یادی از زنان مبارز برازجانی؛
آشنایی با چند شیرزن انقلابی در دهه 50+عکس
زنان در دورههای مختلف در تاریخ پرحماسه ایران اسلامی نقش با شکوه و بیبدیلی در جامعه ایفا کردهاند که شهرستان دشتستان شاهد رشادت های زنان لرده تا زنان زمان انقلاب بوده است و باعث افتخار در تاریخ این دیار شده اند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از "ناصرون "زنان جمهوری اسلامی ایران تاکنون پا به همه عرصههای سیاسی، فرهنگی، حماسی و تربیتی نهادهاند تا با رهنمودهای امام(ره) و مقام معظم رهبری، افتخار ایران باشند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, "ناصرون ",ایرانی که برای ماندگار و مانا شدن 7000 شهیده زن از تبار «فاطمه(س)» و «زینب (س)»، را داشت و هر کدام در نقش مادر،همسر،خواهر، رزمنده و امدادگر یک پشتوانه به شمار میآیند.
,به مناسبت دهه فجر به سراغ چند نفر از شیرزنان برازجانی رفتیم تا با آنان درباره فعالیت های آنان در زمان انقلاب مصاحبه ای را انجام دادیم که در این خبر مطالعه می کنید:
,فاطمه کدیور
, فاطمه کدیور , فاطمه کدیور ,لطفا خودتان را معرفی کنید:
, لطفا خودتان را معرفی کنید:,بنده فاطمه کدیور متولد 1340 از شهر برازجان هستم.
,از چه سالی به فعالیت های انقلابی پرداختید؟
, از چه سالی به فعالیت های انقلابی پرداختید؟,اول انقلاب فعالیت خودم را در شهر شروع کردم و تا آخر انقلاب و الان نیز پای انقلاب خدمت می کنم.
,از دوستانتان چه کسانی در زمان انقلاب با شما می کردند؟
, از دوستانتان چه کسانی در زمان انقلاب با شما می کردند؟,در آن زمان من با دوستم لیلا بی غرض و خیلی های دیگر در مساجد فعالیت داشتیم .
,بزرگان انقلابی در آن زمان چه اشخاصی بودند؟
, بزرگان انقلابی در آن زمان چه اشخاصی بودند؟,در زمان انقلاب مرحومان حاج ماشالله کازرونی و آقای اعتصامی بسیار تاثیر گذار بودند.
,,

, در چه مناطقی از شهر برازجان اقدام به تظاهرات می کردید؟
, در چه مناطقی از شهر برازجان اقدام به تظاهرات می کردید؟,اغلب از خیابان های شریعتی شروع می شد و تا کاروانسرای دژ ادامه داشت ولی خیابان های دیگرهم بودند.
,مامورین به شما گیر نمی دادند؟
, مامورین به شما گیر نمی دادند؟,مامورین خیلی زیاد گیر می دادند ولی یادم میاد آقای احمد مکاری(اسلام پناه) جز انتظامات بود و مردم را هدایت می کرد.
,چه از فعالیت های شخص شما جلوگیری می شد؟
, چه از فعالیت های شخص شما جلوگیری می شد؟,در آن زمان من جوان بودم و خانواده ام می ترسیدند بلایی سر من در بیاید و مجبور می شدند در را قفل کنند ولی من آخرش راه فراری پیدا می کردم.
,راه فرار شما به چه صورت بود؟
, راه فرار شما به چه صورت بود؟,در حیاطمان یک پله چوبی داشتیم که من سریع این پله را می گذاشتم و از روی دیوار یا پشت بام مسیر خروجی را پیدا می کردم که دقیقا مثل فیلم کیمیا که تلویزیون گذاشت روی دیوار می پریدم.
,محل تجمع اصلی تظاهرات بر علیه رژیم شاه کجا بود؟
, محل تجمع اصلی تظاهرات بر علیه رژیم شاه کجا بود؟,مکان اصلی تجمع جلوی کاروانسرای دژ بود که مامورین همیشه در آنجا مستقر بودند.
,فکر می کردید که تظاهرات شما نتیجه بگیرد؟
, فکر می کردید که تظاهرات شما نتیجه بگیرد؟,با صحبت های امام خمینی (ره) مردم امیدوار می شدند و صحبت های این بزرگوار و رهبری ایشان بسیار تاثیر گذار بود که مردم بسیار پای کار و متحد شدند و همین اتحاد موجب پیروزی ما شد .
,شما در کارهای خیابانی مثل شعار نویسی هم فعالیت داشتید؟
, شما در کارهای خیابانی مثل شعار نویسی هم فعالیت داشتید؟,بله، یادم میاد در آن زمان ما با ذغال بر روی دیوار ها شعار مرگ بر شاه می نوشتیم و بسیار حال و هوای خوبی داشت زیرا مامورین اگر می دیدند برخورد جدی می کردند و ما هم زرنگ بودیم مشکلی برایمان پیش نیامد.
,بعد از انقلاب به چه کاری مشغول شدید؟
, بعد از انقلاب به چه کاری مشغول شدید؟,بعد از انقلاب با کمک دوستان مکتب فاطمیه را راه اندازی کردیم که جنگ شروع شد و شروع به فعالیت جهت کمک به رزمندگان شدیم.
,به عنوان مثال چند نمونه از فعالیت های شما در آن مکتب را بفرمایید؟
, به عنوان مثال چند نمونه از فعالیت های شما در آن مکتب را بفرمایید؟,ما با خانم های دیگر کارهای نظیره آبلیمو گرفتن، نان درست کردن، تهیه لباس و خوراک و ... محیا می کردیم.
,دوست داشتید به جبهه بروید؟
, دوست داشتید به جبهه بروید؟,من وسایلم را در کیف گذاشته بودم که به خرمشهر و جبهه بروم حتی وصیت نامه خودم را هم نوشته بودم ولی دیگر قسمت نشد..
,در زمان جنگ شهر برازجان چه وضعیتی داشت؟
, در زمان جنگ شهر برازجان چه وضعیتی داشت؟,رزمندگان اعزام می شدند و من در بیمارستان به صورت افتخاری کار می کردم و کمک حال کادر درمانی بودم.
,از دوستانتان چه کسانی همراه شما بودند؟
, از دوستانتان چه کسانی همراه شما بودند؟,خانم فخار، دوخواهر به نام شریعت و ناهید بی غرض و ... با همدیگر بودیم.
,به عنوان صحبت پایانی مطلبی دارید بفرمایید؟
, به عنوان صحبت پایانی مطلبی دارید بفرمایید؟,ما خون شهید دادیم ولی الان بعضی ها به انقلاب بی احترامی می کنند و ارزش ها را زیر سوال می برند و یادشان رفته است که آرامشی الانم در کشور داریم مدیون خونم شهدا هستیم.
,صدیقه احمدی
, صدیقه احمدی, صدیقه احمدی,لطفا خودتان را معرفی کنید؟
, لطفا خودتان را معرفی کنید؟,من صدیقه احمدی متولد 1339 از شهر برازجان هستم.
,از چه سالی شروع به فعالیت در کارهای انقلابی کردید؟
, از چه سالی شروع به فعالیت در کارهای انقلابی کردید؟,عمده فعالیت های بنده از پیروزی انقلاب یعنی سال 57 بود .
,در آن زمان چه کسانی فعالیت های انقلابی در برازجان داشتند؟
, در آن زمان چه کسانی فعالیت های انقلابی در برازجان داشتند؟,از آن زمان حاج ماشالله کازرونی بسیار نقش پررنگی در شهر داشت و مردم همه گوش به فرمان آن بزرگوار بودند تا وقتی که انقلاب به پیروزی رسید.
,کسانی هم بودند که از فعالیت شما جلوگیری کنند؟
, کسانی هم بودند که از فعالیت شما جلوگیری کنند؟,پدر من فردی متعصب و مذهبی بود و من در آن زمان جوان بودم و به همین خاطر در بعضی از وقت ها جلوگیری و مخالفت می کرد.
,,

, فعالیت شما چگونه بود؟
, فعالیت شما چگونه بود؟,ما در آن زمان فعالیت متعددی داشتیم مثل پخش نوارهای امام(ره) و در تظاهرات شرکت می کردیم.
,با نوارهای امام (ره) چه کار می کردید؟
, با نوارهای امام (ره) چه کار می کردید؟,بعضی از افراد نوارهایی که می آوردند را در منزل ما می گذاشتند و من و خواهرم در بعضی از اوقات نوارها را پخش می کردیم.
,کسی به شما شک نمی کرد؟
, کسی به شما شک نمی کرد؟,ما جوان بودیم و به صورت بازی های کودکانه نوارها را به دست افراد می رساندیم.
,تظاهرات و راهپیمایی شما به چه طریقی بود؟
, تظاهرات و راهپیمایی شما به چه طریقی بود؟,محل اصلی تظاهرات در مقابل دژ برازجان بود که در آنجا ماموران رژیم مستقر بودند .
,یک خاطره از آن زمان رابیان کنید؟
, یک خاطره از آن زمان رابیان کنید؟,یک روز ما برای تجمع و شعار دادن به مقابل دژ رفتیم که در این تظاهرات زنان حضور داشتند و در دستان همه ما گل بود که به سمت مامورین می فرستادیم ولی در بین ما یک خانم بود که از مجاهدین خلق بود که این خانم به سمت مامورین سنگ پرتاب کرد در صورتی که مابقی زنان همه گل به دستشان بود ولی این خانم با این حرکت همه کارها را خراب کرد و خشم مامورین را در آورد و مامورین تیراندازی کردند و همه خانم ها پا به فرار گذاشتند که در این بین یک قنداقه بچه کوچک در بین معترضین به رژیم شاه جا ماند که در آن یک نوزاد بود که از ترس مادرش فرار کرد و بچه را فراموش کرده بود که بعدا مامورین این قنداقه را بعدا به خانواده اش تحویل داد.
,شما در آن ایام چه شعارهایی را سر میداید؟
, شما در آن ایام چه شعارهایی را سر میداید؟,بعد از آن رو ش ار ما "ما به شما گل دادیم شما به ما گلوله" شد وعلت آن روز که ارتش شلیک کرد بخاطر پرتاب سنگ از سوی آن خانم بود و حتی ارتش خودش قبلا با بزرگان شهر گفته بود که کاری به شما نداریم و اعلام آمادگی نکرده بود.
,به عنوان صحبت پایانی مطلب خاصی دارید بفرمایید؟
, به عنوان صحبت پایانی مطلب خاصی دارید بفرمایید؟,فقط از مسئولین می خواهم که حواسشان به انقلاب باشد و این انقلابی که برایش خون داده شده است را به دست نااهلان نسپارند.
,لیلا احمدی
, لیلا احمدی , لیلا احمدی ,لطفا خودتان را معرف کنید:
, لطفا خودتان را معرف کنید:,بنده لیلا احمدی فرزند احمد، متولی سال 1342 در شهر برازجان که در خانواده ای مذهبی به دنیا آمدم.
,از چه زمانی به فعالیت های انقلابی پرداختید؟
, از چه زمانی به فعالیت های انقلابی پرداختید؟,من از اویل انقلاب در کارهای و تظاهرات بر علیه رژیم شاه فعالیت داشتم.
,فعالیت های شما چگونه بود؟
, فعالیت های شما چگونه بود؟,یکی از همسایگان ما دانشجو مشهد بود که وقتی به برازجان می آمد نوار و مطالب امام خمینی(ره) را به برازجان می آورد که ما مسولیت پخش آن را بر عهده داشتیم.
,چگونه پخش می کردید؟
, چگونه پخش می کردید؟,من و خواهرم که این نوارها را پخش می کردیم با بازی سبد بازی نوارها را در سبد می گذاشتیم و در کوچه بازی می کردیم تا به خانه مورد نظر برسیدیم که نوار را تحویل بگیرد و این کار ما بود تا زمانی که تظاهرات بر علیه رژیم شروع شد.
,,

, تظاهرات چگونه بود؟
, تظاهرات چگونه بود؟,مردم از اداره پست فعلی شهر برازجان تا دژ برازجان بیش ترین اعتراضات را داشتند .
,نقش مدرسه در آن ایام چگونه بود؟
, نقش مدرسه در آن ایام چگونه بود؟,مدیر و معاون مدرسه من هر دو با رژیم بودند و به شدت با فعالیت های ما برخورد می کردند.
,در کدام مدرسه بودید؟
, در کدام مدرسه بودید؟,من در مدرسه سمیه بودم .
,خاطره دیگری را هم از زمان مدرسه خود دارید؟
, خاطره دیگری را هم از زمان مدرسه خود دارید؟,یکی دیگر از خاطرات من در دوران مدرسه این بود که میخواستند تابلوی مدرسه را به اسم یک خانم کشته شده از گروههای چریکی تغییر بدهند که دانش آموزان انقلابی جلوگیری کردند و حتی یکی از دانش آموزان در آنجا چاقو خورد و زخمی شد
,تهمینه فخار
, تهمینه فخار , تهمینه فخار ,لظفا خودتان را معرفی کنید؟
, لظفا خودتان را معرفی کنید؟,تهمینه فخار متولد 1355 هستم که از سن 12 سالگی توسط ارتباطی که با منزل مرحوم ماشاالله کازرونی داشتم به کارهای انقلابی روی آوردم.
,فعالیت شما در آن زمان چگونه بود؟
, فعالیت شما در آن زمان چگونه بود؟,من کتاب و نوارهای امام خمینی(ره) را در بین مردم پخش می کردم.
,رژیم برخوردی با شما نمی کرد؟
, رژیم برخوردی با شما نمی کرد؟,در زمان فعالیت هایم یک بار مدیر مدرسه بخاطر پخش کتاب ها با من برخورد کرد و من را دو روز در انباری مدرسه زندانی کرد که توسط یکی از معلمین نجات پیدا کرد و همچنین مدیر و معاون آن مدرسه خیلی من را تنبیه کردند و خودکار در بین دست های من گذاشتند و تا دو هفته دستان من درد می کرد.
,خانه آقای کازرونی چگونه بود؟
, خانه آقای کازرونی چگونه بود؟,منزل وی همیشه رفت و آمد بود و همیشه خودش و خانواده اش تحت نظر بود و من هم با همسرش اغلب اوقات خانه بودیم.
,

, خاطره ای هم از منزل وی دارید؟
, خاطره ای هم از منزل وی دارید؟,دوتا از خاطرات جالب که خودم در آن حضور داشتم این بود که یک بار مردم در حال تظاهرات بودن که به خانه حاج ماشالله کازرونی بیایند و مقصدشان آنجا باشد که در همان لحظات ارتش خانه را محاصره کرد و به من گفتند باید بروم مردم را خبر بدهم که به منزل حاج ماشاالله نیایند که من هم سریع از طریق پشت بام رفتم و با اشاره به مردم اعلام کردم که متفرق بشوید و به این سمت نیایید و یک خاطره دیگر این بود که تظاهرات شده بود و به خانه حاج ماشالله مردم پناه آورده بودند و ارتش هم میخواست آنان را دستگیر کنند که ما حدود 20 خانم بودیم که همسر مرحوم حاج ماشالله در بین ما بود جلوی ماشین های ارتش دراز کشیدیم و گفتیم فقط باید از روی بدن ما عبور کنید که آنان سرانجام عقب نشینی کردند.
,چقدر به منزل مرحوم کازرونی علاقه داشتید؟
, چقدر به منزل مرحوم کازرونی علاقه داشتید؟,من مرهم اسرار همسر حاج ماشاالله بودم حتی زمانی که حاج ماشالله اعلامیه ها و نامه ها را به دست همسرش می داد یک رمزی بین ما دونفر بود که اگر نیروهای ارتش آمدند من با گفتن"ماشاالله آمد" به شهربانو خانم که همسری حاج ماشالله خبر بدهم جای اعلامیه ها را تغییر بدهد .
,در بعد از پیروزی انقلاب چه کارهای را انجام دادید؟
, در بعد از پیروزی انقلاب چه کارهای را انجام دادید؟,وقتی انقلاب پیروز شد در دژ برازجان هنوز نیروهای ارتش وجود داشتند که یک بار ما از منزل مرحوم کازرونی ملافه های سفید را برداشتیم و به داخل دژ انداختیم تا با این کار بهانه برایشان محیا کنیم تا تسلیم شوند.
,در کمیته هم نقش داشتید؟
, در کمیته هم نقش داشتید؟,من از سال 57الی 59 جز کمیته بودم تا وقتی که ازدواج کردم از کمیته به بیرون آمدم .
,فعالیت فرهنگی هم داشتید؟
, فعالیت فرهنگی هم داشتید؟,من با شهید گنجی در شهر فعالیت های فرهنگی زیادی داشتیم .
,نظر شما درباره شهید بهشتی چیست؟
, نظر شما درباره شهید بهشتی چیست؟,شهید بهشتی مرد بسیار بزرگ و شجاعی بود یادم می آید یک روز به برازجان آمد ولی بعضی از افراد به سمت وی دمپایی پرتاب کردند که دمپایی به سر وی برخورد کرد که یادم میآید این جمله را بیان کردند: نگذارید انقلاب به بی تفاوتی کشیده شود که اگر کشیده شد همه ما نابود می شویم.
,به عنوان صحبت پایانی مطلب خاصی دارید بفرمایید؟
, به عنوان صحبت پایانی مطلب خاصی دارید بفرمایید؟,درخت انقلاب با خون شهیدان رشد کرده است و الان نباید بگذاریم که دشمن به این خون شهیدان بی احترامی کند که از سوی دیگر بعضی به اسم اسلام، انقلاب را زیر سوال می برند که باید از خواب بیدار شوند.
,تهیه و تنظیم: عبدالرحمن مشایخ
, تهیه و تنظیم: عبدالرحمن مشایخ,انتهای پیام/.
,]
ارسال دیدگاه