سروصدای دست و آوازشان به گوشش می رسید. حالا وقتش بود، در چشم به هم زدنی از جا بلند شد و به طرفشان رگبار گرفت و غافلگیرشان کرد. فرمانده، معاون و چندین نفر از گردانشا…
صفحه 1 از 1