گزارشی از آخرین وضعیت جانباز صد در صد ؛

۱۸ سال زندگی با «نور خدا»/ پرستاری از شهید زنده با عنایت امام رضا(ع)

۱۸ سال زندگی با «نور خدا»/ پرستاری از شهید زنده با عنایت امام رضا(ع)
قلم از نوشتن و زبان از گفتن جانبازی و ایثارگری دلیر مردانی که در راه خدا و دفاع از حق علیه باطل ایستادگی کردند قاصر است، بزرگ‌مردانی که تا آخرین قطره خون پای حق و دفاع از میهن خویش ایستادند.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از صبح توس، قلم از نوشتن و زبان از گفتن جانبازی و ایثارگری دلیر مردانی که در راه خدا و دفاع از حق علیه باطل ایستادگی کردند قاصر است، بزرگ‌مردانی که تا آخرین قطره خون پای حق و دفاع از میهن خویش ایستادند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, صبح توس,

, , ,

به مناسبت سالروز جراحت تنها شهید زنده ایران، جانباز 100 درصد، سید نورخدا موسوی، مصاحبه‌ای با کبری حافظی، همسر این شهید بزرگوار ترتیب دادیم که شرح آن را در زیر می‌خوانید.

,

صبح توس: یک خاطره جالب از سید نور خدا برایمان تعریف کنید.

,

حافظی می‌گوید: حدود 18 سالی است که با سید نورخدا در زیر یک سقف زندگی می‌کنم و ثانیه ثانیه این زندگی ایشان آن‌قدر به من محبت کرده‌اند که تمام این ثانیه‌ها برایم خاطره است. حتی خاطراتی که شاید به نظر تلخ بیایند اما آن‌ها نیز برایم شیرین هستند.

,

وی ادامه می‌دهد: می‌خواهم برایتان یکی از شیرین‌ترین خاطرات زندگی‌ام را با آقا سید تعریف کنم، خاطره‌ای که هر موقع یادم می‌افتد خنده بر لبانم می‌آید. پیش‌ازاین دختر و پسرها زمانی که به عقد هم درمی‌آمدند مثل الآن خانواده‌ها اجازه نمی‌دادند تا باهم زیاد رفت‌وآمد داشته باشند و حتی تا زمانی که مراسم ازدواج را نمی‌گرفتند و زن رسماً به خانه شوهرش نمی‌رفت اجازه نداشت حتی به خانه همسرش برود.

,

حافظی با ذوقی در صدایش برایم تعریف می‌کرد: پس از 75 روز که به عقد آقا سید نور خدا درآمده بودم بالاخره یک روز که ایشان از مأموریت به خرم‌آباد بازگشته بودند باهم قرار گذاشتیم تا همدیگر را ببینیم. من معلم هستم و روزی که زنگ آخر برنامه کلاسی‌ام ورزش بود از همکارم درخواست کردم که به‌جای من کلاسم را مدیریت کند تا شاید بتوانم برای یک ساعت هم شده آقا سید نورخدا را ببینم.

,

همسر شهید زنده سید موسی می‌گفت: بالاخره موفق شدم پس از 75 روز ایشان را ملاقات کنم اما در ابتدای ملاقات اصلاً نشناختمشان. ایشان پیشنهاد داد برویم سینما و فیلم «دختری با کفش‌های کتانی» را ببینم. اما به دلیل آنکه من می‌بایست در زمان مشخصی در خانه حضور پیدا می‌کردم تنها توانستیم بخش ابتدایی فیلم را نگاه کنیم و از جای سینما تا خانه را باهم دویدم تا به‌موقع به خانه برسم.

,

این همسر فداکار صدایش تغییر کرد و انگار دوباره یاد عزیزش افتاد که دیگر مثل گذشته‌ها نمی‌تواند پابه‌پایش بدود و ادامه می‌دهد: از آن سال تاکنون چندین بار تلویزیون این فیلم را پخش کرده اما دقیقاً به همان‌جایی که در آن سال سینما را ترک کردیم می‌رسد، انگار فیلم نیز برایم تمام می‌شود و کاری پیش می‌آید که نمی‌توانم فیلم را تا انتها ببینم.

,

, , ,

صبح توس: در این 8 سال تاکنون شده که از پرستاری ایشان خسته شوید؟

,

همسر شهید زنده سید موسی با قاطعیت و بدون حتی یک‌لحظه تردید جواب داد: مگر می‌شود آدم از عبادت خدا خسته شود؟! مگر آدم می‌تواند بگوید الآن خسته‌ام و امر واجب همچون نماز را بجای نمی‌آورم؟ مگر آدم از انجام واجبات خسته می‌شود؟!

,

او می‌گوید: پرستاری از آقا سید را برای خودم واجب کردم زیرا این کار وسیله‌ای است برای وصل شدنم به آسمان و خدا. شاید ایشان با من نتوانند صحبت کنند اما من همیشه به او می‌گویم این حال خوب و عارفانه را از من نگیر و فقط در کنارم بمان زیرا تو همان قبله‌ای هستی که راه رسیدن به خدا را به من نشان می‌دهی.

,

این همسر فداکار آهی از ته دل کشید و گفت: با دیدن آقا سید در تخت خواب درس معاد را آموختم زیرا زندگی ایشان این را به من درس داد. خدا نکند که خسته بشوم.

,

, , ,

صبح توس: حمایت مسئولان و دستگاه‌های متولی رسیدگی به امور شهدا و جانبازان چگونه بوده؟

,

حافظی یادآوری می‌کند: از همان روز اول که آقا سید مجروح شد تاکنون هیچ کم و کاستی نداشته‌ایم و اگر حمایت مادی و معنوی مردم و مسئولان نبود من به‌تنهایی قادر به نگهداری ایشان نبودم. تمام مسئولان کشور از مقام معظم رهبری(مدظله)، ریاست جمهوری، وزرا، بنیاد شهید، فرمانده‌های نظامی تا مردم عادی، همه و همه به‌نوعی با ما همدردی کرده‌اند.

,

او ناگهان صدایش را کمی بلند می‌کند و می‌گوید: ما خانواده‌های شهدا و جانبازان با خدای خود معامله کرده‌ایم. مگر ما جوانان و عزیزان خود را برای پول فرستاده‌ایم که اکنون انتظار داشته باشیم در رفاه کامل زندگی کنیم؟ ما مزد اصلی را از کس دیگری می‌گیریم که آن مزد بالاترین اجر است.

,

, , ,

صبح توس: از دیدارهایتان با مقام معظم رهبری برایمان بگوید.

,

همسر این شهید بزرگوار تعریف می‌کرد: خدا را شاکرم که توانسته‌ام تاکنون 3 بار به دیدار مقام معظم رهبری(مدظله) بروم و دخترم زهرا نیز 2 بار این توفیق شامل حالش شده است.

,

او ادامه می‌دهد: دریکی از دیدارهای خصوصی که با ایشان داشتیم، زمانی که حضرت آقا رو به من کردند و فرمودند «کاری که شما می‌کنید کار بزرگی است»، انگار تمام خستگی‌های و مشکلاتی که از اول زندگی‌ام داشتم، تمام شد و انگار به ناگهان تمام آن خستگی‌ها از وجودم رفت و روحیه و جانی دوباره گرفتم.

,

, , ,

صبح توس: شنیده‌ام 17 اسفندماه برای خرم‌آبادی‌ها و اهالی غیور لرستان یک روز خاص است.

,

حافظی می‌گوید: شاید این روز در تقویم به نام سید نور خدا نوشته‌نشده باشد اما همه‌ساله با نزدیک شدن به این روز تمام مردم و مسئولان خرم‌آباد گروه‌گروه به دیدار این شهید زنده می‌آیند و با ما ابراز هم دردی می‌کنند؛ حتی کاروان‌های راهیان نوری که از خرم‌آباد می‌گذرند برای ابراز همدردی و دیدار با ایشان به منزل ما می‌آیند که واقعاً حضور آن‌ها موجب دلگرمی ما است.

,

, , ,

صبح توس: ظاهراً پس از مجروحیت این جانباز 100 درصد دکترها امید چندانی به زنده ماندن ایشان نداشتند، چه شد که برخلاف نظر پزشکان این فرشته در این ماندگار شد؟

,

در یک‌لحظه بغض صدای همسر این شهید زنده در خود فروبرد و گفت: امام رضا(ع)

,

او برایم از آن روز تعریف کرد: 23 فروردین 88 بود، درست حدود یک ماهی از مجروحیت آقا سید می‌گذشت که دکترها گفتند دیگر امیدی نیست زیرابه دلیل آسیبی که گلوله به مغز ایشان وارد کرده احتمال مننژیت وجود دارد و باید دستگاه‌ها را از ایشان جدا کنیم.

,

همسر این شهید بزرگوار می‌گفت: در آن لحظه از شدت ناراحتی از بیمارستان بیرون آمدم و یک‌راست به ایستگاه راه‌آهن مراجعه کردم و با اولین قطار به سمت مشهد حرکت کردم. نمی‌دانم دقیقه چگونه خودم را به حرم رساندم ولی ناگهان خود را مقابل پنجره فولاد امام رضا(ع) یافتم.

,

حافظی ادامه می‌دهد: بادلی شکسته از امام رضا(ع) خواستم راهی جلوی پایم بگذارد و آقا سید نور خدا را برایم حفظ کند، که به ناگهان مادری را در کنار خودم دیدم که ظاهراً حالش از من بدتر بود و همانند ابر بهار می‌گرید. زمانی که دلیل گریه‌هایش را جویا شدم با دست به فرزند خود در کنار پنجره فولاد اشاره کرد و گفت آمده‌ام شفای فرزندم که در کما است را بگیرم.

,

او تعریف می‌کرد: آن مادر، از جوانش را باوجوداینکه حدود دو سال در کما بود همانند یک فرشته پرستاری می‌کرد و به من گفت هیچ‌گاه از رحمت خدا ناامید نشده‌ام و امیدوارم روزی بتوانم شفایش را از امام رضا(ع) بگیرم. ناگهان حالم عوض شد گویی امام رضا(ع) راه را به من نشان داد و از آن زمان تصمیم گرفتم تا از ایشان در خانه پرستاری کنم.

,

از تولد تا جراحت:

,

اول اردیبهشت 1349 پسری در خرم آباد چشم بر جهان گشود که بعدها به افتخار شهر و دیارش تبدیل شد، فردی که لغب اولین شهید زنده ایران را به خود اختصاص داد، سردار سرتیپ دوم شهید زنده سید نورخدا موسوی را می گویم، بزرگ مردی که برای دفاع از ناموس و وطنش از هیچ چیزی دریغ نکرد.

,

, , ,

سید نور خدا موسوی در تاریخ 17 اسفند 1387 برای مقابله با گروهک تروریستی عبدالمالک ریگی ملعون معروف به جند الشیطان عازم به منطقه لار شد. مدتی از شروع عملیات نگذشته بود که گلوله ی به پیشانی وی برخورد کرد و او را به زمین انداخت. همرزمان نورخدا پیکر نیمه جانش را به سختی فراوان به بیمارستان زاهدان رساندند بعد از عمل ایشان بهبود چندانی در وضعیتش حاصل نشد و ایشان با درجه ی جانبازی 100 درصد هم اکنون زندگی نباتی دارد و از این شهید زنده دو یادگار بنام سیده زهرا 1۵ ساله و سید محمد۱۳ ساله به جامانده که هشت سال است در کنار مادر از این مرد آسمانی پرستاری می کنند.

,

این روزها خانه‌اش میعادگاه عاشقان و عارفان از جای‌جای ایران اسلامی است و کمتر روزی اتفاق می‌افتد که زائری نداشته باشد، تکلیف چگونه عاشق زیستن را برای همه میهمانان خانه‌اش مشق می‌کند.

 مقامات دولتی و نظامی بسیار و همچنین قشرهای مختلف مردم نیز تاکنون با وی ملاقات نموده‌اند.

سید حسن قاضی‌زاده هاشمی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی پس از ملاقات وی در قسمتی از یادداشتی می‌نویسد: «... فراموش نکنیم امنیت وجب به وجب خاک این سرزمین را مرهون جان‌فشانی‌های امثال نور خداها هستیم. در تمام لحظاتی که خدمتش بودم، درونم می‌گفت؛ «نور خدا» اینجاست.».

علی ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز پس از دیدار با وی در ۹۵/۴/۳۱ می‌نویسد: «... او در راه امنیت جامعه و زندگی بهتر برای دیگران، شیرین‌ترین موهبت الهی همانا جان خود را در طبق اخلاص گذاشت…»

سرتیپ حسین اشتری، فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران نیز در دیداری که با نور خدا موسوی و خانواده‌اش داشت با تقدیر و تشکر از همسر و دو فرزند وی گفت: «... فرمانده من جانباز سید نورخدا موسوی است…»

 

 

انتهای پیام/

,

این روزها خانه‌اش میعادگاه عاشقان و عارفان از جای‌جای ایران اسلامی است و کمتر روزی اتفاق می‌افتد که زائری نداشته باشد، تکلیف چگونه عاشق زیستن را برای همه میهمانان خانه‌اش مشق می‌کند.

 مقامات دولتی و نظامی بسیار و همچنین قشرهای مختلف مردم نیز تاکنون با وی ملاقات نموده‌اند.

سید حسن قاضی‌زاده هاشمی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی پس از ملاقات وی در قسمتی از یادداشتی می‌نویسد: «... فراموش نکنیم امنیت وجب به وجب خاک این سرزمین را مرهون جان‌فشانی‌های امثال نور خداها هستیم. در تمام لحظاتی که خدمتش بودم، درونم می‌گفت؛ «نور خدا» اینجاست.».

علی ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز پس از دیدار با وی در ۹۵/۴/۳۱ می‌نویسد: «... او در راه امنیت جامعه و زندگی بهتر برای دیگران، شیرین‌ترین موهبت الهی همانا جان خود را در طبق اخلاص گذاشت…»

سرتیپ حسین اشتری، فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران نیز در دیداری که با نور خدا موسوی و خانواده‌اش داشت با تقدیر و تشکر از همسر و دو فرزند وی گفت: «... فرمانده من جانباز سید نورخدا موسوی است…»

 

 

انتهای پیام/

,

این روزها خانه‌اش میعادگاه عاشقان و عارفان از جای‌جای ایران اسلامی است و کمتر روزی اتفاق می‌افتد که زائری نداشته باشد، تکلیف چگونه عاشق زیستن را برای همه میهمانان خانه‌اش مشق می‌کند.

 مقامات دولتی و نظامی بسیار و همچنین قشرهای مختلف مردم نیز تاکنون با وی ملاقات نموده‌اند.

سید حسن قاضی‌زاده هاشمی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی پس از ملاقات وی در قسمتی از یادداشتی می‌نویسد: «... فراموش نکنیم امنیت وجب به وجب خاک این سرزمین را مرهون جان‌فشانی‌های امثال نور خداها هستیم. در تمام لحظاتی که خدمتش بودم، درونم می‌گفت؛ «نور خدا» اینجاست.».

علی ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز پس از دیدار با وی در ۹۵/۴/۳۱ می‌نویسد: «... او در راه امنیت جامعه و زندگی بهتر برای دیگران، شیرین‌ترین موهبت الهی همانا جان خود را در طبق اخلاص گذاشت…»

سرتیپ حسین اشتری، فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران نیز در دیداری که با نور خدا موسوی و خانواده‌اش داشت با تقدیر و تشکر از همسر و دو فرزند وی گفت: «... فرمانده من جانباز سید نورخدا موسوی است…»

 

 

انتهای پیام/

,

این روزها خانه‌اش میعادگاه عاشقان و عارفان از جای‌جای ایران اسلامی است و کمتر روزی اتفاق می‌افتد که زائری نداشته باشد، تکلیف چگونه عاشق زیستن را برای همه میهمانان خانه‌اش مشق می‌کند.

 مقامات دولتی و نظامی بسیار و همچنین قشرهای مختلف مردم نیز تاکنون با وی ملاقات نموده‌اند.

سید حسن قاضی‌زاده هاشمی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی پس از ملاقات وی در قسمتی از یادداشتی می‌نویسد: «... فراموش نکنیم امنیت وجب به وجب خاک این سرزمین را مرهون جان‌فشانی‌های امثال نور خداها هستیم. در تمام لحظاتی که خدمتش بودم، درونم می‌گفت؛ «نور خدا» اینجاست.».

علی ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز پس از دیدار با وی در ۹۵/۴/۳۱ می‌نویسد: «... او در راه امنیت جامعه و زندگی بهتر برای دیگران، شیرین‌ترین موهبت الهی همانا جان خود را در طبق اخلاص گذاشت…»

سرتیپ حسین اشتری، فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران نیز در دیداری که با نور خدا موسوی و خانواده‌اش داشت با تقدیر و تشکر از همسر و دو فرزند وی گفت: «... فرمانده من جانباز سید نورخدا موسوی است…»

 

 

انتهای پیام/

,

این روزها خانه‌اش میعادگاه عاشقان و عارفان از جای‌جای ایران اسلامی است و کمتر روزی اتفاق می‌افتد که زائری نداشته باشد، تکلیف چگونه عاشق زیستن را برای همه میهمانان خانه‌اش مشق می‌کند.

 مقامات دولتی و نظامی بسیار و همچنین قشرهای مختلف مردم نیز تاکنون با وی ملاقات نموده‌اند.

سید حسن قاضی‌زاده هاشمی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی پس از ملاقات وی در قسمتی از یادداشتی می‌نویسد: «... فراموش نکنیم امنیت وجب به وجب خاک این سرزمین را مرهون جان‌فشانی‌های امثال نور خداها هستیم. در تمام لحظاتی که خدمتش بودم، درونم می‌گفت؛ «نور خدا» اینجاست.».

علی ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز پس از دیدار با وی در ۹۵/۴/۳۱ می‌نویسد: «... او در راه امنیت جامعه و زندگی بهتر برای دیگران، شیرین‌ترین موهبت الهی همانا جان خود را در طبق اخلاص گذاشت…»

سرتیپ حسین اشتری، فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران نیز در دیداری که با نور خدا موسوی و خانواده‌اش داشت با تقدیر و تشکر از همسر و دو فرزند وی گفت: «... فرمانده من جانباز سید نورخدا موسوی است…»

 

 

انتهای پیام/

,

این روزها خانه‌اش میعادگاه عاشقان و عارفان از جای‌جای ایران اسلامی است و کمتر روزی اتفاق می‌افتد که زائری نداشته باشد، تکلیف چگونه عاشق زیستن را برای همه میهمانان خانه‌اش مشق می‌کند.

,

 مقامات دولتی و نظامی بسیار و همچنین قشرهای مختلف مردم نیز تاکنون با وی ملاقات نموده‌اند.

,

, , ,

سید حسن قاضی‌زاده هاشمی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی پس از ملاقات وی در قسمتی از یادداشتی می‌نویسد: «... فراموش نکنیم امنیت وجب به وجب خاک این سرزمین را مرهون جان‌فشانی‌های امثال نور خداها هستیم. در تمام لحظاتی که خدمتش بودم، درونم می‌گفت؛ «نور خدا» اینجاست.».

,

علی ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز پس از دیدار با وی در ۹۵/۴/۳۱ می‌نویسد: «... او در راه امنیت جامعه و زندگی بهتر برای دیگران، شیرین‌ترین موهبت الهی همانا جان خود را در طبق اخلاص گذاشت…»

,

, , ,

سرتیپ حسین اشتری، فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران نیز در دیداری که با نور خدا موسوی و خانواده‌اش داشت با تقدیر و تشکر از همسر و دو فرزند وی گفت: «... فرمانده من جانباز سید نورخدا موسوی است…»

,

 

,

 

,

انتهای پیام/

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه