یادداشت؛
قرار است خدا میزبان باشد
قرار است خدا میزبان باشد و فرشته ها پذیرایی مان کنند....[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای سرخه، قرار است چند روز میهمان باشیم میان گلهای سرخ قالی که وسط بهشت پهن شده است.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای سرخه,قرار است خدا میزبان باشد و فرشته ها پذیرایی مان کنند؛ هر شب افطار کنیم میان گلبوته های رنگی؛ میان هزار گل بهشتی دستهایمان را بالا ببریم؛ دعا کنیم و خدا اجابت کند؛ دعوتنامه فرستاده و می رویم تا در این ضیافت الهی و معنوی حضور یابیم.
,خانه اش بوی عطر و گلاب می دهد و وسط سجاده پر است از قاصدکهایی که دعایمان را تا آن بالاها می برد.
,قاصدکها آهای با شما هستم یادمان باشد حرفهایمان را آرام ببریم همانجایی که خدا هست و به قول سهراب «و خدایی که در این نزدیکی است؛ پای آن کاج بلند، لای آن شب بوها».
,این چند روز که مهمان هستیم قرار است خوب باشیم و یادمان نرود که مهمان چه کسی هستیم و قول دهیم این چند روز حداقل این چند روز خوب باشیم تا با لبخند خوش بدرقه مان کند.
,سحرهای به یادماندنی این چند روز را از خواب بیدار می شویم و باز دعا می کنیم که افطار شود و افطارها نیز دعایمان این است که سحری دیگر باشیم و باز دعا کنیم؛ اما افسوس و صد افسوس که فرصت اندک است و فقط سه روز این ضیافت برپاست.
,روز آخر می دانم همه دلتنگند و هیچ کس دلش نمی آید افطار کند؛چون این آخرین باری است که افطار می کنیم و باید برویم و مهلت به سر آمده است؛ بغض می کنیم و چشمهایمان پر از اشک این فراغ می شود؛ خوب چه کسی دلش می آید برود؛ کاش سالها این ضیافت ادامه داشت و ما میان گلهای قالی که وسط بهشت پهن شده است؛ مهمان این صاحبخانه بودیم و خوب بودیم تا ابد.
,زهرا زکی
,,
انتهای پیام/
,]
ارسال دیدگاه