روزگاری نه چندان دور یک میلیون نفر در بافندگی فرش مشغول به کار بودند اما این رقم امروز به زحمت به 200 هزار نفر می رسد. چین، هند و پاکستان، به عنوان سه کشور برخوردار از نیروی کار ارزان با برنامهریزی دقیق توانستهاند محصولاتی مطابق انتظار مشتریان جهانی تولید کنند و روز به روز از سهم کشورمان کاستهاند.
[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بسیج سازندگی، کارگاههای قالی بافی یکی پس از دیگری تعطیل میشوند و بافندگان حرفهای فرش، حرفهشان را کنار میگذارند. صنعت فرش دستباف ایران که همواره شهرت جهانی داشته و بخش مهمی از صادرات غیر نفتی کشورمان را تشکیل میداده، 10 سالی می شود که رو به نزول است. روزگاری نه چندان دور یک میلیون نفر در بافندگی فرش مشغول به کار بودند اما این رقم امروز به زحمت به 200 هزار نفر می رسد. چین، هند و پاکستان، به عنوان سه کشور برخوردار از نیروی کار ارزان با برنامه ریزی دقیق توانسته اند محصولاتی مطابق انتظار مشتریان جهانی تولید کنند و روز به روز از سهم کشورمان کاستهاند. کارشناسان فرش دست باف میگویند ایستایی طرحهای بافندگان ایرانی و فقدان نوآوری و خلاقیت از جمله عوامل کاهش مشتریان فرش دستباف ایرانی بوده است. فرش دستباف ایرانی با این وجود همچنان در جهان سرآمد است و ایران در صدر کشورهای صادرکننده این محصول قرار دارد؛ جایگاهی که دیگر مثل گذشته محکم نیست و با ادامه این روند سرنوشتی تلخ در انتظار آن است.
اما با وجود بیتوجهی نهادهای مسئول در امر حمایت از تولید ملی و صادرات غیر نفتی، بافندگان اصیل ایرانی قصد خالی کردن میدان را ندارند و چراغ امید را روشن نگه داشتهاند. سیده ناهید حسینی از جمله همین افراد است. خانم حسینی از سال 86 تا امروز برای 7 هزار بافنده اشتغالزایی کرده است و محصولاتش را به کشورهای مختلف اروپایی و آمریکا صادر میکند.
,
,
, , ,
,
بعد از ظهر یک روز تابستانی موفق به ملاقات با خانم حسینی شدیم در کارگاه فرش بافی اش در کرج و در حالی که سخت مشغول آموزش فرش بافی به بانوان کرجی بود. خانم حسینی سخنانش را این چنین آغاز کرد: "اینجا کشور شیعیان امیرالمومنین (ع) است، پس وجود کمترین بیکاری، فقر و محرومیت هرگز توجیه پذیر نیست چه رسد به اینکه ناکسان عالم بخواهند کشورمان را تحریم کنند و از این طریق به زانویش در آورند. باید برای آبروی شیعیان امام عصر (عج) جنگید و جنگ امروز ما نبرد با بی کاری و فقر است که این دو معضل ریشه همه مفاسد است."
,
,
, , ,
,
معلم بودم اما چرتم پاره شد!
, معلم بودم اما چرتم پاره شد!, معلم بودم اما چرتم پاره شد!,
از او می پرسیم خودش قالی بافی را چطور یاد گرفته است. پاسخ میدهد: "از بچگی با قالیبافی آشنا بودم. خانواده ما، حتی پدر و عموهایم با بافندگی فرش آشنایی داشتند. خانواده ما بسیار مذهبی بود و در خانهمان حسینیه داشتیم. من متولد تهران هستم اما پدرم در پی فعالیتهای انقلابی به زنجان تبعید شد. در زنجان مردم با فقر شدیدی دست و پنجه نرم میکردند. پدرم در آنجا کشاورز نمونهای بود و بارها تراکتور، کمباین و پیکان جایزه گرفت. پدرم در کنار کار کشاورزی برای کمک به مردم فقیر، یک کارگاه فرش بافی درست کرد و به مردم بافندگی آموزش میداد. خودش مواد اولیه را تهیه میکرد تا مردم ببافند و هیچ سهمی برای خودش بر نمیداشت. فرش دستباف سفارش میگرفت و توزیع میکرد بین خانوادهها. بعد از آن به کردستان مهاجرت کردیم و من آنجا تدریس می کردم. در کردستان هم مردم با مشکل بیکاری مواجه بودند."
,
,
,
, , ,
,
,
سوال بعدیمان این است که چه شد انگیزه آموزش به هزاران نفر در سراسر کشور در ذهنش شکل گرفت. میگوید: "من معلم عربی بودم. یک روز که خسته و کوفته از مدرسه به خانه آمدم، سرم را گذاشتم روی میز تحریر. در حالت خواب و بیداری شنیدم که همسایهمان با شوهرش در حال دعوا و مشاجره است. بر سر چه چیز؟ بر سر اینکه پول ندارد به عنوان کادوی عید لباسی برای مادرش بخرد. چرتم که پاره شد، غم عجیبی دلم را گرفت. چرا زن و شوهر به خاطر بی پولی باید در مقابل هم بایستند؟ چرا خدای ناکرده یک خانواده به دلیل بیکاری و بی پولی باید از هم بپاشد؟ تصمیم گرفتم به زن همسایه مان قالی بافی آموزش دهم تا بتواند به اقتصاد خانواده اش کمک کند. الحمدالله آن خانم همسایه امروز وضع مالیاش خیلی خوب است، نه تنها دیگر مستاجر نیست بلکه یک کارگاه کوچک قالی بافی هم راهاندازی کرده است".
,
,
,
, , ,
,
,
امام جماعت مسجد دور از چشم هیئت امنا کمکمان کرد
, امام جماعت مسجد دور از چشم هیئت امنا کمکمان کرد, امام جماعت مسجد دور از چشم هیئت امنا کمکمان کرد,
خانم حسینی می افزاید: "یک بار برای تدریس خصوصی سوار بر ماشین به همراهی یکی از همکارانم راهی خارج از شهر شده بودیم که ماشینمان پنچر شد. ناگهان دیدیم تعدادی آقا به طرفمان هجوم آوردهاند. نگران شدیم. نزدیک که شدند دیدیم به ما التماس میکنند که برای کارگری از آنها استفاده کنیم. حتی التماس میکردند که برای نظافت خانهمان آنها را ببریم، میگفتند چند روز است که هیچ درآمدی نداشتهاند و رویشان نمیشود به منزل بروند. نا خودآگاه از دهانم پرید و به آن ها گفتم چرا قالی نمیبافید؟! با تعجب گفتند مگر مرد هم قالی می بافد؟ گفتم من به شما آموزش می دهم. آمدم پیش امام جماعت مسجد و ماجرا را گفتم. امام جماعت بعد از نماز مغرب و عشا دور از چشم هیات امنای مسجد جایی برایمان فراهم کرد تا کار آموزش را آغاز کنیم. بنده خدا میگفت هیات امنا نمی پذیرد خانم و آقا همزمان آموزش ببینند. در نهایت 50 خانم و آقا که زن و شوهر بودند در مسجد حاضر شدند و آموزش دیدند. اوایل مواد اولیه نداشتیم. خودم مواد اولیه را تهیه کردم. آموزش که تمام شد این 50 نفر به درآمد رسیدند. به مرور این دایره مرتبا بزرگ و بزرگتر شد تا جایی که بیش از 3 هزار نفر اعم از مرد و زن امروز در کردستان از همین طریق، بافندگی یاد گرفته اند و درآمد دارند. در مجموعه ما بهترین فرش های نفیس و صادراتی را همان بچه های کردستان تولید می کنند."
, خانم حسینی می افزاید: "یک بار برای تدریس خصوصی سوار بر ماشین به همراهی یکی از همکارانم راهی خارج از شهر شده بودیم که ماشینمان پنچر شد. ناگهان دیدیم تعدادی آقا به طرفمان هجوم آوردهاند. نگران شدیم. نزدیک که شدند دیدیم به ما التماس میکنند که برای کارگری از آنها استفاده کنیم. حتی التماس میکردند که برای نظافت خانهمان آنها را ببریم، میگفتند چند روز است که هیچ درآمدی نداشتهاند و رویشان نمیشود به منزل بروند. نا خودآگاه از دهانم پرید و به آن ها گفتم چرا قالی نمیبافید؟! با تعجب گفتند مگر مرد هم قالی می بافد؟ گفتم من به شما آموزش می دهم. آمدم پیش امام جماعت مسجد و ماجرا را گفتم. امام جماعت بعد از نماز مغرب و عشا دور از چشم هیات امنای مسجد جایی برایمان فراهم کرد تا کار آموزش را آغاز کنیم. بنده خدا میگفت هیات امنا نمی پذیرد خانم و آقا همزمان آموزش ببینند. در نهایت 50 خانم و آقا که زن و شوهر بودند در مسجد حاضر شدند و آموزش دیدند. اوایل مواد اولیه نداشتیم. خودم مواد اولیه را تهیه کردم. آموزش که تمام شد این 50 نفر به درآمد رسیدند. به مرور این دایره مرتبا بزرگ و بزرگتر شد تا جایی که بیش از 3 هزار نفر اعم از مرد و زن امروز در کردستان از همین طریق، بافندگی یاد گرفته اند و درآمد دارند. در مجموعه ما بهترین فرش های نفیس و صادراتی را همان بچه های کردستان تولید می کنند.",
,
, , ,
,
فرش 1 میلیاردی!
, فرش 1 میلیاردی!, فرش 1 میلیاردی!,
از خانم حسینی درباره درآمد بافندگان و ارزش محصولاتشان می پرسیم و می گوید: "هر کس وارد قالیبافی گل ابریشم شود، 2 هفته طول می کشد تا آموزش ببینید، از هفته سوم می تواند ببافد و دو ماه بعد درآمدش شروع خواهد شد. بچه های بافند از 800 هزار تومان در ماه تا 5 میلیون تومان درآمدشان تفاوت دارد بسته به اینکه چقدر در کارشان حرفه ای هستند. بستگی به تعداد گره های هنری دارد که در کارشان به کار می برند. ما کسی را داریم که ماهی 100 میلیون تومان هم درامد دارد. من همیشه به بچه های بافنده می گویم چرا فکر می کنید اگر فرش دستبافتان را 8 میلیون تومان بفروشید کار بزرگی کرده اید؟ چرا از گره های هنری بیشتری استفاده نکنیم و ارزش هر محصولمان را به 1 میلیارد تومان نرسانیم؟ ما در همین مجموعه بیش از 400 گره هنری اختراع کرده ایم که در صورت استفاده از آن ها در محصول، ارزش آن چند برابر می شود."
, از خانم حسینی درباره درآمد بافندگان و ارزش محصولاتشان می پرسیم و می گوید: "هر کس وارد قالیبافی گل ابریشم شود، 2 هفته طول می کشد تا آموزش ببینید، از هفته سوم می تواند ببافد و دو ماه بعد درآمدش شروع خواهد شد. بچه های بافند از 800 هزار تومان در ماه تا 5 میلیون تومان درآمدشان تفاوت دارد بسته به اینکه چقدر در کارشان حرفه ای هستند. بستگی به تعداد گره های هنری دارد که در کارشان به کار می برند. ما کسی را داریم که ماهی 100 میلیون تومان هم درامد دارد. من همیشه به بچه های بافنده می گویم چرا فکر می کنید اگر فرش دستبافتان را 8 میلیون تومان بفروشید کار بزرگی کرده اید؟ چرا از گره های هنری بیشتری استفاده نکنیم و ارزش هر محصولمان را به 1 میلیارد تومان نرسانیم؟ ما در همین مجموعه بیش از 400 گره هنری اختراع کرده ایم که در صورت استفاده از آن ها در محصول، ارزش آن چند برابر می شود.",
,
, , ,
,
,
روزنامه نگاری یا قالی بافی؟!
, روزنامه نگاری یا قالی بافی؟!, روزنامه نگاری یا قالی بافی؟!,
صحبت های خانم حسینی را قطع می کنیم و می گوییم اگر در آمد فرش بافی اینقدر بالاست، پس ما هم روزنامه نگاری را کنار بگذاریم و به شما بپیوندیم! می گوید: "چرا که نه؟ این تصور که قالی بافی کار خانم های مسن و قدیمی و فقیر است به هیچ وجه صحیح نیست. بسیاری از شاگردان من، پزشک، مهندس، روانشناس، حتی عضو ارتش و ... هستند. در حال حاضر گردش مالی ما 6 میلیارد تومان است که همه سود حاصل از آن در میان 7 هزار بافنده مان توزیع می شود. اگر بازاریابی مان را تقویت کنیم، ظرفیت تولید سالانه 100 میلیارد تومان محصول را هم داریم. من می خواهم قلب فرش بافی ایران را جراحی کنم، موتورش را بیاورم پایین و مغز آن را عوض کنم. می توانیم همه جهان را از فرش ایرانی و هنر دست زنان و مردان کشورمان پر کنیم."
, صحبت های خانم حسینی را قطع می کنیم و می گوییم اگر در آمد فرش بافی اینقدر بالاست، پس ما هم روزنامه نگاری را کنار بگذاریم و به شما بپیوندیم! می گوید: "چرا که نه؟ این تصور که قالی بافی کار خانم های مسن و قدیمی و فقیر است به هیچ وجه صحیح نیست. بسیاری از شاگردان من، پزشک، مهندس، روانشناس، حتی عضو ارتش و ... هستند. در حال حاضر گردش مالی ما 6 میلیارد تومان است که همه سود حاصل از آن در میان 7 هزار بافنده مان توزیع می شود. اگر بازاریابی مان را تقویت کنیم، ظرفیت تولید سالانه 100 میلیارد تومان محصول را هم داریم. من می خواهم قلب فرش بافی ایران را جراحی کنم، موتورش را بیاورم پایین و مغز آن را عوض کنم. می توانیم همه جهان را از فرش ایرانی و هنر دست زنان و مردان کشورمان پر کنیم.",
,
, , ,
,
از خانم حسینی درباره خانواده اش می پرسیم، جواب می دهد: "پدرم برای انقلاب ارزش بسیار زیادی قائل بود و می گفت در غیاب امام عصر (عج)، ولایت فقیه است که واسطه فیض می شود. حکایت، حکایت خورشید پشت ابر است. به همین دلیل برای انقلاب بی نهایت تلاش کرد و کوشید فرزندانش را انقلابی بار بیاورد و ما هم مطیع پدرمان بودیم. شوهرم مثل من معلم است. قبلا می گفتند پشت هر مرد موفق یک زن مقاوم ایستاده است، بعضا می شنوم بچه های قالی باف می گویند در برابر هر زن موفق مردی وجود دارد تا جلوی موفقیتش را بگیرد! اما این طور نیست. لااقل همسر من مثال نقض آن است که با کمک او توانسته ام این راه را طی کنم."
, از خانم حسینی درباره خانواده اش می پرسیم، جواب می دهد: "پدرم برای انقلاب ارزش بسیار زیادی قائل بود و می گفت در غیاب امام عصر (عج)، ولایت فقیه است که واسطه فیض می شود. حکایت، حکایت خورشید پشت ابر است. به همین دلیل برای انقلاب بی نهایت تلاش کرد و کوشید فرزندانش را انقلابی بار بیاورد و ما هم مطیع پدرمان بودیم. شوهرم مثل من معلم است. قبلا می گفتند پشت هر مرد موفق یک زن مقاوم ایستاده است، بعضا می شنوم بچه های قالی باف می گویند در برابر هر زن موفق مردی وجود دارد تا جلوی موفقیتش را بگیرد! اما این طور نیست. لااقل همسر من مثال نقض آن است که با کمک او توانسته ام این راه را طی کنم.",
,
, , ,
,
خانم حسینی تحصیلات حوزوی دارد و مترجم زبان عربی است. در این باره می گوید: "معارف اسلامی را تا سطح 3 در حوزه علمیه خواندم و سپس مشغول تفسیر قرآن کریم شدم و تا امروز 26 جزء قرآن کریم را تفسیر کرده ام که مورد تایید علما در قم قرار گرفته و پس از اتمام ان شاءالله چاپ می شود. علاقه به ترجمه و تفسیر باعث شده است بعد از پایان کارهای کارگاه که به منزل می روم، مشغول همین کار شوم و در شبانه روز فقط دو ساعت و نیم می خوابم."
, خانم حسینی تحصیلات حوزوی دارد و مترجم زبان عربی است. در این باره می گوید: "معارف اسلامی را تا سطح 3 در حوزه علمیه خواندم و سپس مشغول تفسیر قرآن کریم شدم و تا امروز 26 جزء قرآن کریم را تفسیر کرده ام که مورد تایید علما در قم قرار گرفته و پس از اتمام ان شاءالله چاپ می شود. علاقه به ترجمه و تفسیر باعث شده است بعد از پایان کارهای کارگاه که به منزل می روم، مشغول همین کار شوم و در شبانه روز فقط دو ساعت و نیم می خوابم.",
,
, , ,
,
شبهای پیشاور چه شد؟ چرا همه طلبه ها در قم جمع شده اند؟
, شبهای پیشاور چه شد؟ چرا همه طلبه ها در قم جمع شده اند؟, شبهای پیشاور چه شد؟ چرا همه طلبه ها در قم جمع شده اند؟,
از او علت این همه تلاش و به جان خریدن زحمات طاقت فرسا را می پرسیم که پاسخ میدهد: "چرا در شرایطی که وهابیت در مناطق مرزی کشور ما مثل کردستان فعال شده و با سوء استفاده از معضل بی کاری با خرج کردن دلارهای نفتی مشغول ضربه زدن به اعتقادات شیعیان است، منِ طلبه باید بنشینم در خانه و بخورم و بخوابم و نهایتا کتابی بخوانم؟ شبهای پیشاور چه شد؟ چرا همه طلبه ها نشسته اند در خانه؟ چرا همه شان جمع شده اند در قم؟ مگر ما بسیجیان بی ترمز نبودیم؟ چه شد که ترمزمان را کشیدند؟ آیا غیر از این است که تهاجم دشمن روی خودمان هم تاثیر گذاشته و گرفتار سرعتگیر شدهایم؟ آیا یک طلبه یا یک بسیجی باید منتظر حمایت دولت باشد؟ باید محتاج حمایت دولت باشد؟ آیا خودمان نمی توانیم برای مملکت امیرالمومنین (ع) کار کنیم؟"
, از او علت این همه تلاش و به جان خریدن زحمات طاقت فرسا را می پرسیم که پاسخ میدهد: "چرا در شرایطی که وهابیت در مناطق مرزی کشور ما مثل کردستان فعال شده و با سوء استفاده از معضل بی کاری با خرج کردن دلارهای نفتی مشغول ضربه زدن به اعتقادات شیعیان است، منِ طلبه باید بنشینم در خانه و بخورم و بخوابم و نهایتا کتابی بخوانم؟ شبهای پیشاور چه شد؟ چرا همه طلبه ها نشسته اند در خانه؟ چرا همه شان جمع شده اند در قم؟ مگر ما بسیجیان بی ترمز نبودیم؟ چه شد که ترمزمان را کشیدند؟ آیا غیر از این است که تهاجم دشمن روی خودمان هم تاثیر گذاشته و گرفتار سرعتگیر شدهایم؟ آیا یک طلبه یا یک بسیجی باید منتظر حمایت دولت باشد؟ باید محتاج حمایت دولت باشد؟ آیا خودمان نمی توانیم برای مملکت امیرالمومنین (ع) کار کنیم؟",
ارسال دیدگاه