به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از بانوپرس، امروز تصمیم دارم پای صحبت های همسر شهید زکوی بنشینم و از بیقراری های بعد از نبود او بنویسم. حرف هایی که هنوز هم با گفتن آنها اشک را بر صورت او جاری می کند. قصه این روزهای سرزمین من، قصه مدافعان و بزرگ مردانی است که رفته اند تا دوباره یادآور شوند که جهاد هنوز هم ادامه دارد.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, , , بانوپرس, .,شهید “مجتبی زکوی زاده” اولین شهید مدافع حرم شهرستان باغملک متولد یکم مهرماه ۱۳۶۲ در روستای چلچلک از جمله شهدایی است که برای دفاع از مردم مظلوم و ستم دیده سوریه و دفاع از حریم اهل بیت (ع) راهی سوریه شد و در نهایت بعداز گذشت بیش از دوهفته نبرد با گروه های تکفیری در تاریخ ۱۰ آذر ۱۳۹۴ به مقام شهادت نائل شد.
,,
آشنایی شما با شهید چگونه بود؟
, آشنایی شما با شهید چگونه بود؟,پدر من سفید کار ساختمان بود و آقا مجتبی قبل از اینکه به دانشگاه افسری برود با پدرم کار می کرد. البته یک نسبت فامیلی هم داشتیم. پدرم با اینکه برای ازدواج خیلی سخت گیری می کرد ولی از همان اول از آقا مجتبی خیلی خوشش آمده بود و از او تعریف می کرد. همین همکاری او با پدرم هم زمینه آشنایی ما شده بود. بعداز گذشت مدتی ما زندگی مشترکمان را با نهایت سادگی شروع کردیم. این سادگی حتی بعداز ازدواج هم در زندگی ما وجود داشت.
,,
شغلشان چه بود؟
, شغلشان چه بود؟,آقا مجتبی یک سپاهی همه فن حریف بود ولی با این حال از انجام دادن هیچ کاری ابایی نداشت. و حتی اگر سربازها کاری داشتند با نهایت احترام به آنها کمک می کرد. در بین همکاران و فامیل به آدم خوش اخلاق و شوخ طبعی معروف بود. در هر شرایطی خنده روی لب های او بود. همین خوش اخلاقی او باعث شده بود همه اورا دوست داشته باشند.
,,
شده بود از شهادت برایتان بگوید؟
, شده بود از شهادت برایتان بگوید؟,آره همیشه بهم میگفت. حتی قبل از اینکه بحث سوریه پیش بیاد چون کرمانشاه و … برای ماموریت میرفت و جزو تکاوران بود می گفت شهید میشوم و تو و خانواده ام باید به من افتخار کنید. اما من هیچوقت باور نمیکردم. همانطور که گفتم آقا مجتبی فوق العاده شوخ طبع بود، با شوخی می گفت که من ناراحت نشم.
,,
به نظرشما شهیدزکوی چه خصوصیتی داشت که لایق شهادت در راه اهل بیت (ع) شد؟
, به نظرشما شهیدزکوی چه خصوصیتی داشت که لایق شهادت در راه اهل بیت (ع) شد؟,علاقه ای که آقا مجتبی به اهل بیت (ع) داشت و همچنین اخلاق خوبی که داشت و احترامی که برای پدر و مادرش قائل بود و همیشه و در همه حال کمک حال آنها بود. خیلی صادق بود و به هیچ عنوان دروغ نمیگفت حتی اگر به ضرر او تمام میشد.
,,
از چه زمانی شهید زکوی تصمیم گرفت که مدافع حرم شود؟
, از چه زمانی شهید زکوی تصمیم گرفت که مدافع حرم شود؟,از زمانی که زمزمه رفتن به سوریه شروع شد آقا مجتبی می گفت که میخواهم بروم ولی چون پدر و مادرش ناراحت می شدند به صورت علنی اعلام نمی کرد. ولی وقتی که رفتن به سوریه خیلی جدی تر شد و حتی از بسیجی ها هم ثبت نام شد می گفت مگر می شود بسیجی ها بروند و من که در لباس نظامی هستم اینجا بمانم.
,,
چه زمانی اعزام شدند؟ چطور با لحظه جدایی کنار آمدید؟
, چه زمانی اعزام شدند؟ چطور با لحظه جدایی کنار آمدید؟,آقا مجتبی برای اولین و آخرین بار ۲۵ آبان سال ۹۴ عازم سوریه شد. زمانی که میخواست برود اصلا فکر نمی کردم که دیگر قرار نیست او را ببینم و هیچ وقت فکر نمی کردم که دیگر بر نمی گردد. فکر میکردم این ماموریت هم مثل ماموریت های دیگرش است و برمی گردد. خیلی دلتنگ می شدم مخصوصا اینکه جایی زندگی می کردیم که هیچ کدام از اقوام آنجا نبودند. اما همین که می دانستم برای دفاع از حریم اهل بیت(ع) و حضرت زینب(س) آنجا هستند آرامش می گرفتم.
,,
همسرتان چه مدت در منطقه حاضر بود و چه مسئولیتی برعهده داشت؟
, همسرتان چه مدت در منطقه حاضر بود و چه مسئولیتی برعهده داشت؟,تقریبا دو هفته در آنجا حضور داشت و مسئولیت او آرپیجی زن بود. نحوه شهادتش هم این طور بود که چون مه بود و داعشی ها دید کامل نداشتند او و چند نفر دیگر مشغول ساختن سنگر شده بودند اما چون مه کم شد در دید آنها قرار گرفتند و با خمپاره آنها را به شهادت رساندند.
,, ,
خبر شهادت را چگونه شنیدید؟
, خبر شهادت را چگونه شنیدید؟,آقا مجتبی در روز سه شنبه ۱۰ آذر به شهادت رسید اما به ما خبر نداده بودند. از چند نفر زمزمه هایی شنیده بودم اما باور نمی کردم. روز جمعه بود با همسر یکی از همکاران شوهرم تماس گرفتم و از او خواهش کردم که اگر خبری دارد به من بگوید. خبر قطعی شهادتش را او به ما داد.
,, ,
چه عکس العملی داشتید؟
, چه عکس العملی داشتید؟,بعداز شنیدن خبر شهادتش فقط گریه می کردم دست و پاهایم کاملا سرد شده بودند و بدنم می لرزید. اصلا باورم نمی شد که دیگر قرار نیست اورا ببینم. اما موقعی که برای استقبال به فرودگاه رفتیم ، با دیدنش انگار آروم شده بودم فقط بهش گفتم که شهادتت مبارک.
,,
چه سخنی با طعنه زنندگان به مدافعان حرم دارید؟
, چه سخنی با طعنه زنندگان به مدافعان حرم دارید؟,دشمنان انقلاب و اسلام همیشه با گفتن چنین حرفهایی قصد دارند کارهای این انسان های والا را بد جلوه دهند. من فکر نمیکنم فردی حاضر باشد میلیاردها پول بگیرد و حتی یک چشم خود را از دست بدهد.
,,
ایشان وصیتی برای شما و ریحانه و فاطمه داشتند؟
, ایشان وصیتی برای شما و ریحانه و فاطمه داشتند؟,بله همیشه از من میخواست زینب وار زندگی کنم و اجازه ندهم که مشکلات من را از راه درست دور کنند و همیشه مواظب پدر و مادرش باشم. و همچنین از من خواست که فاطمه و ریحانه را درست تربیت کنم و در ازدواج آنها خیلی دقت کنم.
,انتهای پیام/
]
ارسال دیدگاه