دلنوشته ای برای مرگ مادر مریوانی؛
الفبای غم ، غصه و فراق در دوری مادر
دیگر نمیتوانم سلامت کنم آنطور که دیدم سینت را از زبان روزگارم گرفتند و لال شدم سرنوشت تو که برای نجات نوزاد معصومی چون من زیر تیغ خیانت به دست آن وجدان سپرده شده بود بی مادری را برای ابد نثارم کرد .[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آفتاب دل، آرزوهایم دربرف مردند آنگاه صدای خشش باران و لالایی آن نوزاد زیر سایه ابرها ساکت و مبهوت شدند آرام آرام قطرات باران روی حنجره آوازهای سرزمین مادریم می چکیدند مریوان با پاییز دیگر مواجه شد هفت سین سهیلا را مثل سکه های ذوب شده بر قلب نوزادی که قصد ندارد مادر خودش را ببیند حک کردند و خواب غفلت آن از خدا بی خبر این بار زهر پول پرستی را در دامان مادری ریخت که با اشعه های خطرناکش نه تنها دنیای مجازی بلکه دنیای انسانیت را به لرزه درآورد .
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آفتاب دل,
مادر جان ...
سلام دیگر نمیتوانم سلامت کنم آنطور که دیدم سینت را از زبان روزگارم گرفتند و لال شدم سرنوشت تو که برای نجات نوزاد معصومی چون من زیر تیغ خیانت به دست آن بی وجدان سپرده شده بود بی مادری را برای ابد نثارم کرد .
,
,
مادر نازنینم ...
همان کسی که مدتی از دستش نالان بودی لام لهجه شیرین مادری را از من گرفت و الفبای غم ، غصه و فراق را به من یاد داد و تنها سم کشنده انتظار و بی مادری را به من تزریق کرد .
,
,
مادرم ..
در طول تاریخ ریخت و پاش پول پرستان و قسم خوردگان دروغین چنان ضربه ای به تقدیر الهی وارد نمودند که این بار در میان آن همه موجود قرعه مرگ بنام تو درآمد و من را تنهای تنها به بیابان نامهربانی ها سپرد .
,
,
مادرم ...
دوست دارم لحظات جان دادنت را که فقط خودم میتوانم تفسیر کنم برای همه بازگو کنم ولی وجدانم اجازه نمیدهد آن دو ساعت را که قلب کوچکم ندا و فریادهای خاموشت را با آنهمه دم و بازدم می شنید شرح دهد زیرا که دل هر انسانی با دیدن وحشتناک ترین تصویری که لحظه جان به جهان آفرین تسلیم کردنت بود آزرده می شود و احتمال مرگ آرزوهایش بیشتر خواهد شد پس ای مادرم اینک اسمم غزال و در کنار کودکانی هستم که مادرانشان هراز چندگاهی آنان را به آغوش می کشند و من از رنج و وحشت دوری تو بسیار آزرده خاطرم .
,
,
ناصح سعدی
,
,
انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه