طلاق از ازدواج سبقت گرفت؛
زندگیهای خیالی و سقفهایی که میپاشند
ما در جامعهای اسلامی زندگی میکنیم اما متاسفانه فصل اول کتاب زندگی مشترک پسران و دختران ایرانی نه بر اساس معیارهای اسلامی که بر اساس معیارهای مادی مثل داشتن ماشین، پول، آپارتمان، شغل پردرآمد گشوده شده است.[
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از آناج، افزایش طلاق و کاهش ازدواج در جامعه نیمه سنتی و نیمه مدرن ما حکایت از تغییر سبک زندگی و به تبع آن سست شدن بنیان خانواده دارد. افزایش طلاق در جامعه ایرانی به ما گوشزد میکند که این مشکل به عنوان مهمترین آسیب اجتماعی در حال تبدیل شدن به یک بحران اجتماعی است. اگر به ازای هر چهار ازدواج یک مورد به طلاق منجر میشود دلایل فردی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دارد و نباید دست کم گرفته شوند.
, شبکه اطلاع رسانی راه دانا, آناج،,طبق آمار اداره کل ثبت احوال استان در 9 ماهه سال 95 بیش از 6 هزار نفر طلاق گرفتهاند. 90 درصد طلاقها در مناطق شهری و 10 درصد نیز در مناطق روستایی رخ داده است که نسبت ازدواج به طلاق در استان 4 بوده است. بیشترین آمار طلاق در آذربایجانشرقی با بیش از 50 درصد در 5 سال اول ازدواج رخ داده است.
,طلاق از نظر اسلام، عملی ناپسند و مبغوض است تا حدی که آن را زشت ترین مباح و "ابعض الحلال" خوانده است. از رسول اکرم (ص) نقل شده است که میفرماید: «تزوجوا و لا تطلقوا، فان الطلاق یهتز منه العرش»، «ازدواج کنید و طلاق ندهید که طلاق عرش خدا را به لرزه درمى آورد». از نظر اسلام طلاق به عنوان آخرین راهحل در زمان اختلاف زوجین در نظر گرفته شده و به همین خاطر خداوند متعال در زمان اختلاف زن و شوهر، قبل از آنکه کار به طلاق بکشد، از بزرگان خانواده خواسته است که مداخله کرده و طرفین را به صلح دعوت کنند و به آنها سفارش کرده که دو داور از میان خود انتخاب کنند که به مسئله، رسیدگی نمایند؛ تا شاید بتوانند میان زن و شوهر را اصلاح کنند.
,اما چه عواملی باعث میشوند که زن و مرد نمیتوانند زیر یک سقف زندگی آرامی داشته باشند، با عشق به خوشبختی برسند و به این راحتی طلاق را برگزینند. چرا زندگیهای مشترک پایدار و دوام نمییابند و زوجین از هم خسته و دلزده میشوند. چرا زوجین در برابر ناملایمات و تکانههای زندگی نمیتوانند مقاومت کنند. چرا شریک غمها و شادیهای هم نمیشوند. چرا نمیتوانند با زبان مشترک به درک متقابل و تفاهم برسند. براستی چرا؟
,عدم تفاهم و تعارضات فکری، عدم علاقه، نازایی، عدم تمکین زن از مرد، بیکاری مرد، چشم و هم چشمی، فاصله طبقاتی، میزان سواد، اختلاف بالای سنی، خیانت، اعتیاد و ...هر کدام به تنهایی میتوانند دلیلی بر طلاق باشند و به جدایی زن و مرد از همدیگر منجر شوند.
,انحراف، ناهنجاری، اختلالات روانی، افسردگی، پرخاشگری، خودکشی، احساس پوچی و بیهودگی تنها بخشی از پیامدهای طلاق بر فرد است. زندگی و ازدواج مجدد برای زن مطلقه بسیار دشوار میشود و مرد نیز انگیزه ازدواج مجدد را از دست میدهد. زن مطلقه تکیه گاه خود را در زندگی از دست میدهد و آیندهاش را تیره و تار میبیند و به جنس مخالف بدبین میشود.
,در این میان اما طلاق بیشتر متوجه کودکان خانواده است زیرا آنان خانه را مرکز امید و پناهگاه خویش میشناسند، اگر پدران و مادران بدانند طلاق و جدایی چه محرومیتی را برای فرزندان پدید میآورد و دل نازکشان را چگونه میشکند و او را از چه لذاتی محروم میسازد، شاید هرگز تن به این کار در ندهند. جدایی پدر و مادر از یکدیگر کودک را به اختلال عاطفی دچار میسازد و او را چنان پریشان میکند که اثرات شوم آن تا آخر عمر باقی خواهد ماند.
,ما در جامعهای اسلامی زندگی میکنیم اما چه اتفاقی افتاده که ارزشها، هنجارها و سرمایههای اجتماعیاش مانند مهر، محبت، همدلی، صداقت، اعتماد، درک متقابل و وفاداری بین افراد جامعه و به خصوص بین زوجهای جوان، کمرنگ و یا بر آنها خدشه وارد شده است که این یکی از عوامل به وجود آمدن معضل طلاق در جامعه است. ما در جامعهای اسلامی زندگی میکنیم اما متاسفانه فصل اول کتاب زندگی مشترک پسران و دختران ایرانی نه بر اساس معیارهای اسلامی که بر اساس معیارهای مادی مثل داشتن ماشین، پول، آپارتمان، شغل پردرآمد گشوده شده و عیار خوشبختی با مهریههای سنگین و تشریفات آنچنانی در مراسم ازدواج سنجیده میشود و لاجرم نتیجه آن میشود که فصل آخر کتاب زندگی با طلاق بسته میگزدد بدون آنکه عشق پایان زندگی مشترک آنها باشد. براستی که خشت اول گرنهد معمار کج تا ثریا می رود دیوار کج.
,روان شناسان و مشاوران خانواده، مشاوره قبل از ازدواج و آموزش مهارت های زندگی پس از ازدواج را راهکار مناسب و موثری در پیشگیری و یا کاهش آسیب های اجتماعی و در راس آن طلاق می دانند.به نظر می رسد با فراگیر شدن آموزش مسائل زناشوئی در مراکز مشاوره خانواده، می توان از بروز طلاق جلوگیری کرد.چه اگر زن و مرد از انتظارات هم آگاهی داشته باشند و هر کدام نقش زن و شوهری را به خوبی ایفا نمایند به تفاهم می رسند و زندگی شان تداوم مییابد.
,]
ارسال دیدگاه