یادداشت
حجاب امر دینی در کنار گفتمان مدرن از دین
تنوع در فضاهای اجتماعی و تکثر در سبکهای زندگی، باعث انتخاب و استقبال از شیوههای مختلفی در زندگی شده است که یکی از بارزترین نمودهای آن را میتوان در سبک های جدید مدیریت بدن، آرایش و پوشش جوانان مشاهده کرد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، زهرا مجمع کارشناس پژوهشگری دانشگاه الزهرا نوشت: در سالهای اخیر چرایی و چگونگی شکلگیری و ماهیت الگوهای پوشش جوانان در جامعه به یکی از حوزههای مورد توجه تبدل شده است. تنوع در فضاهای اجتماعی و تکثر در سبکهای زندگی، باعث انتخاب و استقبال از شیوههای مختلفی در زندگی شده است که یکی از بارزترین نمودهای آن را میتوان در سبک های جدید مدیریت بدن، آرایش و پوشش جوانان مشاهده کرد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس,تغییراتی که در سبکهای زندگی بوجود آمده به تغییرات دوران جدید(مدرن) برمیگردد. ویژگیهای این دوران را میتوان در موارد ذیل و با مثالهای مرتبط بیان کرد.
1- تکثر در انتخاب: برای مثال برای مصارف فرهنگی مانند لباس و یا مواد غذایی مانند دوران قدیم خرید وابسته به پیشنهاد فروشنده نیست. شما به جای مراجعه به یک مغازه خوار و بار فروشی کوچک یا یک بوتیک ساده میتوانید به فروشگاههای زنجیرهای مراجعه کنید و از بین کالاهای مشابه خود کالای مورد نظر را انتخاب کنید. همینطور برای انتخاب انواع لباس تنها یک خیابان خاص(مثلا باغ سپهسالار برای خرید کفش یا خیابان جمهوری برای لباس) وجود ندارد. Shopping center های زیادی برای انتخاب مدلهای مختلف پوشاک وجود دارند که انتخاب شما را بیشمار کرده است.
2- فردی شدن امور: در دوران مدرن بیشتر متعلقات و مالکیتها فردی شده است. اگر در گذشته یک تلفن ثابت برای همه اعضای خانواده وجود داشت، امروزه هر فرد به تنهایی صاحب یک خط مجزا و یک گوشی شخصی است. حتی معماری خانهها تغییر کرده و از زندگی جمعی در اتاقی بزرگ به اتاق شخصی برای هر فرد رسیده است.
3- تغییر در تعاریف: در هر زمانی تعریف از یک پدیده شاخص دچار دگرگونی میشود. بعنوان نمونه در دههای برج سفید نماد بلندترین برج در تهران بود و بعد از مدت زمانی برج میلاد مشخصه بلندترین برج را در تهران به خود اختصاص داد. در دورانی دیگر داشتن محاسن و انگشتر عقیق بدون کراوات رواج داشت در دوران بعد از آن استفاده از شلوار جین و تی شرت و ... .
وقتی الگوی پوشش را از دو نگاه فردی و سیستمی(الزامات قانونی) با ویژگیهای دوران مدرن مطابقت دهیم با تناقضاتی مواجه می شویم.
|
نگاه فردی |
نگاه سیستمی |
|
تکثر در انتخاب |
تعریف نظام ارزشی واحد از پوشش و حجاب |
|
فردی شدن(انتخاب رنگهای متضاد و بی نظمی) |
تعیین الزامات قانونی و همه گیر برای همه افراد جامعه بدون توجه به تغییرات فرهنگی |
|
تغییر در مفهوم و سبک های پوشش |
کنترل بیرونی و عدم پذیرش تغییر در پوشش |
موضوع انتخاب الگوی پوشش به لحاظ نوع جنسیت نیز در جامعه ما بسیار حائز اهمیت بوده است. در این خصوص باورهای عمومی و اجتماعی همراه با الزامات قانونی، این مقوله را در بین گروه های مختلف از جمله جوانان و بویژه دختران با حساسیتها و تحولاتی مواجه کرده است. این توجه از آنجا ناشی میشود که ارزش های دوگانهای مانند؛ باطن و ظاهر، عمومی و خصوصی، گناه و غیر گناه و محرم و نامحرم میتواند عامل و باعث بوجود آمدن دو تعریف متفاوت(قطبی شدن هنجاری) در بین افراد گردد. مثلاً قانون باعث می شود همة زنان نوع معینی از پوشش را داشته باشند و حجاب را حفظ کنند. اما معیارهای ارزشی که ذهنی هستند، فرایند متفاوتی را طی میکند. نمونة مشابه دیگری که در این خصوص میتوان به آن اشاره کرد اینست که مثلاً در مورد پوشش زن در جامعه برای شمار قابل توجهی از افراد یک هنجار (در مدرسه و اداره و ... ) تجویز میشود که باید «چادر پوشید» و هنجار دیگر (در خانواده، گروه دوستان و ... ) توصیه میکند که «نباید چادر پوشید». این امر باعث می شود، گروهی به یک سو و گروه دیگر در جهت عکس آن گرایش پیدا کنند.
هنگامی که نظام ارزشی در خصوص پوشش و حجاب به عنوان گفتمان غالب و دینی در جامعه با تنها با یک روایت خاص تعریف می شود و الزامات اجتماعی و قانونی با استفاده از ابزارهای کنترل بیرونی و بصورت بارز آن با گشتهای ارشاد و حتی تذکر لسانی حمایت میشوند میتوان شاهد نوعی تقابل بین تعریف پوشش ارزشمند و والا از نظر فرهنگ غالب و تنوع و تکثر در پوشش در بین سایر فرهنگهای موجود در جامعه بود. این تقابل میتواند باعث شود سیاستمداران و قانونگذاران آنچه که فرهنگ عادی مردم از پوشش برای خود تعریف میکنند و مورد استفاده قرار میدهند نوعی تقابل با ارزشهای جامعه، قانون و حتی دین تلقی کنند. چه بسا در تریبونهای مختلف از پوشش نامتعارف زنان بعنوان دهن کجی به نظام و یا تنزل ارزشهای اسلامی در حکومتی دینی یاد میشود. اما وقتی عمیقتر و دقیقتر این پدیده را بررسی کنیم میتوان گفت: گروهی از افراد جامعه بویژه بانوان که پوششی ناهمگون با ارزشهای رسمی دارند به هیچ عنوان قصد مقاومت یا جبهه گیری سیاسی در برابر نظام ندارند. آنها نه جمعهای گروهی و با لباسهای یک شکل دارند( مانند هیپی ها و یا پانک ها که گروه های خاصی با شکل پوشش یکسان بودند و به مقابله با دولت و سیاستهای دولتی میپرداختند) و نه به طور مستقیم ابراز مخالفت میکنند. آنها فقط در صدد بیان این موضوع هستند که سبکها و رویههایی که قبلاً نزد افراد مورد استفاده قرار میگرفت با تردید مواجه گشته و سنتهای فرهنگی غالب زیر سوال رفته است. آنها می خواهند بگویند در رویههای توصیه شده از طرف فرهنگ غالب- خواه متعلق به خانواده باشد و خواه از طرف نظام اجتماعی (سیاستگذاران) صادر شده باشد- میتوانند تجدید نظر کرده و آنها را مورد نقد قرار دهند. تمام این موارد به ویژگی دوران مدرن برمیگردد.
لذا هر چقدر بین آنچه که از تریبونهای رسمی در مورد پوشش خاص برخی بانوان به عنوان نماد تضعیف دین یاد بشود و محدودیتها و فشارهای فرهنگی در این زمینه افزایش یابد شاهد اصطکاک فرهنگی بین فرهنگ مرجع و سایر خرده فرهنگها خواهیم بود.
انتهای پیام/خ
تغییراتی که در سبکهای زندگی بوجود آمده به تغییرات دوران جدید(مدرن) برمیگردد. ویژگیهای این دوران را میتوان در موارد ذیل و با مثالهای مرتبط بیان کرد.
1- تکثر در انتخاب: برای مثال برای مصارف فرهنگی مانند لباس و یا مواد غذایی مانند دوران قدیم خرید وابسته به پیشنهاد فروشنده نیست. شما به جای مراجعه به یک مغازه خوار و بار فروشی کوچک یا یک بوتیک ساده میتوانید به فروشگاههای زنجیرهای مراجعه کنید و از بین کالاهای مشابه خود کالای مورد نظر را انتخاب کنید. همینطور برای انتخاب انواع لباس تنها یک خیابان خاص(مثلا باغ سپهسالار برای خرید کفش یا خیابان جمهوری برای لباس) وجود ندارد. Shopping center های زیادی برای انتخاب مدلهای مختلف پوشاک وجود دارند که انتخاب شما را بیشمار کرده است.
2- فردی شدن امور: در دوران مدرن بیشتر متعلقات و مالکیتها فردی شده است. اگر در گذشته یک تلفن ثابت برای همه اعضای خانواده وجود داشت، امروزه هر فرد به تنهایی صاحب یک خط مجزا و یک گوشی شخصی است. حتی معماری خانهها تغییر کرده و از زندگی جمعی در اتاقی بزرگ به اتاق شخصی برای هر فرد رسیده است.
3- تغییر در تعاریف: در هر زمانی تعریف از یک پدیده شاخص دچار دگرگونی میشود. بعنوان نمونه در دههای برج سفید نماد بلندترین برج در تهران بود و بعد از مدت زمانی برج میلاد مشخصه بلندترین برج را در تهران به خود اختصاص داد. در دورانی دیگر داشتن محاسن و انگشتر عقیق بدون کراوات رواج داشت در دوران بعد از آن استفاده از شلوار جین و تی شرت و ... .
وقتی الگوی پوشش را از دو نگاه فردی و سیستمی(الزامات قانونی) با ویژگیهای دوران مدرن مطابقت دهیم با تناقضاتی مواجه می شویم.
|
نگاه فردی |
نگاه سیستمی |
|
تکثر در انتخاب |
تعریف نظام ارزشی واحد از پوشش و حجاب |
|
فردی شدن(انتخاب رنگهای متضاد و بی نظمی) |
تعیین الزامات قانونی و همه گیر برای همه افراد جامعه بدون توجه به تغییرات فرهنگی |
|
تغییر در مفهوم و سبک های پوشش |
کنترل بیرونی و عدم پذیرش تغییر در پوشش |
موضوع انتخاب الگوی پوشش به لحاظ نوع جنسیت نیز در جامعه ما بسیار حائز اهمیت بوده است. در این خصوص باورهای عمومی و اجتماعی همراه با الزامات قانونی، این مقوله را در بین گروه های مختلف از جمله جوانان و بویژه دختران با حساسیتها و تحولاتی مواجه کرده است. این توجه از آنجا ناشی میشود که ارزش های دوگانهای مانند؛ باطن و ظاهر، عمومی و خصوصی، گناه و غیر گناه و محرم و نامحرم میتواند عامل و باعث بوجود آمدن دو تعریف متفاوت(قطبی شدن هنجاری) در بین افراد گردد. مثلاً قانون باعث می شود همة زنان نوع معینی از پوشش را داشته باشند و حجاب را حفظ کنند. اما معیارهای ارزشی که ذهنی هستند، فرایند متفاوتی را طی میکند. نمونة مشابه دیگری که در این خصوص میتوان به آن اشاره کرد اینست که مثلاً در مورد پوشش زن در جامعه برای شمار قابل توجهی از افراد یک هنجار (در مدرسه و اداره و ... ) تجویز میشود که باید «چادر پوشید» و هنجار دیگر (در خانواده، گروه دوستان و ... ) توصیه میکند که «نباید چادر پوشید». این امر باعث می شود، گروهی به یک سو و گروه دیگر در جهت عکس آن گرایش پیدا کنند.
هنگامی که نظام ارزشی در خصوص پوشش و حجاب به عنوان گفتمان غالب و دینی در جامعه با تنها با یک روایت خاص تعریف می شود و الزامات اجتماعی و قانونی با استفاده از ابزارهای کنترل بیرونی و بصورت بارز آن با گشتهای ارشاد و حتی تذکر لسانی حمایت میشوند میتوان شاهد نوعی تقابل بین تعریف پوشش ارزشمند و والا از نظر فرهنگ غالب و تنوع و تکثر در پوشش در بین سایر فرهنگهای موجود در جامعه بود. این تقابل میتواند باعث شود سیاستمداران و قانونگذاران آنچه که فرهنگ عادی مردم از پوشش برای خود تعریف میکنند و مورد استفاده قرار میدهند نوعی تقابل با ارزشهای جامعه، قانون و حتی دین تلقی کنند. چه بسا در تریبونهای مختلف از پوشش نامتعارف زنان بعنوان دهن کجی به نظام و یا تنزل ارزشهای اسلامی در حکومتی دینی یاد میشود. اما وقتی عمیقتر و دقیقتر این پدیده را بررسی کنیم میتوان گفت: گروهی از افراد جامعه بویژه بانوان که پوششی ناهمگون با ارزشهای رسمی دارند به هیچ عنوان قصد مقاومت یا جبهه گیری سیاسی در برابر نظام ندارند. آنها نه جمعهای گروهی و با لباسهای یک شکل دارند( مانند هیپی ها و یا پانک ها که گروه های خاصی با شکل پوشش یکسان بودند و به مقابله با دولت و سیاستهای دولتی میپرداختند) و نه به طور مستقیم ابراز مخالفت میکنند. آنها فقط در صدد بیان این موضوع هستند که سبکها و رویههایی که قبلاً نزد افراد مورد استفاده قرار میگرفت با تردید مواجه گشته و سنتهای فرهنگی غالب زیر سوال رفته است. آنها می خواهند بگویند در رویههای توصیه شده از طرف فرهنگ غالب- خواه متعلق به خانواده باشد و خواه از طرف نظام اجتماعی (سیاستگذاران) صادر شده باشد- میتوانند تجدید نظر کرده و آنها را مورد نقد قرار دهند. تمام این موارد به ویژگی دوران مدرن برمیگردد.
لذا هر چقدر بین آنچه که از تریبونهای رسمی در مورد پوشش خاص برخی بانوان به عنوان نماد تضعیف دین یاد بشود و محدودیتها و فشارهای فرهنگی در این زمینه افزایش یابد شاهد اصطکاک فرهنگی بین فرهنگ مرجع و سایر خرده فرهنگها خواهیم بود.
انتهای پیام/خ
تغییراتی که در سبکهای زندگی بوجود آمده به تغییرات دوران جدید(مدرن) برمیگردد. ویژگیهای این دوران را میتوان در موارد ذیل و با مثالهای مرتبط بیان کرد.
1- تکثر در انتخاب: برای مثال برای مصارف فرهنگی مانند لباس و یا مواد غذایی مانند دوران قدیم خرید وابسته به پیشنهاد فروشنده نیست. شما به جای مراجعه به یک مغازه خوار و بار فروشی کوچک یا یک بوتیک ساده میتوانید به فروشگاههای زنجیرهای مراجعه کنید و از بین کالاهای مشابه خود کالای مورد نظر را انتخاب کنید. همینطور برای انتخاب انواع لباس تنها یک خیابان خاص(مثلا باغ سپهسالار برای خرید کفش یا خیابان جمهوری برای لباس) وجود ندارد. Shopping center های زیادی برای انتخاب مدلهای مختلف پوشاک وجود دارند که انتخاب شما را بیشمار کرده است.
2- فردی شدن امور: در دوران مدرن بیشتر متعلقات و مالکیتها فردی شده است. اگر در گذشته یک تلفن ثابت برای همه اعضای خانواده وجود داشت، امروزه هر فرد به تنهایی صاحب یک خط مجزا و یک گوشی شخصی است. حتی معماری خانهها تغییر کرده و از زندگی جمعی در اتاقی بزرگ به اتاق شخصی برای هر فرد رسیده است.
3- تغییر در تعاریف: در هر زمانی تعریف از یک پدیده شاخص دچار دگرگونی میشود. بعنوان نمونه در دههای برج سفید نماد بلندترین برج در تهران بود و بعد از مدت زمانی برج میلاد مشخصه بلندترین برج را در تهران به خود اختصاص داد. در دورانی دیگر داشتن محاسن و انگشتر عقیق بدون کراوات رواج داشت در دوران بعد از آن استفاده از شلوار جین و تی شرت و ... .
وقتی الگوی پوشش را از دو نگاه فردی و سیستمی(الزامات قانونی) با ویژگیهای دوران مدرن مطابقت دهیم با تناقضاتی مواجه می شویم.
|
نگاه فردی |
نگاه سیستمی |
|
تکثر در انتخاب |
تعریف نظام ارزشی واحد از پوشش و حجاب |
|
فردی شدن(انتخاب رنگهای متضاد و بی نظمی) |
تعیین الزامات قانونی و همه گیر برای همه افراد جامعه بدون توجه به تغییرات فرهنگی |
|
تغییر در مفهوم و سبک های پوشش |
کنترل بیرونی و عدم پذیرش تغییر در پوشش |
موضوع انتخاب الگوی پوشش به لحاظ نوع جنسیت نیز در جامعه ما بسیار حائز اهمیت بوده است. در این خصوص باورهای عمومی و اجتماعی همراه با الزامات قانونی، این مقوله را در بین گروه های مختلف از جمله جوانان و بویژه دختران با حساسیتها و تحولاتی مواجه کرده است. این توجه از آنجا ناشی میشود که ارزش های دوگانهای مانند؛ باطن و ظاهر، عمومی و خصوصی، گناه و غیر گناه و محرم و نامحرم میتواند عامل و باعث بوجود آمدن دو تعریف متفاوت(قطبی شدن هنجاری) در بین افراد گردد. مثلاً قانون باعث می شود همة زنان نوع معینی از پوشش را داشته باشند و حجاب را حفظ کنند. اما معیارهای ارزشی که ذهنی هستند، فرایند متفاوتی را طی میکند. نمونة مشابه دیگری که در این خصوص میتوان به آن اشاره کرد اینست که مثلاً در مورد پوشش زن در جامعه برای شمار قابل توجهی از افراد یک هنجار (در مدرسه و اداره و ... ) تجویز میشود که باید «چادر پوشید» و هنجار دیگر (در خانواده، گروه دوستان و ... ) توصیه میکند که «نباید چادر پوشید». این امر باعث می شود، گروهی به یک سو و گروه دیگر در جهت عکس آن گرایش پیدا کنند.
هنگامی که نظام ارزشی در خصوص پوشش و حجاب به عنوان گفتمان غالب و دینی در جامعه با تنها با یک روایت خاص تعریف می شود و الزامات اجتماعی و قانونی با استفاده از ابزارهای کنترل بیرونی و بصورت بارز آن با گشتهای ارشاد و حتی تذکر لسانی حمایت میشوند میتوان شاهد نوعی تقابل بین تعریف پوشش ارزشمند و والا از نظر فرهنگ غالب و تنوع و تکثر در پوشش در بین سایر فرهنگهای موجود در جامعه بود. این تقابل میتواند باعث شود سیاستمداران و قانونگذاران آنچه که فرهنگ عادی مردم از پوشش برای خود تعریف میکنند و مورد استفاده قرار میدهند نوعی تقابل با ارزشهای جامعه، قانون و حتی دین تلقی کنند. چه بسا در تریبونهای مختلف از پوشش نامتعارف زنان بعنوان دهن کجی به نظام و یا تنزل ارزشهای اسلامی در حکومتی دینی یاد میشود. اما وقتی عمیقتر و دقیقتر این پدیده را بررسی کنیم میتوان گفت: گروهی از افراد جامعه بویژه بانوان که پوششی ناهمگون با ارزشهای رسمی دارند به هیچ عنوان قصد مقاومت یا جبهه گیری سیاسی در برابر نظام ندارند. آنها نه جمعهای گروهی و با لباسهای یک شکل دارند( مانند هیپی ها و یا پانک ها که گروه های خاصی با شکل پوشش یکسان بودند و به مقابله با دولت و سیاستهای دولتی میپرداختند) و نه به طور مستقیم ابراز مخالفت میکنند. آنها فقط در صدد بیان این موضوع هستند که سبکها و رویههایی که قبلاً نزد افراد مورد استفاده قرار میگرفت با تردید مواجه گشته و سنتهای فرهنگی غالب زیر سوال رفته است. آنها می خواهند بگویند در رویههای توصیه شده از طرف فرهنگ غالب- خواه متعلق به خانواده باشد و خواه از طرف نظام اجتماعی (سیاستگذاران) صادر شده باشد- میتوانند تجدید نظر کرده و آنها را مورد نقد قرار دهند. تمام این موارد به ویژگی دوران مدرن برمیگردد.
لذا هر چقدر بین آنچه که از تریبونهای رسمی در مورد پوشش خاص برخی بانوان به عنوان نماد تضعیف دین یاد بشود و محدودیتها و فشارهای فرهنگی در این زمینه افزایش یابد شاهد اصطکاک فرهنگی بین فرهنگ مرجع و سایر خرده فرهنگها خواهیم بود.
انتهای پیام/خ
تغییراتی که در سبکهای زندگی بوجود آمده به تغییرات دوران جدید(مدرن) برمیگردد. ویژگیهای این دوران را میتوان در موارد ذیل و با مثالهای مرتبط بیان کرد.
1- تکثر در انتخاب: برای مثال برای مصارف فرهنگی مانند لباس و یا مواد غذایی مانند دوران قدیم خرید وابسته به پیشنهاد فروشنده نیست. شما به جای مراجعه به یک مغازه خوار و بار فروشی کوچک یا یک بوتیک ساده میتوانید به فروشگاههای زنجیرهای مراجعه کنید و از بین کالاهای مشابه خود کالای مورد نظر را انتخاب کنید. همینطور برای انتخاب انواع لباس تنها یک خیابان خاص(مثلا باغ سپهسالار برای خرید کفش یا خیابان جمهوری برای لباس) وجود ندارد. Shopping center های زیادی برای انتخاب مدلهای مختلف پوشاک وجود دارند که انتخاب شما را بیشمار کرده است.
2- فردی شدن امور: در دوران مدرن بیشتر متعلقات و مالکیتها فردی شده است. اگر در گذشته یک تلفن ثابت برای همه اعضای خانواده وجود داشت، امروزه هر فرد به تنهایی صاحب یک خط مجزا و یک گوشی شخصی است. حتی معماری خانهها تغییر کرده و از زندگی جمعی در اتاقی بزرگ به اتاق شخصی برای هر فرد رسیده است.
3- تغییر در تعاریف: در هر زمانی تعریف از یک پدیده شاخص دچار دگرگونی میشود. بعنوان نمونه در دههای برج سفید نماد بلندترین برج در تهران بود و بعد از مدت زمانی برج میلاد مشخصه بلندترین برج را در تهران به خود اختصاص داد. در دورانی دیگر داشتن محاسن و انگشتر عقیق بدون کراوات رواج داشت در دوران بعد از آن استفاده از شلوار جین و تی شرت و ... .
وقتی الگوی پوشش را از دو نگاه فردی و سیستمی(الزامات قانونی) با ویژگیهای دوران مدرن مطابقت دهیم با تناقضاتی مواجه می شویم.
|
نگاه فردی |
نگاه سیستمی |
|
تکثر در انتخاب |
تعریف نظام ارزشی واحد از پوشش و حجاب |
|
فردی شدن(انتخاب رنگهای متضاد و بی نظمی) |
تعیین الزامات قانونی و همه گیر برای همه افراد جامعه بدون توجه به تغییرات فرهنگی |
|
تغییر در مفهوم و سبک های پوشش |
کنترل بیرونی و عدم پذیرش تغییر در پوشش |
موضوع انتخاب الگوی پوشش به لحاظ نوع جنسیت نیز در جامعه ما بسیار حائز اهمیت بوده است. در این خصوص باورهای عمومی و اجتماعی همراه با الزامات قانونی، این مقوله را در بین گروه های مختلف از جمله جوانان و بویژه دختران با حساسیتها و تحولاتی مواجه کرده است. این توجه از آنجا ناشی میشود که ارزش های دوگانهای مانند؛ باطن و ظاهر، عمومی و خصوصی، گناه و غیر گناه و محرم و نامحرم میتواند عامل و باعث بوجود آمدن دو تعریف متفاوت(قطبی شدن هنجاری) در بین افراد گردد. مثلاً قانون باعث می شود همة زنان نوع معینی از پوشش را داشته باشند و حجاب را حفظ کنند. اما معیارهای ارزشی که ذهنی هستند، فرایند متفاوتی را طی میکند. نمونة مشابه دیگری که در این خصوص میتوان به آن اشاره کرد اینست که مثلاً در مورد پوشش زن در جامعه برای شمار قابل توجهی از افراد یک هنجار (در مدرسه و اداره و ... ) تجویز میشود که باید «چادر پوشید» و هنجار دیگر (در خانواده، گروه دوستان و ... ) توصیه میکند که «نباید چادر پوشید». این امر باعث می شود، گروهی به یک سو و گروه دیگر در جهت عکس آن گرایش پیدا کنند.
هنگامی که نظام ارزشی در خصوص پوشش و حجاب به عنوان گفتمان غالب و دینی در جامعه با تنها با یک روایت خاص تعریف می شود و الزامات اجتماعی و قانونی با استفاده از ابزارهای کنترل بیرونی و بصورت بارز آن با گشتهای ارشاد و حتی تذکر لسانی حمایت میشوند میتوان شاهد نوعی تقابل بین تعریف پوشش ارزشمند و والا از نظر فرهنگ غالب و تنوع و تکثر در پوشش در بین سایر فرهنگهای موجود در جامعه بود. این تقابل میتواند باعث شود سیاستمداران و قانونگذاران آنچه که فرهنگ عادی مردم از پوشش برای خود تعریف میکنند و مورد استفاده قرار میدهند نوعی تقابل با ارزشهای جامعه، قانون و حتی دین تلقی کنند. چه بسا در تریبونهای مختلف از پوشش نامتعارف زنان بعنوان دهن کجی به نظام و یا تنزل ارزشهای اسلامی در حکومتی دینی یاد میشود. اما وقتی عمیقتر و دقیقتر این پدیده را بررسی کنیم میتوان گفت: گروهی از افراد جامعه بویژه بانوان که پوششی ناهمگون با ارزشهای رسمی دارند به هیچ عنوان قصد مقاومت یا جبهه گیری سیاسی در برابر نظام ندارند. آنها نه جمعهای گروهی و با لباسهای یک شکل دارند( مانند هیپی ها و یا پانک ها که گروه های خاصی با شکل پوشش یکسان بودند و به مقابله با دولت و سیاستهای دولتی میپرداختند) و نه به طور مستقیم ابراز مخالفت میکنند. آنها فقط در صدد بیان این موضوع هستند که سبکها و رویههایی که قبلاً نزد افراد مورد استفاده قرار میگرفت با تردید مواجه گشته و سنتهای فرهنگی غالب زیر سوال رفته است. آنها می خواهند بگویند در رویههای توصیه شده از طرف فرهنگ غالب- خواه متعلق به خانواده باشد و خواه از طرف نظام اجتماعی (سیاستگذاران) صادر شده باشد- میتوانند تجدید نظر کرده و آنها را مورد نقد قرار دهند. تمام این موارد به ویژگی دوران مدرن برمیگردد.
لذا هر چقدر بین آنچه که از تریبونهای رسمی در مورد پوشش خاص برخی بانوان به عنوان نماد تضعیف دین یاد بشود و محدودیتها و فشارهای فرهنگی در این زمینه افزایش یابد شاهد اصطکاک فرهنگی بین فرهنگ مرجع و سایر خرده فرهنگها خواهیم بود.
انتهای پیام/خ
تغییراتی که در سبکهای زندگی بوجود آمده به تغییرات دوران جدید(مدرن) برمیگردد. ویژگیهای این دوران را میتوان در موارد ذیل و با مثالهای مرتبط بیان کرد.
,1- تکثر در انتخاب: برای مثال برای مصارف فرهنگی مانند لباس و یا مواد غذایی مانند دوران قدیم خرید وابسته به پیشنهاد فروشنده نیست. شما به جای مراجعه به یک مغازه خوار و بار فروشی کوچک یا یک بوتیک ساده میتوانید به فروشگاههای زنجیرهای مراجعه کنید و از بین کالاهای مشابه خود کالای مورد نظر را انتخاب کنید. همینطور برای انتخاب انواع لباس تنها یک خیابان خاص(مثلا باغ سپهسالار برای خرید کفش یا خیابان جمهوری برای لباس) وجود ندارد. Shopping center های زیادی برای انتخاب مدلهای مختلف پوشاک وجود دارند که انتخاب شما را بیشمار کرده است.
,2- فردی شدن امور: در دوران مدرن بیشتر متعلقات و مالکیتها فردی شده است. اگر در گذشته یک تلفن ثابت برای همه اعضای خانواده وجود داشت، امروزه هر فرد به تنهایی صاحب یک خط مجزا و یک گوشی شخصی است. حتی معماری خانهها تغییر کرده و از زندگی جمعی در اتاقی بزرگ به اتاق شخصی برای هر فرد رسیده است.
,3- تغییر در تعاریف: در هر زمانی تعریف از یک پدیده شاخص دچار دگرگونی میشود. بعنوان نمونه در دههای برج سفید نماد بلندترین برج در تهران بود و بعد از مدت زمانی برج میلاد مشخصه بلندترین برج را در تهران به خود اختصاص داد. در دورانی دیگر داشتن محاسن و انگشتر عقیق بدون کراوات رواج داشت در دوران بعد از آن استفاده از شلوار جین و تی شرت و ... .
,وقتی الگوی پوشش را از دو نگاه فردی و سیستمی(الزامات قانونی) با ویژگیهای دوران مدرن مطابقت دهیم با تناقضاتی مواجه می شویم.
,|
نگاه فردی |
نگاه سیستمی |
|
تکثر در انتخاب |
تعریف نظام ارزشی واحد از پوشش و حجاب |
|
فردی شدن(انتخاب رنگهای متضاد و بی نظمی) |
تعیین الزامات قانونی و همه گیر برای همه افراد جامعه بدون توجه به تغییرات فرهنگی |
|
تغییر در مفهوم و سبک های پوشش |
کنترل بیرونی و عدم پذیرش تغییر در پوشش |
نگاه فردی
نگاه سیستمی
تکثر در انتخاب
تعریف نظام ارزشی واحد از پوشش و حجاب
فردی شدن(انتخاب رنگهای متضاد و بی نظمی)
تعیین الزامات قانونی و همه گیر برای همه افراد جامعه بدون توجه به تغییرات فرهنگی
تغییر در مفهوم و سبک های پوشش
کنترل بیرونی و عدم پذیرش تغییر در پوشش
نگاه فردی
نگاه سیستمی
نگاه فردی
نگاه فردی
,نگاه سیستمی
نگاه سیستمی
,تکثر در انتخاب
تعریف نظام ارزشی واحد از پوشش و حجاب
تکثر در انتخاب
تکثر در انتخاب
,تعریف نظام ارزشی واحد از پوشش و حجاب
تعریف نظام ارزشی واحد از پوشش و حجاب
,فردی شدن(انتخاب رنگهای متضاد و بی نظمی)
تعیین الزامات قانونی و همه گیر برای همه افراد جامعه بدون توجه به تغییرات فرهنگی
فردی شدن(انتخاب رنگهای متضاد و بی نظمی)
فردی شدن(انتخاب رنگهای متضاد و بی نظمی)
,تعیین الزامات قانونی و همه گیر برای همه افراد جامعه بدون توجه به تغییرات فرهنگی
تعیین الزامات قانونی و همه گیر برای همه افراد جامعه بدون توجه به تغییرات فرهنگی
,تغییر در مفهوم و سبک های پوشش
کنترل بیرونی و عدم پذیرش تغییر در پوشش
تغییر در مفهوم و سبک های پوشش
تغییر در مفهوم و سبک های پوشش
,کنترل بیرونی و عدم پذیرش تغییر در پوشش
کنترل بیرونی و عدم پذیرش تغییر در پوشش
,,
موضوع انتخاب الگوی پوشش به لحاظ نوع جنسیت نیز در جامعه ما بسیار حائز اهمیت بوده است. در این خصوص باورهای عمومی و اجتماعی همراه با الزامات قانونی، این مقوله را در بین گروه های مختلف از جمله جوانان و بویژه دختران با حساسیتها و تحولاتی مواجه کرده است. این توجه از آنجا ناشی میشود که ارزش های دوگانهای مانند؛ باطن و ظاهر، عمومی و خصوصی، گناه و غیر گناه و محرم و نامحرم میتواند عامل و باعث بوجود آمدن دو تعریف متفاوت(قطبی شدن هنجاری) در بین افراد گردد. مثلاً قانون باعث می شود همة زنان نوع معینی از پوشش را داشته باشند و حجاب را حفظ کنند. اما معیارهای ارزشی که ذهنی هستند، فرایند متفاوتی را طی میکند. نمونة مشابه دیگری که در این خصوص میتوان به آن اشاره کرد اینست که مثلاً در مورد پوشش زن در جامعه برای شمار قابل توجهی از افراد یک هنجار (در مدرسه و اداره و ... ) تجویز میشود که باید «چادر پوشید» و هنجار دیگر (در خانواده، گروه دوستان و ... ) توصیه میکند که «نباید چادر پوشید». این امر باعث می شود، گروهی به یک سو و گروه دیگر در جهت عکس آن گرایش پیدا کنند.
,هنگامی که نظام ارزشی در خصوص پوشش و حجاب به عنوان گفتمان غالب و دینی در جامعه با تنها با یک روایت خاص تعریف می شود و الزامات اجتماعی و قانونی با استفاده از ابزارهای کنترل بیرونی و بصورت بارز آن با گشتهای ارشاد و حتی تذکر لسانی حمایت میشوند میتوان شاهد نوعی تقابل بین تعریف پوشش ارزشمند و والا از نظر فرهنگ غالب و تنوع و تکثر در پوشش در بین سایر فرهنگهای موجود در جامعه بود. این تقابل میتواند باعث شود سیاستمداران و قانونگذاران آنچه که فرهنگ عادی مردم از پوشش برای خود تعریف میکنند و مورد استفاده قرار میدهند نوعی تقابل با ارزشهای جامعه، قانون و حتی دین تلقی کنند. چه بسا در تریبونهای مختلف از پوشش نامتعارف زنان بعنوان دهن کجی به نظام و یا تنزل ارزشهای اسلامی در حکومتی دینی یاد میشود. اما وقتی عمیقتر و دقیقتر این پدیده را بررسی کنیم میتوان گفت: گروهی از افراد جامعه بویژه بانوان که پوششی ناهمگون با ارزشهای رسمی دارند به هیچ عنوان قصد مقاومت یا جبهه گیری سیاسی در برابر نظام ندارند. آنها نه جمعهای گروهی و با لباسهای یک شکل دارند( مانند هیپی ها و یا پانک ها که گروه های خاصی با شکل پوشش یکسان بودند و به مقابله با دولت و سیاستهای دولتی میپرداختند) و نه به طور مستقیم ابراز مخالفت میکنند. آنها فقط در صدد بیان این موضوع هستند که سبکها و رویههایی که قبلاً نزد افراد مورد استفاده قرار میگرفت با تردید مواجه گشته و سنتهای فرهنگی غالب زیر سوال رفته است. آنها می خواهند بگویند در رویههای توصیه شده از طرف فرهنگ غالب- خواه متعلق به خانواده باشد و خواه از طرف نظام اجتماعی (سیاستگذاران) صادر شده باشد- میتوانند تجدید نظر کرده و آنها را مورد نقد قرار دهند. تمام این موارد به ویژگی دوران مدرن برمیگردد.
,لذا هر چقدر بین آنچه که از تریبونهای رسمی در مورد پوشش خاص برخی بانوان به عنوان نماد تضعیف دین یاد بشود و محدودیتها و فشارهای فرهنگی در این زمینه افزایش یابد شاهد اصطکاک فرهنگی بین فرهنگ مرجع و سایر خرده فرهنگها خواهیم بود.
,انتهای پیام/خ
,]
ارسال دیدگاه