3 اسفند؛ سالروز شهادت «ابوالفضل شاه حسینی»

جانباز شهیدی که همواره به فکر محرومین بود

جانباز شهیدی که همواره به فکر محرومین بود
شهید شاه حسینی در اوایل انقلاب اسلامی و با صدور فرمان تشکیل جهاد سازندگی توسط امام خمینی(ره) به این نهاد مقدس رفت و یکی از دلایل ورود به جهاد سازندگی را کمک به محرومین و فقرای زیاد موجود در روستاها معرفی می کرد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل از ندای تفرش، سوم اسفندماه سالروز شهادت جانباز شهید ابوالفضل شاه حسینی است. وی در سال ۱۳۳۱ در تفرش به دنیا آمد. پدر این شهید کارگر بود به همین دلیل این شهید از ابتدا با مشکلات مختلف زندگی را سپری می کرد و همین مسائل سبب شد که درس و مدرسه را رها کند و وارد عرصه کار شود.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای تفرش, ندای تفرش,

با شروع تحرکات مردمی علیه رژیم طاغوت در کنار مردم انقلابی قرار گرفت و در پیروزی انقلاب اسلامی تلاش فراوانی داشت. پس از انقلاب اسلامی و شکل گیری نهادهای انقلابی به جهاد سازندگی تفرش پیوست و با آغاز تجاوز رژیم بعث به سوی جبهه های جنگ شتافت.

این شهید در سال ۱۳۶۰ در عملیات آزادسازی شهر بستان با ترکش خمپاره متجاوزین از ناحیه دست راست، صورت، گوش و سر مجروح و به افتخار جانبازی (۷۰ درصد) نائل آمد و سرانجام پس از تحمل سالها درد و رنج فراوان در سوم اسفند سال ۹۲ به جوار الهی پر کشید و پیکر پاکش در گلزار شهدای بهشت معصومه(س) تفرش آرام گرفت.

 گوشه ای از دست نوشته های شهید پس از مجروحیت در سال ۶۰

«هنوز آزمایش خود را پس نداده ایم، چون اگر در معرض آزمایش قرار می گرفتیم به توفیق شهادت دست می یافتیم؛ ولی افسوس که لیاقت و سعادت شهادت را نداشتیم. اما این را هم بگویم که برایم دعا کنید که با مرگ طبیعی نمیرم و بتوانم بازهم در جبهه شرکت کنم، چون مرگی را از خداوند می خواهم که توام با عزت، شرف و شهادت در راه خودش باشد.»

 

شهید پس از جانبازی شان درباره خاطرات دوران سربازی خود می گفت: در سال ۱۳۵۱ به خدمت سربازی در پادگان وحدتی دزفول رفتم. آنجا بود که امام خمینی(ره) را شناختم. در آنجا با سربازان و درجه دارانی روبرو می شدم که رفتارشان با بقیه متفاوت بود. وقتی سربازان به سینما و رقاص خانه ها می رفتند این عده که ۱۲ نفر بودند به مسجد پادگان می رفتند و مشغول دعا و نماز می شدند. در دوران سربازی، دوستانم جزء انقلابیون بودند. من به دلیل تعهد اخلاقی و دینی آنان به آن افراد علاقه مند شدم. از جمله اولین سربازانی بودم که رژیم پهلوی دستگیر کرد؛ آنجا بود که اولین سیلی و کتک را خوردم و فهمیدم که امام(ره) کیست و  چه راه و مرامی دارد و انقلاب از مردم چه می خواهد. جایی که من بازداشت شده بودم حدود ۱۰ نفر دیگر نیز بازداشت شده بودند و در آنجا قرآن می خواندیم و مراسم مذهبی برپا می کردیم. شرایط سختی بود؛ در زندان ساواکیها به ما شکنجه جسمی و روحی زیادی وارد می کردند؛ از طریق بلندگوها آهنگ های مبتذل پخش می شد، زندانیانی که اعتراض می کردند آنان را زیر کتک و لگد می گرفتند.

این شهید در جای دیگر درباره نحوه جانبازی خود می گوید: با چند نیرو برای پاکسازی خاکریزها آزاد شده بستان رفته بودیم که یکدفعه صدای مهیبی به گوش رسید و مرا بلند کرد و بر زمین کوبید. نمی دانم چی بود؟ اولش گرم بودم و متوجه نشدم که زخمی شده ام. یک لحظه فکر کردم که اتفاقی برای سایر رزمندگان افتاده است و با خود گفتم: «خدایا دیدی که بچه های مردم را به کشتن دادم.» مقداری که گرد و خاک که خوابید، می شنیدم که یکی از رزمندگان صدا می زند که بچه ها بیاید ابوالفضل شاه حسینی شهید شده است. با شنیدن چنین صدایی دستم را گرفتم بالا و فهمید که زخمی شده ام. مرا به بیمارستان صحرایی و سپس به بیمارستان اهواز منتقل کردند.

چند روزی در بیمارستان اهواز بودم و شدت عفونت زخمهایم زیاد بود و مکرر از هوش می رفتم. چراکه به شکل بسیار سختی از ناحیه های کتف راست، فک سمت راست صورت، سرم، پای چپ و راستم، دست راست زخمی شده بودم. بنابر نظر پزشکان و افزایش عفونت در دست راستم، دست راستم را قطع کردند.

 

جانبازی که تا لحظه شهادت به فکر محرومین بود

وی در اوایل انقلاب اسلامی و با صدور فرمان تشکیل جهاد سازندگی توسط امام خمینی(ره) به این نهاد مقدس رفت و یکی از دلایل ورود به جهاد سازندگی را کمک به محرومین و فقرای زیاد موجود در روستاها معرفی می کرد.

به دلیل داشتن تخصص در حرفه لوله کشی، نقش به سزایی در لوله کشی آب شرب به بسیاری از روستاهای تفرش و خدمت رسانی به آنها داشت که آثار آن خدمات ارزنده در بسیاری از روستاها قابل مشاهده است.

شهید شاه حسینی از ضابطین فعال امر به معروف نهی از منکر بسیج بود و به نوعی ایشان را یکی از احیاکنندگان این فریضه در شهرستان تفرش می دانند که با وجود نقص جسمانی، همواره در گشتهای امر به معروف و نهی از منکر حضور فعال داشت.

از دیگر فعالیتهای این جانباز شهید می توان به شرکت فعال و موثر در بهمن ماه سال ۵۷ در تصرف پادگانهای نظامی حکومت پهلوی خصوصا پادگان«جی»،نقش اصلی در بیرون راندن منافقین از شهرستان تفرش و برچیدن ارتش خلقی و....، کمک رسانی به سالخوردگان و رزمندگان در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی، نقش موثر در جذب و سازماندهی و آموزش نیروی مقاومت بسیج اشاره کرد.

انتهای پیام/

,

با شروع تحرکات مردمی علیه رژیم طاغوت در کنار مردم انقلابی قرار گرفت و در پیروزی انقلاب اسلامی تلاش فراوانی داشت. پس از انقلاب اسلامی و شکل گیری نهادهای انقلابی به جهاد سازندگی تفرش پیوست و با آغاز تجاوز رژیم بعث به سوی جبهه های جنگ شتافت.

,

این شهید در سال ۱۳۶۰ در عملیات آزادسازی شهر بستان با ترکش خمپاره متجاوزین از ناحیه دست راست، صورت، گوش و سر مجروح و به افتخار جانبازی (۷۰ درصد) نائل آمد و سرانجام پس از تحمل سالها درد و رنج فراوان در سوم اسفند سال ۹۲ به جوار الهی پر کشید و پیکر پاکش در گلزار شهدای بهشت معصومه(س) تفرش آرام گرفت.

,

, ,

, ,

 گوشه ای از دست نوشته های شهید پس از مجروحیت در سال ۶۰

, گوشه ای از دست نوشته های شهید پس از مجروحیت در سال ۶۰, گوشه ای از دست نوشته های شهید پس از مجروحیت در سال ۶۰,

«هنوز آزمایش خود را پس نداده ایم، چون اگر در معرض آزمایش قرار می گرفتیم به توفیق شهادت دست می یافتیم؛ ولی افسوس که لیاقت و سعادت شهادت را نداشتیم. اما این را هم بگویم که برایم دعا کنید که با مرگ طبیعی نمیرم و بتوانم بازهم در جبهه شرکت کنم، چون مرگی را از خداوند می خواهم که توام با عزت، شرف و شهادت در راه خودش باشد.»

,

 

,

, ,

شهید پس از جانبازی شان درباره خاطرات دوران سربازی خود می گفت: در سال ۱۳۵۱ به خدمت سربازی در پادگان وحدتی دزفول رفتم. آنجا بود که امام خمینی(ره) را شناختم. در آنجا با سربازان و درجه دارانی روبرو می شدم که رفتارشان با بقیه متفاوت بود. وقتی سربازان به سینما و رقاص خانه ها می رفتند این عده که ۱۲ نفر بودند به مسجد پادگان می رفتند و مشغول دعا و نماز می شدند. در دوران سربازی، دوستانم جزء انقلابیون بودند. من به دلیل تعهد اخلاقی و دینی آنان به آن افراد علاقه مند شدم. از جمله اولین سربازانی بودم که رژیم پهلوی دستگیر کرد؛ آنجا بود که اولین سیلی و کتک را خوردم و فهمیدم که امام(ره) کیست و  چه راه و مرامی دارد و انقلاب از مردم چه می خواهد. جایی که من بازداشت شده بودم حدود ۱۰ نفر دیگر نیز بازداشت شده بودند و در آنجا قرآن می خواندیم و مراسم مذهبی برپا می کردیم. شرایط سختی بود؛ در زندان ساواکیها به ما شکنجه جسمی و روحی زیادی وارد می کردند؛ از طریق بلندگوها آهنگ های مبتذل پخش می شد، زندانیانی که اعتراض می کردند آنان را زیر کتک و لگد می گرفتند.

,

این شهید در جای دیگر درباره نحوه جانبازی خود می گوید: با چند نیرو برای پاکسازی خاکریزها آزاد شده بستان رفته بودیم که یکدفعه صدای مهیبی به گوش رسید و مرا بلند کرد و بر زمین کوبید. نمی دانم چی بود؟ اولش گرم بودم و متوجه نشدم که زخمی شده ام. یک لحظه فکر کردم که اتفاقی برای سایر رزمندگان افتاده است و با خود گفتم: «خدایا دیدی که بچه های مردم را به کشتن دادم.» مقداری که گرد و خاک که خوابید، می شنیدم که یکی از رزمندگان صدا می زند که بچه ها بیاید ابوالفضل شاه حسینی شهید شده است. با شنیدن چنین صدایی دستم را گرفتم بالا و فهمید که زخمی شده ام. مرا به بیمارستان صحرایی و سپس به بیمارستان اهواز منتقل کردند.

,

چند روزی در بیمارستان اهواز بودم و شدت عفونت زخمهایم زیاد بود و مکرر از هوش می رفتم. چراکه به شکل بسیار سختی از ناحیه های کتف راست، فک سمت راست صورت، سرم، پای چپ و راستم، دست راست زخمی شده بودم. بنابر نظر پزشکان و افزایش عفونت در دست راستم، دست راستم را قطع کردند.

,

 

,

, ,

, ,

جانبازی که تا لحظه شهادت به فکر محرومین بود

, جانبازی که تا لحظه شهادت به فکر محرومین بود, جانبازی که تا لحظه شهادت به فکر محرومین بود,

وی در اوایل انقلاب اسلامی و با صدور فرمان تشکیل جهاد سازندگی توسط امام خمینی(ره) به این نهاد مقدس رفت و یکی از دلایل ورود به جهاد سازندگی را کمک به محرومین و فقرای زیاد موجود در روستاها معرفی می کرد.

,

به دلیل داشتن تخصص در حرفه لوله کشی، نقش به سزایی در لوله کشی آب شرب به بسیاری از روستاهای تفرش و خدمت رسانی به آنها داشت که آثار آن خدمات ارزنده در بسیاری از روستاها قابل مشاهده است.

,

شهید شاه حسینی از ضابطین فعال امر به معروف نهی از منکر بسیج بود و به نوعی ایشان را یکی از احیاکنندگان این فریضه در شهرستان تفرش می دانند که با وجود نقص جسمانی، همواره در گشتهای امر به معروف و نهی از منکر حضور فعال داشت.

,

از دیگر فعالیتهای این جانباز شهید می توان به شرکت فعال و موثر در بهمن ماه سال ۵۷ در تصرف پادگانهای نظامی حکومت پهلوی خصوصا پادگان«جی»،نقش اصلی در بیرون راندن منافقین از شهرستان تفرش و برچیدن ارتش خلقی و....، کمک رسانی به سالخوردگان و رزمندگان در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی، نقش موثر در جذب و سازماندهی و آموزش نیروی مقاومت بسیج اشاره کرد.

,

, ,

انتهای پیام/

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه