یادداشت

ترامپ؛ تاجر است یا سیاستمدار!

ترامپ؛ تاجر است یا سیاستمدار!
با توجه به وعده های ترامپ درباب مواردی مثل توزیع اقتصادی وشکاف طبقاتی، موضوع بیمه های اجتماعی ویا گروههای اجتماعی و مواردی از این قبیل، میتوان چنین گفت که او دغدغه ای در باب ارزشهای آمریکایی ندارد بلکه بیشتر گرایشی منفعت محور دارد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از "ناصرون " در آمریکا شاهد چند مکتب در حوزه سیاست خارجی هستیم( همیلتونیسم، جکسونیسم و ویلسونیسم) این مکاتب اساسا اهداف و جهت گیری های خاصی را بر اساس شکل گرفتن ساختار قدرت درآمریکا به نفع جمهوری‌خواهان و دموکراتها داشته اند برای مثال غالبا دموکرات‌ها گرایش به قدرت نرم و ترکیبی از همیلتونیسم و ویلسونیسم را نشان می‌دهند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, "ناصرون " ,


این درحالیست که جمهوری‌خواهان مکتب دیگری را دنبال می‌کنند که در آن محوریت با جکسونیسم است و گرایش‌های دیگر را هم با این گرایش تلفیق می‌کنند و تفاوت این دو در آن است که جمهوریخواهان منافع ملی ایالات متحده آمریکا را در نظر می‌گیرند و استفاده از هر هدفی را به ویژه رویکرد نظامی را برای رسیدن به منافع ملی تجویز می‌کنند و در حالیکه دموکراتها ارزش‌ها و اهداف آرمانی ایالات متحده آمریکا را در نظر میگیرند و سعی میکنند در چارچوب سازمان‌های بین المللی و به ویژه بین قاره‌ای زمینه‌های ایجاد فضای مناسب برای پیگیری منافع ملی آمریکا را فراهم سازند که برجام نمونه آن است.

,
,

با این اوصاف تاکید پیروان مکتب همیلتون بربهبود شرایط اقتصادی در داخل آمریکا "منفعت محوری انزوا گرا" تاکید پیروان مکتب جکسونیسم بر منافع نظامی و اقتصادی آمریکا در سطح بین المللی "منفعت محوری بین الملل گرا" و اشاره پیروان مکتب ویلسونیسم به سوی گسترش ارزشهای آمریکایی در سطح بین المللی" ارزش محور و بین الملل گرا" بوده است.

,

همه این مکاتب مدعی خصوصیت رهایی بخشی و استثناگرایی آمریکا هستند هرچند که چنین ویژگی درمیان ارزش محورها بیشتر بوده است و در ترامپ هم در ترکیبی از مکاتب فوق تقریبا دیده شده است او در طول سخنرانیهای انتخاباتیش ترکیبی از مکاتب فوق را در خود داشت.

,

با توجه به گفته ها و وعده های ترامپ درباب مواردی مثل توزیع اقتصادی وشکاف طبقاتی، موضوع بیمه های اجتماعی ویا گروههای اجتماعی و مواردی از این قبیل... میتوان چنین گفت که او دغدغه ای در باب ارزشهای آمریکایی ندارد بلکه بیشتر گرایشی منفعت محور دارد و این هم برخاسته از دیدگاه و نگاه اقتصادی ترامپ است بعبارتی او بیشتر یک تاجر است تا یک سیاستمدار و در تجارت اصل سود و زیان و منفعت بیشترین عینیت را دارد  و از طرفی با توجه به گفته های تبلیغاتی در موردکم توجهی به متحدین جهانی و منطقه ای و اتحادیه های اقتصادی و نظامی شریک آمریکا در سطح جهان و عکس العمل های متحدین آمریکا به سخنان ترامپ میتوان گفت ترامپ نه بین الملل گرا بطور مطلق بلکه به طور نسبی یک انزوا گراست.

,

اما این نکته هم در مورد ترامپ قابل ذکراست که هیچ یک از این مفاهیم را نمیتوان به طور مطلق در مورد ترامپ استفاده کرد یعنی ترامپ به طور کامل یک همیلتونی نیست هر چند چنین گرایشی بیشتر در ترامپ دیده میشود به نحوی میتوان او را یک همیلتون- جکسونیستیست که سعی دارد برای حفظ سیادت آمریکا در سطح بین المللی بیش از هر چیزی بر تجهیز در حوزه داخلی و آن هم در حوزه اقتصادی متمرکز شود در این راستا این نتیجه گیری منطقی است که ترامپ با تاکید بر موازنه سخت داخلی سعی دارد ابرقدرت بودن آمریکا را به نمایش بگذارد بنابراین نگاه ترامپ و شعارهای او و نزدیکی وی به نظام سرمایه داری خبر از احیای نوعی انزوا گرایی و بازگشت سیاست خارجی آمریکا به دوران قرن بیستم و یا همان دکترین مونروئه را می دهد.

,

مبنای این سیاست بر این اساس بود که نه آمریکا در امور قاره های دیگر مداخله می کند و آنها حق دارند در امور آمریکا دخالتی بکنند و ترامپ معتقد است دخالتهای آمریکا هزینه های زیادی بر خزانه و بودجه های عمومی آمریکا تحمیل کرده که ضرورت نداشته است.

,

متحدین آمریکا بار امنیت و ثبات خود را بر دوش آمریکا گذارده اند که این امر آمریکا را گرفتار کرده و مجموع اینها نیاز به بازنگری دارد حتی مواردی نظیر اقتصاد آزاد، برداشتن مرزها از جمله پیمان نفتا بین آمریکا و مکزیک و مبادلات تجاری با چین، هم مورد انتقاد ترامپ قرار گرفته است.

,

بنابراین شعار او این است که حضور آمریکا در مناطق مختلف و هزینه هایی که از این بابت بر آمریکا تحمیل شده باید کاهش یابد و تمرکز بر حل مشکلات داخلی قرار بگیرد و همه این مسائل چنانکه اجرایی شود نوید دهنده نوعی انزوا گرایی در سیاست خارجی آمریکا خواهد بود.

,

حسین نجفی کارشناس ارشد علوم سیاسی و روابط بین الملل

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه