زمزمههای عاشقانه یک شهید+تصاویر
ای پناه بی پناهان ای خدای مهربان / گرنگیری دست من در دست طوفانم دگر / من در این دنیای فانی میهمان هستم خدا / میزبانم باش , از دست خود گریزانم دگر[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از سلام کمیجان، شهید محمدرضا اتابکی فرزند یداله در سال ۱۳۴۸ در شهر میلاجرد به دنیا آمد. از همان دوران کودکی انس و علاقه ویژه ای به آموختن قرآن داشت، در دوره دبیرستان رشته علوم انسانی را فرا گرفت. از همان زمان با سپاه میلاجرد و فرمانده آن زمان سپاه میلاجرد شهید احمد اسفندانی انس و الفتی دیرینه داشت. هنگام جنگ عراق علیه ایران، تدریس را رها کرد و عازم جبهه نبرد شد. به عنوان بسیجی از سوی لشگر ۱۷ علی بن ابیطالب(ع) رهسپار دشت خون و قیام گردید. سرانجام در تاریخ ۱۳۶۵/۱۱/۱۲ در شلمچه در عملیات کربلای ۵ به شهادت رسید.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, سلام کمیجان, . ,,

, وصیت نامه شهید محمدرضا اتابکی
, وصیت نامه شهید محمدرضا اتابکی, وصیت نامه شهید محمدرضا اتابکی,با سلام و درود بر حضرت مهدی (عج) قلب عالم امکان و نور چشم و تنها امید مستضعفان، و با سلام و درود بی کران و بی پایان بر محضر مقدس حضرت امام خمینی نایب بر حق امام زمان (عج) و با سلام و درود بر شهیدان اسلام که عارفانه و عاشقانه در راه رسیدن به هدف نهایی مردانگی های زیادی از خود نشان دادند و تا افق سرخ شهادت پرواز نمودند. و با سلام و درود بر رزمندگان اسلام آن آزادمردان خط سرخ شهادت و سلام و درود بی پایان بر ملت غیور و نستوه و فداکار ایران که مردانه جلوی دشمنان اسلام قرار گرفتند و بار دیگر اسلام عزیز را که رو به نابودی میرفت نجات دادند.
,اینجانب بنده عاصی و گناهکار و شرمنده مسلیمن و محرومین جهان محمدرضا اتابکی چند نکته ای را بعنوان وصیت می نگارم:
,سلام ای پدر و مادر مهربان و عزیزم, سلام ای کسی که مرا با دست های پینه بسته و با هزاران خون دل بزرگ کردی و من در قبال تو وظایف خودم را چنان که شایسته شما بود عمل نکردم.
,از شما تقاضا دارم که مرا به سبب کارهای زشت خود و نافرمانی هایی که در حق تو نموده ام حلال نمایی و همیشه در راه اسلام صبور و شکیبا باشی و بر علیه این انقلاب و رزمندگان و رهبر عزیزمان خدای نکرده به خاطر من حرف نزنی. از تو پدر عزیز خواهشمندم اگر من لیاقت داشتم تا به فیض شهادت نائل گردم زیاد ناراحت نباش و خداوند را شکر نمایی که فرزند خودت را در راه اسلام هدیه نمودی و این افتخار بزرگ بر تو باشد .
,اما سلام ای مادر عزیز می دانستم که تو از رفتن من به جبهه ناراضی هستی و هر روز به من می گفتی که حلال نمی کنم امیدوارم که مرا حلال کنی و در حق من دعا کنی تا شاید باب نجاتی در حیات اخروی برایم باشد و اینجانب از خواهران عزیزم حلالیت می طلبم و همگی آنها را به خدای بزرگ می سپارم .
,از اهالی شهرک شهدا میلاجرد خواهشمندم که هرچه بدی از این بنده نادان هر چه کوچک باشد حلال نمایند ; زیرا من بعد از آمدن به بسیج زندگی خودم را آغاز کردم و همه باور کنید که قبلا هیچ فرقی با جاندار بدون عقل نداشتم مگر به ظاهر.
,از پدر عزیزم تقاضا دارم که به هرکس که من بدهکار می باشم پرداخت نماید و هرکس هم به من طلبکار است به پدرم مراجعه نموده و تسویه حساب نماید، در غیر اینصورت حلال نماید .
,از دوستان و همکلاسی های عزیز تقاضا دارم، که برای من نماز قضا در حدی که در توان دارند بخوانند و دیگر عرضی ندارم.
,,

, اشعار شهید محمدرضا اتابکی
, اشعار شهید محمدرضا اتابکی, اشعار شهید محمدرضا اتابکی,شعر مناجات با خدا
, شعر مناجات با خدا , شعر مناجات با خدا , شعر مناجات با خدا , شعر مناجات با خدا,ای خدا از کرده های خود نالام دگر من مریض لاعلاجم فکر درمانم دگر
, , ای خدا از کرده های خود نالام دگر من مریض لاعلاجم فکر درمانم دگر,تو خودت دانی که من هستم ذلیل از در بخشش نظر کن دیده گریانم دگر
,گر نپوشانی گناهان بزرگم را خدا داخل آن شعله های سخت تفتانم دگر
,آمده ام درگاه تو با پای سنگین گناه روسیاهم بی پناهم , من پشیمانم دگر
,ای پناه بی پناهان ای خدای مهربان گرنگیری دست من در دست طوفانم دگر
,من در این دنیای فانی میهمان هستم خدا میزبانم باش , از دست خود گریزانم دگر
,شعر(بر وزن یکی از شعرهای بافقی وحشی)
, شعر(بر وزن یکی از شعرهای بافقی وحشی), شعر(بر وزن یکی از شعرهای بافقی وحشی),عاشقان شرح دل سوز مرا گوش کنید سخن از دوری یارم زدلم گوش کنید
, عاشقان شرح دل سوز مرا گوش کنید سخن از دوری یارم زدلم گوش کنید,قصه بعدی محبوب مراگوش کنید زاری مرغ دلم از ته دل گوش کنید
,سوختن از دوری تو راز نگفتن تا کی؟ عاشقم عاشق تو عشق نهفتن تا کی؟
,روزگاری من و تو یک دل و باهم بودیم بهر هم یار عزیز بهم وفادار بودیم
,روی هر شاخ گلی مرغ سحرخوان بودیم بهر هر عاشق و معشوق جانان بودیم
,هیچ کس ز دوستی ما خبردار نبود جز من و دل به تو هیچ کس گرفتار نبود
,فلک از چرخش خود زما خبردار که شد نسخه دوری ما را خریدار که شد
,بین دو یار عزیز سخت جفا کار که شد بین این دوستی لشگر خونخوار که شد
,اول آنکس که زدل باخته شدم من بود از غم دوری تو سوخته شدم من بودم
,شعری دیگر از شهید
, شعری دیگر از شهید, شعری دیگر از شهید,قسم بر حجت محبوب داور قسم بر تارک خونین اکبر
, , قسم بر حجت محبوب داور قسم بر تارک خونین اکبر,قسم بر اشک خونین یتیمان که از داغ پدر گشتند پریشان
,قسم بر ناله های شب به سنگر قسم بر اشک خون از دیده تر
,قسم بر غرش تیر و مسلسل کند با بانک میدان را مجلل
,قسم بر نام مردان خدایی به عشاقان راه کربلایی
,قسم بر خواهران زار و خسته قسم بر مادران دل شکسته
,قسم بر رهبر آن پیر جماران قسم بر یاور اسلام و قرآن
,قسم بر پیکر پاک شهیدان به هفتاد و دو گل از باغ ایران
,قسم بر پیکر بی سر و دست که تا دشمن به میدان نبرد هست
,نشتن عار باشد کنج خانه بگیریم ما تفنگ بر دوش و شانه
,بجنگیم با تو ای صدام دشمن زجنگ تو رها سازیم میهن
,بدان ای دشمن غدار خونخوار که تا آخر کنیم ما با تو پیکار
,بود ظلم پیشه دیرینه تو زنیم ما زخم چنان بر سینه تو
,که اربابت بداند دولت ما شده پیروز ز دست ملت ما
,مسافر ملکوت
, مسافر ملکوت, مسافر ملکوت,مسافر ملکوتم نه در حضیض جهانم *** یگانه طایر قدسم رحیل باغ جنانم
, مسافر ملکوتم نه در حضیض جهانم *** یگانه طایر قدسم رحیل باغ جنانم,به عقل و حکمت خود بسته ام دو چشم سرم را *** که هرزه راه نیابد به ملک اطهر جانم
,کشیده رخت شهادت به پیکرم گل نرگس *** مخور تو غصه پدر کاتب امام زمانم
,ز تیر و ترکش این دشمن زبون نهراسم *** که قلب دشمن بعثی به نور دل بدرانم
,همای بخت من اکنون به سر رسیده که اینسان *** به بال عشق و شهادت به اوج در طیرانم
,

, ,

, انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه