اخبار داغ
  1. سرباز جوان ایرانی، جان‌فدای ناموس و وطن شد
  2. رشد ۱۷ میلیاردی گیشه سینما در هفته نخست مهر؛ «خانوم والده» صدرنشین شد
  3. موزه‌های ایران؛ روایتگر تاریخ، هنر و فرهنگ ایرانی از دوران باستان تا دوران معاصر
  4. هنر؛ فناوری نجات‌بخش در خط مقدم جنگ روایت‌ها
  5. یا همه نفت می‌فروشند یا هیچ‌کس!/ فجیره در انتهای گلوگاه نفتی غرب آسیا
  6. تنگه هرمز، برگ برنده ایران در مذاکرات/ آمریکا تاب تحمل هزینه تنش را ندارد
  7. مجوز فعالیت برند چهره حامی پهلوی در تهران را چه کسی صادر کرد؟/ ضرورت ورود قوه قضائیه برای بررسی و محاکمه صادرکنندگان متخلف
  8. رهبر شهید و تجربه حضوری پر صلابیت در سازمان ملل/ تاکید بر تضمین امنیت منطقه در سایه محاکمه عامل ناامنی منطقه!
  9. سخنان رئیس‌جمهور در سازمان ملل در شأن ملت ایران بود/ دفاع از حقوق‌ ملت انسجام را افزایش داد
  10. داماد "حسن روحانی" چه کاره دولت است که در هر موضوعی اظهارنظر می‌کند؟/داماد سرخانه نگران کیک تولد همسایه!
  11. فرصت‌سوزی حسن روحانی از سفر تاریخی رئیس‌جمهور چین به ایران
  12. روزی که قرآن تمام حجت شهید رئیسی در سازمان ملل شد
  13. ابهام چند صد میلیاردی در شرکتهای صندوق بیمه عشایر | به نام روستائیان به کام میدری و رفقا + سند
  14. پلیس با همه توان پای کار تأمین امنیت دانش‌آموزان است
  15. آینه‌ای در برابر هشت سال پایداری؛ تکاپوی یک ژانر برای ماندگاری
  16. «رئیس‌جمهور در میدان» برای زلنسکی؛ «گفت‌وگو نکنیم، چه کنیم؟» برای پزشکیان
  17. یک بام و دو هوای سازندگی/ مقاومت برای اوکراین خوب است برای ایران نه!
  18. پایان هژمونی در سایه هزینه‌ها: چگونه جنگ ۴۰ روزه معادله قدرت جهانی را وارونه کرد
  19. اول مهر در میناب؛ زنگ مدرسه‌ای که زیر آوار خاموش شد
  20. از سخنرانی رهبر شهید تا ایستادگی شهید رئیسی؛ روایت مقاومت ایران در سازمان ملل

پای خاطرات چهره‎های مبارز؛

داستان انقلابی‎های ناشناس

داستان انقلابی‎های ناشناس
انقلاب اسلامی را با چشمان انقلابیون دیدن، واقعیات ناگفته‎ای را به همگان نشان می‎دهد. اینکه ناگفته‎ها گفته شوند تا نسل به نسل، انقلاب هنوز قابل لمس باشد بسیار ارزشمند است. زیراکه این تحول عظیم را از هر زاویه بنگریم سراسر درس است.
[

به گزارش خبرنگار شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ هنوز هم هوای ایران اسلامی آغشته از نفس پایمردانی‎ست که هر کدام ستونی شدند برای برافراشته شدن یک نظام اسلامی. آنچه که در ادامه می‎خوانیم گوشه‎ای از خاطرات مردانی‎ست از جنس انقلاب.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ‎, ‎, ‎, ‎,

برداشتن عمامه و تراشیدن ریش؛ شرط استخدام در استانداری

, برداشتن عمامه و تراشیدن ریش؛ شرط استخدام در استانداری ,

"سیدمهدی موسوی" اهل بخش زرین‎آباد شهرستان دهلران است. از مبارزین انقلاب و پیروان امام(ره).

