هدیه شهید افشاریان به مادرش

هدیه شهید افشاریان به مادرش
زمانی که یوسف در سنندج زندگی می­ کرد، چند روزی به همراه پدرش به خانه اش رفتیم. زمانیکه قصد داشتیم به بیجار برگردیم، دیدم یک دستگاه تلویزیون گوشه­ حیاط است. از یوسف پرسیدم: این تلویزین مال کیست؟
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از پیشمرگ روح الله، سردار رشید اسلام شهید یوسف افشاریان در یازدهمین روز از فروردین ماه سال 1337  در یکی از روستاهای بیجار گروس به نام دولت شاه که به زبان محلی «دوله­ شه» گفته می شود، در میان خانواده­ای کشاورز دیده به جهان گشود. پدرش علی­ اکبر و مه پاره خانم نام داشت.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پیشمرگ روح الله,

 

,

یوسف با رسیدن به سن هفت سالگی برای یادگیری علم و دانش راهی مدرسه شد و چون زادگاهش از داشتن مدرسه محروم بود او به همراه برادرانش در روستای «قشلاق­خانه» که در هم جواری روستای آنان قرار داشت، ثبت­ نام کرد و تا پایه­ چهارم ابتدایی در آن روستا درس خواند و مدتی بعد با مهاجرت به شهر بیجار تحصیلات ابتدایی را در شهر بیجار به پایان رساند.

,

 

,

یوسف سال اوّل راهنمایی را در مدرسه­ رستاخیز بیجار پشت سر گذاشت و سال بعد به علّت مشکلات زندگی ترک تحصیل کرد و در کنار پدر به کار کشاورزی مشغول شد.

,

 

,

همزمان با صدور پیام امام خمینی(ره) بنیانگذار انقلاب اسلامی مبنی بر ترک پادگان و پیوستن سربازان و نظامیان به صفوف مردم انقلابی، یوسف پایگاه را ترک کرد و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در روز بیست و هشتم اسفند ماه سال 1357 برای تعیین وضعیّت خدمتی اش به پادگان مراجعه کرد.

,

 

,

همزمان با شکل گیری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سال یک 1359 یوسف به عضویّت سپاه درآمد و لباس سبز پاسداری از اسلام و انقلاب را به تن کرد. یوسف در سال 1360 در درگیری با گروهک­های ضّدانقلاب در روستای «کوپه ­قران» در حوالی تکاب به مقام جانبازی نائل آمد.

,

 

,

یوسف در نیمه­ دوم سال یک 1360 با عمل به سنّت پیامبر گرامی اسلام(ص) ازدواج کرد و در همان سال های آغازین خدمت در سپاه، دوره­ آموزش چتربازی و دوره­ مربیگری را با موفّقیّت پشت سر نهاد و با گذراندن دوره ­های نظامی و کسب مهارت­ های لازم به عنوان مسئول عملیات در سپاه دیواندره منصوب شد.

,

 

,

هر زمان خطری امنیّت مردم منطقه را تهدید می کرد، یوسف به عنوان یک فرمانده عملیاتی حضور پیدا می کرد و در راه دفاع از اسلام و انقلاب شجاعانه با گروهک های ضد انقلاب درگیر می شد. هربار با تدبیر نظامی یوسف، کمین ضّدانقلاب در هم شکسته می شد و او پیروز میدان بود. گاهی در جواب دوستانش که به او می گفتند «جانب احتیاط را داشته باشد» می گفت «خوب می دانم که در خارج از مرزهای کشور به شهادت می رسم» یوسف در مصاف با ضّدانقلاب بارها تا مرز شهادت پیش رفت و به کرّات به کمین ضّدانقلاب افتاد.

,

 

,

شهید افشاریان خیلی زود فرماندهی عملیات تیپ را عهده­ دار شد و بارها به مناطق عملیاتی اعزام شد و در عملیات آزادسازی فاو، وافجر 8، منطقه عمومی سلیمانیه عراق، جزیره­ مجنون، هویزه و ... حضور یافت و برای بار دوم در مناطق عملیاتی جنوب سینه­ اش آماج ترکش خمپاره دشمن قرار گرفت، ولی او همچنان مرد میدان بود و با عشق به امام و انقلاب در راه خدا جهاد می­ کرد.

,

 

,

 شهید یوسف افشاریان هیچگاه در مصاف با دشمن احساس خستگی نکرد و سرانجام در حالی که ثمره­ زندگی­ اش دو فرزند بود ـ محسن سه ساله و مصطفی نه ماه ـ به عنوان مسئول طرح و برنامه تیپ بیت المقدس در عملیات آزادسازی مهران و اجرای عملیات شناسایی بر اثر اصابت ترکش همان گونه که خود پیش بینی کرده بود در خارج از مرزهای کشور در خاک دشمن شربت گوارای شهادت را سر کشید و در روز دوشنبه یازدهم تیر ماه سال 1365 در عملیات کربلای 1 به آرزوی دیرینه ­اش- که همانا شهادت در راه خدا بود – دست یافت.

,

 

,

مادر شهید افشاریان نقل می کند:

,

 

,

زمانی که یوسف در سنندج زندگی می­ کرد، چند روزی به همراه پدرش به خانه یوسف رفتیم. زمانیکه قصد داشتیم به بیجار برگردیم، دیدم یک دستگاه تلویزیون گوشه­ حیاط است. از یوسف پرسیدم: این تلویزین مال کیست؟

,

 

,

با خنده گفت: جهیزیه­ مادرم است.

,

 

,

پسرم رو به پدرش کرد و گفت: پدر جان مادر بیشتر اوقات در منزل تنهاست و این تلویزیون هدیه­ من به مادر است، شاید کمتر احساس تنهایی کند.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه