تابوت‌های خالی، برای دختری منتظر، یعنی پدر

بازگشت گمنام‌ها کمی غریب است

بازگشت گمنام‌ها کمی غریب است
در روزگاری که غرب بر دل‌ها طبل هوس می‌کوبد و مردم پر فتنه‌ای که با زبان دین جویای مراد دنیا، مسند و بقا بر قدرت خویش‌اند و از تکه تکه شدن پیکرها نردبان صعود می‌سازند، بازگشت گمنام‌ها کمی غریب است.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه خبری خمین نیوز این روزها تا خبر تشییع شهدا به میان می‌آید برخی می‌گویند این‌ها تنها یک تکه استخوانند و فضاهای مجازی را پر کرده اند، اما باید بیایند و ببینند، اشک شوق مادران چشم‌انتظاری که پس از چندین سال فرزندان خود را در تابوت ملاقات کردند مو را بر تن هر آزاده‌ای سیخ می‌کند و عرق شرم بر پیشانی کسانی می‌نشاند که در خوردن بیت‌المال مسابقه گذاشته و خون شهدا را پایمال می‌کنند؛ همان‌هایی که عدد فیش حقوقی‌شان کمر فقرا را خم‌تر می‌کند.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, پایگاه خبری خمین نیوز,

, ,

گفتند شهید گمنام است، پلاک هم نداشت، اصلا هیچ نشانه‌ای نداشت؛ روی زیرپیرهنیش به جای اسم نوشته بود: "اگر برای خداست، بگذار گمنام بمانم."وگمنام ماندند، آنان که پلاکشان را از گردن خویش درآوردند تا مانند مادرشان حضرت زهرا (س) گمنام و بی مزار بمانند.

,

.

,

.

,

.

,

مادر هر صبح خانه را آب و جارو می‌کند تا شاید این بار کوبه در را او بکوبد؛ و گیسوان مادر سفید شد در این انتظار.

,

کمر انتظار پدر شکست، خمیده شد و در رفتن های پیاپی به بنیاد شهید برای گرفتن نشانی او پیر شد.

,

مادر هر بار که تابوت‌های گمنام را می‌بیند می‌گوید: شاید فرزند من درون یکی از آنها باشد، برای گمنامی آنها می‌گرید تا شاید مادری بر قبر پسر او که نشان گمنامی دارد بگرید و هر پنجشنبه با گلاب به یاد مادر چشم انتظارش مزارش را بشوید.

,

, ,

در روزگاری که غرب بر دل‌ها طبل هوس می‌کوبد و مردم پر فتنه‌ای که با زبان دین جویای مراد دنیا، مسند و بقا بر قدرت خویش‌اند و از تکه تکه شدن پیکرها نردبان صعود می‌سازند، بازگشت گمنام‌ها کمی غریب است.

,

اینجا شهدا گمنام نیستند کمی از ذهن‌ها دور شده‌اند و برای این فاصله هزاران بهانه وجود دارد؛ از درصدهای ایثار تا تابوت‌های خالی که برای دختری منتظر، یعنی پدر.

,

, ,

طلبه شهید رضا دهنویان چه زیبا گفت: بگذارید گمنام باشم که به خدا قسم گمنام بودن بهتر است از اینکه فردا افرادی وصایایم را شعار قرار دهند و عمل را فراموش کنند.

,

امروز در هیاهوی دعواهای جناحی بازگشت یوسف‌های گمگشته فراموش شده است.

,

آنان که مادر قربان صدقه قد رعنای جوانیشان می‌رفت، امروز برگشتند اما نه با آن رعنایی، تنها استخوانی بدون نام و نشان از آنها برگشت.

,

چشم مادر که به استخوان‌های بی جمجمه افتاد لبخند تلخی زد و گفت: بچه‌ام سرش می‌رفت ولی قولش نمی‌رفت ...به مادر قول داده بود بر می‌گردد.

,

حالا عده‌ای نه با آگاهی که از غفلت بر آتش شبه‌های بی اساس هیزم می‌ریزند که این‌ها فقط یک تکه استخوانند، تا اصل را فدای فرع کنند.

,

, ,

تابوت‌های خالی برای آنان که دل به دنیا سپردند خالی است اما برای  گلبرگ‌های خونین شلمچه، لب‌های سوخته فکه، گلوهای تشنه، تشنه‌های فرات یعنی عشق، وصال و پایان یک انتظار طولانی.

,

آن جوانانی که امروز در آرامش بر صندلی‌های کنسرت تکیه می‌زنند و آنان که امروز در آرامش بر گزینه‌های میز مذاکرات، لبخند می‌زنند، به این تابوت‌ها و استخوانها مدیون‌اند.

,

اینجا خبری نیست جز اینکه مادری که دو پسرش در عملیات کربلای ۵ شهید شدند و پیکرشان هیچ وقت برنگشت و گمنام ماندند، سال‌هاست به سر کوچه چشم دوخته است.

,

شهید اهل قلم، مرتضی آوینی نوشت: گمنامی برای شهرت پرست‌ها دردآور است اگرنه، همه اجرها در گمنامی است؛ خوشا آنانکه مردانه می‌میرند و تو ای عزیز! خوب می‌دانی که تنها کسانی مردانه می‌میرند که مردانه زیسته باشند.

,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه