امام حسن عسکری (ع)؛ کراماتی که اثباتی بر امامت و تأییدی بر آیات الهی بود

امام حسن عسکری (ع)؛ کراماتی که اثباتی بر امامت و تأییدی بر آیات الهی بود
امام حسن عسکری (ع)، با کرامات خارق‌العاده‌ای نه تنها شیعیان را در ایمانشان استوار می‌ساخت، بلکه موجب اعتراف دشمنان به عظمت علمی و معنوی امام گردید.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ دوران امامت امام حسن عسکری (ع) (۲۵۴-۲۶۰ هجری قمری)، مصادف با اوج فشارها و محدودیت‌های دستگاه خلافت عباسی بود. خلفای ستم‌پیشه، از بیم ظهور همان مولودی که پیامبر اکرم (ص)از او به «مهدی موعود» بشارت داده بودند، حضرت را در حصر خانگی قرار دادند و حتی از ارتباط مستقیم ایشان با شیعیان جلوگیری می‌کردند. در چنین فضای اختناق‌آمیزی، یکی از مهم‌ترین ابزارهای اثبات حقانیت و امامت آن حضرت، «کرامات» بود؛ نشانه‌هایی از علم غیب و قدرت بر قوانین طبیعت که نه تنها شیعیان را به امامت ایشان مطمئن می‌ساخت، بلکه حتی دشمنان سرسخت را به عظمت آن حضرت معترف می‌کرد[1]. بیشترین کرامات را امام حسن عسگری (ع) برای اثبات حقانیت امامتش ارائه فرمود. 

چارچوب مفهومی کرامات

کرامات، اموری خارق‌العاده‌اند که از سوی اولیای الهی و در راستای اثبات حقانیت آنان و هدایت مردم ظهور می‌یابند. خداوند متعال در قرآن کریم، این توانایی را به انبیا و اوصیای خود عطا فرموده تا گواهی راستین بر درستی رسالت و هدایتشان باشند. در مورد امامان معصوم علیهم‌السلام، کرامات جلوهای از علم لدنی و قدرت اعطایی از سوی خداست که نشان می‌دهد آنان بر باطن و آینده امور آگاهند و از پشتوانه الهی برخوردارند[2]

نمونه‌های شاخص کرامات 

۱. سخن گفتن با گرگ و خبر از برادر

عبدالله بن محمد از اصحاب امام نقل می‌کند که حضرت را در بیابان دید که با گرگ گفت‌وگو می‌کند. عبدالله از حال برادرش در طبرستان پرسید. امام فرمود: به درخت داخل منزلت در سامرا نگاه کن، برادرت را خواهی دید[3].

۲. چشمه شیر و عسل در منزل امام

ابوجعفر روایت می‌کند: روزی وارد منزل امام شدم و در حیاط، چشمه‌ای دیدم که به جای آب، شیر و عسل از آن جاری بود. من و دوستانم از آن نوشیدیم و مقداری نیز همراه بردیم[4].

۳. بارش باران به خط امام

در زمان خشکسالی، عده‌ای از بیابان‌نشینان نزد امام آمدند و شکایت کردند. حضرت خطی نوشت و در همان لحظه باران بارید. وقتی باران شدت یافت و خطرناک شد، باز با اشاره امام قطع شد[5].

۴. نجات از چاه آب در کودکی

قطب راوندی در کتاب «الخرائج و الجرائح» نقل می‌کند: امام حسن عسکری علیه‌السلام در کودکی به درون چاه آب افتاد. امام هادی علیه‌السلام مشغول نماز بود و زنان فریاد می‌زدند. پس از نماز، حضرت فرمود: «مشکلی نیست». ناگاه دیدند که آب چاه تا لب آن بالا آمده و امام حسن کودک بر روی آب نشسته و با آن بازی می‌کند[6].

۵. شیعه شدن ناصبی با نوشته بدون مرکب

«محمد بن عیّاش» می‌گوید: جمعی درباره کرامات امام عسکری گفت‌وگو می‌کردند. فردی ناصبی گفت: نامه‌ای بدون جوهر برای او می‌نویسم؛ اگر پاسخ آن را داد، حق را می‌پذیرم. حضرت پاسخ سؤال‌ها را نوشت و بر برگه ناصبی، نام او و نام پدرش را مرقوم فرمود. ناصبی چون آن را دید، از هوش رفت و پس از بیداری، حقانیت امام را تصدیق کرد و شیعه شد[7].

۶. آگاهی از پنهان‌ها و خواندن نیات

«حسن نصیبی» نقل می‌کند که در دلش درباره پاکی یا ناپاکی عرق جنب، سؤالی داشت. شبانگاه به خانه امام رفت و صبحگاهان، پیش از آنکه چیزی بپرسد، امام پاسخ سؤال او را بدون مقدمه بیان فرمودند[8].

۷. پیش‌گویی قتل مهتدی عباسی

امام در زندان به «ابوهاشم جعفری» فرمود که خداوند عمر مهتدی را کوتاه خواهد کرد. صبح روز بعد، ترکان بر مهتدی شوریدند و او را کشتند و معتمد به جای او نشست[9].

۸. اعتراف بختیشوع طبیب مسیحی به علم امام
وقتی امام نیاز به طبیب پیدا کرد، بختیشوع (پزشک مسیحی دربار) به شاگردش گفت: «او در زمان ما داناترین کسی است که زیر آسمان زندگی می‌کند؛ هر چه گفت اعتراض نکن.»[10]

۹. دعای فرزنددار شدن و برآورده شدن آن

در منابع روایی نقل شده که شخصی به حضور امام رسید و از نبود فرزند شکایت کرد. حضرت برای او دعا فرمود و پس از مدتی، خداوند فرزندی به او عطا کرد[11].

۱۰. آزار نرساندن درندگان به امام

در سفرهایی که حضرت به بیابان‌ها داشت، درندگان و حیوانات وحشی به ایشان آسیبی نمی‌رساندند و این خود نشانه‌ای از قدرت الهی بود که بر طبیعت مسلط بود[12].

اعتراف دوست و دشمن

آنچه این کرامات را در متقاعدسازی مردم ماندگار کرده، نه تنها نقل آن توسط شیعیان، بلکه تصریح مخالفان به عظمت امام است.

«احمد بن عبیدالله بن خاقان» که خود از کارگزاران و دشمنان علویان بود، در مورد امام عسکری (ع)گفت: «در سامرا کسی چون حسن بن علی را در رفتار، وقار، پاکدامنی و بزرگواری ندیدم.»[13] همچنین «بختیشوع»، پزشک مسیحی دربار، در توصیف علم امام به شاگردش گفت: «او در زمان ما داناترین کسی است که زیر آسمان زندگی می‌کند.»[14]

آیات قرآنی در تبیین کرامات

قرآن کریم با سه آیه، چارچوب این کرامات را تبیین می‌فرماید:
 علم غیب:
«عالِمُ الْغَیْبِ فَلا یُظْهِرُ عَلی غَیْبِهِ أَحَدا»[15] ؛ خداوند غیب‌دان است و کسی را بر غیب خود آگاه نمی‌کند، مگر پیامبرانی که می‌پسندد. کرامات امام عسکری(ع) در آگاهی از نیات و آینده، مصداق این امداد غیبی به اولیای الهی است.
 هدایت به حق:
«أَ فَمَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ»[16]؛ کسی که به حق هدایت می‌کند، سزاوارتر است که از او پیروی شود. کرامات امام، گواه آن است که هدایت ایشان از سر علم و تأیید الهی است.

 اطاعت از اولی‌الامر:
«أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» [17]. کرامات، دلیلی بر این است که «اولی‌الامر» مصداقی جز کسی که از چنین علم و قدرتی برخوردار است، ندارد[18].

تحلیل کرامات امام حسن عسکری علیه‌السلام نشان می‌دهد که این وقایع، صرفاً نمایش قدرت نبوده، بلکه پاسخی عینی به نیازهای فکری و اعتقادی مردم در عصر اختناق بوده است. از یک سو، آگاهی از غیب و برآوردن حاجات، اعتماد شیعیان را در دورانی که ارتباط با امام قطع شده بود، تقویت می‌کرد و از سوی دیگر، اعتراف مخالفان و دشمنان به عظمت ایشان، نشان از تأثیرگذاری این کرامات در عرصه عمومی داشت. در نهایت، این کرامات، عاملی بی‌بدیل در اثبات حقانیت امامت و زمینه‌سازی برای پذیرش غیبت امام مهدی (عج) توسط جامعه شیعه بود[19].

پی نوشت:

[1] قطب‌الدین راوندی، سعید بن هبةالله، الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۴۵۱-۴۷۰، تحقیق: مؤسسة الإمام المهدی علیه‌السلام، چاپ اول، ۱۴۰۹ق، قم - ایران.
[2] مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۵۰، ص۲۱۵-۳۲۰، انتشارات اسلامیه، چاپ دوم، ۱۳۶۲ش، تهران - ایران.
[3]  قطب‌الدین راوندی، سعید بن هبةالله، الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۴۵۱-۴۷۰، تحقیق: مؤسسة الإمام المهدی علیه‌السلام، چاپ اول، ۱۴۰۹ق، قم - ایران.
[4]مسعودی، علی بن الحسین، اثبات الوصیة، ص۲۴۹-۲۵۸، انتشارات انصاریان، چاپ سوم، ۱۴۲۶ق، قم - ایران.
[5]مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۵۰، ص۲۱۵-۳۲۰، انتشارات اسلامیه، چاپ دوم، ۱۳۶۲ش، تهران - ایران.
[6] قطب‌الدین راوندی، سعید بن هبةالله، الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۴۵۱-۴۷۰، تحقیق: مؤسسة الإمام المهدی علیه‌السلام، چاپ اول، ۱۴۰۹ق، قم - ایران.
[7]ابن حمزه طوسی، محمد بن علی، الثاقب فی المناقب، ص۵۶۷-۵۸۰، تحقیق: نبیل رضا علوان، انتشارات انصاریان، چاپ سوم، ۱۴۱۹ق، قم - ایران.
[8]کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۱، ص۵۰۳-۵۱۰، تحقیق: علی‌اکبر غفاری، دارالکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، ۱۳۶۵ش، تهران - ایران.
[9]قطب‌الدین راوندی، سعید بن هبةالله، الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۴۵۱-۴۷۰، تحقیق: مؤسسة الإمام المهدی علیه‌السلام، چاپ اول، ۱۴۰۹ق، قم - ایران
[10]همان
[11]کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۱، ص۵۰۳-۵۱۰، تحقیق: علی‌اکبر غفاری، دارالکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، ۱۳۶۵ش، تهران - ایران.
[12]مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۵۰، ص۲۱۵-۳۲۰، انتشارات اسلامیه، چاپ دوم، ۱۳۶۲ش، تهران - ایران.
[13] قطب‌الدین راوندی، سعید بن هبةالله، الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۴۵۱-۴۷۰، تحقیق: مؤسسة الإمام المهدی علیه‌السلام، چاپ اول، ۱۴۰۹ق، قم - ایران.
[14]مسعودی، علی بن الحسین، اثبات الوصیة، ص۲۴۹-۲۵۸، انتشارات انصاریان، چاپ سوم، ۱۴۲۶ق، قم - ایران.
[15]سوره جن/ آیه ۲۶
[16]سوره یونس/آیه ۳۵
[17]سوره نساء/ آیه ۵۹
[18] مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۵۰، ص۲۱۵-۳۲۰، انتشارات اسلامیه، چاپ دوم، ۱۳۶۲ش، تهران - ایران.
[19]کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج۱، ص۵۰۳-۵۱۰، تحقیق: علی‌اکبر غفاری، دارالکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، ۱۳۶۵ش، تهران - ایران.

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه