نگاهی به فیلم سینمایی "اسرافیل" ساخته آیدا پناهنده
"اسرافیل"؛ تصویری از گذر پرشتاب سنت به سوی مدرنیته
"اسرافیل" تلاش دارد که جامعه امروز ما را در حال گذر پرشتاب از سمت سنت به سوی مدرنیته به تصویر بکشد و در این بین بیش از هر چیز به چالش های عاطفی امروز بپردازد. گذر قطار در سواد کوه به خوبی گویای این تلاش است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس؛ مردی که "ماهی" را در جوانی دوست داشته، از کانادا به سوادکوه بازگشته است. این مرد برای کارهای فروش ملک بازگشته که در می یابد عشق دوران جوانی اش"ماهی" نه تنها مطلقه شده،بلکه به تازگی در سوگ پسرنوجوان کشتی گیرش نشسته است.از سوی دیگر رد پای عشقی نو در زندگی این مرد از سوی دختری جوان به نام مریم ساکن پایتخت دیده می شود.نام فیلم-اسرافیل- کنایه از زنده شدن مردگان و گذشته دارد.قهرمان اصلی فیلم"بهروز" بین عشقی در گذشته وعشقی مدرن درمی ماند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,

,
,
,
,
,
,
نقد فیلم "اسرافیل" ساخته آیدا پناهنده
, نقد فیلم "اسرافیل" ساخته آیدا پناهنده, نقد فیلم "اسرافیل" ساخته آیدا پناهنده,
اسرافیل تلاش دارد که جامعه امروز ما را در حال گذر پرشتاب از سمت سنت به سوی مدرنیته به تصویر بکشد و در این بین بیش از هر چیز به چالش های عاطفی امروز بپردازد. تصاویری چند از گذر قطار در کنار سواد کوه به خوبی گویای این تلاش است.
با این حال در اسرافیل علی رغم نامش که زنده شدن مردگان را تداعی می کند،اگر گذشته بیدار می شود،برای این است که بار دیگر محکومیت خود را به فنا شدن پذیرا باشد.فضای سنتی خانه "ماهی" با مراسم ترحیم پسرش شناسانده می شود. دکتر نیز به او می گوید در آستانه یائسگی است.به عبارتی دیگرزندگی سنتی وی حتی به قدر توالی نسل نقطه روشنی در خود ندارد.دایی "ماهی" در کت و شلوار مردان سنتی تنها مقصر اصلی این تراژدی ست که سال ها قبل سبب ساز جدایی ماهی از بهروز شده است.
,
با این حال در جایی که "ماهی" هنوز به عشق اولش رغبتی در دل دارد وسنت ها دائما یاد آورمی شوند که لباس مشکی بر تن کرده و باید در این سن خجالت بکشد! اشاره خوبی به این نقص دیدگاهی ماست که برای زنان میانسال در جهت تداوم زندگی و عشق پس از بیوه شدن کمتر حقی قائلیم و نگاه سنگین کما کان برروی آنهاست که حق شروع مجدد را به همانگونه که در جوانی رقم خورده،ازایشان می گیرد.
,
| *فضای سنتی خانه "ماهی" با مراسم ترحیم پسرش شناسانده می شود.دکتر نیز به او می گوید در آستانه یائسگی است.به عبارتی دیگرزندگی سنتی وی حتی به قدر توالی نسل نقطه روشنی در خود ندارد! |

,
بهروز مردی ست که ارتباطش با گذشته تنها به حد دلسوزی برای ماهی ست. حتی تلاش دارد با فروش ملک پدری اش به دایی ماهی که در گذشته دشمن خونی او بوده،خودش را از همه چیز راحت کند.او که روزی از دل جامعه سنتی برخاسته حال علی رغم رشته های ناگسستنی عشق به ماهی نمی تواند در سوادکوه بماند و می خواهد با پرواز بعدی و با شتاب به دامن مدرنیته "کانادا" بشتابد.به هر جهت این همه پوشاندن لباس تیرگی ها به تن سنت مخاطب را متوجه این مسئله می کند که جانب انصاف به خوبی بین کشمکش های سنت و مدرنیته رعایت نشده است.