, ‎,

, ,

موسوی در گفت و گو با ایلام بیدار می‏‎گوید: سال 56 افراسیابی استاندار ایلام بود. نامه‎ای نوشتم و برای معرفی و سیر مراحل استخدامی پیش استاندار رفتم. ظاهر مرا که دید گفت: شما سید هستید؟ گفتم بله. افراسیابی گفت: شرط استخدام برای شما این است که عمامه را از سر بردارید، ریشتان را هم  بتراشید. فقط با این شرط استخدام می‎شوید. در غیر این‎صورت باید تعهد بدهید در هیچ ارگان دولتی دنبال کار نگردید.
در جواب گفتم: "من سیدم. به حرمت بزرگان دینم این کار را نمی‎کنم." از استخدام منصرف شدم. به زور از من تعهد گرفتند که به دنبال استخدام نروم. همین مبحث نقطه عطفی برای ما شد که مصمم‎تر به‎دنبال ظلم‎ستیزی، برای پیروزی انقلاب مبارزه کنیم. پس از انقلاب در دانشگاه علوم پزشکی مشغول به‎کار شدم و در همین اداره بازنشسته شدم.

, ایلام بیدار, ‎, ‎, ‎,
, ‎, ‎, ‎, ‎, ‎,

وی ادامه می‎دهد: بیشتر تظاهرات‎های ایلام در منطقه خیام و نزدیک مسجد جامع شروع می‎شد. در بیشترشان هم آقای "یاسین عبدالهی" سردسته تظاهرات‌کنندگان بود. در کنار روحانیت محترم، جوانان را به مبارزه با رژیم و ظلم‎ستیزی تشویق می‎کرد. هزینه برپایی تظاهرات را هم از جیب خودش می‎داد. روزها به دلیل حضور تعداد زیادی سرباز نمی‎توانستیم کاری بکنیم. بیشتر تظاهرات‎های ما، شب‎ها با تعداد زیادی از مردم شکل می‌گرفت.

, ‎, ‎, ‎, ‎, ‎, ‎, ‎, ‎,

موسوی عنوان می‎کند: قبل از انقلاب مداح بودم و با چند تن از دوستان در مساجد مداحی می‎کردیم. بلندگوی مساجد بهترین راه برای تبلیغات برای انقلاب و روشن کردن ذهن مردم بود. در یکی از همین مراسم‎ها، شب تاسوعای سال 57، برای مداحی به روستایی از توابع بخش چوار دعوت شدیم. در آنجا دیدم که جوانان انقلابی حضور دارند. فرصت را غنیمت شمرده و به ایراد شعارهایی که از طرف حجت‎الاسلام تعمیرکاری و حجت‎الاسلام مروارید به ما داده شده بود پرداختم، که با عکس‎العمل چند نماینده رژیم مواجه شدیم. برای دستگیری ما اقدام کردند اما به کمک جوانان روستا فرار کردیم. فردای آن روز یعنی عاشورای حسینی در میدان سعدی قدیم شهر ایلام که محل عزاداری و سینه‎زنی مردم بود به همراه آقای عزیز کریمی دستگیر شدیم. کریمی را به‎خاطر اینکه سردسته تظاهرات‎کنندگان خیام بود و من‎را به‎علت شعارها و دو کتابی که در منزل داشتم دستگیر کردند. آقای کریمی شکنجه‎های زیادی را تحمل کرد.

, ‎, ‎, ‎, ‎, ‎, ‎, ‎, ‎,

, ,

مسئول شهربانی گفت تورا با کتاب‎هایت به آتش می‎کشیم

, مسئول شهربانی گفت تورا با کتاب, ‎, ‎, هایت به آتش می‎کشیم,

کتاب رساله امام خمینی و کتاب فاطمه فاطمه را در خانه داشتیم که داشتن این کتاب‌ها در زمان پهلوی جرم محسوب می‎شد. مسئول شهربانی (خزایی) به من گفت که اگر کتاب‎ها را پیدا کنیم تو را با کتاب‎ها آتش می‎زنیم. شهربانی(پاسگاه) در میدان کنونی 22 بهمن که آن‎زمان مجسمه محمدرضا شاه در آنجا مستقر بود قرار داشت. دقایقی که گذشت خانواده به منظور پرس و جوی حال من به شهربانی آمدند. در یک فرصت مناسب به برادر خانمم گفتم کتاب‌ها را ببر بیرون از خانه مخفی کن. ساعتی بعد که ماموران برای تفتیش منزل ما رفته بودند کتابی پیدا نکردند.

, ‎, ‎, ‎, ‎,

موسوی به بزرگترین تظاهرات در ایلام اشاره می‎کند و می‎گوید: در نماز روز عید فطر که به امامت حجت‎الاسلام مروارید برگزارشد پس از اقامه نماز و با تاکید روحانیت ایلام تعداد زیادی از مردم به خیابان‎ها ریختند و به تظاهرات پرداختند. جمعیتی هم به طرف میدان سعدی حرکت کردند. من و تعدادی از مردم هم به سردستگی آقای شیرزاد عبدالهی به سمت خیابان شهدای کنونی حرکت کردیم. شعارها از طریق روحانیون استان و به خصوص حاج آقا تعمیرکاری و مروارید به دست ما می‎رسید. بیشتر شعارها بر این محور بود، "خمینی نازنین رهبر ایران زمین"، "خمینی عزیزم بگو تا خون بریزم"، "جان ما فدایت همچون مصطفایت"، "وای به روزت بختیار اگه خمینی دیر بیاد مسلسل‎ها بیرون میاد".

, موسوی به بزرگترین تظاهرات در ایلام , ‎, ‎, ‎, ‎,

موسوی در پایان به جوانان توصیه می‎کند: این انقلاب به سادگی به دست نیامده و حاصل خون پاک شهدا و ایثارگری رزمندگان است. اکنون که دشمن در کمین ما نشسته است وظیفه همه ما و به‎خصوص جوانان ماست که از انقلاب نگهداری کنیم. پیرو خط رهبری معظم انقلاب اسلامی برای سرافرازی ایران تلاش کنیم.

, ‎,

خاطرات تلخ و شیرین «فاتحی»؛ مردی انقلابی از دیار دشتی و زندانی ساواک

, خاطرات تلخ و شیرین «فاتحی»؛, مردی انقلابی از دیار دشتی و زندانی ساواک,

"بنده از طریق رادیو خبر آمدن امام(ره) را شنیدم." این جمله را "عبدالله فاتحی" - از  معدود افرادی که پیش از انقلاب تاکنون جزء فعالین سیاسی در استان بوشهر است- .

,

, ,

فاتحی در گفت و گو با گام نیوز به ایام بازداشتش اشاره می‎کند و ادامه می‎دهد: شش ماه سال آخر دبیرستان در بوشهر و چهارماه آخر دانشگاه و از آبان سال 56 تا آذر  57 در زندان‎های ساواک بودم. به جرم اقدام علیه امنیت کشور. در کنار بزرگانی همچون طالقانی، شخصیت‎های سیاسی مانند آقایان هاشمی رفسنجانی و لاهوتی و رفیق‎دوست، دعاگو و تعداد دیگری از روحانیون که آنجا بودند. بیشتر فعالیت ما فرهنگی بود تا نظامی. در واقع ما اسلحه نداشتیم. فقط به‎خاطر اینکه نوار کاست‎ها و اطلاعیه‎هایی را تکثیر می‎کردیم و مطالب و سخنان فعالین سیاسی را می‎گرفتیم و به بوشهر ارسال می‎کردیم.

, گام نیوز, ‎, ‎, ‎, ‎, ‎, ‎, ‎, ‎,

آرزو داشتیم یک روحانی در رأس مملکت باشد

, آرزو داشتیم یک روحانی در رأس مملکت باشد,

وی می‎گوید: زمان پیروزی انقلاب در 22بهمن، 26 ساله بودم. وقتی دیدیم که راهپیمایی نیست و مامورین خلع سلاح شده‎اند، به شهربانی که در میدان قدس کنونی واقع شده بود رفتیم. عده‎ای اسلحه به‎دست گرفته بودند و مردم نیز با هر وسیله نقلیه که داشتند بوق می‎زدند و رژه می‎رفتند. زیباترین خاطره من زمانی بود که حضرت امام(ره) به تلویزیون آمدند و برای مردم قرآن را تفسیر کردند. آرزو داشتیم یک روحانی در رأس مملکت باشد و برای ما از خدا و پیامبر صحبت کند. وقتی ایشان شروع به تفسیر کردند که البته 5 یا 6 جلسه بیشتر طول نکشید، برای ما که در تهران تا سال 59 دانشجو بودیم بسیار لذت‎بخش بود.

, ‎, ‎, ‎, ‎, ‎,

مبارز انقلابی: کسی حق ندارد به این انقلاب دهن‌کجی کند

, مبارز انقلابی: کسی حق ندارد به این انقلاب دهن‌کجی کند,

, ,

"حاج رضا فتاحی"؛ از جوانان زمان انقلاب و از اهالی یزد است. وی در گفت وگو با بافق خبر می‎گوید: من فرزند زمانی هستم که ایران فقط 12 میلیون جمعیت داشت و بعضی مردم در طول 24 ساعت نصف نان هم نداشتند بخورند. ولی امروز با 80 میلیون جمعیت، مردم در ناز و نعمت هستند. امنیت هست. مردم باید قدر این انقلاب را بدانند.

, بافق خبر, ‎,

وی در ادامه می‎گوید: جوانانِ امروز ناملایمات، سختی‌ها و رنج‌هایی که مردم در زمان‌های گذشته تحمل کردند را ندیدند به همین دلیل است که قانع نیستند. کسانی که برای این انقلاب زحمت کشیدند امروز هم کار خود را انجام می‌دهند ولی متأسفانه عده‌ای سودجو از پست و مقام خود سوءاستفاده کردند، مال این مملکت را تصاحب کردند و این باعث شده جوانان نسبت به خیلی مسائل بدبین شوند.

,

فتاحی عنوان می‎کند: کسی حق ندارد به این انقلاب دهن‌کجی کند. اگر چنین کاری کرد چوبش را خواهد خورد چراکه خون‌های زیادی برای این انقلاب ریخته شده و مردم از جان، مال و فرزندان خود برای این انقلاب هزینه کردند.

,

طلبه جوان انقلابی: ۱۰تومان پول می‎دادیم هوا می‎خوردیم

, طلبه جوان انقلابی: , ۱۰تومان پول می, ‎, ‎, دادیم هوا می, ‎, خوردیم,

حجت‎الاسلام "حسن مصلح"؛ امام جمعه برازجان، از جوانان انقلابی سال 57 است که در دوران انقلاب به‎عنوان یک طلبه مبارز در شهر مقدس قم در کنار روحانیت و مردم علیه رژیم پهلوی نقش داشته است. بارها مورد تعقیب ساواک رژیم ستم‌شاهی قرار گرفت. دو بار هم دستگیر شد و به زندان رفت.

, ‎, ‎,

۲۰هزار تومان دادند تا آزاد شوم

, ۲۰هزار تومان دادند تا آزاد شوم,

حجت‎الاسلام مصلح می‎گوید: دوران قبل از انقلاب در قم بودم. در راهپیمایی‎ها، مراسم‎ها و سخنرانی‎های روحانیون شرکت و متن سخنرانی‎ها و نوارهای امام را در منطقه دشتی توزیع می‎کردم. دو بار به همین دلیل دستگیر شدم. یکی در مسجد اعظم قم در مراسم چهلم شهدای 19دی 56  بعد از سخنرانی یکی از مراجع وقت، بعد از راهپیمایی و شعار دادن دستگیر و شکنجه شدم و چند روزی هم بازداشت بودم تا اینکه به ضمانت یکی از آشنایان با دادن20 هزارتومانِ آن‎موقع، آزادم کردند.

, ‎, ‎, ‎, ‎, ‎, ‎, ‎,

وی ادامه می‎دهد: در سفری دیگر در مراسم تشییع جنازه مرحوم کافی در شهر مشهد با جمعی از طلاب در این مراسم شرکت کردیم. این مراسم تشییع جنازه به یک راهپیمایی ضدشاه تبدیل شد. نیروهای نظامی شاه و ساواک حمله کردند. در این درگیری عده‎ای به شهادت رسیدند و برخی هم مجروح شدند. در آن‎زمان به یکی از مدارس مشهد به نام مدرسه شهید نواب صفوی پناه آوردم که گاردی‎ها بلافاصله بعد از ظهر به سمت ما حمله کردند. آنهایی که راه بلد بودند فرار کردند. اما ما که غریب بودیم دستگیر شدیم. ما را در کامیون گذاشتند و به شهربانی بردند و کلی بازجویی کردند.

, ‎, ‎, ‎,

این مبارز انقلابی به شرایط زندان اشاره می‎کند و می‎گوید: جمعیت ما حدود 100 نفر بود که همه این جمعیت را در یک سالن کوچک جا دادند. اصلا جای خوابیدن در آن نبود و تنها یک سرویس بهداشتی داشت و سیستم تهویه هم اصلا نداشت. فقط گاهی وقت‎ها 10 تومان به نگهبان پول می‎دادیم که در زندان را باز کند تا هوای داخل تغییر کند. برای نماز خواندن هم مشکلاتی به وجود آمده بود، اما با این حال زندانیان روحیه انقلابی خود را حفظ کردند و حتی در زندان دعای توسل و روضه حضرت موسی بن جعفر را می‎خواندیم.

, ‎, ‎, ‎, ‎, ‎,

پس از 8 روز اسارت، مرحوم آیت‎الله سیدعبدالله شیرازی که آن زمان مرجع بود، وساطت کرد که زندانیان را آزاد کنند. تا آن موقع کسی متوجه نشد طلبه هستم و در بازجویی‎ها برای اینکه کمتر اذیت شویم فقط گفتم بوشهری هستم و برای زیارت آمده‎ام؛ از ما خواستند که به حرف امام خمینی گوش نکنیم و نصیحت کردند که دنبال مارکسییم و کمونیسم نباشید. موقع آزادی از زندان نیز همه را سوار اتوبوس کردند و در جایی که نامعلوم بود ما را پیاده کردند.

, ‎, ‎, ‎,

کوچه‎باغ‎های انقلاب از نگاه خیس مرد انقلابی بوشهر

, کوچه‎باغ‎های انقلاب از نگاه خیس مرد انقلابی بوشهر, ‎, ‎,

"علی‎اکبر قربانی"؛ محقق و پژوهشگر بوشهری‎ست. متولد سال 1334 است، در محله تنگک.

, ‎, ‎, .,

قربانی در گفت وگو با گام نیوز می‎گوید: به خاطر دارم زمانی که در دبیرستان سعادت تحصیل می‎کردم دانش‎آموزان انقلابی از تیررس ساواک دور نبودند و تعدادی از آن‎ها از جمله عبدالله فاتحی؛ مسئول حزب موئتلفه اسلامی، علیرضا مظفری‎زاده که سال‎ها فرمانده سپاه بودند به زندان افتادند. مرحوم درختیان، مرحوم عبدالنبی سمیرونی رئیس بانک ملی، آقای ظریفی و دهپویه دبیر فیزیک و ادبیات و سیدمحمد نبوی نماینده مجلس خبرگان که عالم وارسته‎ای بود و مسئولیت‎های سنگینی در بوشهر داشت، دبیر دبیرستان سعادت بودند که در زمان انقلاب فعالیت داشتند. اشخاص دیگری هم از قشر روحانی که در راس آن‎ها شهید ابوتراب عاشوری که انسانی بسیار وارسته و صاحب علم و معرفت بودند و سیدمصطفی حسینی از روحانیون تراز اول استان بود که در رابطه با مبارزات علیه رژیم ستم‏شاهی نقش مهمی داشت.

, گام نیوز, ‎, ‎, ‎, ‎, ‎, ‎, ‎, ‎, ‎,

این مبارز بوشهری به روز ورود امام خمینی(ره) اشاره می‎کند و می‎گوید: زمان ورود امام در مازندران بودم. تقریبا اواخر بهمن‎ماه به بوشهر برگشتم. نه تنها شهر بوشهر بلکه شهرستان‎های استان هم مانند دشتستان، دشتی و تنگستان مشتاقانه منتظر امام خمینی(ره)  بودند. بیشترین تجمعات انقلابی در میدان امام خمینی و سازمان تبلیغات انجام می‎شد اما غیر از میدان امام، یکی دیگر از محل‎های تجمع مردم بوشهر، مساجد مشهور شهر بوشهر از جمله مسجدجامع عطار، مسجد حضرت فاطمه زهرا(س) و مسجد توحید و خیابان سنگی که راهپیمایی‎ها در آن صورت می‎گرفت بود.

, ‎, ‎, ‎, ‎, ‎, ‎, ‎, ‎,

, ,

وی ادامه می‎دهد: در دبیرستان سعادت فعالیت‎های سیاسی داشتیم. با پسران مرحوم شیخ‎حبیب صداقت، حسن و اصغر صداقت  همکلاس بودیم و برادری داشتیم که از مشهد می‎آمدند و نوارهایی از مرحوم فلسفی و کافی و برخی از نشریات و مجلات سیاسی ممنوعه را می‎آوردند. ما می‎رفتیم و یک سری جلساتی را برپا می‎کردیم و مدتی نیز در مسجد شهید عاشوری واقع در خیابان سنگی در جلسات فرهنگی و سیاسی حضور پیدا می‎کردم.

, ‎, ‎, ‎, ‎, ‎, ‎, ‎,

قربانی عنوان می‎کند: آن زمان سن چندانی نداشتم. در حدود 16 سال. زمانی که دبیرستان را تمام کردم از بوشهر به مازندران رفتم. در راهپیمایی‎ها شرکت می‎کردم؛ شب‎ها در مراسمات تاسوعا و عاشورا که نقش بسیار موثری در پیروزی انقلاب داشت. اما با لباس شخصی می‎رفتم تا توسط نظامیان شناخته نشوم.

, ‎, ‎, ‎, ‎,

نبوی به خاطر "رای کبود" به اهواز تبعیض شد

, نبوی به خاطر , ", رای کبود, ", به اهواز تبعیض شد,

وی می‎گوید: در زمان انقلاب، ساواک روی مدرسان دبیرستان سعادت خیلی حساس بود تا جایی که ماموران ساواک برای نظارت سرکلاس‎ها می‎آمدند. 6 بهمن سال 43 تنها کسی که رای کبود به شاه داد، آقای نبوی بود که زمزمه آن در منطقه پیچید و به‎خاطر آن به اهواز تبعید شد. 

, ‎,

قربانی ادامه می‎دهد: چون دانش‎آموزان اطلاعات سیاسی نداشتند و بیشتر هم و غمشان تحصیلات بود، به یاد دارم برخی افراد که اهل مطالعه خارج از درس بوده و نسبت به برخی مسائل آگاه بودند، می‎گفتند نباید نام خمینی را بر زبان بیاورید. شما را دستگیر می‎کنند. به‌خاطر این می‎گفتند که مخصوصا این نام بر سر زبان‎ها بیفتد و در جستجوی آن باشند. دانش‎آموزان هم سوال می‎کردند مگر خمینی چه کسی است؟ در جواب می‎گفتند: خمینی بر علیه شاه قیام کرده است، چون خمینی رژیم را قبول ندارد. از این طریق آن‎ها می‎خواستند دانش‎آموزان کنجکاو شوند که این خمینی که می‎گویند چه کسی است که نباید اسم آن را برد.

, ‎, ‎, ‎, ‎, ‎, ‎, ‎, ‎, ‎, ‎, ‎,

وی در پایان از شعارهای انقلابی آن زمان می‎گوید: یکی از ابیاتی که در دبیرستان سعادت اساتید ‎سرائیدند این بود: «زکدام ملت هستم زکدام مذهب هستم /که کُشند عاشقی را که تو عاشقم چرایی» که ابیات سیاسی بود. آن‎زمان ناچار بودند از این طریق وارد شوند. چون نمی‎توانستند مستقیم از انقلاب صحبت کنند.

, ‎, ‎, ‎,

چهارباغ؛ شاهد اولین راهپیمایی علیه شاه در اصفهان

, چهارباغ؛ شاهد اولین راهپیمایی علیه شاه در اصفهان,

اولین مرگ بر شاهی که در اصفهان شنیده شد

, اولین مرگ بر شاهی که در اصفهان شنیده شد,

"نورالله صلواتی" یکی از فعالان انقلاب اسلامی در استان اصفهان است. وی در گفت وگو با درچه‌نیوز می‏گوید: پدر ما روحانی بود. سال 42 با آیت‎الله خادمی و علما فرهنگیان و مهندسین جلسات مخفیانه برگزار می‎کردند.

, درچه‌نیوز, ‎, ‎,

, ,

صلواتی از خاطراتش در زمان انقلاب می‎گوید: حرکات خودجوش مردم در مسجد حکیم اصفهان و سخنرانی‎های مدرسه امام صادق چهار باغ اصفهان بود که مرحوم مهندس مصحف سخنرانی ‎کرد و جوان‎ها و انقلابی‎ها در آن مدرسه جمع شدند. همانجا بود که اولین "مرگ بر شاه" را شنیدیم. از آنجا شروع شد و ترس مرگ بر شاه گفتن شکسته شد.

, ‎, ‎, ‎,

وی ادامه می‎دهد: اولین راهپیمایی را جوانان از مسجد حکیم اصفهان به پیشگامی مرحوم حاج آقا احمدی شروع کردند و در سه سمت چهارباغ ادامه مسیر دادند و راهپیمایی تا دروازه دولت ادامه یافت. بعد متفرق شدند. این یک هدیه الهی بود.

,

صلواتی در ادامه می‎گوید: جوانان این دوران، آن فشارهای قبل انقلاب را تجربه نکرده‎اند تا بدانند چه فشاری به فعالان و کسانی که قصد داشتند نظر خود را به مسئولان برسانند وارد می‎شد.

, ‎, ‎,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه