یادداشت/ مجتبی میناییفرد
مردان مرد در همه احوال ایستادهاند
آن روز در جبههها مردان مرد ایستادند و درسی برای تمام این سرزمین باشند و عاشقانه از پا افتادند تا امروز ما برپا باشیم و تنهای مطهرشان پلهای عبور دیگران از میادین مین و سیم خاردارها شدند تا انقلاب و دفاع مقدس به ثمر بنشیند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از شیرازه، مجتبی مینایی فرد رئیس سابق کنگره سرداران و 15 هزار شهید استان فارس طی یادداشتی نوشت:
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, به نقل از , شیرازه, شیرازه, ، مجتبی مینایی فرد رئیس سابق کنگره سرداران و 15 هزار شهید استان فارس طی یادداشتی نوشت:,
شاید و یا قطعاً لطف خداوند است که هر از چندگاهی تلنگری به دلهای غافل وارد میشود و خاطرات آن دوران پر رمز و راز حیاتی تازه میبخشد. آنگونه که در کلام مقام معظم رهبری از اقدام مجاهدانه و تجدید خاطرات دوران دفاع مقدس صریحاً یاد میشود.
بار دیگر طعم توکل و ایمان به خدمت صادقانه در ذائقهها مزه مزه شد اما نه در مرز و سرحدات برای ایجاد امنیت و نه در جنگ رویا رو با خام سیرتانی که هوای مرز و بوم مقدس ما را در سر داشتند بلکه در حادثهای در قلب پایتخت که همه را به حیرت واداشت. گرد غم بر چهره زیبای مقام معظم رهبری نشست و ۱۰ شبانهروز همه مردم سر از پا نشناخته و از همه جای کشور آمدند و دویدند و عاشقانه هزینه کردند تا شاید مرهمی باشند بر فوران آتش احساسات برانگیخته از شعور ۱۵ مردی که از خود گذشتند تا دیگران آسیب کمتری ببینند.
مردان مرد در همه احوال ایستادهاند
آن روز در جبههها مردان مرد ایستادند و درسی برای تمام این سرزمین باشند و عاشقانه از پا افتادند تا امروز ما برپا باشیم و تنهای مطهرشان پلهای عبور دیگران از میادین مین و سیم خاردارها شدند تا انقلاب و دفاع مقدس به ثمر بنشیند.
هر چند حادثه تلخی بود و باید درسها گرفت اما چه زیبا کند و کاو در آتش و دود با تفحص در کوه و صحرا با هم گره خوردند. چشمها بر حادثه پلاسکو گریان بود ولی دلها همگام و با دلهای مادران و همسران و خانوادههای مفقودالاثر در آتشی بیدود سوخت و هیچ چیز جز طلب صبر و استقامت بر ایشان چه میتوان کرد.
هنوز هم پدران در فراق یوسفهای خود میسوزند
سالهاست که پیکرهای مطهر گمنام و بینشان و پدرانی که درد فراق یوسفها سر به تیره تراب نهادند و بغض فرو رفتهشان را سپر آبروی نظام کردند. انگار که ایثار و مقاومت و شهادت با نهال انقلاب اسلامی در ۱۲ بهمن ۵۷ کاشته شد و بیشک میوهای به جز این نمیتوان انتظار داشت.
۱۲ بهمن امسال سی و هشت سال ایثار و مقاومت و شهادتطلبی را با تشییع و پرشکوه و ارج نهادن مردم به آتشنشانها همان حال و هوای ۵۷ را زنده کرد.
دوستان همه فهمیدند ملت ایران پای ایثار و فداکاری یکپارچهاند
پنجاه و هفتی که بین مردم و مسئولان فاصلهها نه فاصلهای نبود. مردم و مسئولانی که سراسیمه برای کمک به میان آتش و دود میآمدند همه را از دوست و دشمن درسهایی نو داد که باید در حراست از آن کوشا بود. به دوستان فهماند که مردم ایران همه دست واحد هستند و پای ایثار و فداکاری همه یکپارچهاند و به دشمن فهماند که باید دست از خامی ۳۸ ساله بردارند و بدانند هر توطئهای را مردم ایران با اتحاد و همدلی و یکپارچگی خنثی میکند که البته هر کدام شرطی دارد که باید آنها را برشماری و نقاط قوت را تقویت و نهادینه کرد و البته نقائص را با قید فوریت تصحیح کرد.
باید دست از سطحینگری به طور جدی برداشت
معایب و مشکلات دوران منحوس ستمشاهی را باید با فکر و اقدام و عمل برطرف کرد و با نگاهی مقتدرانه به آینده برنامهریزی کرد. دیگر باید دست از توصیه و سطحینگری به طور جدی برداشت و خود را برای پایهریزی حکومت اسلامی و عدل جهانی آماده کرد.
هر چند راه بس دشوار و دست کوتاه است و خرما بر نخیل لکن باید توجه داشت که «... إِنَّ اللَّهَ لَا یغَیرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یغَیرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ...؛ ... در حقیقت خدا حال قومى را تغییر نمى دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند...» (آیه ۱۱ سوره رعد) یعنی همان نسخهای که امام راحل برای پیروزی بهمن ۵۷ پیچید و بدان عمل شد که ما در انتظار رؤیت خورشیدیم.
بار دیگر طعم توکل و ایمان به خدمت صادقانه در ذائقهها مزه مزه شد اما نه در مرز و سرحدات برای ایجاد امنیت و نه در جنگ رویا رو با خام سیرتانی که هوای مرز و بوم مقدس ما را در سر داشتند بلکه در حادثهای در قلب پایتخت که همه را به حیرت واداشت. گرد غم بر چهره زیبای مقام معظم رهبری نشست و ۱۰ شبانهروز همه مردم سر از پا نشناخته و از همه جای کشور آمدند و دویدند و عاشقانه هزینه کردند تا شاید مرهمی باشند بر فوران آتش احساسات برانگیخته از شعور ۱۵ مردی که از خود گذشتند تا دیگران آسیب کمتری ببینند.
مردان مرد در همه احوال ایستادهاند
آن روز در جبههها مردان مرد ایستادند و درسی برای تمام این سرزمین باشند و عاشقانه از پا افتادند تا امروز ما برپا باشیم و تنهای مطهرشان پلهای عبور دیگران از میادین مین و سیم خاردارها شدند تا انقلاب و دفاع مقدس به ثمر بنشیند.
هر چند حادثه تلخی بود و باید درسها گرفت اما چه زیبا کند و کاو در آتش و دود با تفحص در کوه و صحرا با هم گره خوردند. چشمها بر حادثه پلاسکو گریان بود ولی دلها همگام و با دلهای مادران و همسران و خانوادههای مفقودالاثر در آتشی بیدود سوخت و هیچ چیز جز طلب صبر و استقامت بر ایشان چه میتوان کرد.
هنوز هم پدران در فراق یوسفهای خود میسوزند
سالهاست که پیکرهای مطهر گمنام و بینشان و پدرانی که درد فراق یوسفها سر به تیره تراب نهادند و بغض فرو رفتهشان را سپر آبروی نظام کردند. انگار که ایثار و مقاومت و شهادت با نهال انقلاب اسلامی در ۱۲ بهمن ۵۷ کاشته شد و بیشک میوهای به جز این نمیتوان انتظار داشت.
۱۲ بهمن امسال سی و هشت سال ایثار و مقاومت و شهادتطلبی را با تشییع و پرشکوه و ارج نهادن مردم به آتشنشانها همان حال و هوای ۵۷ را زنده کرد.
دوستان همه فهمیدند ملت ایران پای ایثار و فداکاری یکپارچهاند
پنجاه و هفتی که بین مردم و مسئولان فاصلهها نه فاصلهای نبود. مردم و مسئولانی که سراسیمه برای کمک به میان آتش و دود میآمدند همه را از دوست و دشمن درسهایی نو داد که باید در حراست از آن کوشا بود. به دوستان فهماند که مردم ایران همه دست واحد هستند و پای ایثار و فداکاری همه یکپارچهاند و به دشمن فهماند که باید دست از خامی ۳۸ ساله بردارند و بدانند هر توطئهای را مردم ایران با اتحاد و همدلی و یکپارچگی خنثی میکند که البته هر کدام شرطی دارد که باید آنها را برشماری و نقاط قوت را تقویت و نهادینه کرد و البته نقائص را با قید فوریت تصحیح کرد.
باید دست از سطحینگری به طور جدی برداشت
معایب و مشکلات دوران منحوس ستمشاهی را باید با فکر و اقدام و عمل برطرف کرد و با نگاهی مقتدرانه به آینده برنامهریزی کرد. دیگر باید دست از توصیه و سطحینگری به طور جدی برداشت و خود را برای پایهریزی حکومت اسلامی و عدل جهانی آماده کرد.
هر چند راه بس دشوار و دست کوتاه است و خرما بر نخیل لکن باید توجه داشت که «... إِنَّ اللَّهَ لَا یغَیرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یغَیرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ...؛ ... در حقیقت خدا حال قومى را تغییر نمى دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند...» (آیه ۱۱ سوره رعد) یعنی همان نسخهای که امام راحل برای پیروزی بهمن ۵۷ پیچید و بدان عمل شد که ما در انتظار رؤیت خورشیدیم.
شاید و یا قطعاً لطف خداوند است که هر از چندگاهی تلنگری به دلهای غافل وارد میشود و خاطرات آن دوران پر رمز و راز حیاتی تازه میبخشد. آنگونه که در کلام مقام معظم رهبری از اقدام مجاهدانه و تجدید خاطرات دوران دفاع مقدس صریحاً یاد میشود.
بار دیگر طعم توکل و ایمان به خدمت صادقانه در ذائقهها مزه مزه شد اما نه در مرز و سرحدات برای ایجاد امنیت و نه در جنگ رویا رو با خام سیرتانی که هوای مرز و بوم مقدس ما را در سر داشتند بلکه در حادثهای در قلب پایتخت که همه را به حیرت واداشت. گرد غم بر چهره زیبای مقام معظم رهبری نشست و ۱۰ شبانهروز همه مردم سر از پا نشناخته و از همه جای کشور آمدند و دویدند و عاشقانه هزینه کردند تا شاید مرهمی باشند بر فوران آتش احساسات برانگیخته از شعور ۱۵ مردی که از خود گذشتند تا دیگران آسیب کمتری ببینند.
مردان مرد در همه احوال ایستادهاند
آن روز در جبههها مردان مرد ایستادند و درسی برای تمام این سرزمین باشند و عاشقانه از پا افتادند تا امروز ما برپا باشیم و تنهای مطهرشان پلهای عبور دیگران از میادین مین و سیم خاردارها شدند تا انقلاب و دفاع مقدس به ثمر بنشیند.
هر چند حادثه تلخی بود و باید درسها گرفت اما چه زیبا کند و کاو در آتش و دود با تفحص در کوه و صحرا با هم گره خوردند. چشمها بر حادثه پلاسکو گریان بود ولی دلها همگام و با دلهای مادران و همسران و خانوادههای مفقودالاثر در آتشی بیدود سوخت و هیچ چیز جز طلب صبر و استقامت بر ایشان چه میتوان کرد.
هنوز هم پدران در فراق یوسفهای خود میسوزند
سالهاست که پیکرهای مطهر گمنام و بینشان و پدرانی که درد فراق یوسفها سر به تیره تراب نهادند و بغض فرو رفتهشان را سپر آبروی نظام کردند. انگار که ایثار و مقاومت و شهادت با نهال انقلاب اسلامی در ۱۲ بهمن ۵۷ کاشته شد و بیشک میوهای به جز این نمیتوان انتظار داشت.
۱۲ بهمن امسال سی و هشت سال ایثار و مقاومت و شهادتطلبی را با تشییع و پرشکوه و ارج نهادن مردم به آتشنشانها همان حال و هوای ۵۷ را زنده کرد.
دوستان همه فهمیدند ملت ایران پای ایثار و فداکاری یکپارچهاند
پنجاه و هفتی که بین مردم و مسئولان فاصلهها نه فاصلهای نبود. مردم و مسئولانی که سراسیمه برای کمک به میان آتش و دود میآمدند همه را از دوست و دشمن درسهایی نو داد که باید در حراست از آن کوشا بود. به دوستان فهماند که مردم ایران همه دست واحد هستند و پای ایثار و فداکاری همه یکپارچهاند و به دشمن فهماند که باید دست از خامی ۳۸ ساله بردارند و بدانند هر توطئهای را مردم ایران با اتحاد و همدلی و یکپارچگی خنثی میکند که البته هر کدام شرطی دارد که باید آنها را برشماری و نقاط قوت را تقویت و نهادینه کرد و البته نقائص را با قید فوریت تصحیح کرد.
باید دست از سطحینگری به طور جدی برداشت
معایب و مشکلات دوران منحوس ستمشاهی را باید با فکر و اقدام و عمل برطرف کرد و با نگاهی مقتدرانه به آینده برنامهریزی کرد. دیگر باید دست از توصیه و سطحینگری به طور جدی برداشت و خود را برای پایهریزی حکومت اسلامی و عدل جهانی آماده کرد.
هر چند راه بس دشوار و دست کوتاه است و خرما بر نخیل لکن باید توجه داشت که «... إِنَّ اللَّهَ لَا یغَیرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یغَیرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ...؛ ... در حقیقت خدا حال قومى را تغییر نمى دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند...» (آیه ۱۱ سوره رعد) یعنی همان نسخهای که امام راحل برای پیروزی بهمن ۵۷ پیچید و بدان عمل شد که ما در انتظار رؤیت خورشیدیم.
بار دیگر طعم توکل و ایمان به خدمت صادقانه در ذائقهها مزه مزه شد اما نه در مرز و سرحدات برای ایجاد امنیت و نه در جنگ رویا رو با خام سیرتانی که هوای مرز و بوم مقدس ما را در سر داشتند بلکه در حادثهای در قلب پایتخت که همه را به حیرت واداشت. گرد غم بر چهره زیبای مقام معظم رهبری نشست و ۱۰ شبانهروز همه مردم سر از پا نشناخته و از همه جای کشور آمدند و دویدند و عاشقانه هزینه کردند تا شاید مرهمی باشند بر فوران آتش احساسات برانگیخته از شعور ۱۵ مردی که از خود گذشتند تا دیگران آسیب کمتری ببینند.
مردان مرد در همه احوال ایستادهاند
آن روز در جبههها مردان مرد ایستادند و درسی برای تمام این سرزمین باشند و عاشقانه از پا افتادند تا امروز ما برپا باشیم و تنهای مطهرشان پلهای عبور دیگران از میادین مین و سیم خاردارها شدند تا انقلاب و دفاع مقدس به ثمر بنشیند.
هر چند حادثه تلخی بود و باید درسها گرفت اما چه زیبا کند و کاو در آتش و دود با تفحص در کوه و صحرا با هم گره خوردند. چشمها بر حادثه پلاسکو گریان بود ولی دلها همگام و با دلهای مادران و همسران و خانوادههای مفقودالاثر در آتشی بیدود سوخت و هیچ چیز جز طلب صبر و استقامت بر ایشان چه میتوان کرد.
هنوز هم پدران در فراق یوسفهای خود میسوزند
سالهاست که پیکرهای مطهر گمنام و بینشان و پدرانی که درد فراق یوسفها سر به تیره تراب نهادند و بغض فرو رفتهشان را سپر آبروی نظام کردند. انگار که ایثار و مقاومت و شهادت با نهال انقلاب اسلامی در ۱۲ بهمن ۵۷ کاشته شد و بیشک میوهای به جز این نمیتوان انتظار داشت.
۱۲ بهمن امسال سی و هشت سال ایثار و مقاومت و شهادتطلبی را با تشییع و پرشکوه و ارج نهادن مردم به آتشنشانها همان حال و هوای ۵۷ را زنده کرد.
دوستان همه فهمیدند ملت ایران پای ایثار و فداکاری یکپارچهاند
پنجاه و هفتی که بین مردم و مسئولان فاصلهها نه فاصلهای نبود. مردم و مسئولانی که سراسیمه برای کمک به میان آتش و دود میآمدند همه را از دوست و دشمن درسهایی نو داد که باید در حراست از آن کوشا بود. به دوستان فهماند که مردم ایران همه دست واحد هستند و پای ایثار و فداکاری همه یکپارچهاند و به دشمن فهماند که باید دست از خامی ۳۸ ساله بردارند و بدانند هر توطئهای را مردم ایران با اتحاد و همدلی و یکپارچگی خنثی میکند که البته هر کدام شرطی دارد که باید آنها را برشماری و نقاط قوت را تقویت و نهادینه کرد و البته نقائص را با قید فوریت تصحیح کرد.
باید دست از سطحینگری به طور جدی برداشت
معایب و مشکلات دوران منحوس ستمشاهی را باید با فکر و اقدام و عمل برطرف کرد و با نگاهی مقتدرانه به آینده برنامهریزی کرد. دیگر باید دست از توصیه و سطحینگری به طور جدی برداشت و خود را برای پایهریزی حکومت اسلامی و عدل جهانی آماده کرد.
هر چند راه بس دشوار و دست کوتاه است و خرما بر نخیل لکن باید توجه داشت که «... إِنَّ اللَّهَ لَا یغَیرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یغَیرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ...؛ ... در حقیقت خدا حال قومى را تغییر نمى دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند...» (آیه ۱۱ سوره رعد) یعنی همان نسخهای که امام راحل برای پیروزی بهمن ۵۷ پیچید و بدان عمل شد که ما در انتظار رؤیت خورشیدیم.
شاید و یا قطعاً لطف خداوند است که هر از چندگاهی تلنگری به دلهای غافل وارد میشود و خاطرات آن دوران پر رمز و راز حیاتی تازه میبخشد. آنگونه که در کلام مقام معظم رهبری از اقدام مجاهدانه و تجدید خاطرات دوران دفاع مقدس صریحاً یاد میشود.
بار دیگر طعم توکل و ایمان به خدمت صادقانه در ذائقهها مزه مزه شد اما نه در مرز و سرحدات برای ایجاد امنیت و نه در جنگ رویا رو با خام سیرتانی که هوای مرز و بوم مقدس ما را در سر داشتند بلکه در حادثهای در قلب پایتخت که همه را به حیرت واداشت. گرد غم بر چهره زیبای مقام معظم رهبری نشست و ۱۰ شبانهروز همه مردم سر از پا نشناخته و از همه جای کشور آمدند و دویدند و عاشقانه هزینه کردند تا شاید مرهمی باشند بر فوران آتش احساسات برانگیخته از شعور ۱۵ مردی که از خود گذشتند تا دیگران آسیب کمتری ببینند.
مردان مرد در همه احوال ایستادهاند
آن روز در جبههها مردان مرد ایستادند و درسی برای تمام این سرزمین باشند و عاشقانه از پا افتادند تا امروز ما برپا باشیم و تنهای مطهرشان پلهای عبور دیگران از میادین مین و سیم خاردارها شدند تا انقلاب و دفاع مقدس به ثمر بنشیند.
هر چند حادثه تلخی بود و باید درسها گرفت اما چه زیبا کند و کاو در آتش و دود با تفحص در کوه و صحرا با هم گره خوردند. چشمها بر حادثه پلاسکو گریان بود ولی دلها همگام و با دلهای مادران و همسران و خانوادههای مفقودالاثر در آتشی بیدود سوخت و هیچ چیز جز طلب صبر و استقامت بر ایشان چه میتوان کرد.
هنوز هم پدران در فراق یوسفهای خود میسوزند
سالهاست که پیکرهای مطهر گمنام و بینشان و پدرانی که درد فراق یوسفها سر به تیره تراب نهادند و بغض فرو رفتهشان را سپر آبروی نظام کردند. انگار که ایثار و مقاومت و شهادت با نهال انقلاب اسلامی در ۱۲ بهمن ۵۷ کاشته شد و بیشک میوهای به جز این نمیتوان انتظار داشت.
۱۲ بهمن امسال سی و هشت سال ایثار و مقاومت و شهادتطلبی را با تشییع و پرشکوه و ارج نهادن مردم به آتشنشانها همان حال و هوای ۵۷ را زنده کرد.
دوستان همه فهمیدند ملت ایران پای ایثار و فداکاری یکپارچهاند
پنجاه و هفتی که بین مردم و مسئولان فاصلهها نه فاصلهای نبود. مردم و مسئولانی که سراسیمه برای کمک به میان آتش و دود میآمدند همه را از دوست و دشمن درسهایی نو داد که باید در حراست از آن کوشا بود. به دوستان فهماند که مردم ایران همه دست واحد هستند و پای ایثار و فداکاری همه یکپارچهاند و به دشمن فهماند که باید دست از خامی ۳۸ ساله بردارند و بدانند هر توطئهای را مردم ایران با اتحاد و همدلی و یکپارچگی خنثی میکند که البته هر کدام شرطی دارد که باید آنها را برشماری و نقاط قوت را تقویت و نهادینه کرد و البته نقائص را با قید فوریت تصحیح کرد.
باید دست از سطحینگری به طور جدی برداشت
معایب و مشکلات دوران منحوس ستمشاهی را باید با فکر و اقدام و عمل برطرف کرد و با نگاهی مقتدرانه به آینده برنامهریزی کرد. دیگر باید دست از توصیه و سطحینگری به طور جدی برداشت و خود را برای پایهریزی حکومت اسلامی و عدل جهانی آماده کرد.
هر چند راه بس دشوار و دست کوتاه است و خرما بر نخیل لکن باید توجه داشت که «... إِنَّ اللَّهَ لَا یغَیرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یغَیرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ...؛ ... در حقیقت خدا حال قومى را تغییر نمى دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند...» (آیه ۱۱ سوره رعد) یعنی همان نسخهای که امام راحل برای پیروزی بهمن ۵۷ پیچید و بدان عمل شد که ما در انتظار رؤیت خورشیدیم.
, بار دیگر طعم توکل و ایمان به خدمت صادقانه در ذائقهها مزه مزه شد اما نه در مرز و سرحدات برای ایجاد امنیت و نه در جنگ رویا رو با خام سیرتانی که هوای مرز و بوم مقدس ما را در سر داشتند بلکه در حادثهای در قلب پایتخت که همه را به حیرت واداشت. گرد غم بر چهره زیبای مقام معظم رهبری نشست و ۱۰ شبانهروز همه مردم سر از پا نشناخته و از همه جای کشور آمدند و دویدند و عاشقانه هزینه کردند تا شاید مرهمی باشند بر فوران آتش احساسات برانگیخته از شعور ۱۵ مردی که از خود گذشتند تا دیگران آسیب کمتری ببینند.
مردان مرد در همه احوال ایستادهاند
آن روز در جبههها مردان مرد ایستادند و درسی برای تمام این سرزمین باشند و عاشقانه از پا افتادند تا امروز ما برپا باشیم و تنهای مطهرشان پلهای عبور دیگران از میادین مین و سیم خاردارها شدند تا انقلاب و دفاع مقدس به ثمر بنشیند.
هر چند حادثه تلخی بود و باید درسها گرفت اما چه زیبا کند و کاو در آتش و دود با تفحص در کوه و صحرا با هم گره خوردند. چشمها بر حادثه پلاسکو گریان بود ولی دلها همگام و با دلهای مادران و همسران و خانوادههای مفقودالاثر در آتشی بیدود سوخت و هیچ چیز جز طلب صبر و استقامت بر ایشان چه میتوان کرد.
هنوز هم پدران در فراق یوسفهای خود میسوزند
سالهاست که پیکرهای مطهر گمنام و بینشان و پدرانی که درد فراق یوسفها سر به تیره تراب نهادند و بغض فرو رفتهشان را سپر آبروی نظام کردند. انگار که ایثار و مقاومت و شهادت با نهال انقلاب اسلامی در ۱۲ بهمن ۵۷ کاشته شد و بیشک میوهای به جز این نمیتوان انتظار داشت.
۱۲ بهمن امسال سی و هشت سال ایثار و مقاومت و شهادتطلبی را با تشییع و پرشکوه و ارج نهادن مردم به آتشنشانها همان حال و هوای ۵۷ را زنده کرد.
دوستان همه فهمیدند ملت ایران پای ایثار و فداکاری یکپارچهاند
پنجاه و هفتی که بین مردم و مسئولان فاصلهها نه فاصلهای نبود. مردم و مسئولانی که سراسیمه برای کمک به میان آتش و دود میآمدند همه را از دوست و دشمن درسهایی نو داد که باید در حراست از آن کوشا بود. به دوستان فهماند که مردم ایران همه دست واحد هستند و پای ایثار و فداکاری همه یکپارچهاند و به دشمن فهماند که باید دست از خامی ۳۸ ساله بردارند و بدانند هر توطئهای را مردم ایران با اتحاد و همدلی و یکپارچگی خنثی میکند که البته هر کدام شرطی دارد که باید آنها را برشماری و نقاط قوت را تقویت و نهادینه کرد و البته نقائص را با قید فوریت تصحیح کرد.
باید دست از سطحینگری به طور جدی برداشت
معایب و مشکلات دوران منحوس ستمشاهی را باید با فکر و اقدام و عمل برطرف کرد و با نگاهی مقتدرانه به آینده برنامهریزی کرد. دیگر باید دست از توصیه و سطحینگری به طور جدی برداشت و خود را برای پایهریزی حکومت اسلامی و عدل جهانی آماده کرد.
هر چند راه بس دشوار و دست کوتاه است و خرما بر نخیل لکن باید توجه داشت که «... إِنَّ اللَّهَ لَا یغَیرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یغَیرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ...؛ ... در حقیقت خدا حال قومى را تغییر نمى دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند...» (آیه ۱۱ سوره رعد) یعنی همان نسخهای که امام راحل برای پیروزی بهمن ۵۷ پیچید و بدان عمل شد که ما در انتظار رؤیت خورشیدیم.
,
,
,
, مردان مرد در همه احوال ایستادهاند,
,
,
,
,
,
, هنوز هم پدران در فراق یوسفهای خود میسوزند,
,
,
,
,
,
, دوستان همه فهمیدند ملت ایران پای ایثار و فداکاری یکپارچهاند,
,
,
,
, باید دست از سطحینگری به طور جدی برداشت,
,
,
,
,
,
,
]
ارسال دیدگاه