,
| *سکانس های سواد کوه و تهران با چفت و بست نسبتا خوبی در پی هم آمده اند،نه آنچنان طولانی شده اند که فیلم دو پاره گردد و نه آنچنان مبهم و کوتاه که به فهم تفاوت ها و معضلات هر یک از سبک زندگی سنتی و مدرنیته کمک نکرده باشند.این یک دستی که خوش نشسته یکی از بزرگترین حسن های فیلم اسرافیل است. |
هر چند در سکانس های مربوط به زندگی مریم-عشق تازه بهروز- در تهران،سعی می شود گوشه هایی از تلاطم های خانواده مدرن وی نیز به تصویر درآید.با این حال نوعی بی پردگی در کلام بین اعضای خانواده چه در جامعه سنتی سوادکوه و چه در تهران لمس می شود که کاملا گویای فرو ریختن حرمت های گذشته بین اعضای خانواده است که اینبار نه دایی ماهی مقصر اصلی است و نه حتی مدرنیته می تواند به تنهایی مقصر باشد.شاید شتاب زدگی برای رهسپاری بی تامل به سوی مدرنیته را می توان مقصر اصلی معرفی کرد.
,
سکانس های سواد کوه و تهران با چفت و بست نسبتا خوبی در پی هم آمده اند،نه آنچنان طولانی شده اند که فیلم دو پاره گردد و نه آنچنان مبهم و کوتاه که به فهم تفاوت ها و معضلات هر یک از سبک زندگی سنتی و مدرنیته کمک نکرده باشند.این یک دستی که خوش نشسته یکی از بزرگترین حسن های فیلم اسرافیل است که تا حدودی مدیون تدوینگر با تجربه آن نیز هست.
,
در پایان فیلم به نظر می رسد بهروز با انتخاب عشق نو در برابر عشق گذشته حکم قطعی را صادر کرده و این انتخاب از عهده مخاطب به کل ساقط شده است؛در حالی که یک پایان آزاد برای تامل بیشتر مخاطب و انتخاب خود او بسیار اثر گذارتر به نظر می رسید.
, در پایان فیلم به نظر می رسد بهروز با انتخاب عشق نو در برابر عشق گذشته حکم قطعی را صادر کرده و این انتخاب از عهده مخاطب به کل ساقط شده است؛در حالی که یک پایان آزاد برای تامل بیشتر مخاطب و انتخاب خود او بسیار اثر گذارتر به نظر می رسید.,
| *بهروز حتی موفق به خداحافظی با ماهی نمی شود.این عدم موفقیت در خداحافظی بیش ازآنکه به تداوم پیوند اوبا گذشته اشاره داشته باشد،ازسلب فرصت برای گفتمان با آنچه که ازسنت برمی خیزد،خبر می دهد. |
بهروز حتی موفق به خداحافظی با ماهی نمی شود.این عدم موفقیت در خداحافظی بیش ازآنکه به تداوم پیوند اوبا گذشته اشاره داشته باشد،ازسلب فرصت برای گفتمان با آنچه که ازسنت برمی خیزد،خبر می دهد."ماهی" پشت پنجره خانه اش مخفی ست و بهروز با لبخندی موفقیت آمیز به سوی کانادا وعشق تازه خود می شتابد."ماهی" برخاسته از سنت ها همانگونه که خانه اش در سکانس ابتدایی یکپارچه مشکی شناسانده شده بود،حالا محکوم به محو شدن است.این یکطرفه جانبداری ها مسلما در وازدگی مخاطب فیلم (خانواده ایرانی) که هنوز در کشمکش سنت و مدرنیته به کل به گذشته خود پشت نکرده خوش نمی آید.اگر در جانب انصاف معضلات و مزیت های هر نوع سبک زندگی نمایانده می شد،نتیجه بهتری ازآشتی این دو در ذهن مخاطب اتفاق می افتاد و نهایتا مخاطب نیز همچون بهروز(پژمان بازغی) با لبخندی از سر رضایت و آرامش از سالن سینما به دامن خانواده نیمه سنتی و نیمه مدرن خویش باز می گشت.
,
در مورد بازی ها باید گفت بیشتر در سطح متوسط به پیش می روند و هدیه تهرانی در نقش ماهی چهره ای به کل سرد،خاموش و فاقد حرکات فیزیکی صورت دارد.اگر چه این نوع چهره برای سکانس های ابتدایی که عزادار بودن او را می نمایاند،بسیار موثر و بجاست،ولی در ادامه فروغ عشقی قدیمی را هرگز در چشم هایش نمی بینیم و گرمای آن را لمس نمی کنیم.
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه