به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به گزارش دیار آفتاب؛ به نقل از ندای تفرش، 25 اسفند سالروز شهادت فرمانده دلاور مسعود قدمی است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, دیار آفتاب, ندای تفرش, ندای تفرش,این شهید والامقام در سال 1341 از پدر و مادری تفرشی در خانوادهای مذهبی در یکی از محلات جنوبی شهر تهران دیده به جهان گشود.
,,
,
, , ,
این فرمانده غیور، دوران کودکی خود را در دامان پر مهر مادری مهربان و تحت تربیت پدری زحمتکش پشت سرگذاشت از آنجایی که او در یک محیط مذهبی زندگی می کرد؛ از همان ابتدای کودکی و نوجوانی با مبانی و احکام اسلام آشنا شد و همیشه همراه پدرش با شرکت در محافل و هیئت های مذهبی به آموختن واجبات شرعی و آشنا شدن با الگوهای زندگی بشریت یعنی ائمه معصومین(علیه السلام) راه خود را انتخاب کرد. همین طور که به آموختن در کلاس درس همت می گماشت، در این مورد نیز سخت علاقهمند بود.
,سالهای متوالی یکی پس از دیگری می گذشت و او هر روز بزرگ و بزرگ تر می شد تا اینکه زمزمه رهایی بخشِ انقلاب اسلامی ایران نوازشگر گوش هایی شد که سال ها تحت سلطه رژیمی جنایتکار و ضد اسلامی قرار داشت.
,او که بر مبنای اعتقادات اسلامی پرورش یافته بود خیلی زود توانست پیام انقلاب را دریابد و همراه با سایر امت مسلمان ایران با قیام بر علیه رژیم ستم شاهی در تظاهرات و راهپیمائی ها شرکت جسته و نفرت و انزجار خود را از نظام منحط شاهنشاهی اعلام داشته باشد.
,در روزهای پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام خمینی(ره) برای ادامه تحصیل به کلاس برگشت و تا سال دوم دبیرستان مشغول به تحصیل شد، پس از آن ترک تحصیل کرد. برای کمک به تامین مخارج زندگی کمک حال پدر شد و عکاسی را پیشه خود کرد.
,,
سوسنگر شاهد اولین قدمهای شهید «قدمی» بود
, سوسنگر شاهد اولین قدمهای شهید «قدمی» بود, سوسنگر شاهد اولین قدمهای شهید «قدمی» بود,پس از پیروزی نظام مقدس جمهوری اسلامی و در زمانی که ارتش بیست میلیونی بنا به فرمان رهبر کبیر انقلاب اسلامی تشکیل شد؛ این شهید عزیز به عضویت بسیج مسجد محل درآمد و با شروع جنگ تحمیلی صدام صهیونیست بر علیه انقلاب اسلامی ایران برای بار اول به جبهه سوسنگرد اعزام و با صدامیان به نبرد برخواست.
,پس از آن در عملیات های دیگری (شکستن حصر آبادان، آزادسازی بازی دراز و...) به صورت داوطلبانه شرکت کرد. بعد از انجام این ماموریت ها که به صورت بسیجی راهی جبهه های حق علیه باطل شده بود. برای عضویت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نام نویسی کرد ولی چون دوره وظیفه را سپری نکرده بود موفق نشد به عضویت این نهاد مقدس انقلابی درآید.
,,
«خیبر» رشادتها و ایثار فرمانده را گواهی میدهد
, «خیبر» رشادتها و ایثار فرمانده را گواهی میدهد, «خیبر» رشادتها و ایثار فرمانده را گواهی میدهد,برای رسیدن به هدف خویش به خدمت مقدس سربازی در نظام جمهوری اسلامی ایران مشغول شد و با شوق و اشتیاق زیاد برای انجام وظیفه مدت دوره آموزشی را طی کرد و پس از آن با درخواست وی برای عضویت در کادر رزمی تیپ زرهی 20 رمضان سپاه موافقت شد. در عملیات خیبر دلاورمردانه در مقابل صدامیان ایستاد و به خاطر شایستگی و کارایی رزمی که از خود نشان داد به فرماندهی گروهان تانک انتخاب شد.
,عملیات بزرگ و دشمن شکن والفجر 8 از سوی رزمندگان اسلام آغاز شد. این شهید والامقام که فرماندهی یک گروهان تانک را به عهده داشت شجاعانه و علی گونه همراه رزمندگان تحت امر خود بر خصم زبون می تاختند و با خلق حماسه های به یاد ماندنی چنان ضربات سختی بر پیکر پوسیده ارتش بعث صدام وارد آوردند که باید در صفحات تاریخ ثبت و نسل های آینده از آن درس بیاموزند.
,شهید معزز مسعود قدمی در این نبرد سخت در منطقه فاو ابتدا از ناحیه چشم جراحاتی برداشت و بدون آن که خانواده ایشان مطلع شوند تا مدتی در بیمارستان بستری شد. وی پس از بهبودی نسبی مجدداً عازم منطقه عملیاتی می شود و سرانجام در تاریخ 12/12/64 زمان وصل یار فرا می رسد.
,گروهان تحت امر وی از یک مأموریت بر می گردد، در بین راه یکی از تانک ها، دچار نقص فنی می شود، او با این که سِمت فرماندهی را بر عهده داشت، خود اقدام به تعمیر تانک می کند. این شهید عزیز در این باره چنین می گوید: « هنگامی که متوجه شدم که شنی یکی از تانک ها خراب شده، سراغ آن دستگاه رفتم و مشغول تعمیرش شدم، در یک لحظه قصد داشتم برای برداشتن آچار مورد نیاز به روی برجک تانک بروم، ناگهان هواپیماهای دشمن در آسمان ظاهر شدند و چند لحظه بعد از روی تانک به گوشه ای پرت شدم؛ در وهله اول فکر کردم که در حال مرگ هستم؛ یا حسین(ع) گفتم، بعد هم شهادتین را بر لبانم جاری ساختم و عکس مجتبی(پسرم) را از جیب خودم درآوردم و بوسیدمش و از آن پس دیگر چیزی نفهمیدم تا اینکه بر روی تخت بیمارستان چشم باز کردم».
,,
والفجر 8؛ نقطه اوج شهید «مسعود قدمی»
, والفجر 8؛ نقطه اوج شهید «مسعود قدمی», والفجر 8؛ نقطه اوج شهید «مسعود قدمی»,این شهید عزیز پس از مجروح شدن و اصابت ترکشهای متعدد به اندامش؛ توسط همرزمانش به بیمارستان منتقل میشود و مدتی بر روی تخت بیمارستان با تلاش پیگیر پزشکان به حیات پر ثمر خود ادامه داد، در حالیکه وضعیت جسمانیش مساعد نبود، با خلوص و تواضع خاصی به محض شنیدن اذان به انجام فرضیه الهی مشغول می شد.
,عاقبت این کبوتر خونین بال در حالی که جراحات وارده به بدن پاکش؛ او را سخت آزار می داد و پیک های بهاری نوید گذشت زمستان سرد و بهاری دلچسب را می رساند به سوی جبهه ها شتافت و سرانجام در عملیات فتح فاو (والفجر8) در حالیکه فرماندهی یکی از گروهانهای تانک تیپ زرهی 20 رمضان را برعهده داشت پس از رشادت های فراوان در تاریخ 12/12/1364 مجدد از ناحیه شکم و پا به شدت دچار جراحت شد و او که تمام وجودش تشنه رسیدن به وعده الهی بود تاسیراب شود جام شهادت را در 25 اسفندماه نوشید و روح پاک خویش را سیراب لطف و رحمت الهی کرد.
,روح پاک این فرمانده دلیر و حاودان هم اکنون در بهشت زهرای تهران در کنار دیگر همرزمانش در خاک آرمیده شده است.
,روحش شاد و راهش پر رهرو باد
,,
,
, , وصیتنامه شهید مسعود قدمی
, وصیتنامه شهید مسعود قدمی, وصیتنامه شهید مسعود قدمی,«با سلام و درود به یگانه منجی عالم بشریت امام مهدی(عج) و نایب بر حقش امام امت، که انشاء الله خداوند همگی ما را از سربازان واقعی شان قرار بدهد. همچنین با سلامی گرم و مخلصانه به خانواده های شهدا و مجروحین و اسراء و مفقودین و رزمندگان که خداوند به همهشان صبر و اجر عنایت بفرماید.
,خدمت خانواده عزیز سلام عرض می کنم این چند خط را که به عنوان وصیت نامه به شما عزیزان تقدیم میکنم. امیدوارم مورد قبول و توجهات حق تعالی واقع بشود. خداوند ان شاء الله به لطف و کرم و مرحمتش از سر تقصیر همه بندگان رو سیاه بگذرد، از جمله این بنده حقیر و ذلیل درگاهش، ان شاء الله که توفیق شهادت در راهش را به همه آرزومندها بدهد که بالاترین خوبیهاست، بالاترین ایثارها و از خود گذشتگی ها.
,پدر و مادر عزیزم و هم چنین برادرهای خوب و مهربانم همه شما این بنده پر سر و پا تقصیر را حلال کنید و به بزرگی خودتان از برای بردن ثواب بیشتر، مرا ببخشید و هم چنین همسر فداکار و خوبم و پسر از جان بهترم، شما هم مرا حلال کنید از اینکه نتوانستم همسر و پدری خوب برای شما باشم.
,خداوند ان شاء الله لغزش هایم را ببخشد، همسرم بعد از شهادتم، خودت بهتر میدانی هر چه را که اسلام از یک زن سرباز اسلام خواسته است باید جامه عمل بپوشانی و پسرمان را به مانند یک فرد مومن، انقلابی و فداکار برای اسلام تربیت کن و در راه تربیت او از هیچ کاری دریغ مکن. هم چنین زندگی خودت را همانند زندگانی زنان صدر اسلام اهمیت داده و برای بارور شدن درخت تنومند اسلام و کور کردن چشم منافقین و دشمنان اسلام حتما ازدواج کن و سعی کن حتما با کسی ازدواج کنی که آگاه به عمل خویش باشد و از روی احساسات به این عمل خیر دست نزند.
,و سخنی چند هم با فامیل و دوستان و آشنایان؛ خداوند به همه شما اجر عظیم بدهد. ان شاء الله ما را حلال می کنید که خداوند گذشتگان را دوست می دارد، به خاطر خدا ما را ببخشید، دیگر اینکه یاران واقعی انقلاب و امام باشید، نباشد روزی که در خجالت امام و خانوادههای شهدا بمانید، سعی کنید از همه لذائذ دنیا و زندگی به خاطر به ثمر رسیدن انقلاب و اسلام بگذرید، در شهادت به مانند شهدای مان تفکر کنید نه اینکه به آن ها به عنوان یک مرده نگاه کنید و فکر کنید که به چه دلیل جانهای خویش را فدا کردند و از همه چیز خود گذشتند؛ نه اینکه فقط به این فکر کنید که جمهوری اسلامی چرا فلان است و فلان؟
,اگر مشکلات را می بینید سعی در حل کردن آن داشته باشید، نه دامن زدن به آنها، یاران واقعی انقلاب و امام باشیم نه یاران منافعمان؛ تأمل کنید در حرکت های ضد اسلام. ای کوردلان بیابید از خدا بخواهیم تا به حق سردار کربلا حسین بن علی(ع) همهمان را به راه راست هدایت کند، آخر فقط مگر انقلاب کردیم که جیب مان را پر کرده و بعد از پر شدن آن، در خودمان فرو برویم و به هیچ چیز کار نداشته باشیم مگر همه جوان هایشان را نمی خواستند پس چرا به جبهه فرستادن، آیا جهاد برای مردان نیست (افسوس).
,خداوند همه ما را در زمره بندگان مخلص قرار بدهد ان شاء الله.
,پدر مهربانم؛ شما قیم خانواده من هستید هر چه صلاح دیدید همان را انجام بدهید، ببخشید که همیشه مایه زحمت شما بوده ام، برایم نماز اول قبر بخوانید به همسرم بگویید هر شب جمعه زیارت عاشورا در سر قبر برایم بخواند و روزهای جمعه صد صلوات برای آمرزش گناهانم بفرستد. در بین نماز مغرب و عشاء؛ نماز غفیله حتماً برایم بخوانید و اعلام کنید هر کس طلبی دارد بیاید و بگیرد.
,به امید زیارت کربلا و آزادی قدس عزیز. حسین جان
,مسعود قدمی 11/11/64»
,,
,
, , ,
,
, , ,
,
, , ,
,
, , ,
انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه