به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از نسیم شیراز، مسئله ضرورت برگزاری ساده مراسم های ازدواج از آنجا شکل گرفت که رسوم های این امر خیر آن قدر زیاد شد که اصل توصیه دینی برای تمجیل جوانان در این امر خیر شعاع قرار گرفت و آنچه که الان در جامعه مرسوم است مسابقه چشم و هر چشمی برای برگزاری مفصل تر مراسم هاست این امر انتظارات خانواده از یکدیگر را افزایش داده و حتی بر سطح توقعات و انتظارات زوج هم اثر می گذارد .
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, نسیم شیراز, نسیم شیراز,البتهآن مسئله جای تأمل جدی دارد که تا چه میزان تاثیر پذیری نسبی ار عرف طبیعی ( و نه درست) و چه میزان آن غیر طبیعی است.
,برگزاری مراسم های ساده ازد.اج از دو جهت امکان پذیر است: یا باید عروس و داماد و خانواده ها آنقدر عزت و متانت طبع داشته باشند که ملاک ارزش گذاری شأن را چنان وابسته به عرف نکنند و یا اینکه عرف جامعه را تعدیل نمایند و یا بین عرف و مذهب تعادل نمایند.
,چرایی ساده برگزار کردن مراسم های ازدواج را می توان سه دلیل عمده بر شمرد:
,می توان با این منظر که هر هزینه ای که استدلال عقلی و شرعی نداشته باشد اسراف است و نباید انجام شود، اقدام به برگزاری ساده مراسم های عروسی نمود. فرض می توان مستقل از عرف های موجود و نگرش های ناظرین بیرونی مجلسی طراحی نمود که حداقل های شرعی و عقلی را داشته باشید. در این استدلال با توجه به تأکیدات دینی می خواهد قناعت و صرفه جویی کند. گر چه با تساهل و تسامح این کار شدنی است لیکن برخی شاخص های عقلی و شرعی برای برگزاری مراسم های ازدواج که هم ساده باشد و هم قابل پذیرش جامعه می توان ارائه نمود.( اصالت ساده زیستی)
,از طرف دیگر این نگاه وجود دارد که با برگزاری هر مراسم طابق با عرف های غلط رایج، یک شاهد و استدلال بر ضرورت تداوم این مسیر غلط افزوده می شود به او خواهند گفت: پسر خاله شما و... هم ، چنین کردند.
,به عبارت دیگر ضرورت دارد بر خلاف عرف های رایج غلط عمل کردن که اصالت آنها زیر سال برود و مسیر برای کسانی که به هر دلیل از عهده چنین رسوماتی بر نمی آید دشوارتر نشود.( اصالت عرف شکنی)
,یک دلیل دیگر مربوط به کسانی است که به دلایل مختلف از وجاهت اجتماعی برخوردارند و عملکرد آن ها الگو و یا حداقل شاهد مثال دیگران می شود. مثلا فعالین برجسته تشکل ها ، بویژه دوستان عدالت خواه و یا فرزندان مسئولین، بزرگان فامیل و ... برای این دسته اصرار بر ساده برگزار کردن مراسم ها ضرورت مضاعف دارد چرا که دیگر صحبت از شاهد مثال نیست بلکه خواهند گفت فلانی ها هم که ادعا داشتند.... چنین کردند. یعنی وجاهت به این فرهنگ هی غلط داده می شود و این چنین فراتراز شاهد مثال است.( ضرورت عرف شکنی به واسطه جایگاه اجتماعی)
,چالش های زیادی پیش روی برگزاری مراسمات ازدواج است. اولین و مهمتری چالش، عدم آشنایی زن و شوهر و خانواده های طرفین با هم است. در این شرایط به واسطه رودربایستی و نگرانی از تلقی غلط و ایجاد ذهنیت منفی و ... جرأت و شجاعت طرح موضوع در باب برگزاری ساده مراسم وجود ندارد و این عدم آشنایی باعث می شود تا همه چیز رسمی و مطابق با عرف تعریف شود. طرفین می ترسند که به خسیسی متهم شوند و گفته شود که فلانی ها نمی خواهند خرج کنند و ...
,بعلاوه عروس و داماد صمیمیت و شناخت کافی کافی نسبت به هم ندارند تا بتوانند با فهم درست دیدگاه های یکدیگر و طرح مسئله با خانواده هایشان، زمینه ساده برگزار کردن مراسم ازدواج و عدم ایجاد ذهنیت های منفی و بدفهمی از یکدیگر را فراهم نمایند. چه بسا اگر فضا مساعد باشد خانواده ها هم مخالفتی نداشته باشند.
,به همین دلیل یکی از اولین گام های ساده زیستی یعنی فقط برگزاری یک مراسم، قربانی می شود. چرا که در فضای بیگانگی، رشته برگزاری مراسم عقد از دست زوج ها خارج شده و متناسب با شرایط عرف تعیین می شود. شاید اگر زن و شوهر مدتی هر چند کوتاته را با هم محرم باشند آنگاه امکان ایجاد فضای گفتگو و تفاهم بیشتر برای ساده برگزار کردن مراسم فراهم می شود.
,از دیگر موضوعاتی که باید مد نظر باشد حفظ حرمت و احترام به پدر و مادر است. در برگزاری مراسم ساده ی عروسی یکی از بیشترین اختلافات با خانواده ها و به ویژه پدر و مادرهاست، لذا نحوه مواجهه و حل این مسائل باید به گونه ای باشد که احترام ایشان حفظ شود و چه بسا در موارد بسیاری باید کوتاه آمد و به دیدگاه تن داد.
,از دیگر مشکلات ، توانایی مالی خانواده هاست. در برخی موارد خانواده ها از نظر مالی، دارا هستند و معتقدند هزینه های مراسم، فشاری بر آنها نمی آورد لذا قانع کردن خانواده ها برای کاهش هزینه مراسم ها دشوارتر می شود. درست است که دارایی، مجوز مصرف کردن نیست اما به هر حال خانواده ها میان هزینه کردن و حفظ وجهه بیرونی و اعتبار خانوادگی ترجیح می دهند که درگیر دلخوری ها و بگومگوهای خانوادگی نشوند. هر چند که برخی از خانواده ها خود علاقه مند هستند که رسم ها را تمام و کمال برگزار نمایند.
,یکی از بزرگترین مشکلاتی که پیش روی جوانان قرار دارد حسادتهای خانوادگی است. عدم مراعات خانواده عروس از سوی داماد و بالعکس، دخالت های اقوام و تحریک آنها برای پایبندی کامل به رسومات و ...
,گزاره " آرزو به دلمان می ماند" در زمان های مختلف به کار برده می شود. این مسئله شاید درست باشد منتها بخشی از آن نتیجه تلقین است. یعنی رسمی بارها تکرار شده است و پدر و مادرها و عروس دامادها با تلقین و تکرار و ... برای خود ذهنیتی ایجاد کرده اند که اگر فلان اتفاق نیفتد آرزو به دلمان می ماند در حالی که عکس ان را می توان پیاده کرد به هر حال وقتی مسئله ای تبدیل به ذهنیت و آرزو شد دیگر با منطق و گفتگو نمی توان مانع آن شد.
,اتمام متن/
,]
ارسال دیدگاه