ویترین هایی فقط برای بی حیایی

ویترین هایی فقط برای بی حیایی
دشمن در جنگ نرم قدم اول را محکم برداشته و با ترویج بی بندو باری به عنوان یکی از ابزارهای ناتوی فرهنگی در برابر تدین به اسلام در حال مبارزه است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا، به نقل از اقتدارملارد؛ در خیابان شهر وقتی از کنار مراکز خرید و  پاساژها رد میشوی حتی اگر قصد خرید هم نداشته باشی ناحود آگاه چشمانت ویترین های را دنبال می کند که به هر طریقی سعی در جذب مشتری دارند و با ویترین های بعضا رنگ و لعاب دار فقط سعی در فروش بیشتر دارند.

, شبکه اطلاع رسانی دانا, اقتدارملارد,

Vitrin

, Vitrin, Vitrin,

لباس های زنانه یکی از  سناریوهای  جنگ نرم در مبحث جاذبه جنسی است که سعی در کسب مشتری به هر نحوی دارد و فروش است که ارجحیت دارد بر فرهنگ و سنن حاکم بر جامعه و تهییج جامعه به مصرف گرای و در پی آن مدگرایی، تاسف بارتر زمانی است که لباس های زیر زنانه که چند صباحی قبل در کوچه پس کوچه های شهر با پرده های آویزان بدون اینکه در معرض دید عموم قرار گیرد با فروشنده ای خانم و حتما مسن اکنون بدون هیچ پوششی و بعضا توسط آقایان به فروش می رسد.

,

در این میان ضعف برخورد مسئولین با چنین رویکرد های سبب ترویج شده و روز به روز شاهد ترویج بی فرهنگ واره های غربی هستیم، عادی سازی این قبیل اقدامات در جامعه و قبح زدایی  از این چنین مواردی تاثیر مستقیم بر افکار جامعه داشته و به اپیدمی تبدیل می شود و  این امر به شدت از دید فرهنگ اصیل ایرانی و اسلامی ما مذموم است.

,

در این میان نباید نادیده انگاشت اقدامات مثبت نیروهای انتظامی در برخورد با هنجارشکنان در این عرصه را که آرامش را از این چنین کسبه ای سلب می کنند و با تذکرات به موقع خود زمینه ترویج آن را کاهش می دهند، شاید اگر نظارت پیگیرانه  بر مبنای شرع و دین که می تواند بعضا با تذکر لسانی به دور از اهانت توسط همه مردم تبدیل به امری فراگیر شود و تنها با خرید نکردن از این مراکز نارضایتی خود را اعلام کنند این قبیل افراد تلنگری خورده و در صدد اصلاح کسب خود برآیند.

,

مناسب است در این جا به داستان زنی اشاره کنیم که عفت را به اوج خود رسانده وسعادت ابدی را برای خود خریدای کرد.

,

زنی که لباسش مسجد شد

,

ابن بطوطه در (رحله ) آورده است که یکی از خلفای بنی عباس برای جمع آوری مالیات بر مردم بلخ سخت می گرفت وبر آنها غضب می نمود  ومردم به دلیل فقر مالی توانایی پرداخت مالیات را نداشتند، وی فردی را به عنوان فرماندار بلخ منصوب نمود و او را مامور جمع آوری مالیات کرد فرماندار از خود اراده ای نداشت و وقتی به بلخ رسید فرمانی صادر کرد که من از طرف خلیفه  آمده ام هر کس مالیات خود را نپردازد به عقوبت دچار می شود  اعلام این خبر در میان مردم سر و صدا بر پا کرد وشهر دچار آشوب شد ، مردم شهر پس از مشورت باهم تصمیم گرفتند که سراغ همسر فرماندار بروند تا شاید گشایشی شود.

,

عده ی زیادی از زنان وبچه ها با حال آشفته به نزد همسر فرماندار رفتند واظهار ناراحتی کردند و حوایج خود را بیان نمودند و وضع رقت بار بچه های کوچک وزن های بی سرپرست تاثیر بسزایی در روحیه آن زن با ایمان ایجاد کرد.

,

زن با ایمان با دیدن این منظره پیراهن مرصع به جواهرات که ارزش زیادی داشت ، و برای بعضی از مجالس عروسی تهیه شده بود به شوهر خود داد وبه جای مالیات مردم بلخ به نزد خلیفه فرستاد .

,

فرماندار پیراهن همسر خود را به نزد خلیفه برد، وخلیفه با اطلاع از این جریان مالیات را بر مردم شهر بلخ بخشید ودستورداد برای همیشه از مردم بلخ مالیات نگیرند و پیراهن را به آن زن بر گردانند .

,

فرماندار پیراهن را به بلخ بر گرداند و گفت: خلیفه به همت شما احترام گذاشت وبرای همیشه از مالیات مردم بلخ گذشت کرد. همسر فرماندار بلخ پرسید :آیا خلیفه  به این پیراهن نگاه کردیا نه ؟ فرماندار جواب داد: بلی.

,

زن گفت: پیراهنی که نظر نامحرم برآن افتاده باشد را نمی پوشم . آن را بفروشید تا در بلخ مسجدی بنا کنند، مسجد کنونی بلخ از فروش همان پیراهن است . آری این گونه زنان عفیفه و پاکدامن در طول تاریخ کم نیستند.

,

 رساله حقوق امام سجاد شرح نراقی

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه