حضور در جبهه علم؛ عروج در سنگر عشق
شهید «محمدرضا وثاقتی» معلم خنجینی که از تدریس در جبهه علم تا عروج در جبهه عشق را درنوردید و عاشقانه عروج کرد.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از فراهان خبر؛ شهید «محمدرضا وثاقتی» از شهدای خنجین در اردیبهشتماه سال ۱۳۳۸ در خنجین متولد شد، تلاش و همت این شهید والامقام همواره زبانزد اهالی خنجین است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, فراهان خبر, فراهان خبر,محمدرضا از کودکی مرد کار بود، از همان کودکی دوشادوش پدر در کارهای مزرعه سخت کار می کرد، او در سنگر علم و تحصیل هم سرآمد بود. شهید وثاقتی در دوران نوجوانی از هر فرصتی برای کمک به خانواده بهره می گرفت و در ایام فراغت تابستان راهی تهران میشد تا با کار کردن بتواند کمک خرج پدر در گذران زندگی باشد.
,این شهید والامقام تمام طول تابستان با موزاییک چینی ضمن تامین خرج تحصلیل خود و کمک به خرج خانه بخشی از درآمد خود را به فقرا میبخشید.
,شهید وثاقتی در دوران انقلاب با عشق به رهبر کبیر انقلاب در صف راهپیمایان علیه رژیم شاهنشاهی شرکت داشت، در نهایت محمدرضا با پشتکار و همت خدمت در ۱۳۶۱ به استخدام آموزش و پرورش درآمد و در قسمت کارگزینی کمیجان کارش را آغاز کرد، از آنجا که شهید وثاقتی مرد تلاش و همت بود، همزمان با کارش در آموزش وپرورش کمیجان، مسئولیت دهداری خنجین را برعهده داشت.
,محمدرضا که شور و شوق وصف ناپذیری برای اعزام به جبهه ها داشت، در اواخر دی ماه ۱۳۵۶ با موافقت رئیس اداره، به ندای هل من ناصرحسین زمان؛ رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام (ره) لبیک گفت و به سوی جبهه های حق علیه باطل شتافت.
,شهید وثاقتی در شب دوازدهم بهمن سال ۶۵ در عملیات کربلای ۵ همراه لشکر ۱۷ علی ابن ابی طالب(ع) با آر.پی.جی در کار شکار تانک های دشمن در روشنای منورها مثل همیشه پرتکاپو و خستگی ناپذیر می جنگید، حدود ساعت یازده شب، یک خمپاره آر.پی.جی زن لشکر را نقش بر زمین کرد و در حالیکه دستش بر سینهاش بود با زمزمه یلحسین یاحسین روحش عاشقانه به پرواز درآمد.
,شهید وثاقتی در وصیت نامه اش این چنین نوشته است؛
,«خدایا تو خود شاهدی که برای چه منظور و هدفی در این عرصه پرکار قدم مینهم تنها هدف من برای رضای تو و برای برقراری و بر پاماندن نظام عدل الهی در جهان اسلام و لبیک گفتن به ندای هل من ناصر ینصرنی حسین زمان حضرت امام که همانا ادامه دهنده راه انبیاء و اولیاء الله می باشد،، هست وای خدای مهربان من مال و ثروتی ندارم که در راه تو خرج نمایم لذا این جسمی را که خودت آفریده ای و در آن روح دمیده ای اگر مورد قبول درگاهت واقع شود در راه تو هدیه می کنم و ای معبود من ای تنها کسی که به تمام اسرار جهان اگاه می باشی اگر چه من در زندگی لغزشهای زیادی داشته ام و از امر تو نا فرمانی کرده ام لکن تو بزرگتر از آنی هستی که بخواهی مرا مورد عفو ومغفرت خودت قرار دهی .واما پیامی به امت اسلام وهمشه در صحنه ی ایران بخصوص جوانان حزب الله .
,ای عزیزان امروز روز آزمایش وامتحان است وروز نشستن در خانه وسرگرم شدن به مسائل دنیوی نیست و اسلام عزیز نیاز به جوان مردی ها و ایثارها واز خود گذشتگیها دارد و عزت و آبروی، بستگی به جنگ وشرنوشت ساز دارد لحظه ای به خود بیائید و خوب فکر کنید کلمه« کل نفس ذائقه الموت» بر حق است و روزی هم تک تک شما را در می یابد انسان یک روز به دنیا می آید و روزی هم از دنیا خواهد رفت، پس چه بهتر آیه مبارکه؛ « و لا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله» شامل حال ما شود و در راه خداوند تبارک و تعالی کشته شویم و همانطور که خداوند در قرآن می فرماید؛« ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم» اگر دین خدا را یاری کنید خداوند هم شما را یاری می کند و اگر بخواهید در این راه سستی کنید بذلت و خواری دچار خواهید شد».
,

,

,

,

,

, انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه