یادداشت؛
نوستالژی صف تا کاربران فضای مجازی
متولدین دهه پنجاه و اوایل دهه شصت را باید بچههای صف نامید چراکه اگر به برنامه روزانه آنها توجه کنیم حضور در صف تهیه یک کالا حتماً وجود دارد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از یار خراسانی، یک نوجوان دهه پنجاهی در سالهای نشاط نوجوانی و حتی کودکی که مطابق با سالهای اولیه پیروزی انقلاب و جنگ تحمیلی و شرایط تحریمهای اقتصادی بود صبح که از خواب بلند میشد میبایست در صفهای طولانی نانواییها جهت دریافت چند عدد نان بگذراند و در اسرع وقت خود را به مدرسه برساند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, یار خراسانی,آن روزها بچهها سرویس مدرسه نداشتند و باید پیاده به مدرسه میرفتند. نکته جالبتر دو نوبته بودن مدارس بود یعنی صبح و بعدازظهر باید این راه را طی کنند. خاصه خانوادهها همتوان تهیه فریزرهای امروزی را نداشتند و باید بهاندازه مصرف یا فضای یخچالهای کوچک نان و مواد غذایی تهیه میشد.
,ساعت 4 بعدازظهر یک دانشآموز که از مدرسه میآمد یا با یک زنبیل راهی صفهای فوق طویل نانوایی بود یا با شماره اعلامشدهٔ کوپنها یا دفترچه بسیج اقتصادی برای دریافت مرغ، تخممرغ، پنیر، قند، روغن و... راهی صفهای تهیه این اقلام بودند.
,حال فکر کنید ساعتها در صف باشی ولی قبل از نوبت شما، کالا نوبتم و باز یک روز دیگر روز از نو، روزی از نو. اگر ذخیره نفت خانه تمام میشد و مسئول توزیع نفت در مسیر منزل شما نبود باید با یک گاری و بشکه به سراغ صفهای نفت میرفتی یا با پیتهای بیست لیتری فلزی با دوچرخه و موتورسیکلت در چند نوبت برای تهیه نفت در مسیر خانه و شعبه نفت رفتوآمد میکردی.
,داغ ما وقتی تازه میشد که یکدفعه کپسول گاز ته میکشید و باید این کپسول را به روستای همجوار برای تعویض میبردی و با صف کپسولها مواجه میشدی یا خبری از کپسول پرشده نبود و باید دستخالی برمیگشتی.
,تهیه کود شیمیایی و سیمان و خیلی از مواد دیگر را اگر به برنامه فوق اضافه کنید شرححال زندگی یک کودک یا نوجوان خلیلآبادی در دهه شصت بود. کودکی که از وجود یک پارک تفریحی، سالن ورزشی، زمین چمن، تلویزیون رنگی و کانالهای مختلف، تلفن ثابت بسیاری امکانات دیگر محروم بود و باید خود را با نمایش یک تئاتر در مدرسه آنهم سالی یکبار دلخوش میکرد و از امکانات آموزشی، تفریحی، ورزشـی و حتی فنّاوری بیبهره بــود.
,تنها دلخوشی او کمک به والدین در انجام امور زندگی و باغ و کشاورزی و دامداری بود و گاهی اوقات یک بازی فوتبال در یک زمین خاکی؛ و این بچهها گاهی جای خالی پدر را که در جبهه حضور داشت پر میکردند و نانآور خانواده هم میشدند. افرادی سالم، مذهبی، پرتلاش و زحمتکش.
,اما سی سال جلو میآییم و بچههای دهه هشتاد را میبینیم که با سرویس به مدرسه میروند آنهم فقط در یک نوبت و یک روز کمتر از گذشته، معمولاً کاری به خریدهای منزل ندارند و گاز از طریق لوله در اختیارشان هست و اصلاً نمیدانند نفت چیست یا قطع مکرر برق چه جایگاهی دارد.
,امکانات مختلف فراهمشده و اکثر خانوادهها دارای اتومبیل هم میباشند و دیگر از هزاران موتور دودزای کهنه و دود و غبــار غلیظ خیابانها خبری نیست. آنقدر نانوایی احداثشده که دیگر صف را مشاهده نمیکنید و اگر در نقطهای از شهر یک صف ایجاد شود برای نسل امروز شگفتآور خواهد بود. امکانات رفاهی و ورزشی و آموزشی و دهها کانال تلویزیونی و تلفن همراه و رایانه و اینترنت و شبکههای مختلف و... که در اختیار نسل امروز قرارگرفته و از آنان افرادی تنپرور و رفاهزده ساخته است.
,استفاده از مظاهر فنّاوری در عین فواید آن دارای آسیبهای جدی و فراوانی است که حتماً میبایست آموزشهای لازم داده شود و فرهنگ استفاده از آنها مهیا گردد. حضور در شبکههای اجتماعی و فضای مجازی و اینترنت برای کودکان و نوجوانان خلاق و باهوش امروزی یک چالش جدی است که اگر در کنترل قرار نگیرد و افسارگسیخته پیش رود آینده دین و دنیای آنان را به مخاطره میاندازد.
,پس خانوادهها باید به این مسئله توجه داشته باشند که نسل امروز با کودکی خودشان متفاوت بوده و مراقبت بیشتر و حضور در کنار فرزندان حتی در فضاهای مجازی امری اجتنابناپذیر است و همواره متوجه این نکته باشیم که دشمنان این ملت در کمین جوانان و نوجوانان ما هستند و بهترین راه نفوذ را در فضایهای مجازی میدانند.
,برنامهریزی برای اوقات فراغت آنان و وقت گذاشتن برای همراهی آنان در برنامههایشان و رفاقت با فرزندان و حضور در مساجد و برنامههای مذهبی و اجتماعی میتواند ما را در تربیت صحیح آنان و کاهش آسیبها کمک کند.
,نویسنده: مهدی خزایی
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه