غلامحسن اولاد شاعر معاصر درگذشت

غلامحسن اولاد شاعر معاصر درگذشت
حسن اولاد، شاعر و نویسنده نام‌آشنای معاصر، صبح امروز به رحمت ایزدی پیوست.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از فیروزنا غلامحسن اولاد، روز گذشته، بر اثر بیماری دار فانی را وداع گفت.

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا,  , فیروزنا غلامحسن اولاد، روز گذشته، بر اثر بیماری دار فانی را وداع گفت., فیروزنا,

غلامحسن اولاد، شاعر معاصر، طی روزهای اخیر بر اثر بیماری در بیمارستان بستری بود و ساعت 11 و 30 دقیقه در پی نتیجه بخش نبودن معالجات، دار فانی را وداع گفت.
 

,
,

 استاد غلام حسن اولاد سال 1329 در دهرم به دنیا آمد. تحصیلات خود را پس دوران ابتدایی تا پایان دوره متوسطه تا اخذ دیپلم طبیعی در فیروزآباد گذرانید، آنگاه پس از گذرانیدن خدمت سربازی به استخدام دادگستری شیراز در آمد و در همانجا اقامت گزید.

,

وی در دوران دبیرستان به شعر و شاعری علاقه داشت و خود نیز شعر می سرود .
 

,
,

 تاکنون دو مجموعه به نام های "باغ آتش" و " بهار و تکه مهتاب" از نوشته های وی چاپ و منتشر شده است.

 

,
,
,

* خوابیده ام که ماه عبور از تنم کند*

, * خوابیده ام که ماه عبور از تنم کند*,

خوابیده ام که ماه عبور از تنم کند
یا این شب سیاه عبور از تنم کند

,
,

چشم تو را سیاه کشیدم که بعد از این
یک آسمان نگاه عبور از تنم کند

,
,

گل کرده است بر لب تو شاخه های نور
بگذار و بگذر آه عبور از تنم کند

,
,

ناز تو نور آینه های همیشگی ست
ای کاش گاه گاه عبور از تنم کند

,
,

در چشم های پاک تو افتاده ام که باز
بارانی از گناه عبور از تنم کند

,
,

آن دل که سر به خاک نهاده ست ... و دور نیست
در انتهای راه عبور از تنم کند

,
,

تا آفتاب بگذارد سر به شانه ام
از آسمان بخواه عبور از تنم کند
 

,
,
,

******

,

*دل هم دل قدیم*

, *دل هم دل قدیم*,


خیلی دلم گرفته ، کمی آسمان کجاست؟
یک چکه آب تازه و یک تکه نان کجاست؟

,
,
,

حال وهوای عشق ندارد دگر دلم
نامی نمانده است برایم ، نشان کجاست ؟

,
,

پیری کنار آمده بامن ولی هنوز
میپرسم از دلم که غرور جوان کجاست ؟!

,
,

دریا به گل نشست ز بس خون گریستم
با کشتی شکسته ی من بادبان کجاست ؟

,
,

بادی نمی وزد که روان گویدم چو آب
جای دل شکسته درین خاکدان کجاست ؟

,
,

دست مرا چه دیر گرفتند دوستان
پا در رکاب .... آخر این داستان کجاست ؟

,
,

بار گران ندیده اگر شانه های من
از بس خمیده دیده که درد گران کجاست ؟!

,
,

دیریست روزگار به ما پشت کرده است
سر در نیا وریم شب و روزمان کجاست؟!

,
,

آن روز ها گذشت .... غم نان نداشتیم
دل هم دل قدیم کجارفت آن کجاست ؟!

,
,

تابوت میبرند درختان به دوش خویش
از من مپرس غیرت سرو روان کجاست ؟!

,
,

خون گریه میکنند بر این خانه ابر ها
بغض شکسته در گلوی ناودان کجاست ؟!

,
,

ای کاش سر به شانه ی من می گذاشتند
نسرین و نرگس و سمن وارغوان کجاست ؟!

,
,

با های های گریه گلها دلش خوش است
گر این بهار تازه .... که باد خزان کجاست ؟!

,
,

بانگی نمیرسد ز خروس سحر به گوش
گیرم بلال مرده خدای اذان کجاست ؟!

,
,

غلامحسن اولاد

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه