شهید بهشتی مصداقی از اولی الالباب؛ «جامعیت» راه حل بشر امروز
بحث من درباره «جامعیت» به عنوان راه حلی برای بشر امروز است. ۵ سال پیش جزوه ای به نام «تمدنی برای احمق ها» را نوشتم و آنجا ذکر شد که تخصص برآمده از دنیای امروز چگونه انسان ها را تک بعدی یا به قول مارکوزه تک ساحتی بار می آورد..[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز، شهید آیت الله بهشتی را از دوران حضورم در جامعه اسلامی دانشجویان شناختم. آن زمان در دفاتر بسیج پوسترهای شهیدان خرازی و همت را به دیوار می چسباند و جامعه اسلامی دانشجویان از پوسترهای شهید بهشتی استفاده می کرد و این ها تفاوت های بسیاری با هم دارند. بدون آن که بخواهیم ذره ای از ارزش های شهدای دیگر کم کنیم اما شهید بهشتی الگوی کاملتری است.
, شبکه اطلاع رسانی دانا , صاحب نیوز,بحث من درباره «جامعیت» به عنوان راه حلی برای بشر امروز است. ۵ سال پیش جزوه ای به نام «تمدنی برای احمق ها» را نوشتم و آنجا ذکر شد که تخصص برآمده از دنیای امروز چگونه انسان ها را تک بعدی یا به قول مارکوزه تک ساحتی بار می آورد. خیاطی که در کار خود خبره است وقتی نگاهش به انسانی می افتد، اول متوجه لباس آن انسان می شود و کفاش خبره به همین ترتیب ابتدا متوجه کفش انسان ها می شود. یا پزشکی که در کار خود متخصص است وقتی می گوید «حالتان چطور است؟» احیانا با آن حال و احوال پرسی دوستانه تفاوت دارد و شاید گودی چشم و رنگ و روی ظاهر را در ذهن می آورد. این متخصصی است که در تخصصش غرق شده است و همه چیز را از دریچه تخصص می نگرد.
,هنگامی که ما به یاران اطراف پیامبر اسلام (ص) نگاه می کنیم، تخصص به معنای امروز را نمی بینیم بلکه انسان هایی را می بینیم که جامع بودند. در عین فقیه بودن و مرد عبادت بودن، رزمنده هم بودند؛ در عین حکومت و فرمانداری، کشاورز هم بودند و هر وقت لازم میشد در تجارت هم آزموده بودند. ولی من در دانشکده فنی و مهندسی اشخاصی را دیدم که در عین این که بسیار انسان های محترم و حتی مذهبی هم هستند اما در عین حال به عقیده من تک بعدی بودند. استادی که از دست وزیر برای ساخت یک رادار لوح تقدیر گرفته بود ولی این شخص دست چپ و راستش را از هم تشخیص نمی داد. در نمازجماعت شرکت می کرد و تسبیح هم به دست می گرفت اما تفاوتی هم با یک استاد فنی مهندسی در دانشگاه های غرب نداشت. شاهد افرادی بودم که غرق در مهندسی و تخصص خود شده بودند و کار به کار دیگری نداشتند. نیل پستمن در کتاب «تکنوپولی» توضیح می دهد که تخصص به شکل امروزی چگونه خود متخصص و دیگران را هم احمق می کند. از این بحث که بگذریم سوال مطرح می شود که آیا برای امروز الگویی هم وجود دارد؟
,جواب آری است. ما می گوییم حکیم ابوالقاسم فردوسی، حکیم ابوعلی سینا. چرا ما برای این ها از کلمه «حکیم» استفاده می کنیم. برای این که آن ها انسان هایی جامع بودند. ما در برخورد با آن ها با انسان هایی مواجه می شویم که در علوم و رشته های گوناگون خبره هستند. ابوعلی سینا از یک طرف طبیب است و پزشکی می داند، از سوی دیگر نیز یکی از بزرگترین فلاسفه اسلامی است و در عین حال چند دوره وزیر و مشاور در دستگاه های حکومتی است. آری در دوران نزدیکتر نیز می توان از شهید بهشتی یاد کرد که در این مجال من نمی توانم همه خصوصیات او را ذکر کنم بلکه به دو کلام بسیار تعجب آور بسنده می کنم. امام خمینی (ره) می گویند: «بهشتی یک ملت بود برای ملت ما»
,که از آنجا که امام خمینی یک فقیه و قرآن شناس است ریشه سخنانش را باید در قرآن کشف کرد. قرآن می فرماید: «کان ابراهیم امتا» (نحل-۱۲۰) یعنی ابراهیم یک امت بود. این دو جمله به هم ربط دارد و از اشخاصی سخن می گوید که با یک ملت و با یک امت برابری می کنند.
,آیت الله خامنه ای نیز در کتاب «جفای دوستان ص ۱۰۹» سخن عجیبی دارند، می گویند: «می دانیم که سرنخ تمام مبارزات و نهضتی که امام شروع کرد، بعد از شخص امام آقای بهشتی بود و ساواک می دانست اگر بر او دست بگذارد، خمینی دومی درست می شود».
,این کلام بسیار عجیبی است که شهید بهشتی را بعد از امام خمینی عنوان می کند.
,پس از مرور بر بزرگی شهید بهشتی با این دو جمله از خود می پرسیم که او چگونه به چنین جایگاهی رسیده است؟ اعتقاد من بر آن است که جامعیت بهشتی او را به این جایگاه رسانده است. او دارای ابعاد مختلف بود. عالم جامع منقول و معقول، اندیشمند، آزاده و آزاداندیش، دارای اخلاق، وارسته و مهذب، سرسخت در برابر ناحق، متواضع و تسلیم در برابر حق، حامی مستضعفان، بیقرار در برابر بی عدالتی، فقیه و فیلسوف، صاحب نظری که پیش از انقلاب نیز در محافل جهانی شناخته شده بود. از آثار شهید بهشتی لیستی تهیه کرده ام و در آن جا مشخص می شود که وی در زمینه های مختلف به ارائه نظر پرداخته است.
,در زمینه های اجتماعی به سرفصل های خانواده، وحدت، زن، روحانیت، قوه قضاییه، تنظیم خانواده، نشاط و حتی بازی کودک می پردازد. او از مسائل اقتصادی مانند نفت، مالیات، بیمه، خودکفایی و … صحبت می کند و در تمامی این ها نظر کارشناسی دارد. در زمینه سیاست از رهبری و ولایت فقیه، حکومت دینی، آزادی، تحزب، انتخابات، رئیس جمهوری، سیاست خارجه و روابط بین الملل، دشمن، آمریکا، جنبه های اداری، شورا، تشکیلات، انقلاب اسلامی و مسائل نظامی به ایراد نظر می پردازد.
,او در مورد افراد مختلفی در سطح عالی حرف زده است مانند: امام خمینی، شهید مطهری، شریعتی، بازرگان، مفتح.
,شهید بهشتی هم فلسفه غرب را خوب می داند و هم فلسفه شرق را. زبان انگلیسی، آلمانی و عربی را تسلط دارد و با فرانسه هم آشنا است. هم در زمینه زندگی خانوادگی اسوه است و هم در زمینه مبارزه. در زمینه تشکیلات حرف های فراوانی دراد که باید بیشتر کار بشود.
,شهید بهشتی در جایی می گوید: اگر به من بگویند از فردا رئیس جمهور کل دنیا بشو، آمادگی آن را دارم و برای اداره آن برنامه دارم.
,آقای رفسنجانی می گوید: بهشتی کسی است که اگر فتوا می داد می شد از او تقلید کرد.
,از شهید بهشتی می پرسند شما چرا مرجع تقلید نمی شوید؟ می گوید چون اگر بشوم درگیر امور مقلدانم می شوم و نمی توانم به کارهای دیگر بپبردازم؛ یعنی او خودش را در جایگاه مرجعیت می دانسته است. شهید بهشتی در زمینه فقاهت از چنین جایگاه رفیعی در حوزه علمیه برخوردار بوده است.
,متاسفانه تا به امروز به جنبه اجتهادی و فقهی شهید بهشتی کمتر پرداخته شده است و این جایگاه اجتهادی به جامعیت او بسیار کمک کرده است و امروز هم اگر کسی بخواهد به آن جایگاه جامعیت برسد و از تک ساحتی امروزی فاصله بگیرد باید انسانی جامع الاطراف باشد. باید رمان بخوانیم، سیاست بدانیم، با تاریخ آشنا باشیم، مباحث خانواده را بدانیم و با بحث های مدیریتی هم آشنا باشیم. قرآن در چندین نوبت «اولی الاالباب» را مورد خطاب قرار داده است. اگر لب را همان «خرد» بگیریم خداوند در آن آیات دارد به «خردها» اشاره می کند. شاید این آیه را این گونه بتوان بیان کرد که کسی مورد خطاب قرآن است که بر روی چند رشته و به تعبیری علوم بین رشته ای تخصص دارد. و البته این تخصص به معنای امروزی آن نیست بلکه مرحله ای است که بعد از مرحله جامعیت مطرح می شود و مشخص است که برای رسیدن به آن تلاش کرده است؛ یعنی یک نفر باید ابتدا به حدی از جامعیت برسد و پس از آن می تواند به دنبال تخصص های مشخصی هم برود.
,__________
,]
ارسال دیدگاه