تغییرات ساختاری در تربیت دینی فراگیران در نظام آموزش و پرورش/ حرکت به سوی کاهش تمرکز و رسمیت در برنامه های درسی و آموزشی
در سالیان اخیر چالش اساسی میان پژوهشگران عرصه تربیت دینی و اخلاقی آن بوده است که باز هم به اصلاحات محتوایی و روشی برنامه درسی نظیر تغییر کتاب ها یا نوآوری در روشهای تدریس ادامه دهیم یا به فکر تحولات بنیادین در ساختار نظام در جهت شکستن رسمیت و تمرکز برآییم.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج فرهنگیان - محمود سعیدی * حسن اسلامیان** : در سالیان اخیر صاحب نظران متعددی با توجه به تلاش های متعدد انجام شده در حوزه تربیت دینی در درون نظام آموزش و پرورش از یک سو و عدم توفیق های مکرر این نظام، در تربیت دانش آموزان- در حد انتظار– به این باور رسیده اند که نقطه ضعف اصلی در محتوای ارایه شده و حتی روش های تدریس نیست و نمی توان با تغییر این گونه امور، امید چندانی به نیل به اهداف تربیت دینی داشت، بلکه با توجه به پیشینه نظام های رسمی آموزشی و بافت سیاسی،اجتماعی و انگیزشی این نظام ها، مشکل را باید در ماهیت ساختار نظام رسمی جستجو کرد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,بر اساس متون برنامه ریزی، در کلی ترین تقسیم بندی، آموزش و پرورش به3 نوع آموزش" رسمی "،" نیمه رسمی " و "غیر رسمی " تقسیم شده است: آموزش رسمی یا مدرسه ای شامل آن قسمت از نظام آموزشی است که از کودکستان شروع شده و تا آموزش عالی ادامه می یابد، این نوع آموزش سازمان یافته است و دارای ساختاری مشخص می باشد. آموزش رسمی فرایندی است که طی آن، هم آموزش دهنده وهم آموزش گیرنده نسبت به فرایند آموزش آگاه هستند.
,آموزش نیمه رسمی به هر نوع فعالیت آموزش و کاراموزی اطلاق می شود که در خارج از نظام آموزشی تحقق می پذیرد، مانند دوره های آموزشی کوتاه مدت در زمینه های عقیدتی، سواد آموزی، مهارت های حرفه ای و فنی و غیره.
,آموزش غیررسمی به کلیه آموزش های رسانه ای و اجتماعی خانوادگی که بدون اتخاذ ساختار و مدرک تحصیلی و گواهی نامه انجام می شود،اطلاق می گردد.
,علی رغم دیدگاه برخی صاحب نظران، مبنی بر اینکه تعلیم و تربیت نیاز به یک گروه مشخص و بسته دارد، از این رو تمام تلاش ها باید متوجه این گروه ها باشد و تا آنجایی که جوانان در آن زندگی و رشد می کنند به طور مساعدی تحت تاثیر قرار گیرد؛ در نظام جمهوری اسلامی ایران به دلیل ضرورت پوشش هماهنگ همه مخاطبان و برخی دلایل دیگر، برای تربیت دینی شیوه کلی آموزش و پرورش رسمی از میان سه رویکرد فوق به عنوان رویکرد اصلی اتخاذ شد.
,اما بررسی کارنامه عملکرد نظام آموزش و پرورش ایران در سال های پس از انقلاب اسلامی،که جدیت و همت قابل ملاحظهای برای توجه به این ساحت از تربیت در آن مشاهده میشود،حکایت از عدم توفیق نسبی در دستیابی به اهداف طرح شده برای این ساحت از تربیت را نشان میدهد.
,در نظام آموزش و پرورش رسمی میتوان رسمیت و تمرکز را به عنوان دو معضل اساسی و ساختاری بر سر راه تربیت دینی و اخلاقی قلمداد کرد.
,بررسی دیدگاه اندیشمندان حوزه تعلیم و تربیت در خصوص رسمیت نظام آموزش و پرورش هم حکایت از این مهم دارد که رسمیت را مانعی بر سر راه تربیت دینی می دانند.
,تمرکز به عنوان دومین معضل نظام آموزش و پرورش که منجر به چالش در دستیابی این نظام به هدف های تربیت دینی و اخلاقی آن میشود، مورد توجه و انتقاد صاحب نظران زیادی قرار گرفته است.از تمرکز و عدم تمرکز در برنامهریزی درسی تعابیر مختلفی شده است.در اینجا منظور از تمرکز ارائه محتوای یکسان برای تمام دانشآموزان در تربیت دینی و اخلاقی است.به عنوان مثال، کتاب درسی دینی و کتاب درسی قرآن، در سراسر کشور برای تمام دانشآموزان ایرانی به صورت واحد و مشابه میباشد.
,صاحب نظران تربیت اسلامی نیز به طور مستقیم و غیرمستقیم به آموزشهای دینی گروهی (به صورت در کنار هم قرار دادن افراد ناهمسو) و تحت پوشش قرار دادن مخاطبان تربیت دینی و اخلاقی با محتوا و روش یکسان انتقاد میکنند و براساس بینشی که عمدتاً مستند به روایات میباشد و نیز به اتکای تجارب فردی و تجارب پژوهشی، به شدت بر فردی شدن آموزش و حتی انتخاب آیات و روایات براساس ظرفیتهای مختلف افراد گوناگون تأکید می کنند.
,واقعا چگونه میتوان با محتوای واحد درسی به این مهم دست یافت؟ متأسفانه فرایند تربیت دینی و اخلاقی موجود به شدت از آن چه صاحبنظران این حیطه تأکید ورزیدهاند، فاصله دارد. واقعیت آن است که آموزشهای دینی و اخلاقی در نظام اموزش و پرورش کشورمان نه تنها جنبه فردی ندارد، بلکه از توجه به خرده فرهنگهای کشور نیز غفلت ورزیده است.
,با توجه به مطالب ذکر شده،می توان نتیجه گرفت:
,در طول سه دهه گذشته آرمان تربیت دینی و اخلاقی از اصلی ترین آرمان های کشور بوده است و در جمهوری اسلامی ایران رویکرد استفاده از نظام آموزش و پرورش رسمی، به عنوان رویکرد اصلی و عمده پذیرفته شده است.
,نظام آموزش و پرورش رسمی در تربیت دینی و اخلاقی چندان موفق نبوده است.
,عمده ترین موانع تحقق اهداف تربیت دینی و اخلاقی در نظام آموزش پرورش رسمی ،رسمیت و تمرکز بوده است.
,به احتمال زیاد حداقل در کوتاه مدت- یا حتی میان مدت- نمی توان با رویکردهای غیر رسمی، امیدوار به پوشش خیل عظیم نوجوانان کشور برای تربیت دینی بود، بنابراین – تقریبا"- تکیه به نظام آموزش و پرورش رسمی به عنوان اصلی ترین رویکرد، اجتناب ناپذیر است.
,اگر چهار نتیجه فوق الذکر پذیرفته شود، به ناچار باید باید به اصلاح اساسی نظام آموزش و پرورش یعنی رسمیت زدایی و تمرکز زدایی- در حد امکان- بپردازیم.
,توضیح بیشتر آن که در طول سالیان بعد از انقلاب تلاش های زیادی در جهت اصلاح محتوای کتاب های دینی دوره متوسطه- و نیز سایر دوره ها یا تغییرات اصلاحی روبنایی دیگر در امور تربیتی – بسط و قبض ماموریت ها و شرح وظایف – انجام شده است ولی تحقیقات نشان می دهد که اثری عائد نشده است. در سالیان اخیر چالش اساسی میان پژوهشگران عرصه تربیت دینی و اخلاقی آن بوده است که باز هم به اصلاحات محتوایی و روشی برنامه درسی نظیر تغییر کتاب ها یا نوآوری در روش های تدریس ادامه دهیم یا به فکر تحولات بنیادین در ساختار نظام در جهت شکستن رسمیت و تمرکز برآییم.
, توضیح بیشتر آن که در طول سالیان بعد از انقلاب تلاش های زیادی در جهت اصلاح محتوای کتاب های دینی دوره متوسطه- و نیز سایر دوره ها یا تغییرات اصلاحی روبنایی دیگر در امور تربیتی – بسط و قبض ماموریت ها و شرح وظایف – انجام شده است ولی تحقیقات نشان می دهد که اثری عائد نشده است. در سالیان اخیر چالش اساسی میان پژوهشگران عرصه تربیت دینی و اخلاقی آن بوده است که باز هم به اصلاحات محتوایی و روشی برنامه درسی نظیر تغییر کتاب ها یا نوآوری در روش های تدریس ادامه دهیم یا به فکر تحولات بنیادین در ساختار نظام در جهت شکستن رسمیت و تمرکز برآییم.,موضع نویسندگان این یادداشت با توجه به آنچه گفته شد کاملا"روشن است، اما باید ابتدا بستری را برای زمینه سازی چنین تغییری در اندیشه های مسئولان، برنامه ریزان نظام آموزش و پرورش و همچنین دبیران درس دین و زندگی وجود، فراهم نمود. با این وجود؛ به نظر می رسد در راستای تحقق رسالت ها و آرمان های اساسی مقوله خطیر تربیت دینی، باید تغییرات بنیادین و ساختاری،یا به تعبیری ساختار شکنانه، در آموزش منتهی به تربیت دینی، ایجاد نمود و آن هم همانگونه که در این نوشتار اشاره کردیم، حرکت به سمت کاهش تمرکز و رسمیت در برنامه های درسی و آموزشی تربیت دینی است.
, موضع نویسندگان این یادداشت با توجه به آنچه گفته شد کاملا"روشن است، اما باید ابتدا بستری را برای زمینه سازی چنین تغییری در اندیشه های مسئولان، برنامه ریزان نظام آموزش و پرورش و همچنین دبیران درس دین و زندگی وجود، فراهم نمود. با این وجود؛ به نظر می رسد در راستای تحقق رسالت ها و آرمان های اساسی مقوله خطیر تربیت دینی، باید تغییرات بنیادین و ساختاری،یا به تعبیری ساختار شکنانه، در آموزش منتهی به تربیت دینی، ایجاد نمود و آن هم همانگونه که در این نوشتار اشاره کردیم، حرکت به سمت کاهش تمرکز و رسمیت در برنامه های درسی و آموزشی تربیت دینی است.,,
* محمود سعیدی رضوانی استاد دانشگاه فردوسی مشهد؛ دکتری علوم تربیتی و مدرس دانشگاه
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه