با آن تاریکی مطلق و ترس از این که مبادا سرمان را ببرند یادم است که البته هوا هم سرد بود اما بیشتر از ترس نبریدن سرم یک شال دومتری را دور گردنم پیچیده بودم.
صفحه 1 از 1