ژان پل سارتر فلیسوف و مدافع حقوق بشر:
اعلامیه ی حقوق بشر غربی بی اعتبار است
سارتر معتقد است که فرانسه دیگر یک یاور آزادی نیست بلکه در مقابل آزادی قرار گرفته است و فرانسه خود به بازیگری با استاندارد دو گانه در این عرصه تبدیل شده بود درحالی که آنها در تلاش برای ایفای نقش پیشرو در گفتمان حقوق بشر بودند و در همان زمان به سرکوب مردم بومی در مستعمره ها و قلمرو خود می پرداختند.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛به نقل کوگانا، آیا تا به حال در مورد کسی که در آن واحد موردی را دوست دارد و همزمان از آن متنفر باشد چیزی شنیده اید؟ این می تواند به جنون حداقلی و یا به درد و رنج شدید منتهی شود و وضعیت وقتی بدتر می شود که اگر آن مورد با وطن دوستی مرتبط باشد.
نمونه ی برجسته این موضوع "ژان پل سارتر" است که بشدت از چنین وضعیتی رنج می برد. این فیلسوف فرانسوی؛ دوستدار و در عین حال دشمن فرانسه بود. سارتر برای فرانسه در جنگ جهانی دوم جنگید و حتی به عنوان یک اسیر جنگی در آلمان مدتی زندانی بود اما او پس از جنگ به یکی از مهم ترین دشمنان سیاست فرانسه تبدیل شده است. چرا؟
نمونه ی برجسته این موضوع "ژان پل سارتر" است که بشدت از چنین وضعیتی رنج می برد. این فیلسوف فرانسوی؛ دوستدار و در عین حال دشمن فرانسه بود. سارتر برای فرانسه در جنگ جهانی دوم جنگید و حتی به عنوان یک اسیر جنگی در آلمان مدتی زندانی بود اما او پس از جنگ به یکی از مهم ترین دشمنان سیاست فرانسه تبدیل شده است. چرا؟, آیا تا به حال در مورد کسی که در آن واحد موردی را دوست دارد و همزمان از آن متنفر باشد چیزی شنیده اید؟ این می تواند به جنون حداقلی و یا به درد و رنج شدید منتهی شود و وضعیت وقتی بدتر می شود که اگر آن مورد با وطن دوستی مرتبط باشد.
نمونه ی برجسته این موضوع "ژان پل سارتر" است که بشدت از چنین وضعیتی رنج می برد. این فیلسوف فرانسوی؛ دوستدار و در عین حال دشمن فرانسه بود. سارتر برای فرانسه در جنگ جهانی دوم جنگید و حتی به عنوان یک اسیر جنگی در آلمان مدتی زندانی بود اما او پس از جنگ به یکی از مهم ترین دشمنان سیاست فرانسه تبدیل شده است. چرا؟,
,
,
کشتار در الجزایر
, کشتار در الجزایر , کشتار در الجزایر , کشتار در الجزایر ,
سارتر خود شاهد بود که چگونه آن فرانسه که سرزمین آزادی، برابری و برادری نام گذاری بود مانند یک حیوان درنده به استعمارگری در الجزایر، کامرون، هند و چین.به جان مردم بی دفاع افتاده بود. در تحریریه مجله «Les Temps Modernes«له تامپز مدرنز» در سال 1945 سارتر و استاد پدیدارشناسی موریس مرلوپونتی اعلام کردند که نیروهای مقاومت فرانسه که برای آزادی فرانسه در طول جنگ جهانی دوم جنگیده بودند در حال حاضر در هند و چین، مانند سربازان آلمانی که برای فاشیسم جنگ می کردند همان نقش را ایفا می کنند.
, سارتر خود شاهد بود که چگونه آن فرانسه که سرزمین آزادی، برابری و برادری نام گذاری بود مانند یک حیوان درنده به استعمارگری در الجزایر، کامرون، هند و چین.به جان مردم بی دفاع افتاده بود. در تحریریه مجله «Les Temps Modernes«له تامپز مدرنز» در سال 1945 سارتر و استاد پدیدارشناسی موریس مرلوپونتی اعلام کردند که نیروهای مقاومت فرانسه که برای آزادی فرانسه در طول جنگ جهانی دوم جنگیده بودند در حال حاضر در هند و چین، مانند سربازان آلمانی که برای فاشیسم جنگ می کردند همان نقش را ایفا می کنند., سارتر خود شاهد بود که چگونه آن فرانسه که سرزمین آزادی، برابری و برادری نام گذاری بود مانند یک حیوان درنده به استعمارگری در الجزایر، کامرون، هند و چین.به جان مردم بی دفاع افتاده بود. در تحریریه مجله «Les Temps Modernes«له تامپز مدرنز» در سال 1945 سارتر و استاد پدیدارشناسی موریس مرلوپونتی اعلام کردند که نیروهای مقاومت فرانسه که برای آزادی فرانسه در طول جنگ جهانی دوم جنگیده بودند در حال حاضر در هند و چین، مانند سربازان آلمانی که برای فاشیسم جنگ می کردند همان نقش را ایفا می کنند.,
با توجه به نوشته ی سارتر، پاریس که به اصطلاح نماد آزادی در برابر فاشیست بود در کتاب آزادی پاریس سال 1945 مشاهده کنید او گزارش می دهد یک هفته پس از مرگ هیتلر،فرانسه نیروهای آزادی بخش خود را برای ارتکاب قتل و عام خونین به شهر ستیف الجزایر اعزام کرد.
, با توجه به نوشته ی سارتر، پاریس که به اصطلاح نماد آزادی در برابر فاشیست بود در کتاب آزادی پاریس سال 1945 مشاهده کنید او گزارش می دهد یک هفته پس از مرگ هیتلر،فرانسه نیروهای آزادی بخش خود را برای ارتکاب قتل و عام خونین به شهر ستیف الجزایر اعزام کرد., با توجه به نوشته ی سارتر، پاریس که به اصطلاح نماد آزادی در برابر فاشیست بود در کتاب آزادی پاریس سال 1945 مشاهده کنید او گزارش می دهد یک هفته پس از مرگ هیتلر،فرانسه نیروهای آزادی بخش خود را برای ارتکاب قتل و عام خونین به شهر ستیف الجزایر اعزام کرد.,تا در آنجا به کشتار هزاران الجزایری بپردازد. در سال های بعد، فرانسه ی متمدن به سرکوب وحشیانه جنبش ضد استعماری ادامه داد و اغلب مردم آن مناطق را به مرگ در دادگاه های نظامی محکوم کرد. همه این کشتار باعث شد تا سارتر در مقاله ای در همان مجله در شماره 145،سال1958 می نویسد: ما همه قاتل هستیم.
, تا در آنجا به کشتار هزاران الجزایری بپردازد. در سال های بعد، فرانسه ی متمدن به سرکوب وحشیانه جنبش ضد استعماری ادامه داد و اغلب مردم آن مناطق را به مرگ در دادگاه های نظامی محکوم کرد. همه این کشتار باعث شد تا سارتر در مقاله ای در همان مجله در شماره 145،سال1958 می نویسد: ما همه قاتل هستیم., تا در آنجا به کشتار هزاران الجزایری بپردازد. در سال های بعد، فرانسه ی متمدن به سرکوب وحشیانه جنبش ضد استعماری ادامه داد و اغلب مردم آن مناطق را به مرگ در دادگاه های نظامی محکوم کرد. همه این کشتار باعث شد تا سارتر در مقاله ای در همان مجله در شماره 145،سال1958 می نویسد: ما همه قاتل هستیم.,
سارتر معتقد است که فرانسه دیگر یک یاور آزادی نیست بلکه در مقابل آزادی قرار گرفته است. و فرانسه خود به بازیگری با استاندارد دو گانه در این عرصه تبدیل شده بود درحالی که آنها در تلاش برای ایفای نقش پیشرو در گفتمان حقوق بشر بودند و در همان زمان به سرکوب مردم بومی در مستعمره ها و قلمرو خود می پرداختند. در مقدمه کتاب «دوزخیان روی زمین»فرانتس فانون در سال 1961 سارتر می گوید فرانسه ی آزاد و آرمان گرا باید خود را از استعمارگری فرانسه جدا کند.
"رنه کسن"استاد حقوق و نماینده فرانسه در کمیته تهیه پیش نویس اعلامیه جهانی حقوق بشر و کار در تجدید نظر در پیش نویس اول از سال های پس از جنگ جهانی اشاره می کند اگر سارتر این پیش نویس را دیده بود موجی روانی تهوع روانی و انزجار سراپای اورا در برمی گرفت چرا که آن پیش نویس اعلام کرده که حقوق بشر فرض درجه بالایی از تمدن است. و بنابراین برای افراد در مراحل بدوی (جهان سوم) صدق نمی کند. این اظهارات نشان می دهد که حقوق بشر برای همه انسان ها برابر نیست اما تنها برای کسانی که انسان تر هستند لازم است در اینجا قابل ذکر است که آگهی خوک ها در کتاب جورج اورول مزرعه حیوانات ، همه حیوانات برابرند اما برخی از حیوانات بیشتر از دیگران از برابری برخوردار هستند.
, سارتر معتقد است که فرانسه دیگر یک یاور آزادی نیست بلکه در مقابل آزادی قرار گرفته است. و فرانسه خود به بازیگری با استاندارد دو گانه در این عرصه تبدیل شده بود درحالی که آنها در تلاش برای ایفای نقش پیشرو در گفتمان حقوق بشر بودند و در همان زمان به سرکوب مردم بومی در مستعمره ها و قلمرو خود می پرداختند. در مقدمه کتاب «دوزخیان روی زمین»فرانتس فانون در سال 1961 سارتر می گوید فرانسه ی آزاد و آرمان گرا باید خود را از استعمارگری فرانسه جدا کند.
"رنه کسن"استاد حقوق و نماینده فرانسه در کمیته تهیه پیش نویس اعلامیه جهانی حقوق بشر و کار در تجدید نظر در پیش نویس اول از سال های پس از جنگ جهانی اشاره می کند اگر سارتر این پیش نویس را دیده بود موجی روانی تهوع روانی و انزجار سراپای اورا در برمی گرفت چرا که آن پیش نویس اعلام کرده که حقوق بشر فرض درجه بالایی از تمدن است. و بنابراین برای افراد در مراحل بدوی (جهان سوم) صدق نمی کند. این اظهارات نشان می دهد که حقوق بشر برای همه انسان ها برابر نیست اما تنها برای کسانی که انسان تر هستند لازم است در اینجا قابل ذکر است که آگهی خوک ها در کتاب جورج اورول مزرعه حیوانات ، همه حیوانات برابرند اما برخی از حیوانات بیشتر از دیگران از برابری برخوردار هستند., سارتر معتقد است که فرانسه دیگر یک یاور آزادی نیست بلکه در مقابل آزادی قرار گرفته است. و فرانسه خود به بازیگری با استاندارد دو گانه در این عرصه تبدیل شده بود درحالی که آنها در تلاش برای ایفای نقش پیشرو در گفتمان حقوق بشر بودند و در همان زمان به سرکوب مردم بومی در مستعمره ها و قلمرو خود می پرداختند. در مقدمه کتاب «دوزخیان روی زمین»فرانتس فانون در سال 1961 سارتر می گوید فرانسه ی آزاد و آرمان گرا باید خود را از استعمارگری فرانسه جدا کند.
"رنه کسن"استاد حقوق و نماینده فرانسه در کمیته تهیه پیش نویس اعلامیه جهانی حقوق بشر و کار در تجدید نظر در پیش نویس اول از سال های پس از جنگ جهانی اشاره می کند اگر سارتر این پیش نویس را دیده بود موجی روانی تهوع روانی و انزجار سراپای اورا در برمی گرفت چرا که آن پیش نویس اعلام کرده که حقوق بشر فرض درجه بالایی از تمدن است. و بنابراین برای افراد در مراحل بدوی (جهان سوم) صدق نمی کند. این اظهارات نشان می دهد که حقوق بشر برای همه انسان ها برابر نیست اما تنها برای کسانی که انسان تر هستند لازم است در اینجا قابل ذکر است که آگهی خوک ها در کتاب جورج اورول مزرعه حیوانات ، همه حیوانات برابرند اما برخی از حیوانات بیشتر از دیگران از برابری برخوردار هستند.,
,
,
در هر صورت دیدگاه سارتر در بیش از سه دهه نسبت به ایده حقوق بشر مطروحه در نوسان بود ؛ چرا که از نظر او یکپارچگی نظریه حقوق بشر برای به اصطلاح انسان متمدن سوال برانگیز و نشانه ی بدبختی است. و اگر اعلامیه حقوق بشر توسط امپراتوری های استعماری مانند فرانسه و انگلستان منتشر شده آیا آن واقعا می تواند صلح آمیز باشد آیا واقعاً این اعلامیه معقول و مناسب برای همه انسان هاست ؟ و آیا پشت این لبخند زیبای بشری، دندان های تیز و درنده ی وجود ندارد؟
, در هر صورت دیدگاه سارتر در بیش از سه دهه نسبت به ایده حقوق بشر مطروحه در نوسان بود ؛ چرا که از نظر او یکپارچگی نظریه حقوق بشر برای به اصطلاح انسان متمدن سوال برانگیز و نشانه ی بدبختی است. و اگر اعلامیه حقوق بشر توسط امپراتوری های استعماری مانند فرانسه و انگلستان منتشر شده آیا آن واقعا می تواند صلح آمیز باشد آیا واقعاً این اعلامیه معقول و مناسب برای همه انسان هاست ؟ و آیا پشت این لبخند زیبای بشری، دندان های تیز و درنده ی وجود ندارد؟, در هر صورت دیدگاه سارتر در بیش از سه دهه نسبت به ایده حقوق بشر مطروحه در نوسان بود ؛ چرا که از نظر او یکپارچگی نظریه حقوق بشر برای به اصطلاح انسان متمدن سوال برانگیز و نشانه ی بدبختی است. و اگر اعلامیه حقوق بشر توسط امپراتوری های استعماری مانند فرانسه و انگلستان منتشر شده آیا آن واقعا می تواند صلح آمیز باشد آیا واقعاً این اعلامیه معقول و مناسب برای همه انسان هاست ؟ و آیا پشت این لبخند زیبای بشری، دندان های تیز و درنده ی وجود ندارد؟,
در آن زمان، سارتر برخی اوقات از این آگهی دفاع می کرد چرا که او که با وجود کاستی های فراوان آن برخی از حقوق اساسی که باید توسط هر انسانی از آن استفاده کند تقویت می کند. در بیانیه «نسل کشی» در دومین جلسه دادگاه جنایات جنگی بین المللی که توسط برتراند راسل در سال 1967 تاسیس شد. او ابراز نگرانی عمیق خود را از حقوق بشر جهانی و اقدام ایالات متحده در نقض این حقوق را در ویتنام محکوم کرد.
, در آن زمان، سارتر برخی اوقات از این آگهی دفاع می کرد چرا که او که با وجود کاستی های فراوان آن برخی از حقوق اساسی که باید توسط هر انسانی از آن استفاده کند تقویت می کند. در بیانیه «نسل کشی» در دومین جلسه دادگاه جنایات جنگی بین المللی که توسط برتراند راسل در سال 1967 تاسیس شد. او ابراز نگرانی عمیق خود را از حقوق بشر جهانی و اقدام ایالات متحده در نقض این حقوق را در ویتنام محکوم کرد., در آن زمان، سارتر برخی اوقات از این آگهی دفاع می کرد چرا که او که با وجود کاستی های فراوان آن برخی از حقوق اساسی که باید توسط هر انسانی از آن استفاده کند تقویت می کند. در بیانیه «نسل کشی» در دومین جلسه دادگاه جنایات جنگی بین المللی که توسط برتراند راسل در سال 1967 تاسیس شد. او ابراز نگرانی عمیق خود را از حقوق بشر جهانی و اقدام ایالات متحده در نقض این حقوق را در ویتنام محکوم کرد.,
سارتر نیز در مورد آنچه به عنوان عناصر بورژوای ضمنی در اعلامیه جهانی حقوق بشر و به ویژه گرایش فردگرایی افراطی دیده نگران بود. او در تجزیه و تحلیل بورژوایی در مجله له تام مدرن انتشارات دانشگاه هاروارد چاپ مجدد تحت عنوان ادبیات چیست و مقالات دیگر نوشته است: این اصل سلطه بر اعلامیه جهانی حقوق بشر است. وقتی که یک نفر از قلمرو خود تجارت و استفاده مطلوب از جوانی محروم می شود و او هیچ چیز بجزخاص بودن خود را حفظ نکرده است او به یک مالکیت فردی و خصوصی نیاز دارد در مقابل او به زندگی جمعی به جای فردگرایی نیاز دارد و بازگشت به سنت جمعی را برای تعیین سرنوشت ضرورت می داند.
, سارتر نیز در مورد آنچه به عنوان عناصر بورژوای ضمنی در اعلامیه جهانی حقوق بشر و به ویژه گرایش فردگرایی افراطی دیده نگران بود. او در تجزیه و تحلیل بورژوایی در مجله له تام مدرن انتشارات دانشگاه هاروارد چاپ مجدد تحت عنوان ادبیات چیست و مقالات دیگر نوشته است: این اصل سلطه بر اعلامیه جهانی حقوق بشر است. وقتی که یک نفر از قلمرو خود تجارت و استفاده مطلوب از جوانی محروم می شود و او هیچ چیز بجزخاص بودن خود را حفظ نکرده است او به یک مالکیت فردی و خصوصی نیاز دارد در مقابل او به زندگی جمعی به جای فردگرایی نیاز دارد و بازگشت به سنت جمعی را برای تعیین سرنوشت ضرورت می داند., سارتر نیز در مورد آنچه به عنوان عناصر بورژوای ضمنی در اعلامیه جهانی حقوق بشر و به ویژه گرایش فردگرایی افراطی دیده نگران بود. او در تجزیه و تحلیل بورژوایی در مجله له تام مدرن انتشارات دانشگاه هاروارد چاپ مجدد تحت عنوان ادبیات چیست و مقالات دیگر نوشته است: این اصل سلطه بر اعلامیه جهانی حقوق بشر است. وقتی که یک نفر از قلمرو خود تجارت و استفاده مطلوب از جوانی محروم می شود و او هیچ چیز بجزخاص بودن خود را حفظ نکرده است او به یک مالکیت فردی و خصوصی نیاز دارد در مقابل او به زندگی جمعی به جای فردگرایی نیاز دارد و بازگشت به سنت جمعی را برای تعیین سرنوشت ضرورت می داند.,
اسلاوی ژیژک نیز در مقاله خود علیه حقوق بشر 2005 را متصل به تئوری سرمایه داری لیبرال با حقوق بشر می داند مثل سارتر با این حال او با توجه به یک پدیده جدید پدیده مداخله بشر دوستانه به تازگی راه مخربی که در آن کشورهای غربی مداخله سیاسی، اقتصادی و نظامی در کشورهای جهان سوم به بهانه دفاع از حقوق بشر بکار می گیرند.
, اسلاوی ژیژک نیز در مقاله خود علیه حقوق بشر 2005 را متصل به تئوری سرمایه داری لیبرال با حقوق بشر می داند مثل سارتر با این حال او با توجه به یک پدیده جدید پدیده مداخله بشر دوستانه به تازگی راه مخربی که در آن کشورهای غربی مداخله سیاسی، اقتصادی و نظامی در کشورهای جهان سوم به بهانه دفاع از حقوق بشر بکار می گیرند., اسلاوی ژیژک نیز در مقاله خود علیه حقوق بشر 2005 را متصل به تئوری سرمایه داری لیبرال با حقوق بشر می داند مثل سارتر با این حال او با توجه به یک پدیده جدید پدیده مداخله بشر دوستانه به تازگی راه مخربی که در آن کشورهای غربی مداخله سیاسی، اقتصادی و نظامی در کشورهای جهان سوم به بهانه دفاع از حقوق بشر بکار می گیرند.,
در این راستا ژیژک می نویسد: برای مثال روشن است که سرنگونی صدام حسین توسط ایالات متحده به بهانه پایان دادن به درد و رنج مردم عراق برای منافع سیاسی و اقتصادی غربی ها یک انگیزه بود، تا آنها نیز در این ایده از شرایط سیاسی و اقتصادی با تکیه بر اصطلاح آزادی مردم عراق را به بازار سرمایه داری لیبرال دموکراتیک در اقتصاد بازار جهانی و غیره وارد کنند.
می توان با ترکیبی از این نقاط مثبت و منفی گفت: که اگر چه سارتر و فعالان جهان سوم ممکن است حقوق بشر را در ادعای خود در برابری و کرامت انسانی هیجان انگیز ببینند اما تاریخ اعلامیه جهانی حقوق بشر به ما نشان می دهد که در آغاز این اعلامیه حقوق در دفاع از شهروندان اروپایی در برابر وحشت نازی ها نوشته شده نه در دفاع از غیر اروپایی ها علیه استعمار اروپا بکار برده شود.
می توان با ترکیبی از این نقاط مثبت و منفی گفت: که اگر چه سارتر و فعالان جهان سوم ممکن است حقوق بشر را در ادعای خود در برابری و کرامت انسانی هیجان انگیز ببینند اما تاریخ اعلامیه جهانی حقوق بشر به ما نشان می دهد که در آغاز این اعلامیه حقوق در دفاع از شهروندان اروپایی در برابر وحشت نازی ها نوشته شده نه در دفاع از غیر اروپایی ها علیه استعمار اروپا بکار برده شود., در این راستا ژیژک می نویسد: برای مثال روشن است که سرنگونی صدام حسین توسط ایالات متحده به بهانه پایان دادن به درد و رنج مردم عراق برای منافع سیاسی و اقتصادی غربی ها یک انگیزه بود، تا آنها نیز در این ایده از شرایط سیاسی و اقتصادی با تکیه بر اصطلاح آزادی مردم عراق را به بازار سرمایه داری لیبرال دموکراتیک در اقتصاد بازار جهانی و غیره وارد کنند.
می توان با ترکیبی از این نقاط مثبت و منفی گفت: که اگر چه سارتر و فعالان جهان سوم ممکن است حقوق بشر را در ادعای خود در برابری و کرامت انسانی هیجان انگیز ببینند اما تاریخ اعلامیه جهانی حقوق بشر به ما نشان می دهد که در آغاز این اعلامیه حقوق در دفاع از شهروندان اروپایی در برابر وحشت نازی ها نوشته شده نه در دفاع از غیر اروپایی ها علیه استعمار اروپا بکار برده شود.,
,
,
ترجمه:عبدالمجید اورا
, ترجمه:عبدالمجید اورا, ترجمه:عبدالمجید اورا, ترجمه:عبدالمجید اورا,انتهای پیام/صا
]
ارسال دیدگاه