دو گوهر وجودی شهید بهشتی چه بود؟

جامعیت یا اجتماع؟ نقدی بر یادداشت منتشر شده

جامعیت یا اجتماع؟ نقدی بر یادداشت منتشر شده
شهید بهشتی دارای جامعیت بود یعنی گوهری داشت جامع که آن گوهر را در همه جا و همه کار با خود داشت و چون آن گوهر جامع را به هر کاری می زد، جامعیت در آن امور نیز به بروز می نشست. اما آن گوهر جامعیت شیهد بهشتی چه بود؟
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز، دیروز در سایت خبری تحلیلی صاحب نیوز یادداشتی با عنوان «بهشتی مصداقی از اولی الالباب؛ جامعیت راه حل بشر امروز» به قلم برادر جواد جلوانی منتشر گشت و در آن به ابعاد مختلف شخصیتی شهید بهشتی به عنوان مصداقی از اولی الالباب و الگویی برای جامعیت پرداخته بود (اینجا). بهانه ای شد که چندخطی در تکمله آن بحث سخن بگویم. هرچند که جامعیت شهید بهشتی را می پذیریم اما باید مراقب بود که در ذهن خود، جامعیت را با اجتماع به معنی گردآوری مجموعه ای از فعالیت های مختلف یکی از شرق و یکی از غرب اشتباه نگیریم.

, شبکه اطلاع رسانی دانا , صاحب نیوز, اینجا,

جامعیت با اجتماع تفاوت هایی دارد. جمع کردن چند چیز مختلف می شود اجتماع مانند مداد رنگی ها که اجتماع رنگ های مختلف هستند. اما جامعیت داشتن گوهری جامع است که در طول زمان به هر کارش که بزنی در آن جا جامعیت را از خود بروز می دهد.

,

شهید بهشتی دارای جامعیت بود یعنی گوهری داشت جامع که آن گوهر را در همه جا و همه کار با خود داشت و چون آن گوهر جامع را به هر کاری می زد، جامعیت در آن امور نیز به بروز می نشست. اما آن گوهر جامعیت شیهد بهشتی چه بود؟

,

به عقیده من او توانسته بود دو چیز را در خود جمع نماید و به عبارتی آن دو چیز را به یک چیز تبدیل نماید و آن دو چیز در شخصیت او به وحدتی رسیده بودند. آن دو چیز عبارت بودند از: «شیک باش و مومن باش»

,

شاید در مرتبه اول شما بگویید که این کلام جدیدی نیست و بسیاری دیگر از بزرگان معاصر ما به آدمیان گوشزد کرده اند که هم دنیا و هم آخرت. هم نگاهت به زمین باشد و هم به آسمان. برای مثال زمینه اصلی اکثر داستان های «داستان راستان» این است که هم این جهان مهم است و هم آن جهان. هم ظاهر و هم باطن. هم کار و تلاش و برنامه­ریزی اهمیت دارد و هم توکل و دعا. پس در این زمینه تفاوتی میان شهید بهشتی و شهید مطهری نیست و میان این دو اختلافی وجود ندارد و حرف یکی است منتها تفاوتی در این جا وجود دارد که باید در آن دقت نظر بیشتری شود و آن هم این است که بهشتی می گوید: شیک باش.

,

شیک بودن همان توجه به دنیا و گرایش به زمین است منتها با یک تفاوت ظریف. در گوهر شیک بودن نوعی کیفیت گرایی هم هست. یعنی به صورت درست وحسابی کارت را انجام بده. شیک بودن یعنی تروتمیز بودن یعنی باحساب و کتاب بودن یعنی مرتب و منظم بودن یعنی جاندار و محکم بودن. شیک بودن همان توجه به ارض است منتها با شدتی بیشتر.

,

ممکن است کسی بپرسد این شدت نظر بر روی مسائل زمینی صحیح نیست و ما را از آسمان و آرمان ها باز می دارد مومن نباید چندان هم شیک باشد و یا برایش این حرف ها مهم باشد. جواب در آن جاست که برای ما پیامبری است که عین جامعیت است و همو اسوه حسنه برای جمیع مسلمانان است. در نزد پیامبر ما همه کار مهم بود. همه کار. مثلا سکس. چیزی که برخی آن را حیوانی ترین اعمال می دانند (البته نویسنده چنین بیانی ندارد) در مورد همین مباحث جنسی که مثال زدیم ببینید چقدر روایات فراوان وجود دارد. رسول ما نیز خود عامل بودند به آن چه گوینده بودند. یعنی ایشان خود بهترین عمل را انجام می دادند و کارشان بیشترین کیفیت را داشت. برای آن که کاری بالاترین کیفیت را داشته باشد باید در درجه نخست آن را مهم بدانیم و در نزد پیامبر همه چیز مهم بوده است و پس از مهم بودن کارها را به بهترین نحو انجام می دادند.

,

نقل است که وجود نازنینشان روزی وارد قبری شدند که برای یکی از اصحاب کنده بودند و دست آخر با انگشتان مبارک سنگ ریزه های آخر قبر را هم برمی داشتند که قبر کاملا صاف شود. شخصی ایراد گرفت که او مرده است و این هم قبری بیش نیست. بعد هم خاک را رویش می ریزیم و تمام. این کارها برای چیست؟

,

و بسیاری از ماها نیز اگر بودیم، آن روز چنین ایرادی می گرفتیم. اما حقیقت آن است که در نزد پیامبر همه کار اهمیت دارد و امور باید با بالاترین کیفیت انجام گیرند و درست همین جااست که تخصص گرایی متولد می شود.

,

برای گشوده شدن قفل فهم شهید بهشتی باید کلیدی یافت و کلید همین گوهر دو کلمه ای است که: «شیک باش و مومن باش»

,

و البته در نزد او این دو کلام، یک کلام بیش نیست. از مومن بودن برایمان بسیار گفته اند هر چند که گفتنی بسیار بوده و عمل کردنی بسیار کم. از مومنی زیاد گفته اند و به شیک بودن کمتر پرداخته اند. او طلبه ای بود شیک پوش و سینه را جلو می داد و محکم و با غرور سخنرانی می کرد. اگر کار خیری از او سر زده بود به وقتش گزارش می داد و امور زندگانی اش همه بر طبق نظم و ترتیب بود. حتی زبان آموزی اش هم شیک بود و آلمانی را شیک می دانست و در فلسفه ورزی هم کار را تمام می خواست و می گفت این ترجه های متون مارکس در ایران سیاسی است و می رفت به سراغ خود متون اصلی آلمانی. به مارکس هم قانع نمی شد و سراغ فیلسوف اصلی آلمان هم رفته بود وبا هگل نیز آشنا شده بود. هنگامی که بر سر قبر هگل کسی توهین کرد، او را شماتت کرد و با بزرگی از هگل یاد کرد زیرا تخصص در هر حال عظمت دارد. او بود که خیلی ها را تشویق کرد که بروند خارج و تخصصشان را کامل کنند. اصلا تشکیلات هم خود شیک بودن است. تشکیلات فرق دارد با یک کار جمعی یا گروهی که دور هم جمع می شویم. تشکیلات از نوعی اهمیت دادن و تمرکز ویژه بر روی کار گروهی زاییده می شود. تشکیلات یعنی یکی کار تیمی شیک و با اسلوب.

,

آدم شیک فقط در لباس پوشیدن و ظواهر معمول شیک نیست در همه چیز چنین است حتی وقتی می خواهند شعار انقلابی بدهند شعار هم باید روی حساب و کتاب باشد مثلا گفت کسی نباید آمار شهدا را بیشتر اعلام کند و یا جایی دیگر گفت حق ندارید به شاه بگویید زنازاده زیرا که او از زن شرعی رضاخان است.

,

مخلص کلام آن که: «شیک باش و مومن باش». قسمت دومش را فراموش کرده اند برای ما باز کنند شاید به خاطر آن که سال ها خودشان را درگیر جنگ ایمان و کفر کرده اند و به مرحله کیفیت و کارآمدی هنوز وارد نشده اند. مومن هم اهل دنیا است و هم اهل آخرت این را همه می دانیم اما باز تاکید می کنیم که شیک بودن تمرکزی بیشتر است و این مرد بهشتی هم نگاه زمینی داشت و هم نگاه آسمانی و ما نیازمند مرور مردی هستیم که پایش بر روی زمین محکم بود.

,

____________

,

 

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه