حال مادرمان خوب نیست!

حال مادرمان خوب نیست!
گفته بودی: «گاهی به آسمان نگاه کن!» اما نه، این‌روزها انگاری نه آسمان، دیدن دارد و نه زمین چندان حال و روزی مناسب برای تماشاکردن و خوش‌زیستن!
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا احمد پورنجاتی در یادداشت خود در شرق نوشت: به‌گمانم آنچه در هیاهوی دلمشغولی‌های گونه‌گون سیاسی و اقتصادی جامعه و از این دست گرفتاری‌های بی‌پایان، یا به فراموشی سپرده شده یا اولویت دست‌چندم پیدا کرده، سرنوشت زیستگاه همه ما «ایران» است.

, شبکه اطلاع رسانی دانا ,

زندگی‌کردن یا زنده‌ماندن؟ پرسش اصلی این است! نادیده نمی‌گیرم که سال‌هاست برای بحران آلودگی هوا و نابودی جنگل‌ها و خشک‌شدن دریاچه‌ها و تغییرات بی‌رحمانه طبیعت اقلیمی سرزمینمان «نالیده‌ایم». همه. دولت و ملت، عالم و عامی. می‌دانم چه نشست‌وبرخاست‌ها و کمیسیون و اجلاس‌ها و شعار و برنامه‌ها و البته بودجه و هزینه‌ها که به نام حفاظت از محیط‌زیست «مصرف و مصروف» فرموده‌ایم اما دریغ از اندکی بهبود در وضعیت بیماری که «مادر» همه ماست، ایران سرزمین ماست.

,

در این مجال قصد ندارم فهرست بلندبالای چالش‌های زیست‌محیطی کشورمان را به رخ خواننده این نوشته در هرجای این مرز و بوم بکشم.

,

از نابخت‌ یاری است یا هر چیز دیگر، انگاری اگر در هر مورد میان برخی استان‌های کشور تفاوت و تبعیض روا داشته شده، در این مورد سهم همه عادلانه منظور شده است: از خشک‌شدن دریاچه ارومیه تا دریاچه هامون، از زاینده‌رود تا دریاچه پریشان و رودخانه کارون، از آلودگی هوای اهواز تا ایلام و تهران و اصفهان و اراک! ما اینک با یک«مساله ملی» مواجهیم؛ مساله‌ای که صغیر و کبیر نمی‌شناسد. اینجا یا آنجا ندارد. مرکزی یا مرزی نیست. فراتر از همه تعلقات منطقه‌ای، قومی، سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و آیینی، زلف سرنوشت امروز و فردای سرزمین و زندگی همه ما و نسل‌های آینده به آن گره خورده است.

,

می‌دانیم که کارنامه فعالیت‌های سودمند زیست‌محیطی بخش‌های دولتی به‌ویژه در چندسال گذشته، خالی است. مصرف اندوه و ماتم و تاسف بر فرصت‌های بربادرفته نیز تاکنون هیچ دردی را درمان نکرده است و می‌دانیم که از اینها بی‌فایده‌تر، بسنده‌کردن به تاکتیک «نق‌زنی و مطالبه‌جویی سیاسی» است که بیشتر به کار کنشگران عرصه سیاست و قدرت می‌آید. پس چه باید کرد؟ این پرسش البته بدیهی‌ترین واکنش هر شهروند ایرانی است که دغدغه «زیست خوب و سرنوشت سرزمین خویش» را دارد. خوشبختانه در این سال‌ها به یاری گسترش آگاهی روزافزون و احساس مسوولیت مدنی در جامعه ما، شاهد تلاش‌های خودجوش پژوهشی، اطلاع‌رسانی و حتی مشارکت در برنامه‌های عملی برای نجات زیست‌بوم ایران از سوی اشخاص و تشکل‌های مردم‌نهاد بوده‌ایم. مهم نیست که این تلاش‌ها تا چه حد از سوی متولیان به‌شایستگی مورد استقبال قرار گرفته یا چه دستاوردی داشته است. آنچه اهمیت و ارزش دارد، احساس و انگیزه تعلق خاطر به سرنوشت زیست بوم مشترک ما«ایران» است و اینک، آنچه به‌عنوان فراخوان «بار دیگر سرزمینی که دوست می‌دارم»، از سوی جمعی از اهالی فرهنگ و هنر و رسانه پیشکش هموطنان شده، گامی فروتنانه است فراپیش برای دعوت به همکاری و مشارکت عملی داوطلبانه در یک کنش ملی. «یارانه ما پیشکش زنده‌ماندن سرزمین ما»!

,

مهم‌ترین ویژگی این تلاش داوطلبانه در ناوابستگی و استقلال آن است، چه از دستگاه‌های دولتی و چه از جریان‌های سیاسی و حزبی و از اینگونه مرزبندی‌ها. هرکس که ایرانی است و سرزمین خود را دوست می‌دارد و به زندگی امروز و فردای خودش می‌اندیشد، می‌تواند به این فراخوان پاسخ مثبت دهد. البته نقش نهادهای مدنی و تشکل‌های صنفی و مردم‌نهاد در همبستگی با اینگونه تلاش‌ها بسی کارساز و شتاب‌دهنده است. اینک نوبت متولیان رسمی و دولتی است که عزم واقعی خود را برای پرداختن به یک مساله ملی که زیستگاه ایران و زندگی ایرانیان را به چالش کشیده است، به نمایش بگذارند. اگر آنچنان باشد که از همدلی‌ها و وعده‌های سرکار خانم دکتر ابتکار، معاون محترم رییس‌جمهور و رییس سازمان حفاظت از محیط‌زیست شنیده‌ام و اگر پشتیبانی رییس‌جمهور محترم نیز فراهم باشد که در شعارهای انتخاباتی خود به این مهم پرداخته‌اند، امید می‌رود گامی فراپیش برداشته شود.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه