل با جمهوری اسلامی نیست؛ بلکه انتقال بخشی از هزینه‌های این تقابل به ایالات متحده است.

آمریکا فرماندهی فشار را در دست گرفته و اسرائیل تلاش می‌کند با کمترین هزینه، بیشترین بهره را از این راهبرد ببرد. اما اگر تجربه جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان درسی برای واشنگتن و تل‌آویو داشته باشد، آن درس این است که هرگونه خطای محاسباتی در قبال جمهوری اسلامی می‌تواند معادلات طراحی‌شده در اتاق‌های فکر غرب را در مدت کوتاهی بر هم بزند.

از همین رو، هرچند تل‌آویو امروز در ظاهر پشت صحنه ایستاده است، اما شواهد نشان می‌دهد هدف راهبردی این رژیم تغییری نکرده و تنها روش دستیابی به آن دستخوش تغییر شده است؛ تغییری که کلید فعال شدن مرحله بعدی آن، بیش از هر چیز، در دستان کاخ سفید قرار دارد.

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه