انواع نظام ها را بهتر بشناسیم...

کدام مردم؛ کدام حکومت؟

کدام مردم؛ کدام حکومت؟
به طور کلی انواع حکومت‌ها را می‌توان براساس ۴ محور یعنی تعداد حاکمان، تمرکز قدرت و پراکندگی، مشارکت شهروندان و نهایتاً جهان‌بینی الهی تقسیم بندی کرد.
[

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از ندای اصفهان- عماد محتشم (فعال فرهنگی) حکومت‌ها را می‌توان از زوایای مختلف بررسی کرد؛ به طور کلی معیار دسته‌بندی انواع حکومت‌ها را می‌توان در محورهای ذیل خلاصه کرد:

, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, ندای اصفهان- عماد محتشم (فعال فرهنگی) ,

۱- بر اساس تعداد حاکمان، ۲- تمرکز قدرت و پراکندگی، ۳- مشارکت شهروندان و ۴- نهایتاً جهان‌بینی الهی.

,

در دسته‌بندی حکومت‌ها بر اساس تعداد حاکمان، با سه دسته حکومت مواجه هستیم؛ حکومت‌های فردی، حکومت‌های گروهی یا طبقاتی و حکومت‌های جمهوری.

,

در حکومت فردی که قدیمی ترین نوع حکومت است، سلطان یا شاه در رأس حکومت قرار دارد و بدون مسئولیت و به میل و رأی خود اعمال قدرت می‌کند. امروزه با افزایش میزان مشارکت مردم در اداره امور کشورها از تعداد این نوع حکومت‌ها کم شده است.

,

حکومت‌های فردی در شکل خود دارای انواعی هستند؛

,

حکومت‌های پادشاهی موروثی که حکومت از طریق ارث به حاکمان بعدی منتقل می‌شود. در این نوع، چگونگی انتقال  حکومت را قانون اساسی یا سنت و عرف تعیین می‌کند.

,

حکومت‌های پادشاهی استبدادی (مطلقه) که پادشاه قدرت و اختیاراتش را بنا به میل و اراده خود اعمال می‌کند و اداره مملکت تابع هیچ قانونی نیست. خواست پادشاه حکم قانون را دارد و هر سه قوه در دست پادشاه است.

,

حکومت‌های پادشاهی مشروطه (محدود) نیز هستند که در آن، قانون اساسی قدرت پادشاه را محدود کرده باشد و پادشاه  بر طبق قوانین تصویب شده حکومت کند، نه مطابق میل و دلخواه خود.

,

در تاریخ حکومت‌هایی بوده‌اند که در آن‌ها حاکمیت در دست گروهی خاص بوده است؛ گروهی با ادعای برتری فکری یا طبقاتی. این گروه‌ها خود را برای به دست گرفتن حکومت محق می‌دانستند. به عنوان مثال در طبقه‌بندی حکومتیارسطو و افلاطون، از منظر ارسطو، آریستوکراسی حکومتی است که به دست گروهی از مردم اعمال می‌شود و صلاح عموم  را در نظر دارد.

,

وی حکومت الیگارشی را شکل فاسد آریستوکراسی می‌داند که در آن ثروت نقش اساسی دارد. بر حسب این تعریف، بسیاری از حکومت ها، در جهان معاصر، الیگارشی هستند. یکی از انتقاداتی که از سوی برخی منتقدان از جمله شومپیتر بر دموکراسی‌های غربی وارد شده، آن است که این حکومت‌ها الیگارشی هستند، گرچه عنوان دموکراسی را یدک  می‌کشند.

,

امروزه، در نظریات سیاسی معاصر از حکمرانی اقلیت به حکومت نخبگان یاد می‌شود. در هر جامعه ای، شماری از نخبگان فکری، در عرصه‌های سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی، وجود دارند که می‌کوشند به هرم قدرت نزدیک شوند  و حکومت را به دست گیرند.

,

برخی نظریه پردازان معتقدند حاکمیت احزاب در کشورهای غربی، نخبه گرایی و حاکمیت نخبگان است، نه دموکراسی و آنچه از آن دم زده می‌زنند. در ایتالیا و آلمان، فاشیست‌ها خود را گروه نخبه می‌دانستند. در کشورهای مارکسیستیطبقه کارگر گروهی است که حاکمیت را به دست می‌گیرد.

,

در حکومت‌های از نوع جمهوری، اقتدار و مناصب دولتی از طرف مردم به طور مستقیم یا غیر مستقیم به حکام واگذار می‌شود. حکومت جمهوری در مقابل حکومت سلطنتی است و به حکومتی اطلاق می‌شود که حاکم به طور مستقیم از سوی مردم و یا غیر مستقیم از طرف پارلمان و برای مدت محدود انتخاب می‌شود. در این حکومت ها، حاکم هیچ امتیاز  شخصی بر دیگران ندارد و در مقابل قانون مسئول است.

,

حکومت جمهوری نیز در نوع خود دارای شکل‌های گوناگونی می‌باشد. در بعضی از کشورها رئیس جمهور مستقیماً از  سوی مردم انتخاب می‌شود و در برخی کشورها به طور غیر مستقیم، یعنی رئیس جمهور با واسطه از جانب مردم انتخاب می‌شود، مثل رژیم حاکم بر ترکیه که رئیس جمهور توسط آرای نمایندگان مجلس انتخاب می‌شود.

,

رژیم جمهوری یا ریاستی است و یا پارلمانی. در سیستم ریاستی، رئیس جمهور عضو قوه مقننه نیست و قوه مقننه می‌تواند رئیس جمهور را به جهت خطاهایش که در قانون اساسی پیش‌بینی شده محاکمه کند. در این سیستم، وزرا و رؤسای سازمان‌های اداری را رئیس جمهور انتخاب می‌کند و اعضای کابینه در برابر رئیس جمهور مسئول و پاسخ‌گو می‌باشند و تفکیک قوا حاکم است.

,

در نظام پارلمانی (کابینه‌ای)، ریاست تشریفاتی از ریاست قوه مجریه جدا است. کابینه در دست یک حزب با ائتلافی از احزاب است و وزرا عضو مجلس مقننه هستند. همچنین کابینه وضع قوانین بودجه و انتصابات را به عهده دارد. عمدتاً کشورهای مشترک المنافع و تابع انگلیس سیستم پارلمانی دارند.

,

در نظام‌های بشری، جمهوری از شکل‌های خوب حکومت است که در بسیاری از کشورهای جهان رواج دارد و همان طور که اشاره شده انتخاب رئیس جمهور یا مستقیم است و یا عیر مستقیم. طبیعی است که در چنین نظامی در مقایسه بادیکتاتوری ظلم کمتری صورت می‌گیرد.

,

برخی از کشورهای جهان سوم در ظاهر جمهوری و در مقام عمل دیکتاتوری هستند. در برخی از این کشورها رئیس جمهور مادام العمر است و قوانین نیز ناشی از خواست و اراده او است. جمهوری آتاتورک در ترکیه، جمهوری عراق و در بسیاری از دیگر کشورها از این جمله‌اند.

,

در حکومت الهی، حاکمیت از آن خداوند است و رجوع به آرای عمومی در چارچوب احکام دین صورت می‌گیرد. با چنین  دید و منظری، می‌توان گفت حکومت الهی، با حفظ حدود و قوانین اسلامی می‌تواند در قالب جمهوری جنبه عملی بیابد.

,

حکومت‌ها به لحاظ تمرکز قدرت در پایتخت یا پراکندگی آن در ایالت‌ها به دو دسته متمرکز و فدرال طبقه‌بندی می‌شوند.  در حکومت متمرکز، قدرت در پایتخت متمرکز است و حق اعمال قدرت به حوزه کوچک تری، مثل ایالت و شهر، تفویض نمی‌شود، گر چه ایالت‌ها و استان‌ها اختیارات خاصی دارند که در قوانین عادی پیش‌بینی شده است. از مزایای چنین حکومتی یکسان بودن قوانین و طرز اداره کشور است.

,

در کشورهای فدرال قدرت بین دولت مرکزی و ایالت‌ها تقسیم شده است و هر ایالت سیاست خاص خود را اعمال می‌کند. کشورهایی که دارای قلمرو وسیع، تنوع ناحیه ای و جغرافیایی، ناهمگونی نژاد، ملیت، زبان و دین هستند با این نوع حکومت سازگارترند. در قانون اساسی کشورهای فدرال، به جز وظایف معین و مشخصی که برای دولت مرکزی در نظر گرفته شده، سایر اختیارات و وظایف به دولت‌های محلی واگذار شده است. معمولا امور بین المللی، جنگ ها، پول رایج و مهاجرت مربوط به دولت مرکزی است و سایر اختیارات بین ایالت‌ها تقسیم می‌شود.

,

بر حسب مشارکت مردم، حکومت به دو بخش توتالیتر و دمکراسی طبقه‌بندی می‌شود. موسولینی برای اولین بار، حکومت توتالیتر را سیستمی تعریف کرد که در آن همه چیز برای دولت وجود داشته باشد و هیچ چیز خارج از دولت و علیه دولت نباشد.

,

در حکومت توتالیتر که ویژه جوامع صنعتی قرن بیستم است، همه جنبه‌های زندگی مردم، زیر نظر حکومت است، تا بر  اساس خواست حکومت و حزب هدایت شود.

,

در واقع، حکومت توتالیتر استبداد مدرن و ظالمانه ترین حکومتی است که بشر در طول تاریخ با آن مواجه بوده است. در گذشته، حکومت‌های دیکتاتوری فراوان بوده‌اند، به گونه ای که بخش وسیعی از مناطق کره زمین زیر سلطه حکام مستبد و فاسد بوده است. تفاوت دیکتاتوری جدید که توتالیتر نامیده می‌شود با نظام‌های استبدادی پیشین، در این است که نظام توتالیتر می‌کوشد که صنعت و تکنولوژی را به استخدام خود درآورد و در تار و پود زندگی مردمش مداخله کند.

,

در نظام توتالیتر، حریم شخصی معنا ندارد و زندگی فردی شخص نیز در خدمت دولت است. و دولت مخدومی است که  همه در خدمت او هستند. به عبارت دیگر مردم در نظام توتالیتر، به مثابه ابزاری در خدمت ماشین دولت هستند.

,

در اسلام و حکومت اسلامی، حکومت خادم مردم است و حاکمان جامعه اسلامی بر اساس تعالیم اسلام اعمال حاکمیت می‌کنند. حکومت امانتی الهی در دست حاکمان است و مشروعیت آن‌ها، به محض تخطی از قوانین اسلامی و سهل  انگاری در آن‌ها مخدوش می‌شود.

,

دموکراسی حکومتی است که در آن، احزاب و جامعه مدنی فعال و مردم در آن مشارکت دارند. حاکمیت از آن مردم است و مردم در انتخاب حاکمان و تدوین خط مشی‌های اساسی نقش دارند.

,

حکومت دموکراسی گاه به صورت جمهوری است و گاه به صورت مشروطه است.

,

در حکومت الهی کار ویژه حکومت صرفاً ایجاد امنیت و یا رفاه نیست، بلکه حاکم اسلامی نقش هدایت جامعه از گمراهی به سوی آرمان‌های الهی را نیز دارد و تلاش می‌کند تا ضمن ایجاد محیطی مساعد، زمینه رشد فضایل اخلاقی بر اساس ایمان، تقوا، عدالت و فسادزدایی را مهیا کند.

,

در نظام جمهوری اسلامی ایران از سویی، حکومت جمهوری است؛ یعنی اداره کشور بر آرای عمومی متکی است. انتخاب  رهبران عالی جامعه، اعم از رهبری، ریاست جمهوری و نمایندگان مجلس، مستقیم یا غیر مستقیم، با مردم است و رئیس جمهور و نمایندگان مجلس برای مدت معین انتخاب می‌شوند. از سوی دیگر، اسلامیت قیدی است که بیانگر محتوای حکومت اسلامی است.

,

تفاوت جمهوری در ایران با جمهوری‌های دیگر با قید «اسلامی بودن» آشکار می‌شود. در نظام اسلامی، مشروعیت حکومت ناشی از خداوند است و رجوع به آرای مردم نیز در چارچوب احکام اسلامی انجام می‌گیرد. به هر حال، اسلامیت، بیانگر محتوای حکومت و جمهوریت، بیانگر شکل آن است.

,

منابع:

,

– آشنایی با حکومت، رنی آستین، ترجمه لیلا سازگار
– پایگاه اطلاع رسانی حوزه دات نت

,
,

انتهای پیام/

]

به اشتراک گذاری این مطلب!

ارسال دیدگاه