چرا برخی از سربازان داعش اروپایی هستند؟

چرا برخی از سربازان داعش اروپایی هستند؟
عضویت این سربازان در داعش کمک می‌کند تا کشورهای اروپایی ‌بتوانند اینگونه رفتارهای نابهنجار را از خود دور کنند...
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از مُکریان؛ همانگونه که شاهد هستیم برخی از سربازانی که تحت لوای دولت اسلامی عراق و شام (داعش) دست به اعمال تروریستی می‌زنند اروپایی هستند و همین مساله ذهن تحلیل‌گران بسیاری را به خود مشغول داشته است. به نظر می‌رسد برای پاسخگویی به این پرسش بتوان از انسان‌شناسی فلسفی کمک گرفت. بدین شرح که افلاطون معتقد است وجود هر انسانی شامل سه بعد شهوت( به معنای بعد مادیگرای آدمی که در عصر مدرن اقتصاد نماینده آن است)، عقل( قوه حسابگری) و تیموس(روح) است. تیموس اشاره به آن بعدی از انسان دارد که احساساتی نظیر غرور، خجالت، ترس، خشم، میل به ارزشمند در نظر گرفته شدن از طرف دیگران و ... را شامل می‌شود. بنابراین اگر بخواهیم تفسیر موسعی از انسان‌شناسی افلاطونی داشته باشیم می‌توانیم بگوییم که میل به خشونت بخشی از ذات انسان‌هاست. اما آنچه که در اروپای جدید رخ داد این بود که در این جوامع با تاکید بر عقلانیت و تعریف اقتصادی از انسان، آن بعد خشونت‌طلب افراد به عنوان رفتارهای نابهنجار مورد سرکوب قرار گرفت و همچنین نهادها و قوانینی برای تعقیب و مجازات کسانی که تمایل به خشونت و انجام رفتارهای نابهنجار داشتند ایجاد شد. در نتیجه پس از طی یک دورة زمانی، برخی اروپاییان خسته از عقلانیت و صلح و آرامش، در جست‌وجوی جایی بودند تا بتوانند فارغ از هرگونه قانونی، آزادانه و بدون ترس از مجازات بعد خشونت‌طلب خود را به نمایش بگذارند. در چنین شرایطی دو کشور سوریه و عراق که در آتش جنگ داخلی و بی‌سامانی مدنی گرفتار بودند، مکان‌هایی ایده‌ال برای این دسته از افراد به شمار می‌رفت. زیرا در اینجا می‌توانستند با عضویت در گروه تروریستی- تکفیری داعش به بدترین شکل انسان بکشند، غارت کنند و به زنان و دختران تجاوز نمایند، بدون اینکه در قبال اعمال خود مورد بازخواست و محاکمه قرار گیرند. بنابراین برخلاف تفسیر رایج، برای این دسته از افراد این نه اروپا و غرب بلکه سوریه و عراق است که دنیایی سرشار از آزادی و وضع طبیعی است.
  همچنین عضویت این سربازان در داعش کمک می‌کند تا کشورهای اروپایی ‌بتوانند اینگونه رفتارهای نابهنجار را از خود دور کنند. همانگونه که فرانسیس فوکویاما در کتاب پایان تاریخ، با تقسیم‌بندی جهان به دو بخش جهان پساتاریخی، که شامل معدود کشورهای لیبرال دمکراسی است و مشخصه آن صلح، آرامش، فراوانی و احترام انسان‌ها به همدیگر است و جهان گستردة تاریخی که مشخصه آن کمیابی، خشونت و نزاع است اظهار می‌دارد، وجود جهان تاریخی برای جهان پساتاریخی ضرورت دارد، زیرا فراهم کنندة فضایی است که از طریق آن کشورهای لیبرال دمکراسی می‌توانند تمایلات خشونت‌طلبانه ساکنان خود را به آن جهان انتقال دهند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, مُکریان,
,

نجف شیخ سرایی (دکتری جامعه شناسی سیاسی)

,

انتهای پیام/ ی

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه