به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آفتاب دل، آنها محکومند، خانهنشینی برایشان شدیدترین مجازاتی است که صادر شده؛ دخترکانی که کودکیشان را پشت نیمکتهای چوبی، جا گذاشتند تا خانهنشین شوند و به نخستین خواستگاری که میآید، جواب مثبت دهند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آفتاب دل,,
این روایتی تلخ از سرنوشت دختران کموسنسال است که درصد قابل توجهی از آمارهای دانشآموزان بازمانده از تحصیل را به خودشان اختصاص دادهاند.
,,
طعم شیرین سوادآموزی، درهمان سالهای اول تحصیل، برایشان گس میشود، وقتی به اجبار خانواده چارهای جز ترک تحصیل ندارند. آنها ترک تحصیل میکنند تا آمار بازماندگان از تحصیل را بالا ببرند و آسیب ببینند. بررسی وضع این دختران، در برخی از مناطق کشور، بحرانیتر است، جایی که تحصیل دختران، اتفاق خوبی نیست.
,,
در گذشته نه چندان دور در استان کردستان دختران حق تحصیل نداشتند و کمتر کسی از دختران روستایی که امروزه به مادر و همسر تبدیل شده اند با سواد بودند البته هر چند عده ای بی سوادی را با ناتوانی در خواندن و نوشتن می سنجند اما هستند افرادی که تا حدی سواد هم دارند اما فرهنگ استفاده از یک چیز را ندارند .
,,
افراد بیسواد جامعه به ویژه زنان نیز که در دوران شاه نتوانسته بودند باسواد شوند، بعد از انقلاب اعتماد لازم را پیدا کردند و در کلاسهای سوادآموزی حاضر شدند که البته این امر نیز به آسانی رخ نداد؛ چراکه همچنان برخی از خانوادهها از فرستادن دختران و زنانشان به کلاسهای سوادآموزی و مدارس امتناع میکردند و برخی زنان نیز دیگر رغبتی برای سوادآموزی نداشتند و خانهداری و تربیت بچه را بهانهای برای عدم شرکت در این کلاسها قرار میدادند.
,,
زنان و دختران روستایی بار وظایف خانه را نیز بر دوش داشته و نه تنها پرورش کودک، بلکه آشپزی، نظافت، آوردن آب، آوردن هیزم، اداره مزرعه و کشت و کار و فعالیتهای دیگر مربوط به امرار معاش از جمله قالیبافی، گلیمبافی، دامداری و کشاورزی بر دوش آنها بود.
,,
حتی آن دسته از زنانی که در فعالیتهای آموزشی شرکت میکردند به دلیل عدم امکانات لازم و مناسب آموزشی نمیتوانستند نسبت به گسترش و تداوم آموختههای خود اقدام نمایند و همین امر باعث فراموشی دانستههای آنان میشد.
,
با طلوع انقلاب دخترانی که به سن ورود به مدرسه رسیده بودند دیگر دغدغه حضور در مدارس را نداشتند و با خیال راحت در شیفتهای جداگانه به مدرسه میرفتند. حتی تدابیری برای تعلیم دختران روستایی فراهم شد. از سوی دیگر برخی زنان شهرنشین با پای خودشان به کلاسهای سوادآموزی میرفتند و برخی دیگر با اصرار معلمان و دستاندرکاران نهضت سوادآموزی نسبت به نامنویسی در کلاسها اقدام میکردند و سواد را حداقل در سطح خواندن و نوشتن میآموختند.
,
در تعریف سنتی؛ سواد، توانایی خواندن و نوشتن است و یا توانایی بهکاربردن زبان برای خواندن، نوشتن، گوشدادن و سخنگفتن؛ ولی در مفهوم نوین این واژه به سطحی از خواندن و نوشتن که برای ارتباط کافی است، گفته میشود و یا سطحی که یک فرد بتواند مفهوم را بفهمد و انگارهها و اندیشههایش را تا جایی که بتواند در آن جامعه سهیم باشد، بیان کند.
,
,
١٦٣ کودک ٧ تا ١١ ساله بازمانده از تحصیل در کردستان
,این اما تمام ماجرا نیست، تنها در استان کردستان و براساس اطلاعات سال تحصیلی ٩٤ -٩٣، ١٦٣ کودک ٧ تا ١١ساله بازمانده از تحصیل وجود دارد که ١١٤نفرشان دختر و ٤٩نفر پسر هستند، بیشتر این دانش آموزان، درمناطق مرزی و روستایی کردستان زندگی میکنند.
,,
دلایل بازماندن دختران از تحصیل
یکی از دلایل بازماندن دختران از تحصیل، فقر خانوادههاست که باعث میشود آنها تمایل کمتری برای فرستادن دختر خود به مدرسه داشته باشند زیرا به او به چشم نیروی کار خود نگاه میکنند که اگر به مدرسه برود، از انجام وظایف خود برای خانواده بازمیماند. البته، این مشکل برای پسران هم وجود دارد اما مقاومت در برابر تحصیل پسران کمتر از تحصیل دختران است.
,
,
مشکل دیگر کمبود امکانات آموزشی در مناطق محروم و روستاهاست که باعث میشود دختران از تحصیل کنارهگیری کنند. اگرچه این مسأله در مورد پسران هم وجود دارد اما پسران راحتتر از دختران میتوانند برای تحصیل به مدارس شبانهروزی یا به روستاهای دیگر مراجعه کنند، اما بسیاری از دختران در این زمینه با مقاومت خانواده مواجه میشوند و در نتیجه، ترک تحصیل میکنند.
,,
مشکل دیگر، به فرهنگ غلطی برمیگردد که هنوز در برخی مناطق و خانوادهها وجود دارد و درس خواندن و سوادآموزی را برای دختر ضروری نمیدانند و حتی گاهی این امر را مضر تلقی میکنند.
,,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه