یادداشت؛
این مردم خوب...
حادثه دلخراش ساختمان پلاسکو با تمام تلخی ها، سوزها و ویرانه هایش، با تمام بغض ها و گریه هایش اما جلوه های زیبا، به یاد ماندنی و ماندگار زیادی داشت.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ یادداشت اختصاصی مرآت- کریستین امانپور کجاست؟ چه خبر از فرید زکریا؟ مسعود بهنود این روزها چه می کند؟ حال علیرضا نوری زاده چطور است؟ دوربین هایتان را به میدان بیاورید. قلم هایتان را از جیب خارج کنید. عکس بگیرید و مقاله بنویسید. سوژه را هم ملت برایتان می فرستد. آدرس را هم من به شما می دهم. به قلب های سرشار از عشق تک تک مردم ایران مراجعه کنید. از چشمان اشک آلود شهروندان ده فریم بر ثانیه عکس بگیرید.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مرآت,حادثه دلخراش ساختمان پلاسکو با تمام تلخی ها، سوزها و ویرانه هایش، با تمام غم ها و مصیبتهایش، با تمام بغض ها و گریه هایش اما جلوه های زیبا، به یاد ماندنی و ماندگار زیادی داشت. بله من هم مثل خیلی ها دیدم که برخی ها از روی هیجان کاذب با گوشی های غفلتشان با ساختمان آتش گرفته سلفی می گرفتند اما کاش آنسوی میدان را هم بیشتر می دیدیم. مردمی که با دسته های گل، چشمانی خیس و قلبهایی آکنده از اندوه خود را به ایستگاه های آتش نشانی رساندند، آتش نشانان را در آغوش گرفتند و گریستند. مردمی که اجاق های خود را در خیایان مجاور محل حادثه برپا کردند تا غذای خود را با امدادگران صرف کنند. گروهی دیگر هم که شاید حتی روی یک دقیقه باز بودن مغازه شان هزار جور برنامه ریزی می کردند، کرکره ها را پایین کشیدند تا مبادا نگاه کاسبی که دخلش زیر هزاران تن آوار مدفون شده بود به ویترین دکانشان بیافتد و آه حسرت بکشد. "انسانها" ی دیگری هم اعلام کردند کارگران و کسبه بیکار شده می توانند تا مدتی که تکلیف محل کسبشان مشخص شود در کنار آنها لقمه ای برای خانواده های خود ببرند. جوانمردانی هم واحدهای تجاری خالی خود را یکسال بدون دریافت ریالی در اختیار کسبه قرار دادند. این "بامعرفت ها" نه حاجی بازاری بودند، نه از رانت استفاده کرده بودند و نه آمده بودند با کت شلوارهای بِرَند خود با امدادگران سلفی بگیرند و در اینستاگرام خود بگذارند تا لایک هایشان به رخ بکشند.
,پلاسکو آتش گرفت، فرو ریخت و جوانان وطن را در خود بلعید اما ساختمان محبت جامعه ایرانی نه تنها فرو نریخت بلکه مستحکم تر از قبل و منسجم تر از هر روز دیگر خودنمایی کرد. اگر پیشتر عشق سرشار ایرانیان را در لیلی و مجنون نظامی، اشعار سعدی و پروین خوانده بودیم این بار به چشمان خود دیدیم نوع دوستی ایرانیان افسانه نیست.
,قدر مردم بی نظیر سرزمینمان را بدانیم. قلبهایشان را باید طلا گرفت...
,به قلم مسعود تبریزی
,,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه