یک شب زندان بان وارد زندان شد و نام چند نفر را خواند و گفت و این نفرات هر چه سریع تر خودشان را برای اعدام آماده کنند. نام من هم در میان آن چند نفر بود. با پریشان حا…
صفحه 1 از 1